اصل مسوولیت پذیری

گزاره تجویزی برگرفته از پاسخ سوال اول: تقوی از مهم‌ترین عناصر‌ی است که باید در ساختار خانواده لحاظ شود.

گزاره توصیفی: فرد با تقوی دارای احساس مسوولیت است.

گزاره تجویزی نتیجه شده از دو گزاره مقدماتی اول ودوم: افراد با تقوی در برابر خانواده خود باید احساس مسوولیت داشته باشند. و از آنجا که یکی از جنبه‌های مسوولیت افراد کمک و همراهی به رشد یکدیگر است، نتیجه می‌گردد که افراد خانواده در برابر رشد یکدیگر مسوول هستنند.

تقوی در اصل از ماده «وقی یقی وقآیه» به معنای قراردادن خویش در پناهگاه است. (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق). و در اصطلاح شرع به معنای خویشتن داری در برابر گناهان است.

به عبارت دیگر تقوی یک نیروی بازدارنده‌ای است که به صورت یک ملکه نفسانی و نیروی درونی در وجود انسان است. تقوا در آیات و احادیث به زاد و توشه، (بقره، ۱۹۷)، لباس (اعراف، ۲۶)، دژ نیرومند[۱]و مرکب راهوار[۲]تشبیه شده است. تقوا نشانه ایمان به مبدا و معاد و معیار فضیلت و افتخار و مقیاس سنجش شخصیت محسوب می‌شود. آن اكْرَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ اتْقاكُمْ (حجرات، ۱۳)

از آثار تقوا علاوه بر انسان سازی، آزادگی و رستگاری در اخرت، مسوولیت پذیری نیز می‌باشد (خطبه متقین) فرد با تقوا از زیر بار مسوولیت‌های شرعی شانه خالی نمی‌کند و مشتاقانه می‌پذیرد و سختی‌ها و مشکلاتش را هموار می‌کند. داشتن روحیه تقوا، موجب تقویت احساس مسوولیت پذیری است.

یکی از مبانی انسان شناختی تربیت اسلامی‌انست که انسان موجودی مکلف است و نسبت به انجام تکالیف خود، نخست در برابر خداوند و سپس دیگران مسوولیت دارد (شورای عالی انقلاب فرهنگی، ۱۳۹۰)

الزام به این تکالیف دو وظایف فردی یا جمعی نسبت به خداوند، خویشتن، خلق (انسان‌های دیگر) و خلقت (سایر موجودات زنده، ‌محیط زیست، طبیعت و حتی موجودات ماوراء طبیعی) متناسب با توانایی و وسع مکلفین و با رعایت شرایط عمودی تکلیف (عقل، بلوغ، علم، قدرت، اختیار و ازادی) از سوی خداوند و صرفا در جهت خیر و کمال بندگان صورت می‌پذیرد. مسوولیت آدمی‌در بینش توحیدی فقط در مقابل خداوند متعال اصالت دارد. اما در بسیاری از موارد در نظام معیار دینی، ادای برخی وظایف نسبت به افرادی مشخص، ملازم و مساوق با رعایت حقوق آن‌ها قرار گرفته است. دایره مسوولیت فرد مومن و مسلمان، تقریبا به همه‌ی عناصری که به شکلی با آدمی‌در ارتباط هستند، گسترده است.

تقوا با احساس مسوولیت رابطه مستقیم دارد زیرا احساس مسوولیت بدین معناست که فرد از الزام‌های درونی و باید‌هایی از درون پیروی نماید. بایدی که در عین حال، هم الزام اور است و هم فرد نسبت به آن احساس یگانگی و خودی دارد. (باقری، ۱۳۸۲) این احساس مسوولیت نسبت به دیگران مستلزم فرا رفتن از خودخواهی با هدف خدا خواهی می‌باشد و صرفا در پرتو مسوولیت در برابر خداوند شکل می‌گیرد.

مسوولیت‌های انسان شامل مسوولیت‌های عبودی، فردی و اجتماعی است واین بعد به مسوولیت اجتماعی اشاره داردو منشاء آن، طبیعت اجتماعی انسان است و تکامل فرد وآمدار این صفت است. یکی از مسوولیت‌های اجتماعی، وظایف مربوط به خانواده است که قدما از آن به «تدبیر منزل» تعبیر می‌نمودند. و از حساس‌ترین و مهم‌ترین مسوولیت‌های اجتماعی محسوب می‌شود. قُوا انْفُسَكُمْ وَ اهْلیكُمْ نارا (تحریم، ۶) و کوتاهی در این امر سبب خسران می‌باشد. الَّذینَ خَسِرُوا انْفُسَهُمْ وَ اهْلیهِمْ یوْمَ الْقِیامَه الا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبین. (زمر، ۱۵)

این مسوولیت‌ها شامل مسوولیت همسری، والدینی و فرزندی می‌باشد و به دو مرحله اندیشه و عمل قابل تقسیم است. در مرحله اندیشه بر مبنای خیرخواهی، محبت، مودت و حسن‌ظن می‌باشد. در مرحله عمل شامل احترام به حقوق یکدیگر، عدالت، وفاء به عهد و کمک به رشد و شکوفایی یکدیگر می‌باشد. البته باید توجه داشت که مسوولیت امری کاملا طرفینی است.

