ترسیم ابعاد کارکردی خانواده در آموزه‌های قرآنی (چرایی خانواده اسلامی)

در این قسمت به بررسی این پرسش پرداخته می‌شود که ابعاد کارکردی خانواده در آموزه‌های اسلامی ‌چگونه ترسیم شده است؟

برای حفظ خصوصیات مهم سیستم به‌ویژه کلیت و سازمان، بهترین منبع احصاء اهداف سیستم به‌عنوان برون داد، همان منبعی است که درون‌داد‌ها از آن استخراج شده‌اند؛ زیرا در صورت متفاوت بودن این دو، روند سیستم دچار مشکلات جدی خواهد شد. بنابراین لازم است بین ساختار و کارکرد هر سیستم، سنخیت لحاظ شود. لذا آموزه‌های قرآنی هم‌چنان‌ که منبع بدست آوردن صفات ساختاری در نظر گرفته شد، بهترین منبع بدست آوردن کارکرد‌های خانواده نیز می‌باشند. در اینصورت است که بین درون داد‌های اسلامی ‌و برون داد‌ها یگانگی و وحدت وجود داشته و می‌توان ادعا نمود که صفات بر شمرده، شایستگی تسهیل گری و مدد رسانی سیستم برای رسیدن به اهداف اسلامی‌ را دارند.

هم‌چنان‌ که در فصل دوم بیان شد مصادیق کارکرد‌ها و اهداف بطور کامل بر یکدیگر منطبق نیستند. زیرا اصطلاح کارکرد‌ها شامل نتایج مثبت و منفی و نیز آشکار و پنهان است. درحالی که اهداف فقط به غایات مثبت و آشکار اطلاق می‌شود. از سوی دیگر کارکرد‌ها به نتایج تحقق یافته اختصاص دارد درحالی که اهداف ممکن است تحقق خارجی نیابند. لیکن در اینجا کارکرد‌های مثبت خانواده مدنظر می‌باشد.

کارکرد گزاره ناظر به بیان اثر و نتیجه مطلوب (مورد انتظار) از فعالیت نظام (یا زیر نظام) که برای تحقق غایت و انجام رسالت هر یک از عوامل و نهاد‌های تربیتی ضروری باشند.

به‌منظور وضوح و انسجام مطالب و جلوگیری از پراکندگی، نظریات برخی اندیشمندان در ذیل کارکرد مربوطه بیان خواهد گردید.

۴-۱۵٫ کارکرد‌های خانواده با نگرشی اسلامی

آموزه‌های دینی و از جمله، آیات قرآنی با ادبیات و زبان خاص خود بر کارکرد خانواده- به ویژه والدین، به‌عنوان دو عنصر اصلی شکل دهنده، صیانت گر و تداوم بخش نهاد خانواده – اهتمام افزون ورزیده و کارکرد اعضا را در حراست از کیان خانواده، بسیار مهم و تعیین کننده قلمداد کرده است.

در دیدگاه اسلامی‌کارکرد‌های مطرح شده در فصل دوم واقعیاتی مفروض تلقی می‌شوند و ازجهت ارزشی نیز برخورد اسلام با بیشتر این کارکرد‌ها تاییدی است. البته انعطاف‌پذیری الگوی اسلامی، امکان انطباق یافتن آن بابسیاری ازتغییرات فرهنگی واجتماعی رافراهم می‌اورد. در این بینش، کارکرد‌های دیگری نیزعلاوه برمواردفوق وجودداردکه هرچند به‌صورت مدون وصریح بیان نشده است لیکن با بررسی آیات وتفاسیر می‌توان به آن‌ها دست یافت. بخشی از مهمترین کارکرد‌های خانواده که بر پیوست و گسست آن نیز تاثیر جدی بر جای می‌گذارد، با الهام از متون دینی به ویژه قرآن کریم را می‌توان چنین برشمرد.

۴-۱۵-۱٫  آرامش روانی

بشر از ابتدا به دنبال کسب آرامش بوده و هست. آرامش جویی در نهاد بشر باعث ثبات او و لذت از زندگی است و اصولا زندگی بدون آرامش برای انسان معنایی پیدا نمی‌کند.

در یک نگاه، آرامش را به دو بخش آرامش حقیقی و آرامش کاذب و به عبارتی آرامش کوتاه مدت و آرامش دایمی‌می‌توان تقسیم نمود. توجه خاصی که اسلام به روابط درون خانواده داشته و توصیه‌های اساسی و حیاتی که برای بقای آن مقرر داشته است، باعث بوجود آمدن آرامش حقیقی و دایمی ‌خواهد بود.

از هدف‌های مهم ازدواج، تحصیل آرامش روانی و سکون قلبی هر دو فرد در سآیه برقراری روابط عاطفی و اجتماعی بسیار نزدیک آن‌ها به هم است. در قرآن کریم فلسفه ازدواج و تشکیل خانواده اینگونه بیان شده است وَ مِنْ آیاتهِ آن خَلَقَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجا لِتَسْكُنُوا الَی‌ها وَ جَعَلَ بَینَكُمْ مَوَدَّه وَ رَحْمَه آن فی‏ ذلِكَ لَایاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَكَّرُون (۲۱ روم) و از آیات الهى است كه از جنس خودتان براى شما همسرانى آفرید تا به وسیله آنان آرامش یابید و بین شما مودّت و رحمت قرار داد كه در این كار، نشانه‏هایى براى اهل تفكّر هست.

در لابلای آیات قرآن مهم‌ترین فلسفه‌ای که برای ازدواج بیان شده، آرامش یابی است، هر چند موارد دیگری مانند تداوم نسل نیز از آثار ازدواج شمرده شده، یگانه موردی که با «لام تعلیل» آمده عبارت «لِتَسْكُنُوا الَی‌ها »است (روم، ۲۱) از اهداف آفرینش زن و مرد رسیدن به آرامشی است که این دو در ارتباط با هم خواهند بود. این آیه با عبارت «لِتَسْكُنُوا الَیها» هدف از ازدواج را آرامش بخشی و تسکین جان آدمی‌بیان می‌دارد. این آرامش از چند عامل بر می‌خیزد:

نخست؛ تشابه هر دو در جنبه جسمانی، روانی که چیزی بیش از هم نوعی آن‌هاست.

دوم؛ تفاوت‌‌های جسمانی، روانی، که سبب جذب آن دو به یکدیگر و انس گرفتن آنان با یکدیگر می‌شود. افزون بر این، زمینه مکمل بودن شخصیت آن‌ها برای یکدیگر را فراهم می‌کند. تشابه و مکمل بودن نیازها، دو عامل مهم در جاذبه میان فردی است (اذربایجانی ودیگران، ۱۳۸۲) بیشتر مفسران به این دو عامل مهم، در تفسیر رابطه آرامش بخش زن وشوهر تصریح کرده‌اند[۱].

