تامین و تثبیت جایگاه و پایگاه اجتماعی

خانواده از طریق جایگزین سازی و یا تخصیص پایگاه به اعضای جدید خود برخی از موقعیت‌های اجتماعی را تفویض می‌کند. از طریق تولد مشروع، موقعیت فرزند در مجموعه روابط و تعهدات خویشاوندی مشخص می‌شود. خانواده همچنین موقعیت‌های زندگی فرد و پایگاه اجتماعی ویژه او را در زندگی مشخص می‌نماید. هر جامعه‌ای از قواعد تنظیم تبار برای تعیین پایگاه و منزلت اجتماعی متناسب کودکان استفاده می‌کند و از این طریق خویشاوندان و خانواده فرد را مشخص می‌کند.

چندین عامل انتسابی (غیر اكتسابی) در تعیین پایگاه اجتماعی افراد یا گروه ها، یعنی موقعیتی كه در سلسله مراتب اجتماعی احراز می‌كنند دخیل است كه عبارتند از: طبقه، نژاد، قوم، جنس، سن و تا حدودی این دین و مذهب. خانواده ای كه شخص در آن متولد می‌شود، شماری از این ویژگی‌های منتسب را به وی منتقل می‌سازد و از این طریق، پایگاه اجتماعی اورا مشخص می‌كند. خانواده بسته به اینكه به كدام نژادیا قوم یا مذهب تعلق دارد، نقشی تعیین كننده در انتساب پایگاه اجتماعی بالاتر یا پایین‌تر به اعضای خود ایفا می‌كند. البته هر فردی می‌تواند پایگاه اجتماعی خود را با تلاش و پشتكار در جهت احراز عوامل اكتسابی آن از قبیل ثروت و تحصیلات، ارتقا بخشد و این امر در جوامعی كه اعضای آن از تحرك اجتماعی بالایی برخوردارند، كاملا مشهود است. (امکوست، ۱۹۷۸) ولی خود عوامل اكتسابی و فرصت های لازم برای كسب آن‌ها نیز تا حدودی متاثر از پایگاه اجتماعی منتسب فرد هستند.

به نظر می‌رسد اسلام تفاوت افراد در پایگاه اجتماعی منتسب و نقش خانواده در تعیین بخشیدن به این پایگاه را در بیشتر موارد، یك واقعیت مفروض می‌گیرد. قرآن كریم در سوره مبارکه زخرف آیه ۳۲ از مساله تفاوت پایگاه اجتماعی، آنجا كه از عوامل اقتصادی ناشی شده باشد، به اختلاف درجات یاد می‌كند و با نسبت دادن آن به خالق هستی، در ردیف سنت های اجتماعی قرار می‌دهد. در عین حال، اسلام با بهرگیری ناعادلانه از عوامل یاد شده، به لحاظ ارزشی، مخالفت ورزیده است.

۴-۱۵-۵٫ جلوگیری از انحرافات اجتماعی (كنترل اجتماعی)

جلوگیری از انحرافات اجتماعی را میتوان از كاركردهای مراقبتی و حمایتی خانواده دانست كه یا از راه كنترل مستقیم خانواده بر رفتار اعضا و یا بطور غیر مستقیم و به عنوان پیآمد كاركردهای دیگری همچون ارضای نیاز های عاطفی و جسمانی تحقق می‌یابد.

اسلام نیز جلوگیری از انحرافات اجتماعی را یكی از اهداف ازدواج به شمار آورده و در راستای تحقق این هدف بر ایفای كاركرد های نظارتی یاد شده تاكید كرده است.