از اصل مسوولیت پذیری، برخی آثار تربیتی را می‌توان بدست آورد و در ارتباطات و تعاملات سیستم خانواده جاری دانست.

۴-۱۹-۲-۱٫ معنا بخشی به زندگی

اصل مسوولیت به زندگی معنا و دوام می‌بخشد زیرا بدون داشتن کاری مهم و ارزشمند، تعهد و مهارت کافی برای انجام آن و نیز امکان رسیدن به بلوغ و سلامت روانی، میسر نیست

۴-۱۹-۲-۲٫ تلاش برای رشد دیگری

انگیزه به كمال رسیدن همسر، همانند انگیزه كمال شخصی، در زندگی مشترك، موثر و نیرومند است. از مصداق‌های مسوولیت پذیری انستکه، هر یك از همسران صرفا در اندیشه رشد فردی خود نیستند بلكه دغدغه رشد همسرشان را نیز دارند و همین امر، زمینه‌ساز خانواده متعالی خواهد شد. اظهار این نقش از سوی همسران انگیزه آنان را در استمرار امر، تقویت خواهد نمود. همكاری و اشتراك مساعی، تحقق دستیابی به تجربه اوج را تسهیل می نماید. تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى (مایده، ۲)

۴-۱۹-۲-۳٫ تربیت الهی

وقتی زمینه برای رشد روحی و فكری و اخلاقی زن و مرد فراهم شود، هر دو «اگاهانه و مسولانه» فرزندان را برمدار تربیتی الهی و خوی انسانی آموزش و پرورش می‌دهند تا به تولد ثانویه برسند.[۳]

این موضوع یعنی باز تعریف كاركرد غایی خانواده با مولفه های اماده سازی، انگیزه یابی، مدیریت و هماهنگی برای تولد شخصیت انسانی، با توجه به عنصر زمان و جامعه ی روز و با توجه به ثابتات اخلاقی و تربیتی می‌باشد. [۴] و به معنی بهره‌گیری از تاریخ دیروز و زندگی در جغرافیای امروز، و تربیت در زمان است نه تربیت از زمان كه همان گمشده انسان ارزش گرای امروز است.

۴-۱۹-۲-۴٫ آگاهی از هدف و ایمان به آن

اعضا خانواده مسوولیت پذیر، هم اگاهی نسبت به مقصد، مخاطب و روش وهم ایمان نسبت به آن را بدست می‌آوردند. زیرا اگاهی تا تبدیل به ایمان و باور نشود در سرزمین عمل و رفتار بارور نمی­شود و ثانیا در ادامه هم باید با اخلاق مطبوع و ملایم گردد و برای این مهم لازم است با اراده نیروهای درونی و بیرونی حركت كرد و برای تحقق آن فعال شد ودایما آن را استقرار داد زیرا هر حركتی در استقرار، بقا و بركت می‌یابد. خانواده متکامل به منظور بهتر شدن و بالندگی از هیچ تلاشی مضایقه ندارند.

۴-۱۹-۲-۵٫ تلاش برای اعتلای جمعی

افراد نه‌تنها به رشد و پیشرفت[۵] خویش، بلکه به اعتلای جمعی اعضای خانواده می‌اندیشند و برای تحقیق آن طرح و اندیشه جدیدی ارائه می‌دهند. به عبارت دیگر تفکر جمعی و خرد گروهی و مدیریت تیمی‌[۶] بر فعالیت‌ها حکم روایی می‌کند. وَ الَّذینَ یقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ ازْواجِنا وَ ذُرِّیاتِنا قُرَّه اعْینٍ (فرقان، ۷۴) آن‌ها پیوسته از درگاه خدا مى‏خواهند و مى‏گویند پروردگارا از همسران و فرزندان ما كسانى قرار ده كه مایه روشنى چشم ما گردد.

طبق فراز ذکر شده از آیه فوق، می‌توان به ویژگى مومنان راستین اشاره نمودكه توجه خاصى به تربیت فرزند و خانواده خویش دارند و براى خود در برابران‌ها مسوولیت فوق العادهاى قائلند. بنابراین در خانواده متکامل، فرد در برابر همسر و فرزند و نسل خود متعهّد است و باید براى عاقبت نیكوى آن‌ها علاوه برعلم و تلاش باید از خدا نیز كمك خواست.

و در ادامه خواستارند که «وَا جْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ اماما»، «پروردگارا! ما را امام و پیشواى پرهیزكاران قرار ده»؛ این افراد هرگز به این قانع نیستندكه خود راه حق را بپیمایند بلكه همّتشان انچنان والاست كه مى‏خواهند امام و پیشواى جامعه و جمعیت مومنان باشند و دیگران را نیز به این راه دعوت كنند. زیرا عهده ‏دارشدن امامت و رهبرى متّقین، ارزش است. لذا این‌گونه خانواده، وحدت هدف و وحدت كلمه دارند.

قرآن درباره درد دیگـران را داشتن به پیامبراكرم (ص) می فرماید: فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى ‏آثارهِمْ آن لَمْ یومِنُوا بِهذَا الْحَدیثِ اسَفا (كهف، ۶). پیامبرانچنان برای هدایت وسعادت مردم و نجات آنان از اسـارت‌ها وگرفتـاریهای دنیـا و آخرت حریص است كه مـی خواهـد خـود را هـلاك كند (طـه، ۳-۱). مسلمان كسی است كه هم درد خـد ارا وهم درد خلق خدا را داشـته باشد.

اعضای خانواده متکامل، افرادی«مشکل زدا» نیز هستند و در رفع آسیب‌های روانی و اجتماعی سایرین و خانواده‌های وابسته، گام برمیدارند. این افراد، هدف‌هایی فراتر از منافع شخصی مدنظر داشته، علاوه بر آن، مستقل از اظهارنظر‌ها و داوری‌های دیگران عمل می‌کنند. هم به لحاظ درستی عمل شان و هم از جنبه اتکا به معیار‌های مطمین و دقیقی که در ارزیابی هر رفتار، از آن تلاش این افراد علاوه بر ارتقای خانواده خود، معطوف به افراد دیگر جامعه نیز باشد.

۴-۱۹-۲-۶٫ خودشکوفایی

بین اصل مسوولیت وخودشکوفایی نیز رابطه مستقیم وجود دارد. در این تیپ خانواده، نیاز‌های افراد به طریق واقع بینانه شناسایی و پاسخ داده شده، ظرفیت‌ها و استعداد‌های افراد تا مرز خود شکوفایی مورد استفاده قرار می­گیرد. خودشــكوفایان كســانی هستندكه نیازهای اساسی و پایه ای خـود را برطـرف نموده و اكنون كه در بالاترین مرتبه نیاز قـراردارنـد، احساس مسوولیتی برای هدایت و راهنمایی بشر می‌كنند و همواره در تلاشند تا مشكلات همنوعان خـود را برطـــرف وانـــان را در شـــكوفا ســـاختن استعدادهایشان كمك كنند. درحالی که مکاتب دیگر مثل مكتـب اگزیستانسیالیسـم که بـه مسوول بـودن انسان معتقد است، انسان را فقط مسوول خـودش و اعمـالش می‌داند و دربـاره مسوولیت وی در برابر سایر انسان‌ها سخنی بـه میـان نمی اورد.

۴-۱۹-۳٫ اصل آراستگی

گزاره تجویزی برگرفته از پاسخ سوال اول: اخلاق نیکواز مهم‌ترین عناصر‌ی است که باید برای ساختار خانواده لحاظ شود.

گزاره توصیفی: از مصادیق اخلاق نیکو می‌توان از خوش خویی، خوش رویی وخوش گویی نام برد.

گزاره تجویزی نتیجه شده از دو گزاره مقدماتی اول ودوم: فرد با اخلاق نیکو باید دارای رفتار وگفتار خوب و اراسته باشد.

چنان‌چه در صفات ساختاری بیان گردید حسن خلق ازمهم‌ترین عناصر لازم در بنای خانواده می‌باشد.

حسن خلق از طریق حس دریافت می‌شود وگاه از غیر طریق حس، واز این رو به اعتبار نخست، به معنی زیبایی و به اعتبار دوم به معنی خوبی خواهد بود. پس آن‌چه دارای حسن است، آدمی‌را می‌انگیزد و کششی در وی پدید می‌اورد. خلق نیز در واقع به معنای صفاتی است که از انسان جدا نمی‌شود و همچون خلقت و آفرینش انسان می‌گردد.