عامل سوم؛ نیاز پیوند جویی در انسان است. هر یک از زن و مرد، محرک مثبت برای یکدیگر به شمار می‌روند. هنگام بروز مشکلات همراه و رفیق و حامی‌عاطفی یکدیگرند با پیوند به هم، ناراحتی ناشی از عدم اطمینان به آینده را کاهش می‌دهند و در رابطه آن‌ها با یکدیگر نیاز به توجه در ضمن ستایش و تمجید یکدیگر براورده می‌شود.

هریک از زن و مرد با ویژگی‌های جسمی‌و روانی خاصی پدید آمده‌اند که بدون ارتباط با هم آرامش تحقق نمی‌یابدآرامش جویی در نهاد بشر باعث ثبات اوو لذت از زندگی است و اصولا زندگی بدون آرامش برای انسان معنایی پیدا نمی‌کند.

بررسی وضعیت روانی افراد (دختر و پسر) پیش از ازدواج، چگونگی تاثیرگذاری ازدواج در آرامش روانی را آشکار می‌کند. فرد در استانه ازدواج، در اثر نیاز‌های جنسی به نوعی دچار ناارامی‌و اضطراب است و دوستی‌های دوره جوانی نمی‌تواند آرامش مطلوب را فراهم کند از سوی دیگر، رفتار‌های جنسی خارج از چهار چوب ازدواج قانونی، اهمیت محبت و عواطف متقابل در سآیه ازدواج را بیشتر کرده است. به گونه‌ای که نیاز به مهر ومحبت و داشتن شریک و همراه در زندگی از مهم‌ترین انگیزه‌‌های ازدواج است[۲].

گویا محبت به هم احساسی لازم برای زندگی و غم خواری و پذیرش هم در تجربه های زندگی امری ضروری است. (بورنستین، ۱۳۸۰) كششهای احساسات متعارض و درعین حال قوی جوانی را چیزی مانند ازدواج حل كننده و آرامش دهنده نیست. (رشید، ج ۹، ۱۳۰۳)

و چنان‌چه گذشت، آیات قرآن نیز بر سكونت و آرامش بخشی ازدواج تصریح دارد. در واقع می‌توان گفت در میان انسان‌ها، نزدیك ترین رابطه عاطفی، میان زن وشوهر برقرار می‌شود و همین رابطه در كاهش نگرانی ها، اضطراب‌ها و اشفتگی‌ها نقش اساسی دارد، بطوریكه خانواده منبع مهمی برای تامین حمایت روانی و عملی در مقابله با تنش شناخته شده است. (مظاهری و دیگران، ۱۳۸۲)

نقش روابط زن وشوهر وقتی روشن ترمی‌شود كه تاثیر فقدان یا آسیب به این روابط را مشاهده كنیم. در میان حوادث استرس زا، شدیدترین استرس‌ها در اثر ضربه و از هم گسیختگی روابط خانوادگی پدید می اید بطوری كه مرگ همسر ۱۰۰، طلاق ۷۳، زندگی جدا از همسر۶۵ و تغییر عمده در روابط در اثر مشاجرات خانوادگی ۳۵درجه تنیدگی به دنبال دارد. هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند، استرس زا یا عامل تنیدگی نامیده می‌شود (دیماتیو، ۱۳۷۸) همسر می‌تواند بزرگ ترین منبع رضایت باشد و رضایت زناشویی با نبود افسردگی رابطه نزدیكی دارد.

بر این اساس، از بهترین راههای مقابله با استرس برقراری روابط مناسب و رضایت بخش بین زن و شوهر است هنگام نیاز به حمایت اجتماعی نیز، زن و شوهر می‌توانند مهمترین یاور یكدیگر باشند. مطالعات نشان می‌دهد كه كمك مالی، حمایت عاطفی و همكاری سه عامل مهم رضایت در زندگی خانوادگی است هر چند دو عامل اول مهم‌تر اعلام شده است. (ارگیل، ۱۳۸۲)

بخش دیگری از جلوه‌های عاطفی كه همراه با آرامش روانی است. در ارتباط دوسویه میان والدین و فرزندان صورت می‌گیرد. بیشتر والدین شادی را به‌عنوان یك مزیت از كودكانشان دریافت می‌كنند و معمولا كودكان و والدین با هم می خندند. در واقع بدین گونه است كه خانواده به عنوان محملی برای ظهور عواطف و پیوند اجتماعی انسانی، زمینه‌ساز بسیار مطلوبی برای حصول دلبستگی، انس و آرامش است.

همچنین در تبیین آیه فوق اینچنین بیان شده كه هر یك از دو فرد، فی نفسه ناقص و محتاج به طرف دیگر است و به خاطر همین نقص و احتیاج است كه هر یك به سوی دیگری حركت می‌كند و چون بدان رسید ارام می‌شود و از مجموع آن دو واحدی تام و تمام درست می‌شود، چون هر ناقصی مشتاق به كمال است و هر محتاجی مایل به زوال حاجت و فقر خویش می‌باشد. (طباطبایی، ج ۱۶، ۱۳۷۴)

طبق مبانی حكمت متعالیه، شوق و علاقه میان دو چیز، پیوند خاص وجودی است و چون حقیقت هستی دارای مراتب تشكیكی است، اشتیاق و كشش در تمام ذرات هستی وجود دارد و نیز هر مرتبه از هستی، حكم خاص همان در جه را داراست. گاهی به صورت جذب و دفع در نهاد گوهرهای كانی ظهور دارد و زمانی به صورت اخذ و اعطادر گیاهای رستنی جلوه می نماید و هنگامی به شكل شهوت و غضب در حیوان‌های تربیت نشده پدید می اید و گاهی به صورت میل و نفرت در حیوان‌های تربیت شده و برخی از افراد تربیت نشده انسانی ظهور می‌كند و انگاه فاصله های طولانی را می پیماید تا به صورت تولی و تبری و حب فی الله و بغض فی الله تجلی نماید. (جوادی آملی، ۱۳۹۱)

