سبک یا روش فرزند‌پروری اسلامی

بخش دوم دلالت‌های تربیتی، نوع فرزند‌پروری اسلامی ‌را شامل می‌شود؛ پاسخ به این پرسش که خانواده اسلامی‌در مورد پرورش فرزند یافرزندان به‌عنوان دستاورد عملی و آشکار خانواده در راستای ساختار وکارکرد [۱]بیان شده، از میان سبک‌های فرزند پروری، کدام نوع را بر خواهد گزید؟

سبک‌های رفتاری مختلف موجد روش‌های تربیتی متفاوت خواهد بود. در فصل دوم، چهار شیوه مقتدرانه، سهل‌گیرانه، مستبدانه ومسامحه‌كارانه در فرزند‌پروری براساس دو شاخص پاسخ‌دهی (صمیمیت و اطمینان بخشی) و تقاضاهای والدین (كنترل رفتاری) بررسی شد.

قبل از ورود به بحث، بیان این مطلب مهم است که اسلام در این موضوع، مانند بسیاری از موارد بر اصل اعتدال و میانه روی تاکید کرده است. به موجب این اصل، توجه و رسیدگی به فرزندان در ابعاد مختلف هرچند جزء وظایف والدین است، نباید به حد افراط کشیده شود. به این معنا که اهمیت فرزندان و لزوم تربیت و آموزش ایشان، نباید والدین را ازیاد خدا باز دارد.

همچنین والدین نباید به خاطر فرزندان شان نسبت به اهداف و نیاز‌های شخصی خود و همچنین نسبت به نیاز‌های متقابل یکدیگر، کوتاهی و کم توجهی کنند. رعایت نشدن اصل اعتدال در این زمینه، به آسیب‌های مهمی‌از جمله کاهش میزان رضایتمندی همسران، احساس بیهودگی و ضرر به ویژه در فرض ناسپاسی فرزند نسبت به آنان و اختلال در فرایند جامعه‌پذیری و تربیت فرزندان منجر خواهد شد.

ملاحظه آموزه‌های دینی، نشان توجه فراوان به فرزندان است، که گاه حتی در قالب موضوعات جزیی نیزبیان می‌شود. ازجمله آنان می‌توان ازتوصیه‌های مربوط به تغذیه کودک (شیردهی)، بوسیدن فرزندان وشاد نمودن آنان، هدیه دادن و محبت به فرزندان، دوست داشتن کودکان، رفتاربامرحمت، وفای به وعده باانان نام برد[۲]. آن‌چه از اینگونه آموزه‌ها دریافت می‌گرددانست که اهمیت سازندگی انسانی در نگاه اسلام پر رنگ است و می‌کوشد تا با توجه والدین به فرزندان، به مثابه باقیات صالحات (کهف، ۴۴) و مقرر ساختن پاداش بر پرورش صحیح، آنان را درباره مقوله تربیت متعهد سازد و از این طریق، ضمانتی برای پیشرفت نسل آینده ایجاد کند. توجه به سعادت فرزند در ادبیات روایی از برگزیدن همسر آغاز می‌شود و تا سنین جوانی ادامه می‌یابد.

در قرآن فرزند به‌عنوان زینت معرفی شده است «المال و البنون زینه الحیوه الدنیا» (کهف، ۴۶) پدران و مادران به عنوان سرپرست باید نسبت به تربیت وی اهتمام ورزند. مشارکت فعال خانواده در فعالیت‌های تربیتی نخست از نظر تکلیف الهی ووظیفه دینی مورد ملاحظه قرار می‌گیرد؛ یعنی خانواده دربارگاه الهی نسبت به عملکرد تربیتی پاسخگوست و نمی‌تواند از خود سلب مسوولیت کند. [۳]چنان‌چه این امر به لحاظ حقوقی نیز در عموم قوانین موضوعه و بین المللی مورد توجه است.

