برنامه‌ريزي چندبعدي برمبناي عمل

برنامه ريزي چندبعدي در حوزه ي عمل يك برنامه ريزي توليدی بوده و بديهي است، بزرگترين رسالت برنامه ريزي توليدی، كاهش فاصله ميان نظر و عمل است تا جايگاهش را در ميان مخاطبانش به دست آورد (بازرگان، ۱۳۸۴).

مخاطبان برنامه ريزي چندبعدي علاوه بر كودكان، مربيان، مديران يا توليدكنندگان آثار خاص كودكان بودند كه به نوعي هر كدام نقش موثري در آموزش و پرورش پيش از دبستان داشتند، به همين دليل يافتن نيازها، ضرورت هاي تربيتي و تهيه استانداردهاي آموزشي متناسب با دوره ي پيش از دبستان در برنامه ريزي چندبعدي، مولف بسته ی آموزشی را بر آن داشت كه با تشكيل كارگاه هايي با مربيان كودك، ضرورت هاي موجود برنامه اي چندبعدنگر بررسي شود و نمونه هاي زيادي از توليدات براساس برنامه ريزي چندبعدي، توسط مربیان با كودكان كار شد تا با ارزيابي واقع بينانه از وضعيت موجود و ترسيم وضع مطلوب بتوان فاصله ي ميان نظر و عمل را هم از لحاظ زمان و هم از نظر امكانات و شرايط و نيز جلب نظر مولفه هاي تاثيرگذار بر برنامه كاهش داد.

دانلود متن کامل از لینک زیر :

دانلود متن کامل پایان نامه ارشد :

پایان نامه اثر برنامه ریزی چندبعدی بر رشد زبان گفتاری کودکان دوره آمادگی ۶-۵ ساله شهر تهران

پس از بررسي ها و جمع بندي نظرات كارشناسان، پروژه ي «زمين ما و آنچه در آن است» به عنوان اولين پروژه انتخاب شد زيرا اين پروژه نقاط اتكا و پيشينه ي مناسبي براي درگير شدن و تجربه ي يك الگوي چندبعدي و كارگاهي و كار پروژه اي با همكاري و هماهنگي حوزه هاي گوناگون هنر و علم داشت.

به عبارت ديگر نويسندگان، در باب طبيعت كه یکی از مضامين مورد توجه اين پروژه بود، آثار بيشتري توليد كرده بودند. كودكان (مخاطبان اصلي)، با طبيعت ارتباط صميمي و نزديك دارند، آب و خاك و سنگ و گياهان و جانوران را در زندگي روزمره ي خود مي بينند و از آنها دركي تجربي و ملموس دارند. به علاوه زمين، پديده ي ارتباط دهنده ي همه ي ساكنانش است و پرداختن به آن، بهترين جوهره ها را براي كار تلفيق دارد (بازرگان، ۱۳۸۶).

بر همين اساس پروژه ي «زمين ما و آنچه در آن است» در يك بسته ي يادگيري ۱۴ رسانه اي يا مولفه اي توليد شد كه در حال حاضر كتاب راهنماي مربي در پيوند هنر و علم، كتاب هنر و علم، كتاب ثبت مشاهده و بازبيني پيشرفت كودك، نگاره، كارت هاي فعاليت، كارت هاي قصه گويي، عكس هاي مستند، كاربرگ هاي كودك، كتاب هاي تك جلدي كودكانه، نوارهاي صوتي موسيقي و قصه گويي، نوارهاي تصويري و فيلم هاي پشتيبان در اين بسته موجود است.

 

 

 

رشد زبان گفتاري و تقويت مهارت برقراري ارتباط در ابعاد برنامه ريزي چندبعدي

 

بعد پروژه هاي برگرفته از زندگي

انتخاب پروژه و كيفيت ارائه ي آن، از ظريف ترين و حساس ترين بخش هاي برنامه ريزي چندبعدي است. موضوعات اين پروژه ها بايد عرصه هاي مناسبي از مطالب جذاب و جالب براي كودكان باشد و همچنين ظرفيت هاي مناسبي براي انتقال مفاهيم، مهارت ها و نگرش هاي ضروري داشته باشند. از طرفي ملاك سطح بندي پروژه ها در توليد، اجرا و ارزشيابي در برنامه ريزي چندبعدي، شمولي است كه پروژه هاي كلي بر گروهي از پروژه هاي كوچكتر دارند، در نتيجه براي هر پروژه بزرگ، چندين پروژه ي كوچك تعريف شده است. مبناي استفاده از اين سطح بندي، اين است كه چنانكه كودكان به پروژه اي بزرگ (زمين) و يا يكي از پروژه هاي كوچك كه به ترتيبي به پروژه زمين مرتبط مي شوند (سنگ، خاك، آب، جانور، گياه ، انسان) رغبت نشان دهند، تنوع و فراواني توليد (شعر، داستان، سرگرمي، نمايش، فعاليت علمي و هنري و …) و محيط غني حاصل از آن ، زمينه ي كسب دانش، نگرش و تمرين و ممارست مهارت هاي مناسب در اين پروژه را امكانپذير مي سازد (بازرگان، ۱۳۸۴).

با توجه به اصول ذكر شده در تعيين محتوا و سازماندهي برنامه زبان آموزي براي كودكان پيش دبستاني، در اينجا اصول مطرح شده در زبان آموزی را که دکتر بهمن زندی در کتاب زبان آموزی عنوان کردند را در برنامه ريزي چندبعدي بررسي مي كنيم.