راستی ایا راز آفرینش زن و مرد، سر گرایش این دو به هم، انگیزه تاسیس خانواده و تربیت انسان كامل، گرایش جنسی است كه هدفی جز اطفاء نایره شهوت ندارد و در حیوانات وحشی نیز بیش از انسان یافت می‌شود و جاهلیت جدید چونان جاهلیت كهن به آن دامن می زند؟ یا راز انعطاف زن و مرد، هدف تشكیل حوزه رحامت و پرورش مسجود فرشتگان و جلوه خلیفه الهی و جامع جلال و جمال و همه اسمای خداوندی، گرایش عقلی و مهر قلبی و انس اسمایی است تا بتواند ملایكه تربیت نماید و فرشتگان فراوانی را به خدمت گیرد و راز بسیاری از اسرار آفرینش را بگشاید؟ چون گرایش جنسی در حیوان‌های نر و ماده نیز یافت می‌شود و درباره آفرینش حیوان ماده، انگیزه ویژه ای جز همان راز عمومی خلفت و كیفیت خلق زوجین از هر جنس گیاهی و حیوانی، مطرح نیست. هدف آرامش زن و مرد است نه گرایش غریزی و اطفاء نایره شهوت، و خداوند اصالت را در ایجاد این آرامش به زن داده و او را در این امر روانی، اصل دانسته و مرد را مجذوب مهر زن معرفی كرده است ضمن آن‌كه حقیقت هر دو را یك گوهر دانسته و هیچ امتیازی از لحاظ مبدا قابلی آفرینش، میان آن دو قائل نشده است. (اعراف، ۱۸۹)

نفس واحده در آیه بالا همان حقیقت و گوهر واحد است یعنی مبدا قابلی همه شما انسان‌ها یك حقیقت است و در این امر، هیچ فرقی بین زن و مرد نیست.

تحلیل عمیق این مطلب، مرهون تبین مبادی تصوری و پذیرش مبادی تصدیقی و مهم‌ترین مبادی تصوری بیان یاد شده، تمایز بین مهر عاطفی و انس عقلی و میان گرایش غریزی و شهوت حیوانی است تا روشن گردد اساس خانواده بر محور دوستی انسانی و عقلی است. (همان)

عجیب است كه بعضی از افراد نمی‌توانند میان شهوت و رافت فرق بگذارند، خیال كرده‌اند چیزی كه زوجین را به یكدیگر پیوند می‌دهد منحصرا طمع و شهوت است، حس استخدام و بهره برداری است، همان چیزی است كه انسان را با ماكولات، مشروبات، ملبوسات و مركوبات پیوند می‌دهد آن‌ها نمی دانند كه در خلقت و طبیعت علاوه بر خودخواهی و منفعت طلبی، علایق دیگری هم هست آن علایق ناشی از خودخواهی نیست از علاقه مستقیم به غیر ناشی می‌شود این افراد گمان كرده‌اند كه فقط شهوت است كه مرد وزن را به یكدیگر پیوند می‌دهد در صورتیكه پیوندی بالاتر از شهوت است كه پایه وحدت زوجین را تشكیل می‌دهد. (مطهری، ۱۳۸۶)

به هر حال این آرامش و سكونت هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی و هم از جنبه فردی و اجتماعی است.

هنگامی‌كه فرد از مرحله تجرد گام به مرحله زندگی خانوادگی می گذارد شخصیت تازه ای در خود می‌یابد و احساس مسوولیت بیشتری می‌كند كه به احساس آرامش در سآیه ازدواج منجر می‌گردد.

در قرآن كریم چنانكه پیش تر گفته شد بر محبت و پیوند زنان و مردان به یكدیگر، نام رحمت و مودت نهاده شده و در شمار آیات و نشانه های الهی، جای گرفته است. و از آنجا كه ادامه این پیوند در میان همسران خصوصا و در میان همه انسان‌ها عموما نیاز به یك جاذبه و كشش قلبی و روحانی داردبه دنبال آن اضافه می‌كند و در میان شما مودت وو رحمت افرید.

كلمه «مودت» تقریبا به معنای محبتی است كه اثرش در مقام عمل ظاهر باشد، در نتیجه نسبت مودت به محبت نسبت خضوع است به خشوع [۳]و «رحمت» به معنای نوعی تاثیر نفسانی است كه از مشاهده محرومیت محرومی كه كمال را ندارد و محتاج به رفع نقص است، در دل پدید می اید و صاحبدل را وادار می‌كند به اینكه در مقام براید و او را از محرومیت نجات داده و نقصش را رفع كند. یك از روشن ترین جلوه گاه‌ها و موارد خودنمایی مودت و رحمت، جامعه كوچك خانواده است چون همسران در محبت و مودت ملازم یكدیگرند. [۴] همچنین واژه مودت به معنای دوست داشتن و رحمت، به معنای رقت قلب و مهربانی نیزآمده است. در لسان العرب آمده است که رحمت به معنای رقت و مهربانی كردن است و به همین معناست مرحمت. (ابن منظور،۱۴۱۴)

در آیه شریفه فوق، مودت و رحمت میان زن و شوهر دو طرفه دانسته شده و این بدان معناست كه هر یك از این دو، در ژرفای وجود خویش نیاز به مهربانی و شفقت ورزی از جانب دیگری را نهفته دارد واین نیاز، تنها با تشكیل خانواده لبریز از محبت، براورده می‌شود. پس در تشكیل خانواده، تنها رفع نیاز جنسی، مطلوب و مورد نظر نیست، بلكه افزون بر رفع نیاز، نوعی نیاز به احسان و عطوفت از هر دو جانب زوجین نسبت به دیگری وجود دارد كه منت گذاری و تلخ كامی را، از همكاری، تعامل و رفع نیاز دو طرف از سوی دیگری پیرایش می‌كند و هر دو جانب از این رفع نیاز احساس شادمانی و خوشی می‌كند بی آن‌كه هر گونه تلاش و تحمل رنج در این راه بتواند او را دچار ملال و خستگی كند. پس هدف از ازدواج، تنها ارضای غریزه جنسی نیست بلكه رسیدن به یك آرامش جسمی و روانی است.

مساله مودت و رحمت در حقیقت چسب مصالح ساختمانی جامعه انسانی است چرا كه جامعه از فردفرد انسان‌ها تشكیل شده همچون ساختمان عظیم و پرشكوهی كه از اجر‌ها و قطعات سنگ‌ها تشكیل می‌گردد. اگر این افراد پراكنده و آن اجزا مختلف، با هم ارتباط و پیوند پیدا نكنند جامعه یا ساختمانی بوجود نخواهد آمد. و آن كه انسان را برای زندگی اجتماعی آفریده این پیوند و ربط ضروری را نیز در جان او ایجاد كرده است.