كنترل رفتار فرزندان به ویژه از سوی والدین نیز دارای دو جنبه مستقیم و غیرمستقیم می‌باشد. در خصوص نظارت مستقیم، افزون بر ادله عام امر به معروف و نهی از منكر، كه طبق تصریح مصحف شریف همه مردان و زنان را در بر میگیرد. «وَ الْمُومِنُونَ وَ الْمُومِناتُ بَعْضُهُمْ اوْلِیاءُ بَعْضٍ یامُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ یقیمُونَ الصَّلاه وَ یوتُونَ الزَّكاه وَ یطیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ اولیكَ سَیرْحَمُهُمُ اللَّهُ» (توبه، ۷۱) و مردان و زنان مومن همه یاور و دوستدار یكدیگرند، خلق را به كار نیكو وادار و از كار زشت منع مى‏كنند و نماز به پا مى‏دارند و زكات مى‏دهند و حكم خدا و رسول او را اطاعت مى‏كنند، آنان را البته خدا مشمول رحمت خود خواهد گردانید. ادله ای در خصوص نقش نظارتی اعضای خانواده وارد شده است. از جمله اینكه می فرماید: یا آیها الَّذینَ امَنُوا قُوا انْفُسَكُمْ وَ اهْلیكُمْ نارا؛ (تحریم، ۶) اى كسانى كه ایمان اوردهاید، خود را باخانواده خویش از اتش دوزخ نگاه دارید. [۱]

خانواده گذشته از كنترل مستقیم، بطور غیر مستقیم و از راه ایجاد فضایی همراه با آرامش و امنیت و ارضای نیازهای عاطفی و جسمی همسران نیز تاثیر كنترل حمایتی دارد. در مورد كنترل غیر مستقیم چنان‌چه عنوان شد از یك سو باید بر نقش حمایت عاطفی و جسمی همسران و نیز حمایت عاطفی فرزندان در كاهش انحرافات اجتماعی تاكید كرد. در اسلام تاكید ویژه ای بر این موضوع صورت گرفته است. در شماری از آیات و روایات، تعبیر«احصان» كه پیشتر نیز درمبحث ساختار بیان شد از ریشه لغوی «حصن» به معنای دژ و قلعه، مشتق گردیده و اشاره ای تلویحی به این مطلب است كه هر یك از دو همسر برای دیگری به منزله دژ و قلعه است. (نساء۲۴و۲۵) همچنین تعبیر قرآنی «هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَانْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ » (بقره، ۱۸۷) كه زنان را لباس مردان و مردان را لباس زنان معرفی كرده، می‌تواند به این نكته اشاره داشته باشدكه همان گونه كه لباس، زشتی‌ها و نقاط بدن انسان را می پوشاند و باعث زینت و حفظ ابروی وی می‌گردد، همسران نیز از جهات مختلف از جمله جلوگیری از انحرافات و زشتی‌ها، همدیگر را می پوشانند وبدین ترتیب، زینتی برای یكدیگرند (شاذلی، ۱۴۱۲)

۴-۱۵-۶٫ زمینه سازی تربیت

در تربیت مسائل مهمی از جمله جامعه پذیر نمودن فرزندان و تربیت اجتماعی و تربیت دینی مورد نظر قرار دارد.

۴-۱۵-۶-۱٫ جامعه‌پذیری

با وجود اینکه در جوامع جدید بسیاری از کارکرد‌های خانواده توسط نهاد‌های دیگر انجام می‌شود ولی خانواده هنوز مهم‌ترین عامل جامعه‌پذیری است. از این رو، خانواده نقش اساسی در شکل‌گیری رویکردها، ارزش‌ها و باورداشت‌های کودک را به عهده دارد.

مبحث جامعه‌پذیری تا حد زیادی از عناصر ارزشی و ایدئولوژیک متاثر است لذا بدون توجه به ارزش‌ها و هنجار‌های جامعه نمی‌توان به بررسی و تحلیل آن اقدام نمود، به بیان دیگر تعیین بهترین و کامل‌ترین شکل جامعه‌پذیری کودکان، بدون در نظر گرفتن یک نظام ارزشی خاص بی معناست. و اختلاف نظام‌های ارزشی موجب می‌شود تا به جای تاکید بر بهترین شیوه جامعه‌پذیری، از شیوه‌های متعددی سخن بگوییم که هر کدام از آن‌ها با یکی از نظام‌های ارزشی موجود، بیشترین تناسب را دارد.

