دانلود پایان نامه ارشد – ازدواج سرپرست با فرزند خوانده

ازدواج با فرزندخوانده از نگاه فقه

در این مبحث می خواهیم موضوع ازدواج بین سرپرست و طفل تحت سرپرستی را از منظر فقه ملاحظه کنیم. در فقه اسلام، فرزندخوانده با پدرخوانده و مادرخوانده نامحرم است و ازدواج بين آنها از نظر شرعي جايز است، اما اين جواز همانند بسياري از احکام مجاز، هيچ گاه مورد توصيه شرع واقع نشده است .

گفتار اول : نسب فرزند خوانده در اسلام

ابتدا لازم به ذکر است که بگوییم در اسلام قوانین به دو  دسته الهی و بشری تقسیم می شود. قوانین الهی قوانینی هستند که مقنن آن خداوند و شارع مقدس  است که احکام و قوانینی را برای بندگانش جعل و تشریع می فرماید که توسط  پیامبرانش این قوانین و حدود الهی بدون هیچ دخل و تصرفی بیان می شود. وظیفه انسان های فقیه است که قوانین الهی را از آیات الهی و روایات معصومی نبودن کم و کاست استخراج کنند. قوانین بشری نیز قوانینی هستند که قانونگذار آن انسانها و عقلا هستند و براساس مصالحی  که برای همنوعان خود تشخیص می دهند قانونی وضع می کنند. در این نوع قوانین قانونگذار می تواند قانونی را کم یا زیاد کند. مسئله ممنوعیت یا عدم ممنوعیت ازدواج فرزندخوانده با فرزندپذیر از قوانین الهی است و دخل و تصرف در آن در اختیار  انسان نیست زیرا ممنوعیت ازدواج در شریعت مقدس اسلام احصا شده است و ازدواج فرزندپذیر با فرزندخوانده نه تنها از موانع نکاح شمرده نشده است، بلکه در آیات ۴،۵ و۳۷سوره احزاب با نفی آثار نسب در فرزندخوانده به صراحت بیان می کند که فرزندخوانده حکم فرزند صلبی انسان را ندارد . بنابراین با ایجاد رابطه فرزندخواندگی، فرزندپذیر حکم پدر واقعی یا مادر واقعی نسبی را نخواهد داشت. بنابراین نمیتوان معتقد به ممنوعیت ازدواج آنان شد .

در نظام فقهي و حقوقي اسلام، نسب منحصرا از طریق ولادت شرعي ثابت مي شود و فرزندخواندگي موجب جريان آثار فقهي و حقوقي فرزند بودن از جمله استحقاق ارث و حرمت نکاح بين فرزندخوانده با پدرخوانده و مادرخوانده نيست و فرزندخواندگی عبارت است از نوعی رابطه خودخواسته.

در صدر اسلام، فرزندخوانده در حکم فرزند واقعي بود و آثار آن را جاري مي کردند و ازدواج پدرخوانده يا مادرخوانده با فرزندخوانده وجود نداشته است. اما همان طور که قبلا بیان نمودیم شريعت اسلام نهاد فرزندخواندگي را با آن توسعه و شمول به رسميت نشناخته است. با توجه به عرف و اوضاع متغير جامعه و ارزش هاي حاکم بر يک اجتماع در جريان احکامي که از سوي خداوند، ضرورتی بر انجام يا ترک آنها نرسيده است، اهميت بسياري دارد .لذا احکامي همانند موضوع بحث ما از نظر فقهي، مباح و مجازند، ولي در عرف يک جامعه از نظر اخلاقي ناپسند شمرده مي شوند .