از آنجا که ازدواج مبادله روح با روح و عقد ازدواج، پیمان رحمت و مودت است، نه پیمان مالك شدن جسم در بذل مال، از همین رهگذر، فقیهان گفته اند كه عقد ازدواج به عبادت نزدیك تر است تا داد وستد های مالی و بر همین مبناست كه عقد ازدواج را با نام خدا و بر پایه كتاب خدا و سنت رسول خدا جاری می‌كنند. (مغنیه، ج۳، ۱۴۲۴)

در بینش اسلامی، از انجایی که خانواده محل رشد و بالندگی استعدادها، بروز خلاقیت‌ها، مهد تربیت انسان‌ها و سرچشمه محبت و عاطفه است همچون یک کارخانه انسان سازی است که بنای آن برالفت، همدلی و همدمی‌استوار بوده، و روابط آن بر مودت و رحمت پایه‌گذاری شده است.

فرق میان مودت و رحمت ممكن است از جهات مختلفی باشد: ۱) مودت انگیزه ارتباط در آغاز كار است اما در پایان كه یكی از دو همسر ممكن است ضعیف و ناتوان گردد و قادر بر خدمتی نباشد رحمت جای آن را می‌گیرد. ۲) مودت در مورد بزرگتر‌ها است كه میتوانند نسبت به هم خدمت كنند اما كودكان و فرزندان كوچك در سآیه رحمت پرورش می یابند. ۳) مودت غالبا جنبه متقابل دارد. اما رحمت یك جانبه و ایثار گرانه است زیرا برای بقا یك جامعه گاه خدمات متقابل لازم است كه سرچشمه آن مودت است و گاه خدمات بلا عوض كه نیاز به ایثار و رحمت دارد. (مکارم شیرازی، ج ۱۶، ۱۳۷۳) مودت و رحمت هر دو با هم كار ساز است. مودت بدون رحمت و خدمت به سردی كشیده می‌شود و رحمت بدون مودت نیز دوام ندارد.

بدین سان كانون خانواده از آن روی كه بزم محبت و مودت است، اكسیر ارام بخشی، اضطراب پیرایی و «سكن» بودن برای هر دو همسر را در خود دارد. ره یافتن به این واقعیت كاركردی خانواده، اشكارا اعتراف به این واقعیت نیز هست كه هر گاه خانواده از محبت و مودت تهی گردد، شالوده آن سست و لغزنده می‌شود و هران احتمال فروپاشی و گسست آن می‌رود. سزاوار است كه سنگ بناهای آغازین بنیاد خانواده، بر شالوده محبت و دوستی ها، و نه شور غرایز عشق نما و زود گذر شهوانی، گذاشته شود چنانكه در فراز و فرود زندگی زناشویی نیز این اكسیر بقا و پایداری، نه‌تنها باید مصون و محفوظ بماند كه بر اثر اخلاق كریمانه و آشنای دو همسر نسبت به یكدیگر و تولد فرزندان، این محبت و دوستی ریشه دار و راسخ تر گردد. تا بنای قدسی خانواده استحكام بیشتری بیابد.

با تامل در مضمون آیه (۲۱ سوره روم) كه در آغاز بحث بدان اشاره شد به نظر می‌رسد این آیه از یك سو به آرامش روانی همسران به‌عنوان هدف ازدواج و از سوی دیگر به دوستی و مهربانی، به‌عنوان كاركرد آن اشاره دارد، زیرا در مورد اول از حرف لام غایت استفاده شده كه بر هدف آفرینش همسران دلالت دارد و در مورد دوم فعل «جعل» به خداوند اسناد داده شده كه حاكی از تحقق عینی این كاركرد است البته، با توجه به واقعیات خانوادگی، روشن است كه این آیه شریف، دلالت بر علیت تامه ندارد، بلكه در مقام بیان این مطلب است كه خداوند متعال به صورت اقتضایی، تمهیدات لازم را برای رسیدن به همسران خشنودی عاطفی در خانواده فراهم كرده است و از این رو، تحقق عینی این كاركرد در گرو بودن شرایط و نبودن موانع است.

اینكه از مودت و رحمت به‌عنوان جعل الهی یاد شده است بدین معناست كه خداوند متعال آن را میان همسران برقرار می‌سازد زیرا مودت و رحمت پیوند قلب هاست و جز از خداوند برنمی اید. که البته به معنای نقش نداشتن همسران در این زمینه نیست (پسندیده، ۱۳۸۹) آنان به اندازه خود و در طول خواست الهی وظیفه ای دارند كه باید انجام دهند تا چرخه محبت تكمیل گردد.

بنابراین تحقق مودت و رحمت، تركیبی از خدا وهمسران است كه به نحو طولی تنظیم می‌شود. براساس منابع اسلامی چگونگی بنا نهادن«ساختار خانواده» نقش اساسی و بی بدیل در تحقق مودت و رحمت دارد و تحقق آن نیز تضمین كننده یك زندگی بالنده و همراه با رضامندی و خرسندی است.

تاكید افزون متون دینی در تعامل و معاشرت كریمانه و صمیمی زن و شوهر با یكدیگر را می‌توان ناظر بر این موضوع اساسی قلمداد كرد. سنت اسلامی، كمترین رفتار و سخنی را كه از آن بوی بی مهری استشمام شود، از زن بر شوهر و از شوهر بر زن شایسته نمی‌داند و آن را ناپسند می‌شمارد.[۵]

اسلام علاوه بر تایید این روحیه، از طریق ظرفیت‌های اعتقادی و ایمانی، درصد تقویت آن برآمده است.

قرآن شفقت نسبت به خانواده را از ویژگی‌های اهل بهشت می‌داند و اینگونه به تصویر می کشد: «قالُوا انَّا كُنَّا قَبْلُ فی‏ اهْلِنا مُشْفِقینَ (۲۶) فَمَنَّ اللَّهُ عَلَینا وَ وَقانا عَذابَ السَّمُومِ (۲۷) انَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ انَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحیمُ (۲۸) » (طور، ۲۸-۲۶)؛ «مى‏گویند ما در میان خانواده خود خدا ترس بودیم. در نتیجه، خدا بر ما منت گذارده و ما را از عذاب كشنده حفظ فرموده است. ما از پیش او را مى‏خواندیم كه او نیك و مهربان است.»

بهشتیان غرق نعمات الهی و لذت های جاودانه و بی نقص بهشتی با هم گفت و گو می‌كنند از اینكه چطور شد به بهشت آمدند می گویند: ما پیش از این در دنیا با خانواده خویش مشفق بودیم.

