تاثیر هوش عاطفی و خلاقیت بر عملکرد شغلی کارکنان

خلاقیت سازمانی و عوامل کلیدی موثر در موفقیت آن از دیدگاه صاحب نظران

علیرغم سابقه طولانی خلاقیت در حیات بشری سازمانها اخیراً به بواسطه سرعت تغییرات تکنولوژی، رقابت جهانی و عدم اطمینان اقتصادی کشف کرده­اند که یکی از منابع کلیدی و مستمر در قالب ایده­ها، محصولات و خدمات تازه ظاهر می­شود که مستقیماً از تفکر خلاق ناشی می­شود. خلاقیت کارکنان سازمان به این صورت به بقای سازمان کمک می­کند که وقتی کارکنان در کارشان خلاق باشند، قادر خواهند بود ایده­های تازه و مفیدی در مورد محصولات، عملکرد،خدمات یا رویه­های سازمان ارائه و بکار گیرند. وجود چنین ایده­هایی باعث افزایش این احتمال می­شود که کارکنان دیگر  این ایده‌ها را در کارشان مورد استفاده قرار دهند. بعلاوه آنها این ایده‌ها را توسعه داده و آنها را به کارکنان دیگر برای توسعه  و بکارگیري در کارشان منتقل می­کنند. از این رو تولید و بهره­گیري از ایده­هاي تازه این امکان را به سازمان می­دهد که بتواند با شرایط متغیر بازار منطبق شده، به تهدیدها و فرصت ها پاسخ به موقع داده و رشد و توسعه یابد. خلاقیت نه تنها از طریق توسعه محصولات و فرآیندها، سهم بازار موجود را توسعه می­دهد بلکه باعث ایجاد بازارهاي جدید و شکل­دهی به محیط می­شود. با وجود اینکه تغییر و تحولات فزاینده محیطی، سازمانها را در برابر دو راه خلاق بودن و یا از بین رفتن قرار داده، اما سازمانها غالباً خلاقیت کارکنان خود را سرکوب می­کنند تا این که زمینه­هاي ظهور و بروز و ارتقاي آن را فراهم نمایند. در حقیقت، سرکوبی خلاقیت در سازمانها به قدري رایج است که کمتر مورد سوال قرار می­گیرد. اما مدیران عمدتاً نادانسته خلاقیت را سرکوب می­کنند، و زمانی که خلاقیت سرکوب شود سازمان یک ابزار رقابتی قدرتمند یعنی تولید و بهره گیري از ایده هاي تازه را از دست خواهد داد. در واقع مدیران درك درستی از مفهوم خلاقیت و عوامل موثر بر آن نداشته و بیشتر افراد نمی­دانند که چگونه می­توانند خلاقیت خود را افزایش دهند.

تبدیل شدن به یک سازمان خلاق وسیله­اي جهت رقابتی شدن در محیط تجاري پویا و تغییر پذیر امروز شده است.  ترکیبی از ایده­هاي خلاق و مدیریت نوآوري سازمانی، کلید اصلی جهت باقی ماندن در حالت نوآوري سازمانی رقابتی در دراز مدت می­باشد(آدامز و همکاران، ۲۰۱۱).

به علت نقش حیاتی مدیریت نوآوري در خلاقیت سازمانی، تحقیقات بسیاري مباحث مدیریت نوآوري سازمانی را مورد توجه قرار داده­اند. اگر چه مطالعات بسیاري در این زمینه انجام شده است اما بسیاري از سازمانها در مدیریت خلاقیت سازمانی با شکست مواجه شده­اند و هنوز هم از عدم توانایی در باقی ماندن در حالت خلاقیت درازمدت رنج می­برند دلیل اصلی این است که تحقیقات نوآوري سازمانی در یک مسیر غیر قطعی و بی­ثبات انجام شده و به وسیله سطوح توصیفی کمی مورد بررسی قرار گرفته است. در نتیجه سازمانها در گرفتن ایده­ها در یک دید جامع شکست خورده، بنابراین در انتقال آن در کاربرد عملی ناتوان می­باشند(آدامز و همکاران، ۲۰۱۱).

خلاقیت سازمانی را می­توان به این صورت تعریف کرد: خلاقیت سازمانی به ­عنوان توسعه یا پذیرش یک ایده یا رفتار در کارهاي تجاري بوده که براي کل سازمان جدید می­باشد. خلاقیت سازمانی واقعیت ساختن تکنولوژي یا کارهاي مدیریتی جدید در ارتباط با محصولات یا فرآیندهاي جدید می­باشد. مدیریت خلاق سازمانی را میتوان بعنوان یک روش مدیریتی تعریف کرد که یک سازمان را برای خلاقیت، دلگرم کردن و آسان سازی گسترش ایده­های خلاق با یک حرکت آنی و اساسی آماده می­سازد(سیمون، ۲۰۰۷).