همانطور که در بخش اول بدان اشاره شد ، فرزند خواندگی در سوره احزاب بیان شده است.طبق سوره احزاب به خصوص آیه ۴ ((ما جعل الله لرجلِ من قلبین فی جوفة و ما جعل ازواجکم اللائی تظاهرون منهن امهاتکم و ما جعل ادعیاکم ابناءکم ذلکم قولکم بافواهکم و الله یقول الحق و هو یهدی السبیل ))[۱]، و آیه۵ ((ادعوهم لا بائهم هو اقسط عند الله فان لم تعلموا ابا ءهم و اخوانکم فی الدین و موالیکم و لیس علیکم جناح فیما اخطاتم به ولکن ما تعمدت قلوبکم و کان الله غفورا رحیما))[۲]،همچنین آیه۳۷(( و اذ تقول للذی انعم الله علیه و انعمت علیه امسک علیک زوجک و اتق الله و تخفی فی نفسک ما الله مبدیه و تخشی الناس و الله ان تخشیهفلما قضی زید منها و طرا زوجناکها لکیلا یکون علی المومنین حرج فی ازواج ادعیائهم اذا قضوا منهن و طرا و کان امر الله مفعولا))[۳]،افراد برادران دینی یکدیگرند و هیچ رابطه محرمیتی بین سرپرست و فرزند خوانده وجود ندارد .بر همین اساس در قرآن کریم آمده است که فرزندخوانده های شما مانند فرزندان واقعیتان نیستند، و این یکسان نبودن به خصوص در احکام محرمیت است. بر همین علت متفاوت بودن است که در آیه ۳۷  سوره احزاب ،پیامبر (ص) با همسر مطلقه فرزند خوانده خود، زید ازدواج نمود تا بر همگان بفهماند هیچ رابطه محرمیتی وجود ندارد. لذا حرمت ازدواج مخصوص زنان فرزندان واقعی است و شامل زنان فرزندخوانده نمی شود. و از جمله (( و تخفی فی نفسک ما الله مبدیه و تخشی الناس )) استفاده می شود که آنچه رسول خدا (ص) پنهان داشته وجوب ازدواج وی با همسر زید بوده، به دلیل از بین بردن حرمت ازدواج پدر خوانده با همسر فرزند خوانده صورت گرفته است نه هوا و هوس های نفسانی. خداوند به قول پیامبرش بر نفی ممنوعیت ازدواج و بطلان آن اکتفا نفرمود و پیامبر  را مامور به ازدواج باعروس خوانده خود نمود تا با اقدام عملی پیامبر خط بطلان بر افکار جاهلی آن روز تا ابد کشیده شود، و هر از گاهی بازگشت به  جاهلیت نگردد، و کسانی در آینده پیدا نشوند که بخواهند به بهانه اخلاق  عمومی و یا با ملاک های حقوقی، روانشناسی و جامعه شناسی پای روی قوانین الهی بگذارند.

درست است که جواز این نکاح واکنش بسیاری از افراد جامعه را برانگیخت، و بیشتر آنها بر این مسئله تاکید دارند که این امر خلاف اخلاق است.اما لازم است بدانیم که فقه با مسائل حقوقی هیچ تعارضی ندارد ؛ فقه مانند حقوق ضوابط خاص خود را دارد که با اخلاق کاملا متفاوت است. می بایست حیطه اخلاق و فقه را از یکدیگر جدا کنیم.در اخلاق فضیلت مورد توجه است. یعنی چه چیزی فضیلت است یا نیست .همچنین در فقه بیان این است که چه چیزی حق است یا نه. کسانی که معتقدند فقه با اخلاق، در تعارض است می بایست بدانند که در این صورت همه قوانین ما متعارض با اخلاق است و در دادگاه ها با قانون تصمیم گیری می شود نه اخلاق.

[۱]آیه ۴ سوره احزاب : خدا برای هیچ مردی در درونش دو قلب قرار نداده ،و همسرانتان را که با آنها ظهار می کنید(یعنی بر پایه فرهنگ جاهلی با خواندن صیغه ایخاص آنان را به منزله مادرانتان به شمار آورده بر خود حرام می نمایید )مادران شما نگردانیده،و پسر خواندگانتان را پسران واقعی شما ننموده است.این سخن (باطل و بی پایه )شماست که به زبان شما جاری است، و خدا همواره حق را می گوید، و به راه راست هدایت می کند.

 

[۲]آیه ۵ سوره احزاب : پسر خواندگانتان رابه نام پدرانشان بخوانید  که این نزد خدا به عدالانه تر است ؛و اگر پدرانشان را نمی شناسید،پس برادران و دوستان دینی شما هستند. و بر شما در آنچه (از انتساب هایی که ) به خطا انجام داده اید، گناهی نیست ؛ولی آنچه را که دلهایتان تعمد و قصد جدی داشته است(گناه است)؛و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

[۳]آیه ۳۷ سوره احزاب : یاد کن زمانی که به آن شخص که خداوند به او نعمت اسلام بخشیده بود ،و تو هم با آزاد کردنش از طوق بردگی،به او احسان کرده بودی،می گفتی :همسرت را برای خود نگه دار و از خدا پروا کن.و تو در باطن خود چیزی را چون فرمان خدا به ازدواج با مطلقه او پنهان می داشتی که خدا آشکار کننده او بود،تا برای مردم در ازدواج مطلقه های پسر خوانده هایشان ممنوعیت و مشکلی نباشد و برای بیان فرمان خدا نسبت به مشروعیت ازدواج مطلقه پسر خوانده از مردم می ترسیدی و در حالی که خدا سزاوارتر بود  که از او بترسی، پس هنکامی که زید نیاز خود را از همسرش به پایان برد و او را طلاق داد وی را به همسرری تو در آوردیم تا برای مومنان نسبت به ازدواج با همسر پسر خوانده هایشان زماانی که نیازشان را از آنان به پایان برده باشند مشقتی نباشد؛و همراه فرمان خدا شدنی است.

دانلود متن کامل از لینک زیر :

بررسی ازدواج سرپرست با فرزند خوانده