مقاله (پایان نامه) : تکالیف طفل فرزند خوانده در قبال سرپرست

سرپرستی زنان مجرد

یکی ازموارد دیگرچالش برانگیز لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست مربوط سرپرستی دختران مجرد بالای ۳۰ سال است که اجازه دارند در خواست فرزندخواندگی بدهند. بند ج ماده ۵ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست، مقرر نموده : (( دختران و زنان بدون شوهر، در صورتی که حداقل ۳۰ سال سن داشته باشند، منحصراً حق سرپرستی اناث را خواهند داشت.)) این مورد به پشنهاد بهزیستی بوده و احتمالا ًبه خاطر شرایطی که در جامعه وجود دارد، مطرح شده است. جای تعجب که چرا به آقایان این اجازه داده نشده است.

در واقع این امر موجب قبح زدایی از مجرد ماندن و ازدواج نکردن دخترها می شود. البته اینجا بنا را باید بر مصلحت طفل گذاشت، چون به هرحال بزرگ شدن طفل در کنار یک زن و زندگی با او بهتر از حضور او در بهزیستی است.

به اعتقاد برخی [۱] واگذاری کودک به یک مرد و زن مجرد منعی ندارد و می تواند محاسنی نیز داشته باشد؛ البته با رعایت چند نکته ۱- اولویت اول خانواده ها باشند، ۲- رعایت حساسیت های لازم در مورد دلایل عدم ازدواج آنها و بررسی اینکه انسان های خوب و مناسبی برای سرپرستی باشند. حضور کودک در کنار یک خانم خوب و مؤمن به مراتب بهتر از حضور کودک در خانواده متلاشی و بدسرپرست است، ۳- مسئله جنسیتی رعایت شود؛دخترها پیش خانم ها و پسرها پیش آقایان. با این شرایط می شود این توسعه را پذیرفت، ولی اینکه چرا آقایان این اجازه را ندارند قابل درک نیست.

حال پس از اخذ حق سرپرستی کودک توسط سرپرست زن مجرد، اگر او ازدواج کند، قبل از هر چیزی نظر کارشناسان سازمان بهزیستی ملاک عمل خواهد بود، وچنانچه همسر سرپرست مشکلی در خصوص ادامه سرپرستی و نگهداری کودک نزد خود و زوجه سرپرست نداشته باشد، اصولاً مانعی برای حضور کودک در  کنار آنها وجود ندارد. مگر شوهر وجودکودک را قبول نمی کند که در اینصورت کودک به بهزیستی برگردانده می شود و این آثار منفی عاطفی برای فرزند خوانده ایجاد می کند.

به نظر نگارنده، آوردن این مورد در قانون اصلاً لزومی نداشته است، چون اولویت اول با خانواده های بدون کودک و بعد تک فرزندها و سپس دختران مجرد است.

مبحث ششم : حقوق و تکالیف طفل بی سرپرست و سرپرست

به استناد قانون حمایت از کودکان بی سرپرست، پس از ایجاد رابطه سرپرستی بین زوجین و کودک بی  سرپرست، حقوق و تکالیفی برای طفل ایجاد می شود. در چهار گفتار بعد به این موضوع می پردازیم .

گفتار اول حقوق طفل بدون سرپرست، گفتار دوم تکالیف طفل فرزند خوانده، گفتار سوم حقوق سرپرستان، گفتار چهارم تکالیف سرپرست.

گفتار اول : حقوق طفل بدون سرپرست

طفل فرزند خوانده دارای حقوقی است که به آنها می پردازیم.

بند اول : استفاده از نام خانوادگی زوج

به استناد ماده ۱۴ قانون حمایت از کودکن بدون سرپرست: (( مفاد حکم قطعی سرپرستی به اداره ی ثبت احوال ابلاغ و در اسناد سجلی زوجین سرپرست و طفل درج و شناسنامه ی جدیدی برای طفل فقط یا مشخصات زوجین سرپرست و نام خانوادگی زوج صادر خواهد شد. هچنین مقرر شده موضوع فرزندخوانده بودن در شناسنامه این بچه ها درج شود که این هم غیرقابل قبول و می توان از ایرادات این قانون دانست.

بند دوم : وارث

دانستیم که ایجاد رابطه فرزند خواندگی بر اساس قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست، به معنای برقراری رابطه واقعی پدری فرزندی و مادر فرزندی نیست. یعنی همه ی آثاری که توسط قانونگذار برای والدین و فرزندان حقیقی آنها منظور نموده است، در رابطه فرزند خواندگی برقرار نیست. از جمله این آثار برقراری رابطه فرزند خواندگی از موجبات ارث نمی باشد یعنی نه زوجین از فرزند خوانده ارث می برند و نه فرزند خوانده از زوجین.

موجبات ارث نسب و سبب است. فرزند خوانده چون قرابت نسبی و خوبی با پدر و مادر خوانده ندارد طبق حکم صریح ماده ۲ قانون مذکور، فرزند خوانده از سرپرست ها و سرپرست ها از طفل تحت سرپرستی ارث نخواهند برد؛ ولی با توجه به هدف فرزندخواندگی و حمایت از کودکان بدون سرپرست، ماده ۵ این قانون چنین مقرر می دارد: (( دادگاه در صورتی حکم سرپرستی صادر خواهد کرد که درخواست کنندگان سرپرستی به کیفیت اطمینان بخشی در صورت فوت خود، هزینه تربیت و نگهداری و تحصیل طفل را تا رسیدن به سن بلوغ تامین می نمایند.))

