اصول بدست آمده برای خانواده متعالی

در استنتاج اصول، از استدلال قیاسی و نوع قیاس عملی بهره گرفته می‌شود. قیاس عملی، متشکل از دست کم یک مقدمه هنجارین و یک مقدمه توصیفی است. در واقع، یکی از گزاره‌ها توصیفی و دیگری تجویزی است و نتیجه‌ی آن نیز اشاره به یک تصمیم عملی دارد و تجویزی می‌باشد. مقدمه هنجارین یا کبرا، نه‌تنها در بر گیرنده مواردی است که از خوبی برخی چیز‌ها سخن گفته می‌شود بلکه شامل مواردی است که بیانگر خواسته یا نیاز فرد است. مقدمه دوم، ناظر به وسیله نیل به خواسته یا هدف مذکور در مقدمه هنجارین است. نتیجه حاکی از عمل یا استفاده از آن وسیله برای رسیدن به غایت مذکور است. همچنین نتیجه می‌تواند بیانگر داوری عملی باشد که منجر به تحقق عمل گردد.

در ابتدای فصل و در پاسخ به سوال نخست تحقیق، ابعاد ساختاری خانواده در آموزه‌های اسلامی‌ترسیم گردید. در ادامه و در پاسخ به دومین سوال حقیق، ابعاد کارکردی خانواده در آموزه‌های قرآنی ترسیم شد. از پاسخ سوال اوّل و دوم مربوط به مباحث ساختار و کارکرد، گزاره‌ها‌ی توصیفی و تجویزی حاصل می‌گردد. سپس برای پاسخ به سوال سوم، با استفاده از روش قیاس عملی، از گزاره‌ی توصیفی و تجویزی، اصول تربیتی (چگونگی‌های کلی) مربوط استنتاج می‌شود. بنابراین گزاره‌های بدست آمده از بررسی ابعاد ساختاری خانواده و ابعاد کارکردی آن به‌عنوان گزاره‌های مقدماتی در نظر گرفته می‌شود و طبق استنتاج علمی‌بیان شده، سوال سوم تحقیق پاسخ داده می‌شود. اصول بدست آمده از مقدمات فوق، طبق روش یاد شده، دلالت‌های تربیتی مورد نظر را بوجود می‌آورد که در واقع از سیستمی ‌با ساختار و کارکرد‌های گفته شده، انتظار می‌رود. برخی از مهم‌ترین اصولی که از گزاره‌های بدست آمده از ساختار و کارکرد برای خانواده متعالی منتج می‌شوند، عبارتند از:

۴-۱۹-۱٫ اصل هدفمندی

گزاره تجویزی برگرفته از پاسخ سوال اول: ایمان به عنوان مهم‌ترین عنصر و شاخص‌ترین صفات، باید در تشکیل ساختار خانواده لحاظ شود.

گزاره توصیفی: فرد مومن در مسیر زندگی خود هدفمند عمل می‌کند. (زندگی مومن، پوچ و بی هدف نیست).

گزاره تجویزی نتیجه شده از دو گزاره‌ی مقدماتی اول و دوم: افراد مومن در تشکیل خانواده باید دارای هدف باشند.

و از آنجا که والاترین هدف آفرینش، حیات طیبه‌ است، نتیجه می‌شود که مهم‌ترین هدف فرد با ایمان از تشکیل خانواده، دستیابی به حیات طیبه است.

چنان که بیان گردید ایمان مهم‌ترین عنصر ساختاری در مهندسی بنای خانواده می‌باشد. در جهان بینی فرد برخوردار از ایمان، همه‌ی پدیده‌های هستی از هدایت الهی برای حرکت به سوی مقصد و غایت آفرینش برخوردارند. یعنی خداوند به هر موجودی آن چه نیاز او و شایسته و بایسته‌ی او بوده اعطا کرده و مقصدی مشخص برای او در نظر گرفته و او را برای رسیدن به مقصد بطور کامل تجهیز نموده است.

باور هدفمندی از مهم‌ترین مبانی اساسی تربیت است. در مبنای هستی شناسی[۱] اسلامی، جهان هستی، بیهوده آفریده نشده، و غایتمند است و آفرینش آن، غرض و غایتی حکیمانه داشته است.