با عنایت به تلازم حق باتکلیف در امر تربیت دیدگاه اسلامی، مشارکت والدین در جریان تربیت (در همه‌ی انواع ان) حق آن‌هاست. بدیهی است که نقش و جایگاه والدین در انجام تکلیف و حق تربیت فرزندان در تمامی‌سطوح و انواع تربیت یکسان نیست که این نقش به سبب شرایط رشدی کودکان در سنین اغازین زندگی برجسته و حساس تر و ضروری‌تر است. مسولیت‌های والدین نیز هم شامل وظایف آن‌ها قبل از تولد و هم وظایف پس از تولد فرزند می‌گردد

۴-۱۹-۳-۵٫ فرزندپروری مسوولانه

در آموزه‌های اسلامی‌بر سبك فرزند‌پروری ویژه ای تاكید شده است تا فرزند به درستی و براساس فطرت انسانی كه خدا به وی عطا نموده، تربیت شود و شخصیتش در جنبه های مختلف روانی، عاطفی، معنوی، فردی، و اجتماعی به صورت بهنجار رشدكند. به تعبیر رسول اكرم (ص) روش مناسب روشی است كه بتواند شخصیت نیكو در فرزند پدید اورد، ویژگی‌های روانی، هیجانی و رفتاری هماهنگ با فطرت برایش فراهم سازد تا درست و عاقلانه بیندیشید، زندگی را شایسته تدبیر نماید و روابط خوب و انسانی با دیگران برقرار سازد. (حرالعاملی،، ج۵، ۱۴۱۴).

از دیدگاه آموزه‌های دینی (احادیث) شیوه فرزندپروری مسوولانه را می‌توان مناسب ترین روش دانست. در این روش، براساس فرمایش حضرت علی (ع)، والدین خود رادرفرزندپروری مسوول می‌دانند. (حرانی، ۱۳۷۹) شیوهء مسوولانه با تقاضا‌ها و پاسخ‌دهی متناسب، متعادل و به دور از افراط و تفریط مشخص می‌شود. بنابراین والدین كوشش می‌كنند تا فطرت فضیلت خواهانه فرزندان شكوفا گردد.

از دو شاخصه فرزند‌پروری یعنی پاسخ‌دهی و مراقبت که در فصل دوم نام برده شد، اصل ذیل و روش‌های تربیتی منتج از آن، در ارتباط با شاخصه تقاضا های والدین یا كنترل رفتاری در فرزند‌پروری اسلامی ‌بررسی می‌گردد.

۴-۱۹-۴٫ اصل نظارت وتکلیف

گزاره تجویزی برگرفته از سوال دوم: یکی از کارکرد‌های مهم خانواده باید مراقبت و نظارت باشد.

گزاره توصیفی: اهل ایمان تلاش می‌کنند که همواره خود و خانواده خویش را از اتش دوزخ نگاه بدارند.

گزاره تجویزی نتیجه شده از دو گزاره مقدماتی اول و دوم: مراقبت و نظارت از وظایف والدین بر فرزندان است که باید از جانب آن‌ها اعمال گردد.

گزاره واقع نگر (توصیفی): لایكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسا الا وُسْعَ‌ها (بقره، ۲۸۶) خدا هیچ كس را جز به اندازه توانایى‏اش تكلیف نمى‏كند.

۴-۱۹-۴-۱٫ روش تربیتی: تکلیف به قدر وسع

چنان‌چه در مباحث کارکرد بیان شد نگهداری خانواده به مفهوم تعلیم و تربیت و امر به معروف و نهی از منکر و فراهم ساختن محیطی پاک و خالی از هرگونه الودگی، در فضای خانه و خانواده است. براساس فرموده رسول اكرم (ص) والدین می دانند مصون ماندن از اتش جهنم و ارتقاء به درجات بالای بهشتی و عنایت فراوان پروردگار به آن‌ها از آثار تربیت خوب فرزندان و آموزش قرآن و دین به آن‌هاست.

این برنامه باید از نخستین سنگ بنای خانواده یعنی از ساختار آغاز و در تمام مراحل با برنامه‌ریزی صحیح و درنهایت دقت تعقیب شود.