۴-۱۵-۲٫ رشد و تكامل فردی

تجربه های همسر شدن و پس از آن پدر یا مادر شدن، نوعی كمال شخصیت محسوب می‌شود این تجربه‌ها موجب می‌شود فرد، دیگران را بخشی از وجود خود احساس كند كه این نوعی توسعه خویشتن است. (آیت اللهی ودیگران، ۱۳۹۱) حركت از خود میان بینی به سوی میان واگرایی، در سیر تحول كودك دلیل تحول شخص به مرحله بالاتر می‌باشد. (منصور، ۱۳۷۴)

در ازدواج نیز فرد از خود میان بینی به سوی میان واگرایی حركت می‌كند. ایثار و فداكاری فرد برای همسر و فرزندانش، تجلی این سیر تحولی است. [۶] افراد انسانی پس از بلوغ، ضمن آن‌كه خواهان رسیدن به استقلال فكری اند به ازدواج تمایل می یابند تا در كنار همسری شایسته، اسباب رشد و تكامل خود را فراهم سازند بی شك به دلیل تشویق ها، حمایت‌ها و كمك های زن و شوهر نسبت به یكدیگر، فرد احساس مسوولیت بیشتر می‌كند؛ استقلال می‌یابد؛ زندگی اش هدف‌دار می‌شود و از ثمرات تلاش خود بهره‌مند می‌گردد. (نوابی نژاد، ۱۳۸۶)

یکی از مهم‌ترین علل سنت بودن و استحباب ازدواج از نظر اسلام انست که هر مقدار الفت زوجین به یكدیگر بیشتر شود یك قدم از خود فردی، خارج شده‌اند یعنی منیت را كنار گذاشته اند. تجربه نشان داده افرادی كه مجرد زندگی كرده‌اند و به خاطر هدف های معنوی نخواستند ازدواج كنند، در تمام عمر یك نوع خامی در آن‌ها وجود داشته است. زیرا این ازدواج است كه سبب كمال آدمی است. آن‌ها كه پشت پا به این سنت الهی می زنند وجود ناقصی دارند چرا كه یك مرحله تكاملی آن‌ها متوقف شده (مگر آن‌كه به راستی شرایط خاص و ضرورتی ایجاب تجرد كند).

امام رضا (ع) فرمود: زنی در نزد جدم، امام باقر عرض كرد كه من دنیا را ترك كرده ام و هرگز نمی خواهم ازدواج كنم. حضرت پرسیدند: چرا؟ او گفت: در پی كسب فضیلتم حضرت فرمود: دست بردار! اگر در این كار فضیلتی بود، فاطمه (س) از تو سزاورتر به آن بود. هیچ كس نیست كه در فضیلت بر او سبقت گیرد. (مجلسی، ج۱۰۳، ۱۴۰۳)

همچنین در تبیینی دیگر، ثمره ازدواج علاقمند شدن به سرنوشت دیگران را می توان اینگونه بیان نمود که یك خصایص اخلاقی هست كه جز در مكتب تشكیل خانواده، انسان در جای دیگر نمی‌تواند كسب كند؛ یعنی یك نوع علاقه مند شدن به سرنوشت دیگران، تا انسان ازدواج نکرده باشد و دارای فرزند نشده باشد و آن فرزند شدیدا عواطف او را تحریك نكند و بعد هم در مواقعی كه فرزند وی مریض می‌شود او را به هیجان نیاورد یا مثلا لبخند وی در او اثر نگذارد، او با خواندن كتاب، با مطالعه كردن كتاب نمی‌تواند به دیگران علاقه مند شود. اسلام برخلاف مسیحیت ازدواج را نوعی خارج شدن از خود طبیعی فردی می‌داند و توسعه پیدا كردن شخصیت است. (اسکندری، ۱۳۸۱) که دران، وقتی فردمی خواهد كاری انجام دهد، برای من تنها نیست، آن من تبدیل به ما می‌شود بطوری كه انسان آن قدر كه به سرنوشت خانواده علاقه مند می‌شود، به سرنوشت شخص خودش توجه ندارد و رنج می برد تا آن‌ها در اسایش باشند.

از آثار مهم ازدواج رشد کمال معنوی زن و شوهر نیز می‌باشد. در کلمات اولیای دین (ع) تصریح شده است كه فرد با ازدواج نیمی از دین خود را كامل می‌كند. (حر العاملی، ج۱۴، ۱۴۱۴) و ارزش اعمال عبادی او چندین برابر افراد مجرد می‌شود. (همان) حفظ اخلاق و عفت علاوه بر بالا بردن درجه معنوی فرد، شخصیت وی را نیز رشد می‌دهد. [۷]

مراد بندگان رحمان از اینكه در دعای خود درخواست می‌كنند همسران و ذریه شان قره عین ایشان باشند این است كه موفق به طاعت خدا واجتناب از معصیت او شوند و در نتیجه از عمل صالح آنان، چشم ایشان روشن گردد. بندگان رحمان همسر و ذریه ای را دوست دارند كه بنده خدا باشند. وَ الَّذینَ یقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ ازْواجِنا وَ ذُرِّیاتِنا قُرَّه اعْینٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ (فرقان، ۷۴) همان ‏افرادی كه مى‏گویند: پروردگارا! ازهمسران ما فرزندانى به ما عنایت كن كه باعث روشنى چشم ما گردند و ما را براى اهل تقوا پیشوا قرار ده.

۴-۱۵-۳٫ مراقبت و حمایت

۴-۱۵-۳-۱٫ مراقبت

ناتوانی نوزاد انسان در محافظت از خود، كه برخلاف بسیاری از گونه های حیوانی تا چند سال پس از تولدش ادامه می‌یابد، مراقبت فیزیكی از كودك را در راستای تداوم نسل بشر، ضروری ساخته است.

افزون بر آن، عجز و ناتوانی انسان در دوران سالخوردگی كه بسیاری از افراد در چرخه حیاتی خود با آن روبرو می‌شوند و نیز، ناتوانایی‌های ناشی از نقص عضو یا بیماری، ضرورت و اهمیت موضوع مراقبت را دو چندان می‌سازد. مسوولیت قانونی و اخلاقی ایفای این مهم در طول تاریخ بر عهده خانواده‌ها بوده است. حتی در جوامع صنعتی معاصر كه برای حمایت از افراد ناتوان، برنامه های رفاهی متنوعی به اجرا درآمده است، قانون از والدین می خواهد كه از اولادشان به گونه ای مناسب حمایت كنند و دولت تنها زمانی این مسوولیت را بر عهده می‌گیرد كه والدین ناتوانی خود را از ایفای آن، به اثبات رسانند، یا اینكه اصلا والدین موجود یا در دسترس نباشند. (استکس، ۱۹۸۹)

در ارتباط با موضوع حفظ فرزندان و مراقبت از آنان، نخستین نکته در خور توجه، تاکید فراوان اسلام بر حق حیات آنان است. روشن است که همگان در برابر این حق مسوولیت دارند اما با توجه به رواج پدیده اسف بار فرزند کشی در دوران جاهلیت، متون دینی عمدتا والدین را در این جهت مورد خطاب قرار داده‌اند. بر حسب آیه (اسراء، ۳۱) والدین از کشتن فرزندان به دلیل تنگدستی نهی شده‌اند و چنین اقدامی‌خطای بزرگ نامیده شده است. (انعام، ۱۵۱) و این اقدام عملی نابخردانه و موجب خسران معرفی شده است. (انعام، ۱۴۰) آیه ۱۲سوره مبارکه ممتحنه یکی از موارد بیعت نامه زمان با پیامبر خدا (ص) را لزوم اجتناب آنان از کشتن فرزندان قرار داده است.

آمار‌های تکان دهند سقط جنین در دوران معاصر از این واقعیت پرده برداشته‌اند که جاهلیت جدید در زمینه فرزند کشی گوی سبقت را از جاهلیت قدیم ربوده است. [۸]

در الگویی كه اسلام در این زمینه ارائه داده، مراقبت خانوادگی بر مراقبت غیر خانوادگی و مراقبت مادرانه بر مراقبت بوسیله غیر مادر ترجیح داده شده است، هر چند این ترجیح‌ها به حد الزام نمی‌رسند. به موجب این الگو، در شرایط عادی مطلوب نیست كه شیوه‌های مراقبت نهادی، جایگزین مراقبت خانوادگی گردند؛ زیرا هیچ نهاد یا موسسه ای حتی در بهترین شرایط قادر نیست آن فضای ارتباطی عاطفی را پدید اورد كه در خانواده‌های طبیعی بین والدین و فرزندان می‌تواند شكل گیرد. با این حال انعطاف‌پذیری واقع بینانه دیدگاه اسلام در این مساله به پذیرش برخی شیوه‌های جایگزین مانند سپردن كودكان شیرخوار به دآیه‌ها و مشاركت خویشاوندان در تربیت فرزندان در شرایط خاص، منجر شده است.

از سوی دیگر، مادر به واسطه حمایتی كه از پدر به ویژه در قالب نفقه دریافت می‌كند، این امكان را به دست می‌آورد كه فارغ از دل مشغولی تامین معشیت به ایفای كاركرد مرقبت از فرزندان به نحو احسن بپردازد. شواهد قرآنی و روایی متعددی بر این الگوی تقسیم كار در خانواده دلالت دارند از جمله آیه شریفه ۲۳۳ سوره مباركه بقره می فرماید: «الْوالِداتُ یرْضِعْنَ اوْلادَهُنَّ حَوْلَینِ كامِلَینِ لِمَنْ ارادَ آن یتِمَّ الرَّضاعَه وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ الا وُسْعَ‌ها لا تُضَارَّ والِدَه بِوَلَدِ‌ها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ فَانْ ارادا فِصالا عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَیهِما وَ آن ارَدْتُمْ آن تَسْتَرْضِعُوا اوْلادَكُمْ فَلا جُناحَ عَلَیكُمْ اذا سَلَّمْتُمْ ما اتَیتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا آن اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ ». (۲۳۳بقره)

مادران، فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند. این براى كسى است كه بخواهد دوران شیرخوارگى را كامل كند و بر آن كسى كه فرزند برایش متولد شده لازم است خوراك و پوشاك آن‌ها را به شایستگى فراهم نماید و هیچ كس بیش از توانش تكلیف ندارد. مادر و پدر نباید به فرزند زیان برسانند و بر گردن وارث پدر نیز همین وظیفه است و اگر پدر و مادر با رضایت و مشورت یكدیگر بخواهند كودك را از شیر بگیرند، گناهى بر آن‌ها نیست و اگر بخواهید براى فرزندانتان دآیه بگیرید، گناهى بر شما نیست در صورتى كه حق گذشته مادر را به شایستگى بپردازید و از خدا بترسید زیرا خداوند به آن‌چه انجام مى‏دهید بیناست.

آیه فوق به روشنی بر اولویت ایفای نقش مادری از سوی مادران طبیعی دلالت می‌كند‌. و از سوی دیگر، وظیفه انفاق بر مادران را در طول دوره شیردهی بر عهده پدران قرار داده است.

برخلاف ادعای فمنیست ها، الگوی مراقبت مادرانه صرفا خاستگاه اجتماعی ندارد، بلكه ریشه در مبانی طبیعی دارد و اسلام نیز بر پایه همین مبانی طبیعی است كه این الگو را ترجیح داده و قواعد حقوقی متناسب با آن [۹] را مقرر نموده است.

در مورد مراقبت از سالخوردگان نیز علیرغم تغییرات مهمی كه در سال‌های اخیر به وجود آمده، فرزندان هم‌چنان مسوولیت اصلی را بر عهده دارند. در ۸۰ درصد موارد، هر گونه مراقبتی كه شخص سالخورده بدان نیاز دارد، از سوی خانواده اش تامین می‌شود و این به دلیل احساس تعهد نیرومندی است كه حتی در زمان سست بودن رابطه عاطفی والدین و فرزند، وجود دارد. البته در مورد مراقبت از سالمندان و بیماران، به نظر می‌رسد كاهش نقش خانواده در این زمینه و ایفای این نقش توسط نهادهای جایگزین كه از نیاز های زندگی شهری جدید است، احیانا به شیوه‌هایی صورت می‌گیرد كه با ارزش های اسلامی مانند لزوم احسان به والدین و خودداری از هر رفتار یا سخنی که باعث رنجش هر چند اندک آنان گردد ناسازگارند وَ قَضى‏ رَبُّكَ الا تَعْبُدُوا الا ایاهُ وَ بِالْوالِدَینِ احْسانا امَّا یبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ احَدُهُما اوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما افٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلا كَریما (۲۳) وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَه وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّیانی‏ صَغیرا (۲۴) (اسرا ۲۳و۲۴)؛ پروردگارت حكم قطعى كرده كه غیر او را بندگى نكنند و به پدر و مادر احسان نمایند چنان كه هر دو آن‌ها و یا یكى از آن‌ها پیر شدند، به آن‌ها حتى كلمه اف نگویید و یا بر سر آن‌ها فریاد نكشید و با اهنگى نرم و ملایم با آن‌ها سخن گویید. (۲۳) همواره بالهاى تواضع خود را در برابرشان از روى محبت و رحمت بگشایید و بگویید: پروردگارا! به پدر و مادرم رحم كن همان‌گونه كه آن‌ها در كودكى مرا تربیت نمودند.

آثار منفی این شیوه‌ها بر شخصیت سالمندان و بیماران در درجه نخست و سست شدن انگیزه‌های فردی برای مراقبت پرورش فرزندان در درجه بعدی می‌تواند تا حدودی مخالفت اسلام با شیوه‌هایی از این دست را مدلل سازد.

