بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت‌های تربیتی آن

آن‌چه فرزندان احتیاج دارند، این است كه والدین از یك سو پاسخ گوی محبت و صمیمیت مورد نیاز آنان باشند و از سوی دیگر كنترل كافی (نه سخت گیرانه) بر رفتار آنان داشته باشند به خصوص انتظارات مشخص اجتماعی و فرهنگی، اجتماعی و آموزشی كه از فرزندان دارند را بر ایشان تبیین كنند و در عین حال به قدر كافی آنان را آزاد بگذارند و به نیازهای شان پاسخ دهند و جواب گوی آن‌ها باشند و تشویق شان كنند تا ظرفیت‌ها و استعدادهای خود را به ظهور برسانند. بنابراین، روش مطلوب تربیتی، روشی است كه والدین تعادل نسبی بین ارضا و پاسخ گویی نیازهای گوناگون فرزندان و انتظاراتی كه از آنان دارند ایجاد كنند. اینگونه والدین سعی دارند كه متناسب با میزان پاسخ گویی به نیازهای گوناگون فرزندان شان به روشن نمودن انتظارات خود از آنان بپردازند.

به نظر می‌رسد چهار سبك فرزندپروری كه درباره آن بحث شد با روش مسوولانه كه در متون اسلامی به آن اشاره شد، شباهت‌ها و تفاوت‌هایی دارد. در روش‌های فرزندپروری مقتدرانه، مسامحه‌كارانه، سهل‌گیرانه و مستبدانه بیشتر بر نوع شخصیت والدین و شناخت و نگرش آن‌ها تاكید می‌شود؛ در حالی كه در شیوه مسولانه، از یك سو معیار شیوه فرزندپروری، فطرت خود فرزند است و والدین موظف اند براساس آن، برنامه ریزی تربیتی كنند و خواسته های شخصی خود را كه چه بسا براساس هواهای نفسانی است و نه براساس فطرت انسانی، معیار قرار ندهند و از سوی دیگر، احكام و راهنمایی های هدایتی و تربیتی را كه انبیاء براساس تعلیمات الهی مطرح كرده‌اند، به كار گیرند. در سبك‌های بیان شده تنها انسان‌ها ناظر بر چگونگی تربیت فرزندان هستند؛ در حالی كه در شیوه مسوولانه خدا ناظر است و والدین اعتقاد دارند كه هدایت و تربیت فرزند در این راستا وظیفه آن‌هاست و خداوند ناظر بر عملكرد آن‌هاست و باید در قیامت در برابر عدل الهی پاسخگو باشند و به همین سبب ضمانت اجرایی مناسبی وجود دارد.

فرزندپروری در چهار شیوه مورد بحث، برای كنترل و اجتماعی كردن كودكان است. ولی در شیوه مسوولانه اهداف متعالی تری نیز مطرح است. رشد و تحول همه جانبه استعدادهای طبیعی و فطری و رساندن فرزند به اهداف عالیه معنوی، اجتماعی و شخصیتی از اهداف تربیتی به شمار می‌رود. علاوه بر این، در سبك‌های فرزندپروری دیگر در مقایسه با روش مسوولانه میزان پاسخ‌دهی و تقاضا از انعطاف‌پذیری كمتری برخوردار است. برای مثال سبك فرزندپروری مقتدرانه با پاسخ‌دهی و تقاضای بالاتعریف شده است. درحالی که در فرزندپروری مسوولانه والدین به پاسخ‌دهی و تقاضاهای متناسب با توانایی‌های كودكان و متعادل (به دور از افراط و تفریط) تشویق شده‌اند تا فطرت فضیلت خواهانه فرزندان‌شان شكوفا گردد.

در سبك‌های یاد شده به نظر می‌رسد پاسخ‌دهی صرفا برای رشد ابراز وجود، استقلال در كودكان و توجه به نیازهای آنان است و تقاضا هم با هدف ایجاد یكپارچگی خانواده و جذب فرزندان در خانواده تنظیم می‌شود؛ ولی در شیوه مسوولانه علاوه بر آن‌ها، پاسخ‌دهی برای رشد معنوی، شخصیتی و اخلاقی و آمادگی برای حیات جاوید طیب است و تقاضاهای والدین برای آن است كه اخلاق انسانی در فرزندان رشد كند و تحولات شناختی، عاطفی و رفتاری بروز نماید.

در روش‌های مقتدرانه، معمولا والدین تلاش می‌كنند تا فرزندان شان به اهدافی كه خود برای آن‌ها تعیین كرده‌اند دست یابند؛ در حالی كه در روش مسوولانه اهدافی كه خداوند برای تربیت فرزند مطرح كرده نیز مدنظر قرار می‌گیرد. علاوه بر این، گاهی اقتدار غیر منطقی موجب ایجاد احساس طردشدگی، پرخاشگری و افسردگی فرزندان می‌شود؛ در حالی كه در روش مسوولانه رفتار‌ها و تعاول والدین با فرزندان بر ضوابط شرعی مبتنی است و والدین از دستورالعمل های الهی تخطی نمی‌كنند.

در روش سهل‌گیرانه تقاضا كم و پاسخ‌دهی زیاد است؛ به فرزندان آزادی بیش از اندازه داده می‌شود و هدف گذاری مناسب برای آنان صورت نمی‌گیرد؛ در حالی كه در فرزندپروری مسوولانه تقاضا و پاسخ‌دهی با توجه به سطح تحول و توانایی‌های فرزندان تنظیم می‌شود و آزادی آنان همراه با نظارت و هدایت به سوی اهداف تربیتی مناسب سوق داده شده است. پایین بودن پیشرفت تحصیلی و بروز مشكلات اخلاقی از متغیر هایی هستند كه با فرزندپروری سهل‌گیرانه رابطه نشان داده‌اند؛ در حالی كه فرزندپروری مسوولانه، نظم و انضباط و پای‌بندی به مسائل اخلاقی را در كودكان افزایش می‌دهد.

در روش مستبدانه تقاضا زیاد و پاسخ‌دهی كم است؛ عواطف میان افراد خانواده كم رنگ است؛ والدین خواستار اجرای بی چون و چرای دستورات شان هستند. در حالی كه در فرزندپروری مسوولانه تقاضا و پاسخ‌دهی متعادل است، تعامل عاطفی میان اعضای خانواده وجود دارد و والدین تلاش میكنند تا فرزندان شان از مسائل درك منطقی داشته باشند. فرزندپروری مستبدانه می‌تواند به شكل‌گیری احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، كاهش خلاقیت و انحرافات اخلاقی در فرزندان بیانجآمد. در حالی كه در فرزندپروری مسوولانه نوع تعامل والدین با فرزندان به افزایش عزت نفس، رشد خلاقیت و پایبندی به اصول و موازین اخلاقی از سوی كودكان كمك می‌كند.

متن کامل در سایت زیر :

پایان نامه دکترا بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت‌های تربیتی آن مبتنی برآموزه‌های قرآن