تاثیر سیاست های سرمایه در گردش بر عملکرد مالی شرکت های بورس

  • نسبت های مالی و استراتژی های سرمایه در گردش :

شرکتی که مدیریت سرمایه در گردش ان محافظه کارانه عمل میکند موقعیت زیر را خواهد داشت : نسبت نقدینگی ، نسبت جاری و نسبت سرمایه در گردش خالص ان بالا خواهد بود .مدیر مالی شرکتی که سیاستی جسورانه در پیش میگیرد میکوشد تا مقدار این نسبتهارا کاهش دهد و چه بسا سرمایه در گردش خالص شرکت  را منفی کند دو معیار مشخص کننده سیاست سرمایه در گردش عبارتند از :

  1. تجزیه و تحلیل روند زمانی نسبتها و سرمایه در گردش خالص
  2. مقایسه نسبتهای شرکت با مقادیر متعلق به متوسط صنعت

 

۲-۱-۱۰ مدیریت سرمایه در گردش

مدیریت سرمایه در گردش عبارتست از :تعیین مقدار و ترکیب منابع و مصارف سرمایه در گردش به نحوی که موجب سرمایه افزایش ثروت سهامداران گردد. (تهرانی،۱۳۸۵)

مدیریت سرمایه در گردش عبارت است از تعیین حجم و ترکیب منابع و مصارف سرمایه در گردش به نحوی که ثروت سهامداران افزایش یابد .یکی از اهداف نهایی هر شرکت بیشینه کردن سود در دراز مدت است . اما حفظ نقدینگی شرکت نیز یک هدف مهم است . به دست اوردن سود به قیمت از دست دادن نقدینگی میتواند مشکلات جدی برای یک شرکت ایجاد نماید . لذا باید یک تعامل بین این دو هدف برقرار شود و یک هدف نباید به بهای هدف دیگر بدست اید . اگر یک شرکت سود اوری نداشته باشد نمی تواند به مدت زیادی دوام بیاورد و از طرف دیگر اگر به نقدینگی توجه نداشته باشد ممکن است با مشکلات ورشکستگی یا عدم پرداخت به موقع بدهی ها مواجهه گردد . با توجه به دلایل فوق مدیریت سرمایه در گردش باید مورد توجه خاص قرار گیرد و در نهایت سود اوری و نقدینگی شرکت را تحت تاثیر قرار دهد .

نگهداری سطح مطلوب وجه نقدی برای پرداخت بدهی های سر رسید شده و استفاده از فرصت های ناگهانی مناسب جهت سرمایه گذاری که نشانه ای از انعطاف پذیری واحد تجاری می باشد و دسترسی به مواد اولیه برای تولیدبه طوری که شرکت بتواند به موقع جوابگوی تقاضای مشتریان باشد ، دال بر اهمیت سرمایه در گردش است هرگونه  تصمیمی در این بخش توسط مدیران واحد تجاری اتخاذ شود اثرات شدیدی بر نقدینگی و بر بازدهی عملیاتی واحد تجاری میگذارد که باعث تغییر ارزش شرکت و نهایتا ثروت سهامداران خواهد شد )عربصالحی ،۱۳۹۰ (

مدیریت سرمایه در گردش یک جزء بسیار مهم از امور مالی شرکت ها است. چرا که به طور مستقیم بر نقدینگی، سودآوری و رشد یک کسب و کار تاثیر می گذارد. و از سوی دیگر با توجه اینکه مقدار سرمایه گذاری در سرمایه در گردش اغلب سهم زیادی از کل دارایی ها را به کار میگیرد از دیدگاه بحث سلامت مالی کسب و کار در هر ابعادی موضوعی مهم قامداد می شود . مدیریت سرمایه در گردش شامل برنامه ریزی و کنترل دارایی های جاری و بدهی به شیوه ای است که ریسک عدم توانایی در پاسخگویی به تعهدات کوتاه مدت را از بین می برد و از سرمایه گذاری بیش از حد در این دارایی ها ممانعت به عمل می آورد. (Nyabwanga ,2012)