یکی از توصیف‌هایی که در قرآن از پیامبر شده انست که َانَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ؛ (قلم، ۴) درحقیقت تو به نیكو خلقى عظیم اراستهاى. خلق عظیم پیامبر (ص) با در نظرگرفتن خصوص سیاق، به خصوص اخلاق پسندیده اجتماعی نظر دارد، اخلاقى كه مربوط به معاشرت است. بعضى ازمفسران آن را به صبر در راه حق، گستردگى بذل و بخشش، تدبیر امور، رفق و مدارا، وتحمل سختی‌ها در مسیر دعوت به سوى خدا، و عفو و گذشت، و جهاد در راه پروردگار و ترك حسد و حرص تفسیر كرده‌اند، ولى گرچه همه این صفات در پیامبر بود، ولى خلق عظیم او منحصر به این‌ها نبود.

در روایات بزرگان دین در پاسخ به پرسش از معنای خوش اخلاقی اینگونه آمده است: نرمخو ومهربان باشی، گفتارت پاکیزه و مودبانه باشد و با برادرت با خوشرویی برخورد کنی. [۷]

چنان‌که ملاحظه می‌گردد اراستگی کلام و گفتار پاکیزه از مصادیق حسن خلق به شمار می‌رود. گفتار دلپذیر رابطه‌ها را استوار و پیوند‌ها را صمیمی‌تر می‌سازد. این صفت همچنین مورد سفارش آیات قرآن نیز می‌باشد. قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا؛ به زبان خوش با مردم تكلّم كنید. (بقره، ۸۳)

این توصیه حتی در مواجهه با افراد طاغی بکار رفته است. اذْهَبا الى ‏فِرْعَوْنَ انَّهُ طَغى‏ (۴۳) فَقُولا لَهُ قَوْلا لَینا؛ بروید به سوى فرعون كه او سخت به راه طغیان شتافته است. (۴۳) و با اوبه کمال ارامى و نرمى سخن گویید. (طه، ۴۳ و۴۴) نخستین سفارش در برخورد با فرعون با وجود طغیانگری، کلام و سخن ملایم و محبت آمیز می‌باشد.

پیامبر (ص) فرمودند: هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید سخن خیر بگوید یا سکوت نماید. (مجیدی خوانساری، ۱۳۸۵، ح ۲۹۱۵)

کلام، آینه مفاهیم و معانی است. این اینه هر چه مصفاتر باشد به همان میزان بر شفافیت ونفوذ مفاهیم و معانی خواهد افزود.

قرآن به‌عنوان کلام پروردگار جهت تربیت انسان‌ها، این شیوه را در اوج نمایان می‌سازد. ملاحظه آیات قرآن آشکار می‌کند که کلمات و جملات سرسری گرفته نشده، بلکه به زیباترین هیات مورد استفاده واقع شده است.

از اصل اراستگی و تزیین کلام به آثار تربیتی ذیل بسنده می‌شود:

۴-۱۹-۳-۱٫توجه به مفاهیم

در خانواده متعالی افراد می‌نگرند که معانی و مفاهیم مورد نظر را در برابر چه اینه‌ای قرار می‌دهند. کژ و کدر سخن گفتن در حکم پایمال کردن معانی است.

۴-۱۹-۳-۲٫ استعمال تعابیر بلند

این افراد در عرضه معانی خویش، هر واژه‌ای را که زودتر از واژه‌های دیگر به ذهن برسد، بکار نمی‌گیرند بلکه در پی انند که تعبیر‌های بلند بیافرینند. گاه تعبیری به تنهایی اثری پایدار و پردوام می‌گذارد.

۴-۱۹-۳-۳٫ بهره‌مندی دنیوی و اخروی

در روایتی از امام سجاد (ع) نقل شده است که: گفتار نیک ثروت را زیاد و روزی را فراوان می‌کند، مرگ را به تاخیر می‌اندازد، (انسان) را محبوب خانواده می‌کند و به بهشت وارد می‌نماید[۸]. لذا افراد خانواده متعالی با پیروی و رعایت این توصیه بهره‌مندی دنیوی و اخروی خواهند داشت.

[۱]اعلموا عباد الله آن التقوی دار حصن عزیز (شریف الرضی، ۱۳۷۹ خطبه ۱۵۷)

[۲]الاوان التقوی مطایا ذلل، ‌حمل علی‌ها اهل‌ها و اعطوا ازمت‌ها فاوردتهم الجنه. (شریف الرضی، ۱۳۷۹، ‌خطبه ۱۶)

[۳]به تعبیر حضرت مسیح (سلام الله علیه) كسی به ملكوت اعلی می‌رسد كه به تولد ثانویه دست پیدا كند.

[۴]حضرت علی (ع) فرمودند: فرزند زمان خویش باشد.

[۵] Accomplishment

[۶] Team management

[۷] حرانی، ۱۳۷۹

[۸] همان

متن کامل در سایت زیر :

پایان نامه دکترا بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت‌های تربیتی آن مبتنی برآموزه‌های قرآن