عوامل کلیدی موفقیت خلاقیت سازمانی، عوامل عملیات ضروری می­باشند که منجر به اجرای موفقیت آمیز یک سیستم مدیریت خلاق سازمانی می­شوند. با توجه به تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته است از دیدگاه­های مختلف عوامل زیر را می­توان به عنوان عوامل کلیدی موفقیت خلاقیت سازمانی در نظر گرفت (گومز، ۲۰۱۳).

 

دیدگاه گومز[۱]

 

  • فرهنگ خلاقیت: مدیریت مجموعه گسترده­ای از ارزشهای پذیرفته شده، هنجارها و رفتارها در مورد خلاقیت سازمانی را مورد توجه قرار می­دهد.
  • فرهنگ همکاری با دیگران: مدیریت بخش­های دیگری از فرهنگ سازمانی را مورد توجه قرار می‌دهد، که شامل ارزش­ها، هنجارها و رفتار­های پذیرفته شده در داخل سازمان می­باشد که خلاقیت سازمانی را تسهیل می­کند.
  • تعهد و رهبری مدیریت: مدیریت خصوصیات، توانایی‌ها و رفتارهای مدیریتی که مدیریت خلاقیت را هدایت می­کند مورد بررسی قرار می­دهد.
  • مکانیزمی براي توسعه مستمر: مدیریت مکانیزمهاي توسعه و بازبینی براي پروژه­هاي پیشین و پروژه­هاي جاري را که در خلاقیت سازمانی تاثیرگذار است، مورد بررسی قرار می­دهد.
  • توسعه دانش داخلی: مدیریت توسعه و اکتشاف دانش تولید شده داخلی را براي خلاقیت سازمانی مورد توجه قرار می­دهد.
  • تبادل و کشف دانش خارجی: مدیریت اطلاعات خارجی تاثیرگذار بر خلاقیت سازمانی مرتبط با رقابت، بازار، اکتشاف و نقل و انتقال تکنولوژي را مورد توجه قرار می­دهد.
  • یادگیري سازمانی: مدیریت مکانیزمهاي یادگیري و تحصیل را در ارتباط با خلاقیت سازمانی مورد بررسی قرار می­دهد.
  • استفاده و نقل و انتقال دانش: مدیریت مکانیزم انتقال و استفاده از دانش را در خلاقیت سازمانی بررسی می­کند.
  • جمع­آوري دانش: مدیریت مکانیزم ذخیره­سازي دانش را در حین جریان اطلاعات و تکنولوژي و تاثیر آن بر خلاقیت سازمانی مورد توجه قرار می­دهد(گومز،۲۰۱۳).

 

 

دیدگاه شی و سانگ[۲]

  • قابلیت و رفتار کارکنان: مدیریت عناصر ضروری برای کارکنان از لحاظ خصایص، تواناییها، رفتارها و تعهد و رضایت شغلی را مورد توجه قرار داده که نتیجه آن در خلاقیت سازمانی مشخص می‌گردد.
  • توسعه استراتژي براي خلاقیت: مدیریت سمت و سوي استراتژي خلاقیت را مورد بررسی قرار می­دهد که خلاقیت سازمانی را تسهیل می­بخشد.
  • موضع استراتژي براي خلاقیت: مدیریت اجراي کارا و موثر استراتژيهاي متناظر در خلاقیت سازمانی را مورد توجه قرار می­دهد.
  • مکانیزمی براي مدیریت منابع: مدیریت جمع­آوري منابعی را مورد توجه قرار می­دهد که خلاقیت سازمانی را تسهیل می­بخشد.
  • مکانیزمی براي تصدیق و تعیین حد تغییرات مجاز براي خلاقیت: مدیریت یک سیستم تصدیق و پاداش دادن را همراه با دامنه تغییرات مجاز براي ابهام، خطا و تعارض در ارتباط با خلاقیت سازمانی مورد بررسی قرار می­دهد (شی و سانگ، ۲۰۰۹).

 

دیدگاه ماسون[۳] و همکاران

 

  • پیچیدگی ساختاری: مدیریت الگوهایی از ساختار را مورد توجه قرار می­دهد که یک سازمان بکار می‌گیرد تا اجرای خلاقیت سازمانی را تسهیل بخشد(ماسون و همکاران، ۲۰۰۴).

 

دیدگاه لیمون و ساهوتا[۴]

  • فاصله بین قدرتها در سازمان: مدیریت رسمی و توزیع سازی قدرت تحت ساختار سلسله مراتبی را مورد توجه قرار می­دهد(لیمون و ساهوتا، ۲۰۰۸).

[۱] -Gomez

[۲]-Shui&Sang

[۳] -Mason

[۴] – Lemon&Sahota

متن کامل :

پایان نامه ارشد بررسی تاثیر هوش عاطفی بر عملکرد شغلی کارکنان