هدف مدیریت سرمایه در گردش، كسب اطمينان از استفاده بهينه از منابع براي سودآوري و حداكثر كردن ثروت سهام داران است. بنابراين سرمايه در گردش، مي تواند يكي از عوامل ايجادكنندة ارزش براي سهام داران در نظر گرفته شود. بر اساس ديدگاه راپا پورت، كاهش سرمايه گذاري مازاد در سرمايه در گردش، به افزايش ارزش براي سهام داران مي انجامد . كاهش نياز اضافي به سرمايه در گردش، بدين معناست كه يك كسب وكار، داراي جريان هاي نقد خروجي كمتري براي موجودي ها و  بدهكاران باشد و افزايش در جريان هاي نقد ورودي، ارزش کسب و کا را اقزایش دهد . )مرادی ،۱۳۹۲ (

مديريت سرمايه در گردش يكي از حوزه هاي مهم در مديريت مالي ومديريت سازمان ها به حساب مي آيد، چرا كه به طور مستقيم نقدينگي وسودآوري شركت ها را تحت ثأثير قرار مي دهد. احتمال ورشكستگي براي شركت هايي كه در معرض مديريت نادرست سرمايه در گردش حتي با وجود سودآوري مثبت، وجود دارد. مديريت سرمايه در گردش با دارايي ها و بدهي هاي جاري سروكار دارد. دارايي هاي جاري يك شركت قسمت قابل توجهي از كل دارايي هاي آن را تشكيل مي دهد. سطوح بيش از حد دارايي هاي جاري مي تواند منجر به تحقق بازده سرمايه گذاري كمتر از حد متعارف شود. با وجود اين، شركت هايي كه دارايي هاي جاري كمي دارند در روند عادي عمليات، كمبود ها ومشكلاتي خواهند داشت. ) شماخی ، ۱۳۹۲ (

مديريت سرمايه در گردش با يافتن منابع تامين مالي كوتاه مدت و سرمايه گذاري آن منابع در داراييهاي كوتاه مدت ارتباط دارد. مديريت سرمايه در گردش با سودآوري و ريسك شركت در تعامل است. مديريت سرمايه درگردش نامناسب منجر به سرمايه گذاري مازاد در داراييهاي جاري و كاهش سودآوري شركت ميگردد. از سوي ديگر مديريت سرمايه در گردش ضعيف، باعث عدم توازن در داراييهاي جاري و بدهيهاي كوتاهمدت شده و در نتيجه باعث ايجاد مشكلات مالي ميگردد و در نهايت شركت را به مخاطره مياندازد. سطح مناسب سرمايه درگردش، كه موازنهاي از ريسك و سودآوري است، ميتواند تحت تاثير عوامل درون سازماني و برون سازماني قرار گيرد

امروزه مديريت سرمايه در گردش كه همان مديريت بر منابع و مصارف جاري مي باشد، جهت حد اكثر سازي ثروت سهامداران به عنوان بخشي از وظايف مديريت مالي، داراي اهميت ويژه اي مي باشد . در حال حاضر ، تمركز مديريت مالي بر موضوعاتي چون ارتباط بين خطر- بازده و حداكثر نمودن بازده در مقابل خطر قرار گرفته است. از آنجا كه مديريت مالي در ارتقا و كارايي سازمان ها و بهبود عملكرد و سودآوري آن ها تاثير بسزايي داشته است، تصميمات سرمايه گذاري و تامين مالي از جمله مهم ترين تصميمات مالي يك شركت مي باشد كه به عنوان زير مجموعه مديريت سرمايه در گردش قرار مي گيرد.) زهدی ، ۱۳۸۹ (

یکی از مهمترین بحث هاي مدیریت یک واحد انتفاعی، مدیریت سرمایه در گردش آن است که نقش قابل توجهی در رشد و بقاي واحد انتفاعی ایفا می کند. مدیریت سرمایه در گردش در دو گروه مدیریت دارائی هاي جاري و مدیریت بدهی هاي جاري تقسیم می شود. (عباس زاده ، ۱۳۹۲)