از آنجا که افراد هم از حیث فهم هم از حیث عمل وسع‌های مختلفی دارند، والدین در امر مراقبت از فرزندان و تکالیف بر آن‌ها باید طاقت فهمی‌و عملی فرزند را در نظر بگیرند، خداوند هم خود در وسع مخاطبین سخن گفته و تکلیف کرده است و از مردم همانقدر «طلب کرده» که به آنان «داده» است. «اللَّهُ نَفْسا الا ما اتا‌ها » (طلاق، ۷) و هم رسولان خود را به چنین مواجهه‌ای با مردم امر کرده است. انا امرنا معاشر الانبیا آن نکلم الناس بقدر عقولهم (مجلسی، ج۱، ۱۴۰۳) و از آنجا که هدف والدین مسوول رضایت خداوند و امتثال از اوامر اوست لذا در نظام تربیتی اسلام، والدین تنها مجازند به وسع فرزندان نظر بدوزند و بر پایه آن تکلیف کنند.

بنابراین، لازم است حدود عمومی‌توانایی‌های افراد در مراحل مختلف زندگی در نظر گرفته ووالدین نسبت به آن شناخت داشته باشند. با نظر به حدود عمومی‌طبق آموزه‌های اسلامی‌ از ۲ تا ۷ سالگی نباید انتظار داشت که کودک، تکلیف پذیر باشد. البته در خلال آن می‌توان کودک را با بسیاری از آداب و اطلاعات آشنا نمود چنان‌که در روایات مختلف در این باب رهنمود‌هایی نیز داده شده است. در روایات، شروع رسمی‌تعلیم و تادیب، به فرا رسیدن هفت سالگی موکول شده است. از هفت سالگی ویژگی «تکلیف پذیری» در کودک به ظهور می‌رسد. بنابراین می‌توان انتظار داشت که کودک از حیث تعلیم و تادیب، قابل تکلیف و در برابر تکلیف، قابل مواخذه باشد. البته در مورد هر فرد معین باید به ویژگی‌ها و اختصاصات وی نیز راه یافت و آن‌ها را مد نظر قرار داد. حدود مزبور، تنها جنبه عمومی‌و نوعی دارد، اما ویژگی‌های خاص هر فرد و طریقی که با او تناسب دارد، امری است که به جای خود قابل توجه است و آن را باید به طور موردی در ارتباط نزدیک با افراد، مشخص نمود. بنابراین تکلیف باید متناسب با وسع فرزندان برآن‌ها اعمال گردد.

برخی روش‌های تربیتی برگرفته شده از اصل یاد شده را می‌توان بشرح ذیل بیان نمود:

والدین نسبت به فرزندان مهربانند و انتظارات بیش از حد توان از آن‌ها ندارند؛ ولی اهداف و انتظارات روشنی را برای فرزندان ترسیم می‌كنند. این والدین نسبت به سرنوشت فرزندان حساس اند و آنان را به حال خود ر‌ها نمی‌كنند، بلكه الگوی مناسبی برای آن‌ها می باشند. در این فرزندان رفتارهای غیر اخلاقی كمتر مشاهده می‌شود و حتی اگر از والدین نارحت شوند، واكنش نامناسب نشان نمی‌دهند. «فَلا تَقُلْ لَهُما افٍّ » (اسرا، ۲۳) از این رو، رفتارهایی كه سلامت روانی و معنوی آن‌ها را در معرض خطر قرار دهد، انجام نمی‌دهند ونسبت به آن مصونیت پیدا می‌كنند. (مجلسی،، ج۱۵، ۱۴۰۳).

از سوی دیگر، نادیده گرفتن خطاهای كوچك، پذیرش فرزند به هنگام خطا، عفو و مهرورزی از نقش‌های اساسی والدین در این روش تربیتی محسوب می‌شود. «وَ اذا ما غَضِبُوا هُمْ یغْفِرُون» (شوری، ۳۷) این شیوه فرزندپروری، موجب پیشرفت های علمی، معنوی و اجتماعی فرزندان می‌شود.