همه چیز از ناحیه خدا به سوی غایت و آن هدفی که برای آن خلق شده راهنمایی گردیده است و یکی از آن هدایت ها، هدایت خصوص انسان‌ها به وسیله دین است. نوع بشر نیز به سوی کمال حقیقت خود هدایت شده است. رَبُّنَا الَّذی اعْطى‏كُلَّشَی‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى؛ (طه، ۵۰) خداى ما انكسى است كه همه موجودات عالم را نعمت وجود خاص خودش بخشیده و سپس (به راه كمالش) هدایت كرده است.

در مبانی انسان شناختی[۲]نیزافرینش انسان، هدفمند و در هماهنگی کامل با غایت هستی است.

اگر جهان بینی فرد مادی باشد، بطور طبیعی هدف هم یک هدف مادی خواهد بود. اما اگر ایمان به غیب داشته باشدو ورای محسوسات به چیزی بالاتر و والاتر هم ایمان اورد (۳، بقره) آن وقت هدف هم می‌تواند چیزی والاتر و بالاتر از مادیات باشد. این ارتباط بین ایمان و هدف است.

آیات فراوانی درباره‌ی هدفمندی جهان و انسان در قرآن آمده است. [۳] قرآن در مورد جهان و انسان، هر دو تعبیر َالَى اللَّهِ الْمَصِیر (فاطر، ۱۸و ال عمران، ۲۸) را بکار می‌برد. خدا خود غایت هستی و همه‌ی موجودات است. بنابراین، جهان افزون بر اینکه ماهیت از اویی دارد، به سوی «او» نیز در حرکت است و غایت تمام مراتب وجود است.

در مبنای ارزش شناسی[۴]، قرب الی الله مصداق حقیقی غایت زندگی انسان (از منظر دین) است و منظور از آن رابطه‌ای حقیقی و اختیاری بین انسان و خداست که در عالم واقع حاصل می‌شود. اما رسیدن به این هدف، با توجه به نیروی اراده و اختیار در آدمی، مستلزم حرکت متعالی جویانه و اختیاری انسان از مراتب فرودین زندگی به سوی خداوند متعال است. این حرکت به تلاش و کوشش مستمر و پای‌بندی به ارزش‌های متعالی نیاز دارد و لازمه‌ی تداوم آن ایمان و عمل است.

در بیان هدف غایی تربیت از دیدگاه اسلام از تعبیر حیات پاک (طیبه) بهره گرفته شده است.

حیات پاک در اصطلاح اسلامی، نوعی زندگی است که انسان در ارتباط با خدا به آن دست می‌یابد و با دست یافتن به آن در همه‌ی ابعاد وجودی خویش از پلیدی برکنار خواهد بود. این ابعد شامل جسم، ‌اندیشه و اعتقاد، میل، اراده، عمل فردی و جمعی است. آدمی‌در این نوع زندگی، مبداء و غایت حقیقی جهان را باز می‌شناسد و به او می‌گرود؛ در عرصه‌ی جسم به پاکی، سلامت و قوت نایل می‌گردد؛ گرایش‌ها و هیجان‌های خود را به صورت موجه و مشروح تنظیم می‌کند؛ اراده‌ی معطوف به خیر می‌یابد و در عرصه‌ی فردی و جمعی عمل صالح انجام می‌دهد و غنا، عفت، عدالت و رافت را در جامعه می‌گستراند.

ایمان یعنی انتخاب و التزام اگاهانه و ازادانه‌ی نظام معیار دینی و انطباق تمام مراتب و ابعاد زندگی با این نظام معیار، وجه تمایز اساسی حیات طیبه از زندگی غیر دینی محسوب می‌شود.

افراد و اعضا خانواده‌ای که در مبنای ساختار و انتخاب کارکرد‌های زندگی خود هدف الهی شدن را لحاظ نموده است، در واقع حیات پاک را برگزیده است. لذا در گذار از انوع تیپ‌های برشمرده، این خانواده متکامل نامیده می‌شود.

