دانلود پایان نامه ارشد: -ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه وبحران مالی

بحران مالي و كشورهاي در حال توسعه

يكي از بازندگان اصلي بحران مالي جهاني، كشورهاي در حال توسعه هستند. علت آن است كه بحران مالي، رشد اقتصادي دنيا را كاهش مي دهد و از اين محل، اقتصادهاي در حال توسعه را متاثر مي سازد. پيش از بحران مالي، اقتصاددانان بانك جهاني، رشد اقتصادي ۴/۶ درصدي را در سال ۲۰۰۹ براي كشورهاي در حال توسعه پيش بيني كرده بودند، در حالي كه اكنون اين پيش بيني به ۵/۴ درصد تعديل شده است (مشايخ و همكاران، ۱۳۸۷).

دانلود پایان نامه : ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه وبحران مالی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس

مقاله :

SID.ir | محافظه کاري حسابداري و بحران مالي

۲-۵-۲   تاثير بر موسسات مالي

بحران مالي از طريق فرآيندهاي زير، شركت هاي تامين سرمايه و بانك هاي تجاري را در سراسر جهان تحت تاثير قرار داده است:

نخست، بعضي از ناشران اوراق بهادار رهني نتوانستند اوراق بهادار خود را در سررسيد بازخريد كنند                   و از اين رو تعدادي از بانك هاي ضامن مجبور به بازخريد اين اوراق از سرمايه گذاران و ثبت آنها در ترازنامه هاي خود شدند و اين عامل قدرت وام دهي بانك هاي تجاري را كاهش داد. چرا كه اين بانك ها ملزم به رعايت الزامات مربوط به كفايت سرمايه براي تعهد بدهي هاي خود بودند. (مشايخ و همكاران، ۱۳۸۷)دوم،ريسك طرف مقابل، عامل تعيين كنندهاي در تصميمات مربوط به پرداخت وام شد. استقراض بين بانكي كاهش يا فتو در مقابل نرخاين نوع استقراضها افزايش پيدا كرد. تمايل موسسات مالي به همكاري با موسساتيكه درگير وام هاي رهني پرريسك يا ديگر داراييهاي معيوب بودند يا ارزيابي اندازه درگيري آنها با اين دارايي ها قابل ارزيابي نبود، به شدت كاهش يافت. درنتيجه عدم دسترسي به استقراض بين بانكي بهعنوان يكي از منابع مهم سرمايه، موسسات مالي باعدم نقدينگي مواجه شدند (مشايخ و همكاران، ۱۳۸۷).سوم، كمبودنقدينگي بانكها موجب كاهش قدرت اعتبار دهي آنها براي تصاحبب نگاه هاي ديگرازطريق سازوكارخريداهرمي(LBO)، شد. به طورمعمول، بانكها به پشتوانه اوراق قرضه دروثيقه،اوراق بهادار باپشتوانه دارايي منتشر مي كنند وآن رابه سرمايه گذاران مي فروشند.امادرشرايط فعلي وبا توجه به باقي ماندن اين وام ها درترازنامه بانك،آنهاتمايل چنداني به پرداخت اين نوع وام ها زخود نشان نمي دهند (مشايخ و همكاران، ۱۳۸۷).ودرنهايت اينكه، پرتفوي تعدادي زيادي از بانك هايي كه دراوراق بهادار باپشتوانه دارايي سرمايه گذاري كرده بودند، باكاهش  ارزش روبروشد و از اين طريق مشكلات آنان را دو چندان كرد. نتيجه اين كه تعداد زيادي ازشركتهاي تامين سرمايه و بانكهاي تجاري اعلام ورشگستگي كردند يا توسط دولت يارقبا خريداري گرديدند كه ازمعروفترين آنها ميتوان به فرديمك،فانيمي،ليمن برادرز،واشنگتن ميچوال،بيمه اي آي جي،بانك اچباس انگليس،بانك فورتيس بلژيك،بانك هييوآلمان ولندزبانك ايسلند اشاره كرد (معاونت مطالعات اقتصادي و توسعه بازار بورس اوراق بهادار تهران، ۱۳۸۷).

۲-۵-۳ تاثيربربازارسرمايه

اگرچه بازارسرمايه و به ويژه بورس هاي اوراق بهادار نقشي درشر و بحران مالي نداشتند امابيشترين تاثير را ازآن پذيرفتند. همچنان كه درپيشتر اشاره شد،اين بحران بيشتر يك بحران اعتباري بود و درابتد از طريق بازارهاي خارج ازبورس كه ازنظارت وضابطه مندي كمتر برخوردارهستند،گسترش پيداكرد وسپس با تاثيرگذاري برپرتفوي موسسات مالي، به بازار سرمايه و بورس هاي اوراق بهادار سرايت كرد. با كاهش ارزش پرتفوي شركتهاي تامين سرمايه وديگرموسسات مالي،قيمت سهام آنها دربورس هاي اوراق بهادار با افت شديدي روبرو شدودرنتيجه آن، سرمايه گذاران اعتمادخودرابه اين بازارها از دست دادندو منابع مالي خود را كه با كاهش ارزش سهام، بخشي از ارزش خود را از دست داده بودند، به بازارهاي كم ريسك ترمنتقل كردند. اين عامل باعث  شد،بازارهاي اوراق بهاداردر بعضي ازكشورها بامشكل جدي مواجه شوند به گونه اي كه نياز به دخالت دولت براي كمك به آنهااحساس شد.(مشايخ و همكاران، ۱۳۸۷).

 

۲-۵-۴ تاثير بحران بر شاخص هاي بورس جهان

نيمه دوم ماه سپتامبر تاثير اين بحران عميق تر شد و شاخص ها سقوط كردند، اگر چه بازارهاي بورس اوراق بهادار نقشي در شروع بحران مالي نداشتند، اما بيشترين تاثير را از آن پذيرفتند. اين بحران، ابتدا يك بحران اعتباري بود و در ابتدا از طريق بازارهاي خارج از بورس كه نظارت كمتري برخوردار هستند، گسترش پيدا كرد. با افت بازارهاي سهام در سراسر دنيا، ميلياردها دلار از ثروت جهان نابود شد. (روزنامه دنياي اقتصاد، ۱۳۸۷). تاثير بحران بر شاخص هاي بورس جهان (آمريكا، اروپا و آسيا)، تاثير بر قيمت فلزات اساسي (سنگ آهن، روي، آلومينيوم، مس و…)، تاثير بحران بر قيمت نفت و كاهش آن، بخصوص در كشورهاي صادركننده نفت به صورت چشمگيري آنان را با كسري بودجه مواجه نمود. كاهش حجم تجارت جهاني و كاهش صادرات به همراه افت جريان سرمايه، منجر به كاهش سرمايه گذاري شده و مشكلات شركت ها و بانك ها را دوچندان نمود. (دارابي، روزنامه دنياي اقتصاد، ۱۳۸۷)

۲-۵-۵  ايران و بحران مالي جهان

بحران در بازارهاي مالي جهان، شرايط تازه اي را نيز براي اقتصاد ايران پديد آورده است. اگرچه در ابتداي بحران برخي بر اين باور بودند كه اين بحران به دليل ارتباطات كم ايران با ديگر كشورها و تحريم هاي صورت گرفته عليه ايران چندان تاثيري بر اقتصاد كورمان نخواهد داشت، اما به نظر مي رسد كه ايران نيز همچون ساير اقتصادهاي جهان مصون از بحران مالي جهان و ركود برخاسته از آن نخواهد بود (دارابي، ۱۳۸۷).مهمترين تاثيري كه بحران مالي غرب بر اقتصاد ايران دارد، بهاي نفت خام است كه پس از چند ماه افزايش سريع در بازارهاي بين المللي در هفته هاي اول بحران، به شدت كاهش يافته است كه اين امر درآمدهاي نفتي را به شدت كاهش مي دهد و عمده ترين اثر كاهش درآمدهاي نفتي نيز بر بودجه دولت است(دارابي، ۱۳۸۷).