از دیدگاه اسلامی نقش والدین در فرزندپروری مسوولانه در دوره كودكی، نقش محبتی، حمایتی، مراقبتی، آموزشی، تادیبی و انضباطی است.

ایفای این گونه نقش از ناحیه والدین به كاهش مشكلات رفتاری از جمله پرخاشگری، بزهكاری و سایر رفتارهای نابهنجار می انجآمد. این نقش علاوه بر پیشگیری، جنبه درمانی نیز دارد؛ چرا كه بر آن اساس والدین به اصلاح رفتارهای نامناسب می پردازند.

در شیوه مسوولانه، والدین در ضمن توجه به توانایی‌های عمومی‌فرزندان، از آنان انتظار دارند، پذیرای سخنان، احساسات و عملكردهای مسوولانه آنان باشند و گفته ها، عواطف و رفتارهای خویش را با آنان هماهنگ می سازند. بر این اساس والدین مسوول و فضیلت خواه نسبت به اجرای ضوابط و مقررات الهی در دوره های مختلف رشد بازخوردهای متفاوتی دارند؛ در هفت سال اول انتظارات والدین در حد زمینه سازی و تشویق به انجام فضایل است ولی در سنین نوجوانی انتظارات بالاتر می‌رود.

امام سجاد (ع) می فرماید: والدین فرزند را از خود می دانند و خوبی و بدی او را خوبی و بدی خودشان دانسته و مسوولیت تربیت نیكوی او را به عهده می‌گیرند، كوشش می‌كنند او را متوجه پروردگار كنند و از او فردی مطیع پروردگار بسازند. والدین می دانند كه خوب یا بدعمل كردن آن‌ها در روند تربیت فرزند به اجر و پاداش اخروی و یا كیفر الهی منتهی می‌شود (حرانی، ۱۳۷۹). همچنین می دانند كه اثر نیكوی تربیت آنان مایه زیبایی و جمال اجتماعی و عزت و آبرومندی آنان می‌گردد. لذا تکالیف را برای رسیدن به اهداف الهی و نه مقاصد شخصی از فرزندان انتظار دارند.

در این شیوه چون هدف قرب الهی است والدین انتظار دارند فرزندانشان در آثار صنع الهی بیندیشند و در كارهای پروردگار اندیشه كنند (مجلسی، ج۷۴، ۱۴۰۳). با مداومت فكر در آفرینش خداوند دل و وجود خود را به سوی او متوجه نمایند. هیچ چیز را نه در خلقت و نه در تدابیر امور شریك خدا قرار ندهند؛ یا بُنَی لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ آن الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ (۱۳) (لقمان، ۱۳) و همیشه به یاد او باشند و رابطه محكم و مطمین با او برقرار سازند. (مجلسی، ج ۹۳، ۱۴۰۳)

۴-۱۹-۵٫ اصل پاسخ‌دهی و محبت

گزاره تجویزی برگرفته از سوال دوم: یکی از کارکرد‌های مهم خانواده، باید نقش حمایتی خانواده باشد.

گزاره توصیفی: بهترین حمایت و پاسخ‌دهی والد، محبت به فرزند است.

گزاره تجویزی نتیجه شده از دو گزاره مقدماتی اول و دوم: حمایت در خانواده باید به وسیله محبت به فرزندان انجام شود.

گزاره واقع نگر: اذا احببت رجلا فاخبره بذلک؛ هر گاه محبت کسی را در دل داشتی باخبرش کن.

۴-۱۹-۵-۱٫ روش تربیتی: بیان کردن مهر و ابراز نمودن محبت.

اصل دوم در ذیل مبحث پاسخ‌دهی (صمیمیت و اطمینان بخشی) مطرح می‌شود.

شرط لازم برای نقش حمایتی و موفقیت دراین امر، اگاهی ازحقوق و نیاز‌های اساسی فرزندان است. به عبارت دیگرمعرفت نسبت به وظایفی که هریک ازپدرومادرنسبت به فرزنددارندوهمچنین عمل به وظایف و تلاش برای هماهنگ ساختن فعالیت‌های تربیتی والدین با یکدیگر. این دو مکمل یکدیگرند معرفت فاقد عمل عقیم و عمل بدون معرفت آسیب زاست.