در نتیجه، برای تعیین بهترین شیوه جامعه‌پذیری کودکان در اسلام، باید نظام ارزشی اسلام، بطور عام، و اهدافی که اسلام از ازدواج و تشکیل خانواده دنبال می‌کند بطور خاص مورد توجه قرار گیرند.

در مجموع می‌توان از آیات و روایات اسلامی‌چنین برداشت کرد که تربیت در محیط خانواده هسته‌ای به لحاظ استعداد‌های طبیعی و روانی والدین و احساس تعهد آنان در قبال فرزندان و نیز به لحاظ دیگر کارکرد‌های مثبت فردی و اجتماعی خانواده که مورد عنایت اسلامند، بر شیوه‌های دیگر جامعه‌پذیری کودکان، اولویت دارد.[۲]

یکی دیگر از مسائل مرتبط به جامعه‌پذیری، به مساله یادگیری نقش‌های جنسیتی باز می‌گردد. شیوه‌های متفاوت تربیت کودکان دختر و پسر، باعث شکل‌گیری شخصیت‌های متمایزی می‌شود که نگرش ها، احساسات و رفتار‌های متفاوتی را در طول زندگی از خود به نمایش می‌گذارند یادگیری نقش‌های جنسیتی از سوی کودکان، از دو راه عمده صورت می‌گیرد: ۱) آموزش مستقیم که در طی آن، دیگران به ویژه والدین، به کودک در قبال رفتار‌های متناسب با نقش‌های جنسیتی سنتی، پاداش می‌دهند ۲) الگو سازی که در طی آن کودکان، دیگرانی از جنس خود را در حال انجام رفتاری مشاهده می‌کنند و سپس به تقلید آن رفتار می‌پردازند.

در مورد جامعه‌پذیری نقش‌های جنسیتی نیز اسلام جنسیت را در بسیاری از فعالیت‌های خانوادگی و اجتماعی شرط ندانسته، نظر آن بر تفکیک کامل نقش‌های زن و مرد و نفی قلمرو‌های مشترک نمی‌باشد، لیکن به ویژه با توجه به تفاوت‌‌های طبیعی جنسی که در دیدگاه اسلامی‌مفروض گرفته شده‌اند، با جامعه‌پذیری متفاوت هر یک از دختر و پسر سازگار می‌باشد.

۴-۱۵-۶-۲٫ تربیت اجتماعی

چنان‌چه تربیت به مفهوم فراهم آوردن زمینه برای پرورش استعداد‌های درونی هر موجود و به ظهورو فعلیت رسانیدن امکانات بالقوه درون او در نظر گرفته شود حوزه وسیعی از آموزش و پرورش‌های گوناگون جسمی، فکری، فرهنگی، علمی، اخلاقی، مذهبی را در بر می‌گیرد و انگاه که با پسوند خانواده بیاید، بدین معناست که در این نهاد کوچک، ولی مهم اجتماعی افرادی به‌عنوان مربیان و کسانی نیز در جایگاه تربیت شوندگان وجود دارند.

پیش از آن‌که دین و آموزه‌های وحیانی و یا پژوهش‌ها و تحقیقات روان‌شناختی جامعه شناختی و تربیتی در این باره اظهارنظر کند، واقعیت‌ها و عرف زندگی انسانی، مطابق با راهکار‌های پیشینی دین، نقش مربی گری را به والدین[۳] و تربیت پذیری را به فرزندان داده است. امروزه، موسسات تربیتی و آموزشی گرچه مطابق اصولی علمی‌درپرورش و تربیت نسل‌های نو می‌کوشند اما با این همه، هرگز جای پدر و مادر را پر نکرده و نخواهند کرد.

یکی از دلایل مدعای فوق آنست که سازمان‌های تربیتی اگر چه بتوانند آداب، سنن و شیوه زندگی را به گونه نظری به کودک آموزش دهند اما از ناحیه پرورش رفتاری و تزریق محبت و عواطف روحی، که بخشی از نیاز کودک است، هرگز جانشین پدر و مادر نمی‌شوند و این نیاز هم چنان بدون پاسخ می‌ماند. مهرورزی‌های عاطفی و برخاسته از ژرفای احساس و نهاد جان مادر و پدر است که بذر محبت و دوستی واقعی و نه تصنعی را در نهاد کودک می‌کارد هیچ احسان و صمیمتی مانند محبت پدر و لطف مادر برای فرزند نمی‌تواند ایثار، دگر دوستی و ضعیف نوازی را بیاموزد و اساس خانواده‌های بعدی را که بوسیله کودکان و همسران آینده بنا می‌گردد، استحکام بخشد.