حاکمیت اصل هدفمندی و پاسداشت آن در خانواده، دارای آثار تربیتی است که در روابط زوجین و در ارتباط آن‌ها با فرزندان و بطورکلی در همه اعضای خانواده یافت می‌شود؛ ذیلا به برخی از این آثار در خانواده متکامل اشاره می‌گردد:

۴-۱۹-۱-۱٫ وجود آرامش روحی در خانواده

مراد از آرامش روحی این نیست كه با اینگونه خانواده‌ها با مشكلات مواجه نمی‌شوند و یا اینكه همه سختی‌های زندگى را به راحتى طى می‌كنند؛ چراكه زندگى مملو از مشكلات، فراز و نشیب‌ها و موانع است. اما علیرغم همه مشكلات با آرامش كامل روحی بدون هیچ ترس و ناراحتی با دشواری‌ها مواجه می‌شوند. لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ (بقره، ۶۲)

این امر را به چند دلیل می‌توان مربوط به همان صفت ایمان دانست که شاخصه بنیادین این‌گونه خانواده‌هاست.

نخست اینكه: افراد و خانواده‌های ایمان باور، خدارا به عنوان قدرتی بی منت‌ها دوست و یاور خود می دانند زیرا طبق وعده الهی «اللَّهُ وَلِی الَّذینَ امَنُوا یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الَى النُّورِ» (بقره، ۲۵۷)؛ خداوند یاور مومنان است و آن‌ها را از تاریكی به روشنایی می برد.

دوم: این خانواده‌ها، بر او توكل می‌كنند. وَ مَنْ یتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ هر كس بر خدا توكل كند، خدا او را كافى است

سوم: كسانیكه به خدا ایمان دارند، نتایج امور را به او واگذار می‌كنند. افرادیكه به خدا ایمان دارند با تكیه و اعتماد بر خداوند پس از انجام امور نتیجه كارشان را به او واگذار می‌كنند و اگر آن كار به نتیجه مطلوب نرسیده یقین دارند كه حتما خداوندیكه دوست و یاور آن‌ها می‌باشد این مساله را به صلاح بنده وی نمی دانسته لذا از این جهت آرامش دارند كه اگر چه كارشان به نتیجه نرسیده اما ضرری متوجه آن‌ها نشده چراكه حتما خداوند این امر را به صلاح فرد نمی دانسته است.

چهارم: این افراد، به قضای الهی راضی می باشند.

پنجم: این خانواده‌ها، در برابر امر خدا تسلیم می باشند[۵].

این گونه خانواده‌ها واین چنین افراد دچار بیماری‏های روحی و روانی كه معمولا افراد بی ایمان گرفتار آن می‏شوند، نخواهند شد. هر شكست یك تجربه و فرصتی برای ارزیابی موفقیت در نیل به پیروزی تلقی می‌شود.

این تیپ خانواده، مشکلات را همچنین درجایگاه روش‌های تربیتی می‌دانند. «َنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیرِ فِتْنَه وَ الَینا تُرْجَعُونَ» ما شما را به بد و نیكو خیرات و شرور عالم مبتلا كنیم تا شما را بیازماییم و (هنگام مرگ) به سوى ما باز گردانده مى‏شوید. (انبیا، ۳۵)

لذا نه‌تنها مشکلات مورد بررسی قرار می­گیرد و تلاش برای حل آن‌ها می‌شود (مانند خانواده متعادل) بلکه گاه وجود مشکل محکی برای توان سنجی افراد است. وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَی‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْامْوالِ وَ الْانْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرین. (بقره، ۱۵۵)

این ویژگی صرفا برای ازموده شدن افراد نیست تا بد وخوب یا ضعف وقوت آن‌ها معلوم گردد، بلکه فرد رازبده نموده، الودگی‌ها وناخالصی را از او می‌زداید. پس هم ضعف وقوت‌ها نموده می‌شود وهم زمینه فراهم می‌شود تا ضعف‌ها زدوده وقوت‌ها ازدیاد گیرد. «وَ لِیبْتَلِی اللَّهُ ما فی‏ صُدُورِكُمْ وَ لِیمَحِّصَ ما فی‏ قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُور» (ال عمران، ۱۵۴) تا خدا آن‌چه در سینه دارید بیازماید و آن‌چه در دل دارید پاك و خالص گرداند، و خدا از راز درون سینه‏‌ها اگاه است.

