پایان نامه – تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین بر کاهش علائم نافرمانی در کودکان

آموزش کنترل رفتار برای همه والدین با کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای نه لازم است و نه مطلوب. برای بعضی از والدین، نگرانی عمده پیشرفت تحصیلی کودک است. با اینکه کودک دارای علائم اختلال نافرمانی مشکلاتی را در محیط خانه ایجاد می کند اما ممکن است والدین مایل نباشند و یا توانایی صرف وقت و یا تلاش برای چنین برنامه هایی را نداشته باشند. متخصص بالینی اغلب این والدین را تشخیص می دهد و از آنها نمی خواهد در برنامه شرکت کنند. در بیشتر موارد کودکان دارای سنین ۲ تا ۱۱ ساله بهتر به برنامه های آموزشی والدین پاسخ می دهند. همراه با مداخلات آموزشی، درمان سایر اختلالات مانند اختلالات زبان، تاخیر در رشد، افسردگی، تصور خودکشی و دیگر اختلالات طبی یا روانپزشکی نیز مورد سنجش قرار می گیرد. آشفتگی های جدی والدین نظیر سوء مصرف مواد، افسردگی یا مشکلات شدید زناشویی باعث می شود قبل از اینکه چنین والدینی در برنامه های آموزش والدین ثبت نام کنند، به متخصصین بهداشت روانی ارجاع یابند. بطور خلاصه آموزش والدین پرخاشگر برای هر کس نیست و اگر قرار است از منابع محدود به بهترین نحو استفاده شود، گزینش والدین برای پاسخگویی آنها به برنامه، یک گام ضروری است(زارعی، ۱۳۷۹)

۲-۳-۶ انواع برنامه های آموزش والدین  

برنامه های آموزش والدین را از لحاظ اجرا می توان به دو دسته فردی وگروهی تقسیم کرد.

۲-۳-۶-۱ برنامه آموزش والدین فردی

در آموزش فردی درمان هم روی والد و هم روی کودک متمرکز است. این روش این مزیت را دارد که فرد مداخله کننده می تواند با والدین گام به گام جلو رود. به دقت مشاهده کند که آنها چگونه با کودک ارتباط برقرار می کنند و بنابراین مداخله را اصلاح یا تغییر نماید. آموزش والدین فردی مخصوصاً هنگامی می تواند مفید باشد که پاسخ های کودک دارای علائم اختلال نافرمانی نسبت به اکثریت کودکان نافرمان متفاوت باشد. در برنامه فردی، فرد مداخله کننده می تواند علاوه بر درمان مهارت های مدیریتی والدین و کاهش رفتارهای منفی کودک، سازگاری بین والدین را نیز افزایش دهد. چندین مطالعه در این روش آموزشی، تغییرات اساسی در رفتار والدین مشاهده و گزارش کرده اند و نیز تغییرات قابل ملاحضه در رفتارهای نافرمانی کودک نسبت به گروه کنترل مشاهده شده است. بهبود ۵/۰ تا ۶/۰ انحراف معیار در مشاهده مستقیم و ۶/۰ تا ۹/۰ در گزارش والدین بوده است.  تغییرات تا ۲/۰ انحراف معیار کم، ۵/۰ متوسط و ۸/۰ تغییرات برجسته است. اثرات آموزش والدین انفرادی تا یک سال بعد از درمان مشاهده شده است(هارتمن، استیج و استراتون، ۲۰۰۶).

بررسی تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین بر کاهش علائم نافرمانی در کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای

۲-۳-۶-۲ برنامه آموزش والدین گروهی

در دو دهه اخیر پیشرفت اساسی در برنامه های گروهی وجود داشته و پژوهش های بسیاری از این روش استفاده کرده اند. در این روش مشاهده رفتار والد با کودک امکان پذیر نیست و درمانگر باید توضیحات والدین از آنچه انجام می دهند و آنچه انجام نمی دهند اعتماد کند. برخلاف این اعتقاد که برنامه های آموزش والدین به شیوه انفرادی تاثیر بیشتری بر میزان علائم اختلالات رفتاری دارد، مقایسه های یک به یک نشان داده اند که هر دو به صورت یکسان موثر هستند. تنظیم آموزش والدین به شیوه گروهی یک وضعیت کلینیکی است که ممکن است در شرایطی که زمان و هزینه لازم برای آموزش والدین فردی وجود نداشته باشد استفاده شود. فرمت آموزش والدین به شیوه گروهی مانند فرمت آموزش والدین به شیوه فردی تنظیم شده است. با این وجود، کودک به طور خاص در جلسه حاضر نمی شود و والدین فرصت تمرین مهارت با کودک را در جلسه ندارند. در عوض، والدین در بازی نقش با سایر والدین وارد می شوند و سپس مهارت ها را در خانه با کودکان تمرین می کنند. به علت اینکه کودکان در آموزش والدین گروهی حاضر نیستند، از مدلهای ویدئویی استفاده می شود به طوری که والدین بتوانند کاربرد مهارت ها را با کودکان ببینند. احتمالاً شناخته شده ترین و تحقیق شده ترین برنامه گروهی آموزش به والدین، برنامه وبستر- استراتون هست که براساس برنامه های ویدئویی تنظیم شده است. مطالعات نشان داده اند که این برنامه موثر و مورد علاقه والدین است. در این برنامه والدین یاد می گیرند به رفتارهای مثبت کودکشان توجه کنند،سپس آنها یاد می گیرند دستورات مؤثر و زمان محرومیت را برای رفتارهای نامناسب استفاده کنند. مهارت ها در تمام طول جلسه با استفاده از تکنیک های ویدئویی مطرح می شود و والدین مهارت ها را با یکدیگر تمرین می کنند. در این روش مهارت هایی که به طور مناسب و نامناسب استفاده شده طرح می شود و به والدین پیشنهاد می شود در مورد استفاده مناسب از مهارت ها بحث کنند. استفاده از این مدل ها به نظر می رسد یک ترکیب کلیدی در برنامه باشد. وبستر- استراتون تأثیرات زیادی را در مورد استفاده از ویدئو در مقایسه با برنامه هایی که ویدئو استفاده نکرده اند را ثبت نکرده اند (وبستر- استراتون وهانوکوک ۱۹۹۸ به نقل از گیمپل وهالند ۲۰۰۳).

علاوه بر برنامه آموزش والدین اشاره شده، وبستر- استراتون یک برنامه اضافی را به طور خاص گسترش داده اند تا نیازهای والدین را تعیین کنند. جلسات بر مباحثی مانند روابط، مدیریت خشم و حل استئار است. علاوه براین، والدین یاد می گیرند چگونه به کودکشان در یادگیری مهارت های حل مسأله کمک کنند. این جلسات اضافی منافعی را در سه حوزه ذکر شده نسبت به اجرای برنامه آموزش والدین به تنهایی نشان داده اند، لیکن در بهبود رفتار کودکان تفاوتی نشان نداده اند(دانپورت و ساندرکوک[۱]، ۲۰۰۷). آموزش والدین به شیوه گروهی به نظر می رسد به اندازه آموزش والدین به شیوه فردی مفید باشد. با این حال معایبی نیز برای آموزش والدین گروهی مطرح شده است. گرچه والدین در گروه ممکن است از تقسیم اطلاعات و تجربه با سایر والدین سود ببرند. این فرصت و تقسیم اطلاعات ممکن است برای بعضی والدین ناراحت کننده باشد. علاوه بر این در جاهایی که یادگیری مهارت ها سخت است ممکن است نیاز باشد که به والدین به صورت فردی آموزش داده شود(گیمپل وهالند، ۱۳۸۳، ترجمه احمد جلالی). آموزش والدین فردی به مداخله کننده این امکان را می دهد که برنامه را متناسب با نیازهای خانواده و آنچه برای آنها مناسب است تنظیم کند. یک تحلیل متااندازه تأثیر را در رفتار کودک نسبت به گروه کنترل در مقیاس طبقه بندی شده توسط والدین ۴/۰ تا ۱ را نشان می دهد. مشاهدات مستقیم انداز تأثیر ۴/۰ تا ۶/۰ را نشان می داده اند(کاستین و لیچت، ۲۰۰۴)

۲-۳-۷ ویژگیهای برنامه آموزش والدین

گرچه روشهای مختلفی برای آموزش والدین مطرح شده است اما می توان ویژگی های مشترکی برای آنها برشمرد.

  1. آموزش اساساً با والد یا والدینی آغاز می شود که به طور مستقیم روش های جدید آموزش را در خانه اجرا کنند.
  2. مداخله کننده مداخله مستقیم بسیار کمی با کودک دارد.
  3. به والدین آموزش داده می شود تا به جای تمرکز بر رفتارهای نامطلوب بر رفتارهای اجتماعی و مطلوب کودک تمرکز کنند.
  4. جلسات آموزش شامل اصول و روش هایی است که از آن پیروی می کنند. این روشها شامل تعریف و شناسایی رفتار کودک، به کارگیری اشکالی از تقویت مثبت، اشکالی از خاموشی و تنبیه ملایم مانند نادیده گرفتن رفتارهای نامطلوب، بهای پاسخ و زمان محرومیت است. دادن دستورات با ثبات و واضح و استراتژی های حل مسأله نیز آموزش داده می شود.

۵ . استفاده وسیع از آموزش توضیحی، بازی نقش، تمرین و دریافت بازخورد و تکالیف مشخص(کازدین، ۱۹۹۷ به نقل از کانر، ۲۰۰۲).

[۱]- Davenport & Sandercock