معمولاٌ به منظور تامین منافع مادی و معنوی طفل، پدر یا مادر خواند اموال  املاکی را در قالب صلح یا عقود دیگر به وی انتقال می دهند؛ ولی این نگرانی برای زوجین سرپرست پیش می آید که اگر فرزندخوانده در زمان حیات آنها فوت شود، اموال و املاک انتقالی به ورثه متوفی و خانواده ی اصلی و واقعی وی یا به دولت تعلق می گیرد و هدف مورد نظر سرپرست ها تامین نشود و اموال از مالکیت مالکین اولیه بدون علت وارد ملکیت غیر شود. به این سبب در تبصره ماده ۵ چنین آمده است: (( هرگاه وجوه و اموالی از طرف زوجین سرپرست به طفل تحت سرپرستی صلح شده باشد، در صورت فوت طفل، وجوه و اموال مذکور از طرف دولت به زوجین سرپرست تملیک خواهد شد.))

می توان گفت منظور اساسی از انتقال اموال یا وجوه به طفل این است که کودک تحت سرپرستی شخصاً از آنها منتفع گردد یا شخص دیگر یا دولت علت این انتقال نباشند، لذا هرچه به کودک و فرزند خوانده صلح و منتقل شده با فوت وی بدون علت شده و یا علت آن منتفی گردیده در حقیقت عقد باطل و اموال موضوع عقد به صاحبان اولیه برمی گردد. با وجود تبصره اشاره شده دیگر نگرانی های اتفاقات آینده رفع خواهد شد. اعلام بطلان و اعاده اموال نیاز به صدور حکم از مراجع قضایی است.[۲] برخی معتقند[۳] بهتر بود به جای اینکه دولت مامور تملیک اموال به زوجین شود، کافی بود در تبصره چنینی بیاید: (( با فوت کودک تملیکات مجانی که از طرف زوجین به سود او انجام شده است منفسخ می گردد.)) همچنین باید گفت مفاد ماده ۵ و تبصره آن در ماده ۱۵ و ۱۷ قانون حمایت از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست گنجانده شده است.

بند سوم: اقامتگاه

ماده ۱۰۰۶ قانون مدنی مقرر داشته است : (( اقامتگاه صغیر و محجوب همان اقامتگاه ولی و قیم آنهاست.))

حکم ماده ی مذکور در ارتباط با سرپرستان نیز لازم الرعایه است. چون طفل قادر به اداره ی اموال خود نیست، لذا اراده ی امور وی به عهده ی ولی و یا قیم و یا سرپرست اوست. شمول حکم این ماده نسبت به فرزند خوانده با توجه به وحدت ملاک ماده ۱۰۰۶ قانون مدنی استنباط می شود، زیرا با صدور حکم سرپرستی، طفل به عضویت خانواده سرپرست در می آید. عضویت در خانواده ی سرپرست منجر به قطع رابطه طفل با خانواده ی واقعی خود یا بهزیستی می شود، در این حالت شایسته نیست که طفل بدون اقامتگاه بماند، بدین ترتیب منطقی و عقلانی است که ما اقامتگاه زوج سرپرست را به عنوان اقامتگاه طفل بپذیریم.

قائل شدن به این نظریه مطابق با هدف قانونگذاردر قانون حمایت از کودکان بی سرپرست مبنی بر دفاع مادی و معنوی از طفل بدون سرپرست می باشد. از سوی دیگر حکم ماده ۱۰۰۶ که اقامتگاه محجور را همان اقامتگاه قیم تعیین نموده است، خصوصیتی برای قیم نیست که سرپرست توسط دادگاه تعیین می شوند لذا اگراقامتگاه محجور مطابق ماده مذکر، اقامتگاه قانونی قیم او باشد می توان گفت اقامتگاه  قانونی طفل تحت سرپرستی نیز اقامتگاه زوج سرپرست یعنی پدر خوانده می باشد.[۴]

گفتار دوم: تکالیف طفل فرزند خوانده در قبال سرپرست

فرزند خوانده در قبال پدرخوانده و مادر خوانده تکالیفی نیز دارد. ماده ۱۱ قانون حمایت بیان داشته است: (( وظایف و تکالیف سرپرست و طفل تحت سرپرستی او از لحاظ نگهداری و تربیت و نفقه و احترام، نظیر حقوق و تکالیف اولاد و پدر و مادر است.))

[۱]دکتر کاظمی،سید علی، قاضی دادگستری و رئیس اداره فنی قوه قضاییه و ابسته به معاونت حقوقیhttp://mehrkhane.com/fa/news/8423

[۲]دکتر امامی، مقاله فرزندخواندگی در حقوق فعلی ایران، صفحه ۵۵٫

[۳]دکتر کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، جلد دوم، چاپ چهارم، صفحه ۳۹۶ و ۳۹۷، شماره ۵۴۷٫

[۴]محمدی، مجتبی، پایان نامه دوره کارشناسی ارشد فرزند خواندگی (مطالعه تطبیقی در فقه اسلامی و حقوق ایران و فرانسه) ،رشته حقوق خصوصی،دانشگاه تهران مرکز،۱۳۸۶،صفحه ۱۲۷٫

دانلود متن کامل از لینک زیر :

بررسی ازدواج سرپرست با فرزند خوانده