۴-۱۵-۶-۳٫ تربیت دینی

پرورش معنوی و دینی نیز که از مهم‌ترین كاركردهای خانواده است، و به معنای فرایند انتقال معارف و ارزش‌های یک مذهب خاص به فرد است، را می‌توان در همین راستا و در ذیل عنوان جامعه‌پذیری گنجاند.

هر چند به ندرت در ادبیات علوم اجتماعی و در اندکی از نظریات جامعه‌‌شناسی[۴] به عنوان کارکرد‌های خانواده از آن نام برده می‌شود. شاید به این دلیل كه علم جامعه شناسی، صرفا به عملكرد اجتماعی خانواده می پردازد و پرورش معنوی را صرفا در محدوده جامعه پذیری تحلیل می‌كند و علم روان‌شناسی نیز حیات معنوی را صرفا از دریچه آثار روانی آن می‌شناسد، و شاید هم به این دلیل كه اصولا علوم انسانی مدرن، نه خواسته و نه توانسته اند واقعیت این را آن‌گونه كه هست، بشناسد.

به هر روی پرورش كودك به گونه‌ای كه با خداوند انس گیرد، تدبیر الهی را بر هوای خویش مقدم كند، واجبات و محرمات را پاس دارد، نهال اخلاص را در درون خویش پرورش دهد، و دنیا را به منزله كشت‌زار آخرت بنگرد، مصادیقی از پرورش معنوی است.

در این راستا کودکان با فراگیری داستآن ها، اعتقادات و اعمال مذهبی خانواده­ها، ابزار مورد نیاز برای شکل دادن به ذهنیت‌های خود راجع به پرسش‌های اساسی زندگی را به دست می‌آورند. مومن همواره خانواده خود را از دانش وتربیت شایسته بهره‌مند می‌سازد تا همه آنان را وارد بهشت کند. (نوری، ج ۱۲، ۱۴۰۸)

از میان شیوه‌های تربیت اسلامی‌در خانواده به دو شیوه مهم ذیل اشاره می‌گردد.

۱) شیوه کلامی: منظور از شیوه کلامی‌(دستوری، بیانی) امر و نهی‌های ارشادی همسران به یکدیگر و کودکان عضو خانواده است. به بیانی دیگر دستورها، مشورت دهی همسران به یکدیگر و والدین به فرزندان در انجام احکام و کار‌های دینی، اخلاقی و عبادی، شیوه کلامی‌تربیت است. این نوع تربیت، در رشد و شکوفایی حس دینی اعضای خانواده به ویژه کودکان، تاثیر فراوان دارد زیرا صمیمیت، پیوند و اشتراک سرنوشت زن و شوهر بستر پذیرش و سخن شنوی از همدیگر را فراهم می‌اورد چنان‌که کودک در دوره کودکی وابستگی کامل به والدین دارد و با دید مثبت به آن‌ها می‌نگرد و هر چه از آنان دریافت کند می‌پذیرد. گفتار‌های والدین، اعم از دستوری و غیردستوری، حتی سخنان متعارف آن‌ها در شکل‌گیری رفتار و افکار کودک موثر است. (بقره، ۸۲)

۲) شیوه نمادین: در واقع آن‌چه اعضای خانواده از اعمال و رفتار یکدیگر می‌اموزند، بدون اینکه دعوتی از هر یک از آن‌ها شده باشد شیوه نمادین یا عملی تربیت است. کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم (کلینی، ج۲، ۱۳۸۸). این گونه تربیت و یادگیری دو شاخصه بنیادین دارد؛ نخست اینکه دامنه تاثیر این روش بسیار گسترده است. [۵] تاثیرگذاری رفتاری خانواده بر یكدیگر، هر چند تمامی اعضای همزیست را در بر می‌گیرد، اما از میان همه، خردسالان و كودكان تاثیر پذیرترند. معمولا كودك سخن گفتن، آداب معاشرت، رعایت نظم یا بی نظمی، امانت داری یا خیانت، راست گویی یا دروغ گویی، خیر خواهی یا بدخواهی را در محیط خانه فرا می‌گیرد.

