تئوری مدیریت دانش جامع

تئوری های مدیریت دانش محدود هستند، با بررسی در این زمینه تئوری های زیر شناسایی شدند:

– تئوری مدیریت دانش جامع

– تئوری مدیریت دانش تیمی

– تئوری مدیریت دانش جامعه گر

۲-۲-۶-۱ تئوری مدیریت دانش جامع

تئوری مدیریت دانش جامع به منظور ایجاد کارایی و موفقیت کارآفرینان به روش سیستماتیک، توسط ویگ (۱۹۹۹) ارائه شد. مفروضات این تئوری عبارتند از:

شناسایی و درک این مسئله سرمایه های هوشی (دانش) برای خلق و حفظ و در دسترس قرار دادن دانش برای پارادایم خدمات و تولیدات رقابتی، ضروری هستند.

– تهیه و تبدیل دانش، فعالیتی ضروری است و در بافت سازمانی باید بطور دائم بازسازی شود.

 –تمام دارایی های دانش (سرما یه های هوشمند) بطور مداوم و با پشتکار و جدیت عنداللزوم باید قدرت را اعمال کنند.

فرایند ها و روابط مدیریت دانش نیاز به حمایت گسترده کارآفرینان و رهبری دارد و زیرساختهای آن باید در سازمان ایجاد شود.

– ویگ بیان می کند که موفقیت تئوری مدیریت دانش جامع در گرو عواملی است که عمدتاض با آماده سازی کارکنان ارتباط دارد. این عوامل شامل:

دانش و منابع: دانش حرفه ای و فنی، اطلاعات و سایر منابع ضروری باید در دسترس کارکنان برای انجام کار کیفی قرار گیرد. در استخدام کارکنان باید به مهارت ها و نگرش هایی که جزء ویژگی شخصی آنهاست، توجه کرد. آنها باید توانایی تفکر انتقادی و خلاق را دارا باشند.

– فرصت ها: کارکنان باید در وضعیت هایی قرار گیرند که قابلیت استفاده از توانایی ها و ظرفیت های خود را به نمایش بگذارند. جریان کار باید بر اساس اهمیت دادن به تواناییهای افراد و به کار گرفتن ظرفیت توانمندی های نواوری تنوع و کار به سمت دانش، سازماندهی می شود.

– سهولت:  منظور از سهولت این است که محیط هایی که کارکنان در آن به انجام وظیفه می پردازند باید امن باشند. محیط امن محیطی است که نواوری را در افراد ترغیب کند تا فراتر از قلمرو وظایف تعیین شده، به ایفای نقش بپردازند.

– انگیزه: کارکنان باید برای عمل هوشمندانه برانگیخته شوند؛ منظور از عمل هوشمندانه انجام دادن کارهای درست است. راه ایجاد انگیزه اینکه به کارکنان باور داشته باشند که فعالیت آنان برای سازمان ارزشمند است (شریف زاده، بودلایی،۱۳۸۷).

۲-۲-۶-۲ تئوری مدیریت دانش تیمی

روند غیر قابل پیش بینی دانش، تلاش تکنولوژی اطلاعاتی را برای اعمال قدرت با شکست مواجه کرد و ضرورت کار تیمی را به ارمغان آورد.

تئوری مدیریت دانش تیمی بر این فرض استوار است که کار گروهی می تواند دانش را مهار کند و مکانیزمی برای سازمان دهی و پیش بینی آن فراهم کند.

گاندی و متس (۱۹۹۶) در زمینه کاربرد تئوری مدیریت دانش گروهی بیان می کنند:

– تیم ها مولد کار اثربخش هستند.

– تیم ها مقاوم تر از افراد هستند.

– تیم ها در خلق انبوه دانش توانا هستند.

همجنین تیم ها دیدی فراتر از افراد دارند.

مفروضات مدیریت دانش گروهی عبارتند از:

برای درک قدرت دریافت واقعیت را تقویت می کند و منجر به نواوری می شود؛ عامل مهم و منحصری که تعیین کننده موفقیت سازمان است.

-اجازه دهید عقاید اصیل و شرافتمندانه از هر جایی به ما برسند.

– یک چرخ به تنهایی ارابه ای را به حرکت در نمی آورد.

به منظور کار بهتر این تئوری در سازمان، هومار (۲۰۰۳) فعالیت های زیر را پیشنهاد می کند:

-حمایت از تیم های فعال که باعث جذب دانش می شود و تلاش های گروه را برای کاربرد دانش همسو می کند.

– تبادل هدف دار دانش میان اعضای گروه که منجر به درخشیدن بصیرت ها و تقویم نوآوری می شود.

– فعالیت های پراکنده را هماهنگ کنید و به اعمال قدرت دانش متخصصان کمک کنید.

– براساس واقعیت ها، راهبردها و دیدگاههای مختلف تصمیم بگیرید.

– تسهیلاتی برای درون نگری، تمرکز و ارائه تصمیم های کیفی تر در هر زمان ارائه دهید(شریف زاده،بودلایی،۱۳۸۷).

۲-۲-۶-۳  تئوری مدیریت دانش جامعه گرا

هویت ۲۰۰۴ می گوید که موضوع مدیریت دانش پیوند مردم به مردم و مردم به اطلاعات برای خلق مزیت رقابتی است. شکل ۲-۶ تئوری مدیریت دانش جامعه گرا را نشان می دهد.

 

 

پایان نامه نقش رهبری دانش مدار بر مدیریت دانش

 

تقاطع پیوندها جایی است که خلاقیت و نوآوری بوجود می آید و منجر به خلق مزیت رقابتی می شود. این پیوندها و تکامل آنها را “هویت” تحت عنوان تئوری مدیریت دانش جامعه گرا می نامند. او در توضیح این تئوری می گوید که اکثر سازمان ها از طرف مشتریان، رقبا، سرمایه گذاران تحت فشار هستند و با جهانی شدن تجارت هیچ سازمانی از این شعارها در امان نیست. سازمان های موفق به روشی سیستماتیک قدرت دانش عملی خود را برای خلق مزیت رقابتی پایدار بکار می گیرند. برای این منظور ضروری است که از رویکردی عملی برای خلق راهبرد مدیریت دانش و توسعه سیستم های دانش اثر بخش استفاده کنند. کلید اعمال قدرت دانش سازمانی، اعلام بصیرت های سازمان و وجود رهبر متفکری است که در تولید و کاربرد دانش به آن بصیرت ها متکی باشد. برای این که مدیریت دانش مزیت رقابتی پایدار فراهم کند؛ ضروری است که افراد در تعامل هم باشد، زیرا مدیریت دانش یک مجموعه برنامه ها و پروژه های منفرد و مجزا نیست بلکه یک رویکرد کل نگر و همه جانبه است.بصیرت کل نگرانه شامل تنظیم و تدوین رسالت، راهبرد و ساختارهای لازم برای مدیریت دانش است و ایجاد هنجارهای فرهنگی اعتماد، سهیم سازی، هدف های مشترک و اشتیاق زیاد برای یادگیری که بر تمام جوانب سازمان نفوذ دارد. هم چنین این رویکرد مستلزم توجه به سهامداران است نه فقط به این علت که ارزش سهام خود را در اختیار سازمان در معرض خطر قرار می دهد. با اعمال نفوذ دانش سازمانی، سازمان ها بطور حیرت آوری توانایی های خود را برای رقابت بهبود می بخشند و اصلاح می کنند؛ و تولیدات و خدماتی که منجر به برگشت جداکثر سرمایه شود ارائه می کنند (شریف زاده،بودلایی،۱۳۸۷).