۴-۱۹-۵-۲٫ نیاز‌های اساسی فرزندان

مفهوم احسان به فرزندان گستره‌ی وسیعی دارد که مصادیق مختلف وظایف والدین نسبت به فرزندان همچون حفظ مراقبت و حمایت، اظهار محبت، تعلیم و تربیت، نظارت و عدالت را شامل می‌گردد.

۱- حفظ و مراقبت، در این باب تاکید فراوان اسلام برحق حیات فرزندان ازنکات در خور توجه می‌باشد. در نگاه قرآن، مقام فرزند به گونه‌ای است که والدین حق ضرر و زیان رساندن به ایشان را ندارند. والدین باید فرزندان را امتحان الهی دانسته، از این امتحان سر بلند بیرون آیند و پاداش عظیم الهی دریافت نمایند. (انفال، ۲۸)

روشن است که همگان در برابر حق حیات مسوولیت دارند اما با توجه به رواج پدیده فرزندکشی در دوران جاهلیت، متون دینی عمدتا والدین را در این جهت مورد خطاب قرار داده‌اند (اسراء، ۳۱) و (انعام، ۱۵۱) و فرزندکشی عملی نابخردانه و موجب خسران معرفی گردیده است. (انعام، ۱۴۰) یکی از مواد بیعت نامه زنان با رسول خدا (ص)، لزوم اجتناب آنان از کشتن فرزندان بیان شده است. (ممتحنه، ۱۲)

افزون بر این، اسلام مجموعه‌ای از آداب را برای تضمین هرچه بهتر سلامت جسمی ‌فرزندان مقرر کرده است. (بقره، ۲۳۳) و (حرالعاملی،، ج ۱۴ و ج ۱۵، ۱۴۱۴)

۲- حمایت: در بعد حمایتی دست کم دو وظیفه مهم بر عهده والدین نسبت به فرزندان قرار داده شده است. نخست وظیفه حمایت مالی از فرزندان نیازمند؛ که مدرک فقهی آن از جمله روایتی است که به نقل از امام صادق (ع) در مقام تعیین افراد واجب النفقه فرموده‌اند: الوالدان و الولد و الزوجه (حرالعاملی، ج ۱۵، ۱۴۱۴) و دوم کمک والدین به فرزندان در تشکیل خانواده است.

۳- تعلیم و تربیت: توصیه‌هایی که اسلام به پدران و مادران در زمینه تعلیم و تربیت فرزندان نموده و گاه با تعبیر «حقوق فرزند» بیان شده‌اند، از اهمیت این موضوع حکایت دارند.

تربیت شامل ابعاد بدنی، عاطفی، عقلانی، اجتماعی و اخلاقی یا دینی است و هر یک، عوامل و شیوه‌های حامی‌را در بر می‌گیرد. آن‌چه باید مورد توجه والدین قرار گیرد، تربیتی است که ناظر به همه ابعاد مذکور باشد. در این‌صورت می‌توان آن را تربیت جامع تلقی کرد.

حضرت رسول ص فرمودند:«هر انسانی با فطرت توحیدی متولد می‌شود این پدر و مادر او هستند که او را یهودی، نصرانی و یا مجوسی بار می‌آورند. سپس فرمودند: همان فطرت خدایی که خداوند مردم را به آن خلق نموده است».

۴- نظارت:فرمایش (تحریم، ۶)، که به انجام وظیفه‌ای معروف و نهی از منکر تفسیر شده، نقش نظارتی والدین نسبت به فرزندان را در بر می‌گیرد.

۵- عدالت: از وظایف والدین در قبال فرزندان، رعایت عدالت و مساوات بین آنان است.

۶- آموزش:آموزش، زیر مجموعه و تابعی از تربیت است و تفکیک آن به صورت قراردادی و برای بررسی دقیق تر می‌باشد. آموزش شامل دو نوع رسمی ‌و غیر رسمی‌است آموزشی غیر رسمی ‌از نهاد خانواده آغاز می‌شود و عوامل دیگری در طی مسیر به خانواده می‌پیوندند و بر این روند تاثیر می‌گذارند.

آموزش رسمی‌ بر عهده نظام آموزش و پرورش بوده به وسیله مراکز آموزشی تامین می‌شود. مشروط به اینکه خانواده و سایر نهاد‌های ذیربط اجتماعی با نظام آموزش و پرورش هماهنگی داشته و آگاهانه مسوولیت‌های خود را درک نموده ایفای نقش نمایند.

در باب حق فرزند در رساله امام سجاد این‌چنین آمده است:

حق فرزندت این است که بدانی او قسمتی از وجود تو است و جزیی از درخت هستی‌ات می‌باشد در این جهان خوبی وبدی او با تو ارتباط پیدا می‌کند تو درباره انچه، نسبت به او مسوولیت پذیر شده‌ای، مورد سوال قرار خواهی گرفت، از نظر: ۱) تربیت و آداب آموزی ۲) دلالت کردن به خداشناسی ۳) یاری کردن به او در راه طاعت حق

به دو طریق، یکی عمل خودت و یکی هم راهنمایی و آموزشی که به او ارائه خواهی کرد. اگر در این باره کمترین زحمتی به خود می‌دهی، پاداش کافی داری و اگر کمترین کوتاهی نمایی، دقیقا مورد مواخذه و ملامت و مجازات قرار خواهی گرفت. در رابطه‌ی خودت با او طوری رفتار کن که نزد خدا معذور باشی. در برپاداری او سرپرستی شایسته داشته باشی و در راه اصلاح نواقص او از نیرو‌ها و غرایز خود او کمک بگیر و در این راه پناهی جز خدا نیست. (غفوری، ۱۳۸۷)

۷- اظهار محبت، از دیگر توصیه‌های مهم اولیای دین به والدین، اظهار محبت به فرزندان و برقرار کردن روابط عاطفی و شاد با آنان است. بهترین حمایت و پاسخ‌دهی والد، محبت به فرزند است. (نوری، ج۱۵، ۱۴۰۸) از امام صادق (ع) نقل شده است که: خداوند عزوجل انسان را برای محبت بسیار به فرزندانش مورد رحمت خود قرار می‌دهد. (طبرسی، ۱۳۶۲)

در آموزه‌های قرآن، شیوه‌های تربیت با مهر، هم در مواجهه با معارضان فَقُولا لَهُ قَوْلا لَینا (طه، ۴۴) و همچنین در رابطه با خویشان (فرزند) دیده می‌شود. (لقمان ۱۳) از بهترین راه‌های تربیت صحیح فرزند، گفتگوی صمیمی‌ با اوست. با نوجوانان باید با زبان موعظه و نه سرزنش، سخن گفت. موعظه باید با محبت و عاطفه همراه باشد. یکی از شرایط تاثیر موعظه، احترام و شخصیت دادن به طرف مقابل است.

روش بیان محبت در حمایت از فرزند از دو جهت ضرورت می‌یابد. نخست آن‌که گاه فرزندان نمی‌توانند از اشارت‌ها و ظواهر والدین متوجه درون آن‌ها شوند یا در تفسیر پاره‌ای از حرکات و رفتارها، دچار سوء‌تعبیر می‌شوند. دیگر آن که، به هر حال، بیان، جلوه‌ای از باطن است و با مضاعف شدن آن، جلوه محبت نیز مضاعف می‌شود. خداوند خود در موضع تربیت، این شیوه را به کار بسته است وَ الْقَیتُ عَلَیكَ مَحَبَّه مِنِّی (طه، ۳۹) من به لطف خود از تو بردل‌ها (ى دشمن و دوست) محبت افكندم (تاتو را دوست بدارند).