۴-۱۹-۱-۲٫ خوش بینی

یكى از آثار ایمان به خدا، هم در افراد و هم در خانواده‌ها، خوش بینى به جهان خلقت و هستى است. هم‌چنان‌که بیان شد ایمان به تلقّى انسان از جهان شكل خاصى مى دهد، به این نحو كه آفرینش را هدفدار و هدف را خیر و تكامل و سعادت معرفى مى كند. طبعا این طرز تلقّى از جهان دید انسان را نسبت به نظام كلى هستى و قوانین حاكم بر آن خوش بینانه مى سازد.

حالت فرد با ایمان در كشور هستى، مانند حالت فردى است كه در كشورى زندگى مى كند كه قوانین و دستورهاى حكومتى آن كشور را صحیح و عادلانه مى‌داند، به حسن نیت گردانندگان اصلى كشور نیز ایمان دارد و قهرا زمینه ترقّى و تعالى را براى خودش و همه افراد دیگر فراهم مى بیند و معتقد است: تنها چیزى كه ممكن است موجب عقب ماندگى او بشود تنبلى و بى تجربگى خود او و انسآن هایى مانند اوست كه مانند او مكلف و مسوولند. از نظر چنین شخصى، مسوول عقب ماندگى او خودش است، نه تشكیلات كشور و هر نقصى وجود دارد از انجاست كه او و امثال او وظیفه و مسوولیت خویش را انجام نداده‌اند. این اندیشه طبعا او را با خوش بینى و امیدوارى به حركت و جنبش وا مى دارد و براى غلبه بر مشكلات، از هیچ تلاشى فروگذار نیست.

اما یك فرد بى ایمان در كشور هستى، مانند فردى است كه در كشورى زندگى مى كند كه قوانین كشور را فاسد و ظالمانه مى‌داند و چاره اى جز پیروى ندارد. درون چنین فردى همواره پر از عقده، كینه و اضطراب است. او هرگز به فكر اصلاح خودش نمى افتد. چنین كسى هرگز از جهان لذت نمى برد و جهان براى او همواره مانند یك زندان هولناك است و سبب بروز اضطراب در وجود او مى شود. قرآن كریم مى فرماید: «و مَن اعرض عَن ذكری فانَّ له معیشه ضنكا»؛ هركس از توجه و یاد من رو برگرداند، زندگى سخت و پر از فشارى خواهد داشت. بنابر این تفسیر [۶] و تعبیر وقایع و رویدادهای زندگی در خانواده متکامل خوش بینانه است. افراد خانواده نه خوشبینی افراطی دارند و نه به بدبینی مرضی دچارند بلكه واقع بینی متمایل به مثبت (خوش بینی متعادل) بر روابط و رفتارهایشان حكمفرماست.

از امیر المومنین نقل است که فرمودند:حُسْنُ الظَّنِّ راحَه الْقَلْبِ وَ سَلامَه الدّینِ؛ حسن‌ظن مایه آرامش قلب و سلامت دین است. (شریف الرضی، ۱۳۷۹)

۴-۱۹-۱-۳٫ امیدوارى

خانواده متکامل با ابزار ایمان، هدفمندی و خوش بینى، به نتیجه مطلوب تلاش هاى خود امیدوار است. در منطق این گونه افراد، جهان نسبت به تلاش هاى انسان‌ها بى طرف و بى تفاوت نیست، بلكه دستگاه آفرینش حامى افرادى است كه در راه حق و حقیقت و درستى و عدالت و خیرخواهى تلاش مى كنند: «ان تَنصُروا اللّهَ ینصُركُم»; اگر خدا را یارى كنید (در راه حق گام بردارید) خداوند شما را یارى مى كند. (محمد، ۷) اجر و پاداش نیكوكاران هرگز هدر نمى رود: «انَّ اللّهَ لا یضیعُ اجرَ المُحسنین» (توبه، ۹۰). خانواده با هدفمندی قرب خدا، به كمك او امیدوار است و در بحرآن هاى زندگى و براى دست یابى به اهدافش دست یارى به سوى او دراز مى كند و این امید به خدا مانع از ابتلا به اضطراب مى شود.

۴-۱۹-۱-۴٫ اطمینان خاطر

از دیگر فواید ایمان به خدا اطمینان خاطر است. انسان فطرتا جویای سعادت خویش است و از تصور رسیدن به سعادت غرق در مسرت می‌گردد و از فكر یك آینده شوم و مقرون به محرومیت لرزه بر اندامش می افتد و سخت دچار دلهره و اضطراب می‌گردد. آن‌چه مایه سعادت انسان می‌شود دو مقوله تلاش  واطمینان به شرایط محیط. است چنان که موفقیت یك دانش اموز معلول سعی و تلاش وی  و مساعدت و آمادگی محیط. می باشد.

در مورد مدرسه و تشویق و ترغیب و تقدیر اولیاء مدرسه، یك دانش اموز پرتلاش و كوشا اگر به محیطی كه در آنجا درس می خواند و معلمی كه اخر سال نمره می‌دهد اعتماد نداشته باشد و نگران یك رفتار غیر عادلانه باشد، در تمام ایام سال دلهره و اضطراب سراپای وجودش را می‌گیرد. هدفمندی الهی به حكم اینكه به انسان به فردی كه یك طرف معامله است نسبت به جهان كه طرف دیگر معامله است، اعتماد و اطمینان می بخشد، دلهره و نگرانی نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان زایل می‌سازد و به جای آن به او آرامش خاطر می‌دهد.

۴-۱۹-۱۵٫ صبر و بردباری در برابر مشكلات

تلاش برای رسیدن به هدف وباور مندی آن، در افراد نیروى مقاومت مى‏افریند. شكیبایى را میوه یقین دانسته‌اند، هر كه را بعدالتخداونداعتقاد داشته باشد می‌داند كه بازاى هر مصیبت و بلایى، عوض و ثوابى وجود دارد. حضرت علیه السلام درحكمت ۱۰۹ بالاترین صفات یك مومن را حیا وصبر او می دانند. «لا ایمان كالحیاءوالصبر«؛ هیچ ایمانی مانند شرم وشكیبایی نیست (زیرا بااین دو ایمان كامل می‌گردد). ایشان می فرمایند: «الصبر راس الایمان»؛ صبر به منزله سربرای پیكرایمان است. ایشان، اولین پایه ی ایمان را صبر برشمرده اند واین به دلیل اهمیت فوق العاده ی صبر است. آن چنان كه ایمان بدون صبرهیچ فایده ای ندارد. (همان)

۴-۱۹-۱-۶٫  پی گیری اهداف

در این خانواده، تعقیب هدف هیچ گاه پایان نمی‌پذیرد. لذا هنگام رسیدن به هر یک ازاهداف واسطی، بی درنگ انگیزه نوینی آفریده می‌شود، در واقع انگیزه‌ها، حركت، فعالیت‌ها و رشد تعطیلی ندارد. «فَاذا فَرَغْتَ فَانْصَب» (انشراح، ۷) توجه افراد خانواده غالبا معطوف به آینده[۷] است با توجه به اهداف بلند مدت، برای تعالی خانواده برنامه ریزی می‌شود. بنابراین به هدفی نیاز دارند که توجه­شان را به آینده معطوف می­سازد. لیکن جهت همه اهداف بسوی هدف متعالی قرب الی الله است که بر تمام امور خانواده سیطره دارد و والاترین غایت در نظر گرفته می‌شود. یا آیها الْانسان انَّكَ كادِحٌ الى‏ رَبِّكَ كَدْحا فَمُلاقیهِ (انشقاق، ۶)