شایان ذکر است که در بیان حکمت تاکید فراوان اسلام بر این وظیفه می‌توان گفت وجوب احسان به والدین بر مبنای قائده عقلی وجوب شکر منعم و به تعبیر قرآن، جزای احسان با احسان (الرحمن، ۶۰) استوار است؛ زیرا همگان اذعان دارند که زحمت‌ها و رنج‌هایی که والدین در امر پرورش فرزندان خود متحمل می‌شوند از بی شایبه‌ترین نعمت‌هایی است که در جوامع بشری یافت می‌شود و از این رو، هیچ انسان منصفی در لزوم سپاس‌گذاری فرزندان نسبت به والدین تردید روا نمی‌دارد.

مهمترین شاخصه‌های احسان، مراقبت، حمایت، اطاعت، احترام و محبت می‌باشد.

۴-۱۵-۳-۲٫ حمایت

در طول تاریخ، خانواده همواره در جایگاه حامی ‌و تامین کننده به اعضای خود خدمت کرده است. در برابر دشمنان، در برابر طبیعت، در برابر ارواح بدن‌ها و مهم‌تر از همه در برابر نیرو‌های هم‌آوای انسان‌های دیگر. نهادی که خانواده نامیده می‌شود در صورتی که به درستی حمایت شود دست کم تا حدی قدرت مراقبت از خود در برابر تهاجم‌های حقوقی سیاسی، درمانگرانه، فیزیکی یا اقتصادی را دارد.

کارکرد حمایتی خانواده اعم از حمایت اقتصادی، تامین پایگاه اجتماعی و کنترل اجتماعی است.

در خصوص حمایت اقتصادی خانواده، اسلام با ارائه مجموعه‌ای از توصیه‌های وجوبی و استحبابی، زمینه تحقق این کارکرد را فراهم کرده است. از یک سو والدین و فرزندان متقابلا به عنوان افراد واجب النفقه معرفی گردیده‌اند. بدین معنی که تامین هزینه‌های زندگی فرزندان در صورت نیازمندی بر عهده پدر (یا جد پدری) و با فقدان پدر بر عهده مادر است و مدرک فقهی آن همان ادله‌ای است که متقابلا انفاق برپدر و مادر نیازمند را جزء وظایف فرزند به شمار آورده اند و تامین هزینه‌های زندگی والدین در صورت نیازمندی بر عهده فرزندان است؛ [۱۰] و حتی اجبار و الزام قانونی در این باره پیش‌بینی شده است[۱۱]. از سوی دیگر تاکید فراوان بر ارزش‌هایی مانند احسان، تعاون بر کار‌های نیک و صله ارحام در معنای وسیع آن شامل کمک‌های مالی نیز می‌شود. ابعاد دیگر عنایت اسلام بر کارکرد حمایتی اقتصادی خانواده را به نمایش می‌گذارد. تحکیم هنجار‌های اسلامی‌یاد شده می‌تواند آثار منفی زندگی شهری جدید بر کارکرد حمایتی خانواده را تا حدودی خنثی سازد.

البته کارکرد اقتصادی در اشکال مختلف گاه ذیل عنوانی جداگانه از ره اورد‌های تشکیل خانواده محسوب می‌شود. زیرا خانواده همواره واحدی اقتصادی بوده که اعضای آن برای تامین نیاز‌های معیشتی مشترک با همکاری یکدیگر به کار تولیدی یا خدماتی می‌پرداخته اند، هر چند در جوامع معاصر کارکرد اقتصادی خانواده دستخوش تغییرات جدی شده و در نتیجه، شاهد تبدیل شدن خانواده به یک واحد مصرفی هستیم.

برخی اندیشمندان از اینکه در تحلیل‌های رایج از خانواده، واقعیت‌های مربوط به تجارت خانوادگی در نظر گرفته نمی‌شود. اظهار تعجب می‌نمایند درحالی که موتور تولید ثروت در جوامع صنعتی را واحد خانواده می‌دانند و معتقدند که ازدواج انگیزه بسیار قدرتمندی برای مردان ایجاد می‌کند تا تولید ثروت کنند و خانواده‌ها در صورتیکه برای آینده انگیزه داشته باشند، ثروت جاری بزرگی برای کل کشور تدارک می‌بینند. بنابراین شکستن قداست ازدواج و خانواده سبب بر هم زدن تجارت خانوادگی و در نتیجه درهم شکستن اقتصاد کشور آزاد است همان گونه که ازدواج سبب می‌شود مردان جوانی که به حال می‌اندیشند، انگیزه لازم جهت تولید ثروت برای آینده را بیابند، واحد خانواده نیز تمام جوامع را برای آینده دارای انگیزه می‌کند بدون چنین انگیزه‌ای جوامع در گنداب راکد منافع شخصی و ارضای نفس می‌پوسند. (گاردنر، ۱۳۸۶) یکی از عوامل مهم حفظ بقای خانواده هسته ای، تشریک مساعی اقتصادی براساس تقسیم کار بین زن و شوهر است. (فانون، ۱۳۶۱)

با توجه به اینکه برای رفع نیاز‌های مالی و معیشتی، گزینه‌های دیگری غیر از ازدواج و چه بسا بهتر و ساده تر از آن در دسترس افراد قرار دارد، در اسلام تاکید خاصی بر تامین نیاز‌های معیشتی به عنوان یک از اهداف اصلی ازدواج صورت نگرفته است و حداکثر می‌توان آن را هدفی فرعی در نظر گرفت. با اینحال اوضاع واقعی اغلب به این صورت است که زن و شوهر در تامین نیاز‌های معیشتی به یکدیگر وابسته می‌شوند و از این رو، می‌توان تامین نیاز‌های معیشتی را یکی از کارکرد‌های خانواده تلقی کرد.

متون دینی برخلاف واقعیت وعرف زندگی بشر امروزی و حتی عرف پذیرفته نزد اکثر مسلمانان- که نداشتن مسکن، درآمد ثابت و شغل و کار مشخص را از بهانه‌های ترک ازدواج و تجرد زیستن می‌انگارند- بر آن است که تشکیل خانواده، خود یکی از عوامل ر‌هایی از فقر و از جمله اسباب ثروتمندی و دسترسی به امکانات و رفاه بیشتر زندگی است. وَ انْكِحُوا الْایامى‏ مِنْكُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ امایكُمْ آن یكُونُوا فُقَراءَ یغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیم (نور، ۳۲) و مردان و زنان بدون همسر را همسر دهید و نیز بردگان و كنیزان درستكار را به ازدواج دراورید. اگر فقیر باشید، خداوند شما را از جانب فضلش بى‏نیاز مى‏كند كه پروردگار وسعت بخش و اگاه است.