تاثیر عمیق رفتار والدین بر روح فرزندان غالبا تبدیل به ملکه شده و تا پایان عمر باقی می ماند. چنان‌که همانندی میان رفتارهای دینی اخلاقی و اجتماعی دو همسر، كه سالیانی با یكدیگر زیسته اند، جای انكار ندارد.

در دیدگاه اسلام، گذشته از هر اثر و ره اورد دنیوی یا اخروی كه برای تربیت دینی خانواده به مفاهیم و شیوه‌های یاد شده می‌توان سراغ گرفت، نقش تربیت‌های دینی در تعامل همسران، سالم سازی، تداوم و استحكام خانواده بسیار برجسته است. در آموزه‌های دینی از ویژگی‌های همسر مناسب آن است كه همسرش را در بندگی و اطاعت خداوند و انجام وظایف دینی یاری رساند. (حرالعاملی، ج۱۴، ۱۴۱۴) رهیافت كامل تر به این نقش و اثر، انگاه میسر می‌گردد كه به تربیت دینی در ساحت های باور‌ها و اخلاق نگریسته شود. همانطور كه در مبحث ساختار نیز بیان شد، هر گاه دو همسر در مسائل اصلی، بنیادی و اعتقادی، نگرش های متفاوتی داشته باشند، كفو یكدیگر به شمار نمی روند. و پیمان زندگی مشترك با احتمال زیادی تداوم نیافته به دشمنی یا جدایی منجر می‌شود. برخی آیات به این موضوع اشعار دارد. (تحریم، ۱۰و۱۱) [۶]

همچنین در جای دیگری نیز به پیامبر می فرماید به همسران خویش اعلام كند كه هر گاه با پیامبر در ارزش داوری ها، هم سویی و هم اندیشی نداشته باشند، این اختلاف پیوند همسری میان آنان را می گسلد. (احزاب، ۲۸و۲۹) از این روی، اگر سنگ بنای ازدواج بر شالوده ای پی‌ریزی شود كه هر دو طرف در باورهای كلان هستی شناسی اختلاف نظر دارند و یا در مسیر زندگی مشترك این اختلاف روی دهد، بی گمان این بنا فرو می‌ریزد.

در حوزه اخلاق نیز، عدم پیراستگی اخلاقی هر یك از طرفین می‌تواند درون خانواده تنش برانگیزاننده باشد و خانواده را تا سر حد جدایی و فروپاشی به پیش برد.[۷] آمار‌ها و بررسی های آسیب شناسانه اجتماعی و خانوادگی نیز موید نگرش قرآنی و بیان كننده آن است كه خیانت همسران به یكدیگر و آلودگی اخلاقی، نه‌تنها از عوامل فروپاشی خانواده‌ها در جوامع سنتی، بلكه در میان ملت هایی است كه به باورهای سكولارمعتقدند، زیرا فطرت و طبع انسانی با خیانت همسران به یكدیگر ناسازگار است و هیچ زن و مردی- گر چه به ظاهر تن در دهد – در عمق جان خویش، خیانت همسر خود را دوست ندارد. بخشی از مصلحت، حكمت و آموزه‌های دینی در موضوع حجاب و پوشش مردان و زنان، با نگرستن به همین زاویه قابل فهم و دریافت است.