 

 

۲-۵-۶ تاثير بحران جهاني بر بورس اوراق بهادار تهران

بحران مالي جهاني از دو راه مي تواند وارد بورس تهران شود:

اول از راه كاهش سود شركت هاي بورسي و دوم از راه كاهش حجم پولي كه مي تواند قيمت سهام را در حد خاصي نگه دارد. تاثير پذيري بر سود شركتها در ۴ گروه صنعتي قابل مشاهده است:

  • شركتهايي كه صادر كننده موادخام به دنيا هستند اين شركتها عبارتند از شركتهاي پايين دستي نفت، پتروشيمي و شركتهاي معدني كه بخشي از محصولات خود را صادر مي كنند.
  • شركتهايي كه قيمت محصولات آنها در داخل كشور منطبق با قيمتهاي جهاني است. يعني اگر قيمت جهاني افزايش يا كاهش يابد به همان مقدار قيمت داخلي را تغيير مي دهند مانند شركت هاي فولادي، مس، روي و شركتهاي پتروشيمي كه در داخل كشور، محصول خود را عرضه مي كنند.
  • شركتهايي كه قيمت مصوب دارند اما مصرف كننده هاي مواد آنها به دليل ارتباطي كه با قيمت جهاني دارند روي كاهش قيمت مصوب پافشاري مي كنند، مثل شركت هاي توليدكننده سنگ آهن. شركتهاي فولادي مايل اند به دليل كاهش قيمت هاي جهاني، قيمت مصوب سنگ آهن را كاهش دهند.
  • شركت هاي سرمايه گذاري كه بخشي از پورتفوي آنها شامل سه گروه بالا مي شود، بالطبع سود آنها هم به نسبت سهامي كه از اين شركتها دارند، كاهش مي يابد (مشايخ و همكاران، ۱۳۸۷).

راه دومي كه بورس تهران را آسيب پذير مي كند. حجم پولي است كه وارد بورس مي شود يا در چرخش نقدينگي بورس مورداستفاده قرار مي گيرد. سرمايه هاي سه گروه زير در بورس تاثيرگذار است :

  • افرادي كه از خارج بورس تهران سرمايه وارد بورس مي كنند. قطعا حجم پولي كه از اين طريق وارد مي شود با توجه به قيمت نفت و كاهش بودجه كشور و بالطبع كاهش درآمدهاي مردم، كمتر مي شود.
  • افرادي كه هميشه در بازار حضور دارند اما براي خريد سهام نيازمند عرضه سهام ديگري هستند. با كاهش قيمت تاثيرپذير از قيمت هاي جهاني، قدرت اين گروه براي حفظ سهام كاهش مي يابد، زيرا توان و قدرت مالي خود را براي حفظ قيمت هاي سهام از دست مي دهند و از اين رو شركت هايي كه قيمت هاي جهاني تاثيري بر آنها ندارد و سود آنها كاهش نمي يابد با كاهش P/E روبه رو خواهند شد.
  • افراد ريسك پذير بورس كه با ديدن كاهش قيمت ها و شاخص ها و همچنين افزايش صف هاي فروش نگران مي شوند و اقدام به عرضه سهام خود مي كنند و به اين دليل حجم زيادي از سرمايه ها را از بورس خارج مي كنند. (مشايخ و همكاران، ۱۳۸۷)

دو نمودار ۱-۲ و ۲-۲، تاثير بحران مالي آمريكا را بر قيمت ها و شاخص هاي بورس اوراق بهادار تهران نشان مي دهد (مشايخ و همكاران، ۱۳۸۷).