یکی از موارد مهم در ذیل اصل هدفمندی، توجه به مفهوم موفقیت می‌باشد. داشتن خانواده موفق و كارآمد و متعالی نیاز باطنی هر انسان است اما تفاوت ادم‌ها در تفسیری ست كه از «موفق بودن و كارآمدی» دارند برخی موفق بودن را با پیروز شدن مطابق می دانند با این پندار كه هر شخص پیروز است یعنی موفق است، در حالیكه به لحاظ معنا و مفهوم این دو متفاوت هستند موفق از ریشه «و ف ق» و به معنای وفق و تطابق است، هر گاه در زبان عرب دو چیز بر هم بطور تام منطبق باشند و بخواهنداین انطباق را به زبان بیاورند می گویند وفق دارد پس موفق است با این تعبیر یعنی وقتی فردی كاری را انجام دهد كه «حقا و عدلا و صدقا» باید آن را انجام می داد در این صورت او «موفق» است یعنی آن‌چه را انجام داده وفق تام دارد با آن‌چه می باید انجام دهد. [۸] لذا آرزوی موفق بودن برای افراد بدین معناست كه آن‌چه را فرد انجام می‌دهد، وفق تام داشته باشد با آن‌چه باید انجام دهد و این همان حقیقت «توفیق» می‌باشد. ولی پیروز كسی است كه در كاری برنده شده است و ممكن است این پیروزی از راه فریب، خطا یا خیانت باشد نه از راه انصاف و اعتدال؛ در این صورت فرد پیروز هست، اما هرگز موفق نیست، زیرا عمل او با «حق و عدل و صدق» كه ملاكهای اساسی «راستی و درستی»یك عمل در نزد خداوند است انطباق ندارد.

فهم تدریجی و تربیتی این معنا باید در محیط خانواده صورت گیرد و فرزندان با فرهنگ «موفق بودن» با تلاش و توكل آشنا شوند. پیروز شدن را نه به هر طریقی که باطریق درست یعنی مطابقت با سه ملاك اصلی صحت عمل و صحت عامل، كه بیان شد، پی گیری كنند.

خانواده بهترین محل برای فهم تدریجی و تربیتی این اصول مهم و كارآمد كمال گراست تا فرزندان دریابند كه برای رسیدن به خواسته هاو اهداف صحیح، از مسیرهای صحیح نیز باید عبور كنند. این مفهوم اساسی علاوه بر هدف گیری صحیح یك خوداگاهی و مراقبت دایم ایجاد می­كند تا افراد براساس آن دایما بر روی رفتار‌ها و گفتارهای خود نظارت و مدیریت كنند. بنابراین خانواده با بن مایه های علمی، دینی، راز كارآمدی را نه در كامروایی صرف كه باید در كمال گرایی جستجو كند.

[۱] ontology

[۲] Anthropology

[۳] (زمر، ۵)، (ص، ۲۷)، (حجر، ۲۱-۲۲)، (عنکبوت، ۲-۳)، (روم، ۸)، (قیامت، ۳۶)، (جاثیه، ۲۴-۲۶)، (یونس، ۵-۶)، (اعلی، ۱-۳)، (طه، ۴۹-۵۰)، (ذاریات، ۵۶)، (بقره، ۴۶و۲۸۵)، (انشقاق، ۶)، (مایده، ۱۸)، (تغابن، ۳)، (احقاف، ۳)، (مومنون، ۱۵)، (انبیاء، ۱۶)، (دخان، ۳۸).

[۴] Axiology

[۵]تقسیم بندی عوامل آرامش در مومنین برگرفته از روایت امیر المومنین (ع) می‌باشد كه فرموده اند : ایمان چهار پایه دارد: ۱- توكل بر خدا ۲- واگذار كردن امر بخدا، ۳- راضى بودن بقضاء خدا، ۴- تسلیم بودن بامر خداى عز و جل. (کلینی، ج‏۳، ۱۳۸۸)

 

[۶] Interpretation

[۷] future

[۸]در قرآن نیز از همین كلمه در سوره نبأ آمده است جزاء وفاقا: یعنی عذاب كفار در روز رستاخیز جزا و كیفری وفاق است یعنی انطباق تام دارد با آنچه كه كفار در دنیا انجام داده‌اند.

متن کامل در سایت زیر :

پایان نامه دکترا بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت‌های تربیتی آن مبتنی برآموزه‌های قرآن