دانلود پایان نامه ارشد: اصل محوريت بازي و فعاليت‌هاي عملي در برنامه زبان‌آموزي

اصل انعطاف پذيري برنامه (برنامه ريزي و سازماندهي پويا)

در حقيقت توجه به كنش فكري و عملي و رغبت كودك از يكسو و ضرورت يادگيري مهارت هاي مختلف از جمله مهارت هاي زباني و ارتباطي براي زندگي فردا از سوي ديگر ايجاب مي كند كه برنامه زبان آموزي در قالب برنامه كلي پيش دبستاني بالاترين ظرفيت ها را در موارد زير داشته باشد:

الف) انعطاف پذيري برنامه و حفظ استانداردهاي علمي پذيرفته شده در برنامه ريزي

ب) توجه به توانايي عموم كودكان و نيازهاي يادگيري آنها

ج) هدايت يادگيري كودكان ضمن فراهم سازي فرصت هايي براي خودگرداني، استقلال و آزادي عملي آنها

د) فراهم آوردن فرصت هاي متنوع يادگيري مهارت هاي زباني و ارتباطي و تضمين كيفيت در اين فرصت ها (بازرگان، ۱۳۷۹).

«درحقيقت فرصت آموزش كودك بر محور فعاليت او كه ناشي از رغبت و توانايي و سطح كنش زباني و ارتباطي اوست که به وجود مي آيد. بنابراين هر برنامه ی آموزشی در دوره پيش از دبستان بايد تعادل بين آزادي و سازماندهي را حفظ كند. يعني بايد تعادلي مناسب بين فرصت هاي آزاد براي رشد مستقل کودکان و برنامه ای سازمان يافته براي يادگيري مهارت هاي ضروري، دانش و ارزش ها، برقرار نمايد» (زندي، ۱۳۸۶، ص ۸۰).

 

دانلود متن کامل از لینک زیر :

دانلود متن کامل پایان نامه ارشد :

پایان نامه اثر برنامه ریزی چندبعدی بر رشد زبان گفتاری کودکان دوره آمادگی ۶-۵ ساله شهر تهران

اصل تلقي برنامه زبان آموزي به عنوان تدارك فرصت هاي يادگيري

برنامه زبان آموزي را مجموعه اي از فرصت هاي طراحی شده ای تعریف می کنند که امر زبان آموزي را تحقق می دهد. اين تعريف نه تنها اهداف يا نتايج مورد انتظار محتوا و مواد يادگيري و تجربيات زباني كودكان را شامل مي شود بلكه چگونگي ارائه محتوا و اجراي فعاليت هاي تدريس و ارزيابي آموخته هاي زبان آموزان را هم دربرمي گيرد. بدين ترتيب مي توان برنامه زبان آموزي را «دستور كار آموزش مهارت هاي زباني» دانست (زندي، ۱۳۸۶).

 

اصل محوريت بازي و فعاليت هاي عملي در برنامه زبان آموزي

«ميشل مونتني[۱] از فلاسفه دوره رنسانس كه در عقايد فلاسفه و مربيان بعد از خود به ويژه ژان ژاك روسو تاثير بسزايي داشته است می گوید؛ بازي كودكان تفريح نيست، در حقيقت بايد آن را جدي ترين كار ايشان دانست. كودكان قادر نيستند آنچه را كه فكر مي كنند و مي بينند به خوبي شرح دهند. توجه به بازي آنها كمك مي كند تا زبان آنها را بهتر بفهميم و از مکنونات آنها آگاه شويم. همانطور كه اشاره شد ژان ژاك روسو نيز معتقد است كه بايد كودكان را آزاد گذاشت تا در بازي ها شركت كنند و انرژي خود را در اين راه صرف كنند» (به نقل از زندي، ۱۳۸۶، ص ۸۶).

بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه برنامه زبان آموزي به عنوان جزئي از كل برنامه آموزش پيش از دبستان بايد بر بازي و فعاليت عملي كودك استوار باشد. بازي در واقع طبيعي ترين وسيله براي به زبان آوردن عقايد، احساسات و دريافت پيام هاي زباني ديگران است. بازي به برقراري ارتباط اجتماعي كه اساس آن بر كنش زباني و ارتباطي قرار دارد، ياري مي رساند. فرصت هاي يادگيري مبتني بر بازي سرشار از تجربه هاي زباني اند كه در عمل به كودك كمك مي كنند تا به عنوان شركت كننده فعال در موقعيت هاي ارتباطي درگير شوند و از طريق كنش زباني مناسب بر توانش زباني خود بيفزايند. بازي برنامه اي فرايندمحور فراهم مي آورد و مهارت هايي همچون مهارت هاي گفتاري كودك را ارتقا مي بخشد. همچنين بازي يادگيري را براي كودك لذت بخش مي كند و انگيزه لازم را در وي براي زبان آموزي و كلا يادگيري آموزشگاهي فراهم مي آورد. به طور كلي يك برنامه زبان آموزي ايده آل، برنامه اي است كه در آن موضوعات آموزشي طوري ترتيب يافته باشند كه كودك متوجه نشود كدام فعاليت بازي است و كدام زبان آموزي (زندي، ۱۳۸۶).

[۱] – Michel Montaigne