به دنبال مطالب فوق و برطبق سیاق و نظم كلام الهی، روی سخن به همه اهل ایمان بوده، دستوراتی درباره تربیت دینی همسر و فرزندان و خانواده بیان گردیده است. (تحریم، ۶) که نگه داری خویشتن به ترك معاصی و عدم تسلیم در برابر شهوات، و نگهداری خانواده به تعلیم و تربیت و امر به معروف و نهی از منكر و فراهم ساختن محیطی پاك و خالی از هر گونه الودگی، در فضای خانه و خانواده است. البته این توصیه ها، درحقیقت برنامه ای است كه باید از نخستین سنگ بنای خانواده یعنی تشکیل ساختار، و سپس نخستین لحظه تولد فرزند آغاز گردد، و در تمام مراحل با برنامه ریزی صحیح و با نهایت دقت ادامه یابد. به تعبیر دیگر حقوق همسر و فرزند تنها با تامین هزینه زندگی و مسكن و تغذیه آن‌ها حاصل نمی‌شود، مهمتر از آن تغذیه روح و جان آن‌ها و بكار گرفتن اصول تعلیم و تربیت صحیح است. (مکارم شیرازی، ج ۲۴، ۱۳۷۳)

در این ارتباط نیز، متون دینی سفارش های فراوانی به آموزش قرآن كریم، اعتقادات دینی و مناسك و احكام شرعی به فرزندان كودك و نوجوان داشته، برای نمونه، تعلیم قرآن به فرزند از حقوق فرزند بر پدر به شمار آمده است[۸].

در آموزه‌های دینی از ویژگی‌های همسر مناسب آن است كه همسرش را در بندگی و اطاعت خداوند و انجام وظایف دینی یاری رساند.[۹]

کارکرد‌های دیگری تحت عناوین تولیدمثل (فرزنداوری)، تنظیم رفتار جنسی (تامین نیازجنسی)، تامین نیاز‌های عاطفی و اقتصادی، که از راه‌های کسب آرامش درونی در پرتو خانواده هستند و دیگر کارکردها را نیز می‌توان برای خانواده لحاظ نمود که بدلیل بررسی آن‌ها در سایر قسمت‌های این نوشتار و جلوگیری از تکرار، یابعلت عدم ارتباط مستقیم با محتوای متن از بررسی و تبیین موارد مذکور در این مبحث خودداری گردیده است.

کارکرد‌های فوق در واقع غایات منتسب به خانواده اسلامی‌هستند. خانواده در نگرشی کلان در نظام آفرینش، خود به‌عنوان یکی از خرده سیستم‌های این نظام محسوب می‌شود. در مبانی هستی‌شناسی دینی، آفرینش جهان هستی غایتمند  و دارای هدف می‌باشد. بدین ترتیب خرده نظام‌های مطلوب اسلام در تمامی‌حوزه‌ها اعم از خانواده، اقتصاد، سیاست و سایر آن ضمن آن‌که هر یک اهداف خاص خود را دنبال می‌کنند، در راستای تحقق بخشیدن به هدف غایی نظام بزرگ آفرینش که همان هدف غایی حیات طیبه است قرار می‌گیرند.

تلاش برای رسیدن به هدف غایی بر انتخاب صفات ساختاری و کارکرد‌ها نیز تاثیر دارد؛ زیرا در سیستم خانواده اسلامی‌علاوه بر اینکه صفات ساختاری بر کارکرد‌ها موثرند، بلکه مقدمات رسیدن به هدف غایی نیز می‌باشند. همچنین کارکرد‌ها واهداف نیز همگی در مسیر هدف غایی قرار دارند. طبق این نگرش انتخاب ساختار و رسیدن به کارکرد‌ها در واقع مقدمات رسیدن به هدف غایی است. چنین دیدگاهی به زندگی خانوادگی، ضمن ارائه معیار و الگو برای معماری و تشکیل ساختار و کارکرد، آن را هدفمندانه به سمت تعالی غایی هدایت می‌نماید.

سیستم خانواده اسلامی ‌با تکیه بر اصول و در پرتو چنین نگرشی دینی است که می‌تواند علی‌رغم فرو کاستن کار کرد‌های خانواده در دنیای معاصر و با وجود پاره‌ای نظریات همچون نظریه مبادله، استحکام خانواده را تضمین نماید.

۴-۱۵-۷٫ استحکام خانواده با وجود فروکاستن کارکردها

در مبحث کارکرد فصل دوم بیان گردید که هر اندازه در خانواده بقایای کارکرد‌های نهادی بیشتر باقی مانده باشد. (منظور کارکرد‌هایی است که با وجود صنعتی شدن و تکامل کارکرد‌های عمومی‌اجتماعی هنوز در خانواده باقی مانده اند) «قانون ثبات» و هر اندازه این بقایای کارکردی در خانواده از طرف شخصیت اعضا خانواده بیشتر درونی گردد «قانون انعطاف‌پذیری» خانواده ثبات بیشتری دارد. با تایید این نظر، می‌توان ادعا نمود که کارکرد‌های خانواده، ضامن ادامه حیات سیستم خانواده می‌باشد.

حال با توجه به پاره‌ای تغییرات اجتماعی و پیدایش برخی نهاد‌های جایگزین و در مواردی شیوه‌های نهادینه نشده که همان کارکرد‌های خانواده را ایفا می‌کنند. این پرسش مطرح می‌گردد که آیا هم‌چنان کارکرد‌هایی باقی خواهد ماند که اختصاصا به جایگاه خانواده مربوط بوده، با وجود نهاد‌های بدیل بوجود آمده، برآوردن آن فقط به عهده خانواده باشد؟

واگذاری پاره‌ای از کارکرد‌های خانواده همچون کارکرد جامعه‌پذیری یا اقتصادی آنهم تا حدودی، به عوامل خارج از سیستم خانواده، واقعیتی ضروری و اجتناب ناپذیر است؛ ولی سیستم خانواده‌ی متکی بر ساختار اسلامی‌ و عملکرد دینی، برخی کارکرد‌ها مثل برآوردن نیاز‌های جسمی ‌و عاطفی را فقط برای خانواده مجاز می‌داند. صفات برشمرده در تشکیل ساختار شامل ایمان، تقوا و پاکدامنی علاوه بر اینکه عناصر کلیدی تشکیل ساختار می‌باشند، موجب پای‌بندی افراد به برآوردن درون سیستمی‌این نیاز‌ها وتقویت کننده ثبات سیستم خانواده اسلامی ‌نیز محسوب می‌گردند.

همچنین نقش خانواده در امور مراقبت، تعلیم و تربیت و کنترل فرزندان هم‌چنان برترین جایگاه را دارد. بنابراین در بینش اسلامی ‌با وجود فرو کاستن برخی از کارکردها، سیستم خانواده هم‌چنان مستحکم و رو به رشد، به بقای خود ادامه خواهد داد.

[۱]ایمه اطهار (ع) مفاد این آیه شریفه را به انجام امر به معروف و نهی از منكر تفسیر كرده‌اند.

[۲]البته به معنای نفی مطلق آن شیوه‌ها نیست چرا که حداقل شیوه‌هایی مانند فرزند خواندگی یا تربیت در خانواده‌های گسترده، مورد تأیید اسلام قرار گرفته‌اند.

[۳]نقش مربی گری گاه در مورد همسران نسبت به یکدیگر نیز مصداق دارد.

[۴]شیفر، ۱۹۸۹

[۵]پیامبر گرامی‌اسلام در موارد متعددی مانند تعلیم نماز و حج از این شیوه استفاده می‌نمودند. صلوا کما رایتمونی اصلی نماز بگزارید، آن گونه كه می بینید من نماز می گزارم.

[۶]آیات قرآن از هر دو گروه زنان و مردان كه با همسران خود، ناهمسانی فكری داشته‌اند نمونه آورده است.

[۷]آیات یكم تا پنجم سوره تحریم رویدادی را حكایت می‌كند كه در زندگی خانوادگی پیامبر اتفاق افتاد و مایه رنجش شدید و آزردگی خاطر رسول خدا از برخی همسرانش گردید؛ چندان كه كار داشت به طلاق و جدایی می انجامید.

[۸] حر العاملی، ج۱۵، ۱۴۱۴

[۹] حرالعاملی، ج۱۴، ۱۴۱۴

متن کامل در سایت زیر :

پایان نامه دکترا بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت‌های تربیتی آن مبتنی برآموزه‌های قرآن