اولين اصل، اصل استمرار[۱] است؛ بدين معني كه مي بايست يادگيري مهارت ها جنبه مقطعي نداشته باشد و مفاهيم و مهارت ها در واحدهاي يادگيري مختلف تا پايان دوره مستمرا يادآوري و تكرار شود تا يادگيري عناصر و قواعد زباني تداوم يابد. اين اصل در برنامه ريزي چندبعدي و پروژه هاي آن محقق گرديده، بدين صورت كه به عنوان مثال در پروژه «زمين ما و آنچه در آن است» كه شامل ۶ پروژه كوچكتر است در بعد مهارت ها و مضامين ميان رشته اي، مهارت برقراري ارتباط و زبان به صورت مداوم و مستمر در تمامي پروژه ها تكرار شده و كودكان در هر پروژه در قالب فعاليت هاي مختلفي اين مهارت ها را تمرين مي كنند، در واقع تغيير پروژه ها يا محتواي آموزشي فرصت هاي آموزشي متنوعي برای كسب مهارت برقراري ارتباط و رشد زبان گفتاري براي كودكان فراهم مي كند.

به موجب اصل بعدي كه اصل وحدت[۲] است مي بايست محتواي هر ماده درسي و در كل محتواي برنامه زبان آموزي از هماهنگي و يكپارچگي برخوردار باشد. با توجه به شبكه اي بودن زبان و ارتباط عناصر و ساخت هاي آن با هم، اصل وحدت در زبان آموزي نمودي ديگر مي يابد. در واقع مطالب پراكنده و نامنظم و بي ارتباط نه تنها باعث يادگيري نمي شود بلكه موجبات تشتت افكار و خستگي و دلزدگي كودكان را هم فراهم مي سازد.

بدين منظور در برنامه ريزي چندبعدي اگر بلوك «زمين ما و آنچه در آن است» را از مكعب بيرون بكشيم و پروژه هاي كوچك تر مرتبط با پروژه ي زمين را نگاه كنيم، مي بينيم كه ۶ بلوك كوچكتر داخل اين بلوك جاي دارند. به عبارت بهتر، هربلوك جزئي از يك مكعب بزرگتر و يك كل براي مكعب كوچك تر است. درست شبيه ارتباط جزء و كل: هر جزء كلي براي اجزاي مرتبط با خودش و جزئي از كليت ديگري است. در پروژه جانوران، جانوران جزئي از كل موجودات روي زمين هستند و خودشان كليتي را براي گروه هاي گوناگون جانوران با دسته بندي متفاوت تشكيل مي دهند و اين مثال در ساير پروژه هاي كوچكتر اين بلوك مانند آب، خاك، سنگ، انسان نيز صدق مي كند و اين مصداقي است بر وحدت محتوا در برنامه ريزي چندبعدي كه كودك به واسطه آن مي تواند بين عناصر مربوط ارتباط منطقي برقرار كند و يادگيري زباني را سرعت بخشد.

اصل وسعت اصل سومي است كه به كمك فرايند نيازسنجي به ما نشان مي دهد كه كودكان بايد كدام مهارت هاي زباني را بياموزند. هنگام سازماندهي محتوا بايد چنان عمل كرد كه اين ميزان رعايت شود. در كودكان پيش از دبستان نياز به مهارت هاي شفاهي زبان (صحبت كردن و گوش دادن) نسبت به نياز آنها به آمادگي نوشتن بيشتر است. پس به موجب همين اصل است كه در برنامه ريزي چندبعدي و در پروژه هاي آن بخشي به نام واژگان جديد وجود دارد و فعاليت هاي هر پروژه در واقع همان فرصت هاي آموزشي متنوعي است كه مربي براي سخن گفتن و گوش كردن كودكان فراهم مي کند. با توجه به نيازهاي زباني كودكان پيش از دبستان به تقويت مهارت هاي شفاهي در برنامه ريزي چندبعدي بيشتر توجه شده تا مهارت هاي نوشتاري.

آخرين اصلي كه در سازماندهي محتوا مي بايست رعايت شود اصل توالي است؛ اينكه آموزش زبان بايد از عناصر ساده به مشكل باشد و از معلوم به مجهول. يعني در زبان آموزي دانش و مهارت هاي زباني بايد بر مبناي اصل توالي يا همان اعتدال باشد. عناصر و مفاهيم تازه نه كاملا منطبق با ساختار كنوني دانش و مهارت زباني كودك باشد و نه كاملا بيگانه با آن، بلكه مي بايست چيزي ميان اين دو باشد.

به موجب همين اصل در برنامه ريزي چندبعدي بخشي به نام پيوند پروژه اي وجود دارد كه در «پروژه زمين ما و آنچه در آن است» كودكان به تدريج و با روند كامل شدن پروژه اصلي در قالب اجراي ۶ پروژه كوچكتر، تجربه ي مفاهيم و يادگيري خود را تكميل مي كنند. به عنوان مثال مفاهيمي كه كودك در پروژه ي سنگ و كوه فرا مي گيرد نه همانند مفاهيم پروژه قبلي (خاك) بوده و نه كاملا بيگانه با پروژه بعدي (آب) است بلكه حدوسطي ميان اين دو است كه اين اعتدال در بخش پيوند پروژه اي كاملا مشهود است.

 

[۱] – Continuity

[۲] – Unity