چنان‌که پیداست آیه شریفه در پی نمایاندن کارکرد اقتصادی خانواده است و تشکیل خانواده و ازدواج را در ثروت افزایی موثر می‌شناسد و با دو بیان موکد، براورده شدن نیاز‌های مالی خانواده را تضمین می‌کند.[۱۲]

گذشته از تحلیل‌های دینی و باور به فضل و آمداد الهی، که فقر و ثروت، سلب و اعطای نعمت، در دست اوست، نقش ازدواج و تشکیل خانواده در ثروت افزایی را شاید بتوان از منظر عقلی بدین گونه ارزیابی کرد که فرد در حالت تجرد، امید و انگیزه کمتری برای کار، تلاش و جدیت دارد زیرا احساس مسوولیت تامین معاش نسبت به دیگری نمی‌کند. با تشکیل خانواده و به ویژه تولد فرزند تکلیف و احساس مسوولیت تازه‌ای برای هر یک از پدر و مادر پدید می‌اید و از آنجا که هر دو همسر، پیشرفت در رشد اقتصادی خود را در گرو تلاش یکدیگر می‌دانند و توفیقات و خوش بختی فرزند را نیز در گرو کار و فعالیت خود می‌بینند با تحمل هر گونه تلخی و مشقت در پی برآوردن نیاز‌های وی بر می‌ایند. چنین مسیری بطور طبیعی به رفاه و ثروت افزایی می‌انجآمد.

البته تشکیل خانواده الزاما به معنای ثروتمندی نیست، کانون خانواده تنها بستر و زمینه رشد اقتصادی را فراهم می‌اورد، اما شرایط و باید‌های دیگری همچون کار و تلاش پی گیر فکری، عقلی و جسمی‌لازم است، تا آن بستر‌ها و ظرفیت‌ها به فعلیت بنشیند حتی آمداد‌های الهی نیز در هر زمینه‌ای که باشد، از معبر اسباب و وسایط فیضان می‌یابد و نه جزاف و خارج از قانون مندی نظام هستی چنان‌که در آیه شریفه اشاره گردیده است وَانْ لَیسَ لِلْانسان الا ما سَعى‏ (۳۹) ونیست براى انسان جز آن‌چه را باسعى و عمل به دست مى‏اورد.

[۱] (زمخشری، ۱۴۰۷، ج ۳) ؛ (رشید، ج ۹، ۱۳۰۳) (طباطبایی، ج۱۶، ۱۳۷۴)

[۲]هر چند زندگی زن و مردی با هم، ممكن است زمینه محبت متقابل را تا حدی فراهم كند ولی از آنجا كه این امر در بسیاری از فرهنگ‌ها نابهنجار محسوب می‌شود و افزون بر آن، نوعی پیوند متزلزل است، به گونه ای كه هر یك از زن و مرد می‌توانند با شریك جنسی دیگر ارتباط داشته باشند، هیچ گاه نمی‌تواند زمینه مناسبی برای حمایت عاطفی و روانی زن و مرد از یكدیگر باشد.

 

[۳]چون خضوع آن خشوعی را گویند كه در مقام عمل اثرش هویدا است به خلاف خشوع كه معنای نوعی تأثیر نفسانی است كه از مشاهده عظمت و كبریایی در دل پدید می آید

[۴]و همسران با هم و مخصوصا زن، فرزندان كوچكتر را رحم می‌كنند، چون در آن‌ها ضعف و عجز مشاهده می‌كنند و می بینند كه طفل صغیرشان نمی‌تواند حوایج ضروری زندگی خود را تأمین كند. لذا آن محبت و مودت وادارشان می‌كند به اینكه در حفظ و حراست وتغذیه، لباس، منزل و تربیت او بكوشند، و اگر این رحمت نبود، نسل به كلی منقطع می‌شد و هرگز نوع بشر دوام نمی یافت. نظیر این مورد مودت و رحمتی است كه در جامعه بزرگ شهری و در میان افراد جامعه مشاهده می‌شود، یكی از افراد وقتی همشهری خود را می بیند، با او انس می‌گیردو احساس محبت می‌كند و به مسكینان و ناتوانان اهل شهر خود كه نمی‌توانندبه واجبات زندگی خود قیام كنند ترحم می نماید (موسوی همدانی، ج۱۶، ۱۳۷۴)

[۵]از امام صادق روایت شده است كه فرموده اند:هر زنی كه به شوهرش بگوید من از تو خیری ندیدم، اعمال نیك او باطل می‌شود أیما المرأه قالت لزوجها: ما رأیت من وجهك خیرا فقد حبط عملها؛ (حرالعاملی، ج ۱۴، ۱۴۱۴)

[۶]امام علی (ع) در وصیت های خود به فرزندش ابوحنیفه فرمود: با همسر خود در هر شرایطی مدارا و خوش رفتاری كن، تا زندگی برایت گوارا گردد. فدار‌ها علی كل حال احسن الصحبه ل‌ها لیصفو عیشك (حر العاملی، ج ۱۴، ۱۴۱۴)

 

[۷]حضرت علی (ع) در مورد تأثیر ازدواج در تكامل فرد می فرماید: هیچ یك از اصحاب پیامبر نبودند كه ازدواج كنند مگر آن‌كه پیامبر اكرم می فرمود دینش كامل شد. « لم یكن احد من اصحاب رسول اله یتزوج الا قال رسول اله كمل دینه» (نوری، ج۱۴، ۱۴۰۸)

 

[۸]بر طبق برخی برآورد‌ها در فرانسه تعداد واقعی حاملگی‌هایی که به طور زودرس خاتمه یافته اند هر سال به حدود ۲۵۰هزار مورد یعنی یک سقط جنین در برابر سه زایمان بالغ گردیده (سگالن،، ۱۳۷۵) و در آمریکا سالانه فقط بیش از ۵/۱میلیون سقط جنین قانونی به وقوع پیوسته است. (گراگلیا

[۹]از جمله وجوب نفقه

[۱۰] امام صادق (ع) در تعیین افراد واجب النفقه فرموده اند: الوالدان والولد و الزوجه (حرالعاملی،، ج ۱۵، ۱۴۱۴)

[۱۱] حرالعاملی،، ج ۱۵، ۱۴۱۴

[۱۲] از رسول خدا روایت شده که فرموده اند: اتخذوا اهلا فانه ارزق لکم. تشکیل خانواده دهید که برای شما روزی رسان تر است. (حرالعاملی، ج۱۴، ۱۴۱۴)

متن کامل در سایت زیر :

پایان نامه دکترا بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت‌های تربیتی آن مبتنی برآموزه‌های قرآن