مدیریت سرمایه در گردش به کلیه جنبه های اداره داراییهای جاری اطلاق می شود. مدیریت سرمایه در گردش مستلزم اداره انواع داراییهای جاری و بدهیهای جاری بوده و همچنین شامل تصمیمات مربوط به نحوه تأمین مالی داراییهای جاری از محل بدهیهای جاری بلندمدت یا سرمایه می باشد. با توجه به جایگاه و اهمیت سرمایه در فرآیندهای سازمانی، مدیریت آن از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. در این میان سرمایه در گردش به طور کلی در همه سازمانها و به خصوص در سازمانهای با اندازه- های کوچکتر، بخش عظیمی از سرمایه سازمان را به خود اختصاص میدهد، و مدیریت آن براساس مکانیزمهای مدیریت عناصر زنجیره تأمین نیز از اهمیت به سزایی برخورداراست. (انصاری ،۱۳۹۲)

امور مالی شرکت میتواند به سه بخش اصلی بودجه بندی سرمایه، ساختار سرمایه و مدیریت سرمایه در گردش طبقه بندی شود. مدیریت سرمایه های بلندمدت به بودجه بندی سرمایه و ساختار سرمایه مربوط میشود در حالیکه مدیریت دارایی ها و بدهی های جاری در حوزه مدیریت سرمایه در گردش میباشد .(فتحی ،۱۳۸۸)

سرمايه در گردش يك شركت مجموع مبالغي است كه دردارائيهاي جاري سرمايه گذاري ميشود. اگر بدهيهاي جاري از دارائيهاي جاري يك شركت كسر گرد د سرمايه در گردش خالص بدست ميآيد. مديريت سرمايه در گردش عبارت است از تعيين حجم و تركيب منابع و مصارف سرمايه در گردش به نحوي كه ثروت سهامداران افزايش يابد (حسینی ، ۱۳۸۸)

یکی از اهداف هر شرکت بیشینه کردن سود در دراز مدت است اما حفظ نقدینگی شرکت نیز یک هدف مهم است به دست اوردن سود به قیمت از دست دادن نقدینگی میتواند مشکلات جدی برای یک شرکت ایجاد نماید لذا باید یک تعامل بین این دو هدف برقرار شود و یک هدف نباید به بهای هدف دیگر بدست اید . اگر یک شرکت سود اوری نداشته باشد نمیتواند به مدت زیادی دوام بیاورد و از طرف دیگر اگر  به نقدینگی توجه نداشته باشد ممکن است با مشکلات ورشکستگی یا عرم پرداخت به موقع بدهی ها مواجه گردد با توجه به دلایل فوق مدیریت سرمایه در گردش باید مورد توجه خاص قرار گیرد و در نهایت سود اوری و نقدینگی را تحت تاثیر قرار دهد.  (Raheman and Nasr,2007)

مدیریت سرمایه در گردش یک مفهوم بسیار گسترده تر از سرمایه در گردش است، زیرا شامل مدیریت دارایی های جاری، بدهی های جاری، و روابط بین آنهامی شود . در عمل، ما تمایل به ایجاد تمایز بین تصمیمات سرمایه گذاری با توجه به دارایی های جاری و تصمیمات مالی با توجه به بدهی های جاری نداریم . در واقع، اغلب این دومورد اندازه ای ارتباط نزدیک با یکدیگر دارند که  نا خداگاه  ما در مورد تامین منابع مالی از دارایی های صحبت  می کنیم . به عنوان مثال، یک شرکت برخی از فهرست موجودی خود را به صورت اعتباری خرید می کند . در چنین وضعیتی، هم دارایی ها و  هم بدهی به طور همزمان افزایش یافته است. در نتیجه فراهم کردن حداقل منابع مالی برای سرمایه گذاری در  مدت زمان کوتاه الزامی خواهد بود.

(Finnerty, Joseph E,2013)

متن کامل :

دانلود پایان نامه ارشد-نقش سیاست های سرمایه در گردش بر عملکرد مالی

دانلود پایان نامه نقش سیاست های سرمایه در گردش بر عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران