پایان نامه : بررسی نقش صمیمیت میان زوجین

با توجه به مطالب مذکور ، حیات طیبه حیات و سلامت قلب است، قلبی که به واسطه ی ایمان به خداوند متصل شده ، ظرف عشق و محبت می شود و از گزند آفات مصون می ماند . در اثر این سلامت روح سایر اعضای انسان نیز از این سلامت بهره مند می شوند. حضرت محمد می فرمایند: «فی الانسان مضغه اذا هی سلمت و صحت سلم بها سائر الجسد فاذا سقمت بها سائر الجسد و هی القلب» ؛  «در انسان پاره گوشتی است که اگر سالم و صحیح باشد بقیه جسد سالم و اگر بیمار باشد سایر اعضا و جوارح بیمار است و آن پاره گوشت جز قلب چیزی نیست (محمدی ری شهری، ۱۳۸۳).

وقتی همسری به این مرحله از سلامت برسد آن چنان روح و روانی سالم دارد که با کوچک ترین مسئله ی ناگوار ناراحت نشده و لحظات زندگی را به تباهی نمی کشاند . حتی اگر در حال فقر و فاقه و امراض جسمانی باشد  روح او باز و قلب وی به نور ایمان روشن است . ناملایمات چندان به وی زحمت نمی دهد (اصفهانی، ۱۳۶۱).

از این رو وقتی که از حضرت علی درباره ی حیات طیبه سوال می شود می فرمایند: «آن قناعت است» . «قناعت یکی از لوازم سلامت روان است اگر همه ی دنیا را به انسان بدهند ، ولی روح قناعت را از او بگیرند در آزار و رنج به سر می برد (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴). بنابراین می توان پی برد که مهم ترین دستاوردهای حیات طیبه رسیدن به بالاترین مفاهیم سلامت و بهداشت روان است . چنین همسری منبع خیر و برکت برای همه ی اعضای خانواده و حتی سایرین است .

ج) روابط متعالی

همسرانی که به این حیات رسیده اند رابطه شان بر اساس رشد و اصلاح است و اختلاف ها به سمت سازندگی هدایت می شود و هرگز در اختلافات منفعت طلبی و عدم عدالت حکم فرما نیست . قرآن کریم اززبان صاحبان حیات طیبه بیان می کند که «وَ مَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ [۱]» « من نمی خواهم در آنچه شما را از آن باز می دارم با شما مخالفت کنم . من قصدی جز اصلاح ، تا آن جا که بتوانم ندارم». به عبارتی آیه اشاره دارد به اینکه مورد نظر و توجه من دنیای شما نیست(اصفهانی، ۱۳۶۱).   من طمعی نسبت به شما ندارم و به فکر منفعت طلبی خود نیستم. نکته دیگر اینکه مخالفت با حرف «الی» متعدی شده در حالی که بر حسب قاعده این فعل با حرف «فی» متعدی می شود . پس مخالفت در اینجا علاوه بر معنای لغوی متضمن معنای دیگری که آن معنا همیشه با حرف «الی» متعدی می شود نیز هست ، نظیر میل کردن و امثال آن .در نتیجه معنای آیه چنین می شود: من نمی خواهم با شما مخالفت نموده به آن چیزی که شمارا از آن نهی کرده ام متمایل می شوم و با بیان عدالت ، رابطه را به سمت آرامش و امنیت هدایت می کند. (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴)

 

۳-۶- جلوه های رفتاری همسران اسوه ی قرآنی

رفتارها و برخوردهای این همسران جلوه هایی از تدبیر و درایت و عشق و صمیمیت است که می تواند راهنمایی مناسب جهت سعادتمند شدن همسران باشد .

 

۳-۶-۱-  بیان زیبا

شیوه ی سخن گفتن نوع بیان در نحوه ی برقراری ارتباط بسیار مؤثر است الفاظ خوب و مناسب می تواند همسر را به سمت صلح و پذیرش بکشاند و یک لفظ نامناسب می تواند شخص را عصبی و فضا را آماده ی بحث و جنجال کند. خداوند نیز امر می کند بر پایه  احسن با یکدیگر سخن بگویید و از آن جا که معیار حاکم بر زندگی این همسران کسب رضایت الهی است . محور سخن گفتن آنها هم «قولوا للناس حسنا» است . هر چند که همسران بسیاری از آنها هیچ نقطه ی اشتراکی با ایشان نداشته اند ، اما باز آنها این اصل را رعایت می کردند . هر چند تحمل وجود شخصی که نقطه ی اشتراکی از نظر فکر و عقیده با انسان ندارد و حتی نقطه مقابل افکار و عقاید شخص است بسیار مشکل است و چه بسا راحت تر این است که شخص را اصلا مخاطب قرار نداد چه رسد به اینکه در بیان کلام متناسب با حالات و روحیات او سخن بر زبان آورد ، با وجود این همسران در سخن گفتن بسیار مراعات می کردند تا مطابق با حالات و روحیات همسرشان جملات را بر زبان آورند . نمونه ی این بیان احسن و زیبا در کلام حضرت آسیه همسر فرعون است ، بانویی که با همسری زندگی می کرده است که نه تنها خود را از زنش برتر می دید بلکه خود را از همه مردم برتر و بزرگ تر می دید و ادعایی بس بزرگ داشت ؛  «فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى [۲]». از طرفی رفتارهای فرعون به قدری ظالمانه بود که قلب این بانوی بزرگ را به درد آورده بود به گونه ای که از خداوند چنین درخواستی می کند: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ [۳]» ولی همین بانو وقتی همسرش را مخاطب قرار می دهد چقدر دقیق و آگاهانه از کلمات استفاده می کند: «وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِّي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ [۴]» این کودک نور چشم من و تو خواهد بود او را مکشید. شاید برای ما سودمند باشد یا او را به فرزندی بگیریم …».

ابتدا از واژه ی «لا تقتلوه » استفاده نمی کند که در همان ابتدا مخالفت امر همسرش صحبت کرده باشد؛ بلکه ازواژه هایی استفاده می کند که انرژی مثبت داشته باشد: «قرت عین : که به معنای وسط چشم کنایه از سرور یا کنایه از آرامش پس از اضطراب است (گنابادی، ۱۴۰۸). بعد بلافاصله می گوید: “لی ولک” به این ترتیب خود را کنار همسرش قرار می دهد و در جمله «ینفعنا» با گفتن «ینفع» بیانش را به اهداف شوهرش نزدیک می کند و به عبارتی می گوید این کارهای تو تدبیری برای آینده است (کشتن نوزادان) ولی شاید حفظ همین کودک منفعت و تدبیری را که به دنبالش هستی را به همراه آورد و تو را به هدفت برساند و به دنبال آن از ضمیر «نا» استفاده می کند که این ضمیر تفریق من و تو را از بین می برد و حاکی از یک بیان عاطفی است و در نهایت با توجه به خصوصیات روحی همسرش که همان طمع است و نمونه ی بارز این طمع را در شیوه ی حفظ تاج و تختش با کشتن نوزادان به نمایش می گذارد؛ اینگونه سخنش را به اتمام می رساند: «اونتخذه ولدا ». علت بیان این عبارت این بود که فرعون فرزند نداشت و می خواست از این راه او را به طمع اندازد؛ به این ترتیب حضرت آسیه با کمال ملایمت و عقلانیت همسرش را با نظر خود همراه و موافق می سازد. (طبرسی، ۱۳۷۲)

 

۳-۶-۲-  برخورد با تنگناهای زندگی

در زندگی هر کس مشکلات و موانعی ناخوشایند وجود دارد. نوع برخورد همسران با این مشکلات در روابط و فضای حاکم بر زندگی شان تأثیر گذار است . اگر انسان در مشکلات صبر لازم و توکل و ارتباط با خدا را داشته باشد آن وقت روحش به آرامش خواهد رسید . « الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ  [۵]». در نتیجه این آرامش، رفتاری منطقی و حکیمانه خواهد داشت و دیگر به دنبال مقصر نمی گردد و خود را مبری نمی بیند و منصفانه قضاوت خواهد کرد. نمونه ی بارز این رفتار در دعای حضرت زکریا است که می فرماید :« قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا [۶]» ، « پروردگارا ، من استخوانم سست گردیده و ( موی سرم ) از پیری سپید گشته و ای پروردگار من هرکز در دعای تو  ناامید نبوده ام و … زنم نازااست …. ». « وهن» به معنای ضعف و نقصان نیروست . اگر این ضعف را به استخوان هایش اختصاص داده برای این است که آدمی تمامی حرکات و سکون هایش بر آن قرار دارد و جمله « و اشتغل الراس شیبا » که بیانگر سفیدی موهاست (طباطبایی، ۱۴۱۷). بدین ترتیب حضرت ابتدا ضعف و ناتوانی خود را بیان می کند و بعد در رابطه با همسرش صحبت می کند از استعمال فعل ( کانت ) بر می آید که همسر او از جوانی نازا بوده است ، اما هرگز از این بابت خم به ابرو نیاورده و حاضر نشده است که همسر دیگری در کنار او اتخاذ کند بلکه در مقام مناجات هم که تنها او و خدایش حضور دارند و همسرش غایب است حرمت او را پاس می دارد و چنین نمی کند که ابتدا به عیب اساسی او اشاره کند و سپس پیری خود را مطرح سازد . بلکه از شرح ناتوانی خویش شروع می کند. سپس به عقیم بودن همسرش اشاره می کند تا در این دعا او را هم مطرح و سهیم ساخته باشد و هم به شأن او جسارت و عیبش را بزرگ نکرده باشد . این نوع برخورد از هیچ انسانی سر نمی زند مگر از کسی که می داند مسبب الاسباب تنها خداست ، اوست که قادر مطلق است ، عقیم می سازد و نیز می تواند عقیم را بارور سازد و چون این فعل در حیطه ی اختیار بشر نیست نباید به واسطه ی نداشتن آن کسی را سرزنش یا باعث اذیت و آزار او شد (گرجی، ۱۳۷۶).

بنابراین اگر زندگی مشترک بر مبنای محورهای الهی باشد همسران در سختی ها و مشکلات زندگی فقط خودشان را نمی بینند بلکه مراقب هستند تا در این شرایط سخت خدشه ای به روح و جایگاه دیگری وارد نشود.

[۱]  سوره هود، آیه ۸۸

[۲]  سوره نازعات، آیه ۲۴

[۳]  سوره تحریم، آیه ۱۱

[۴]  سوره قصص، آیه ۹

[۵]  سوره رعد، آیه ۲۸

[۶]  سوره مریم، آیات ۴ و ۵

دانلود از لینک زیر :