بیان محبت علاوه بر اظهار صریح آن، گاه به صور دیگری همچون ستایش انجام می‌پذیرد. چنان‌چه قرآن، پیامبر را با وصفی بلند ستوده است. انَّكَ لَعَلى‏خُلُقٍ عَظیم (قلم، ۴). گاه ستایش به نحو غیابی انجام می‌شود که در این صورت مستمع را بر سر شوق و رغبت می‌اورد تا او نیز خود را لایق چنین ستایشی بگرداند. نِعْمَ الْعَبْدُ انَّهُ اوَّاب (ص، ۴۴)

البته بیان قهر نیز همچون مهر قدرتمند است. زیرا قهر، منع مهر است و اگر مهر نافذ باشد منع آن نیز نافذ و برانگیزنده خواهد بود. ابراز قهر و بی مهری، ترس از حرمان را در مخاطبی که وابسته است دامن می‌زند و همین ترس، عامل بازدارنده نیرومندی است. خداوند در برخورد با انسان، این شیوه را به کار بسته است و به جای آن‌که از عذاب و عقاب سخن بگوید، بی مهری خود را نسبت به عمل و گاه عامل باز می‌گوید. «لایحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْل… » (نساء ۱۴۸) و «وَ لا تَعْتَدُوا آن اللَّهَ لایحِبُّ الْمُعْتَدین» (مایده، ۸۷)

روش‌های تربیتی برگرفته از اصل فوق عبارتند از:

در این سبک تربیتی فرزندان به عنوان مخلوق های دارای كرامت خداوند دانسته شده؛ والدین به محبت و مهربانی با آنان رفتار می‌كنند؛ عزت و احترام به آنان را وظیفه خویش تلقی می‌كنند؛ رابطه عاطفی بین والدین و فرزندان بر محور تعادل و متناسب با اهداف عالیه تربیتی است.

در شیوه مسوولانه، والدین با اگاهی از پیآمدهای منفی كمبود محبت یا افراط در محبت، با ابراز محبت متعادل به پاسخ‌دهی مناسب می پردازند و به رشد و تربیت فرزند كمك می‌كنند. والدین می دانند فقدان و یا كمبود محبت زمینه‌ساز اضطراب، تشویق، ناراحتی، پدید آمدن احساس حقارت و پناه بردن فرزند به دیگران است و افراط در محبت در فرایند درفرایندرشد توانایی‌های فرزندان، استقلال و مسوولیت پذیری آنان اختلال ایجاد می‌كند.

با عنایت به گزاره بهترین پاسخ‌دهی والد محبت به فرزند است؛ والدین، فرزند را زیاد دوست دارد (مجلسی، ج۱۰۴، ۱۴۰۳)، او را كرارا می بوسد دراغوش می‌گیردونوازش می‌کند (مجلسی، ج۴۳، ۱۴۰۳) محترمانه ودوستانه بااوسخن می‌گویدوبااوبازی می‌کندو او را به انجام كارهای خوب و شایسته هدایت می نماید (حرانی، ۱۳۷۹).

در این سبک فرزند پروری، والدین از هیچ نوع راهنمایی به فرزند خویش دریغ نمی ورزند و خیر و سعادت را برای فرزند خود خواهانند. (لقمان۱۳-۱۹) آنان به فرزند احترام می‌گذارند و در تكریم شخصیت او می كوشند (نوری،، ج۲، ۱۴۰۸) و از هر گونه رفتاری كه فرزند را به عصیان و آزار والدین بكشاند، دوری می‌كنند و حتی در حضور دیگران فرزند را نصیحت و راهنمایی نمی‌كنند تا به شخصیت او ضربه ای وارد نشود.

[۱]مباحث ساختارو عملکرد علاوه براهمیتی که در هر یک از مقوله‌ها وجود دارد، دربحث تربیت فرزند شاخص ترومشخص ترمی‌گردد زیرا ادعا بر اینست که نمی‌شودغلط زندگی کردودرست تربیت نمود.

[۲]شیردهی : (حرالعاملی، ج ۲۱، ۱۴۱۴)، بوسیدن فرزندان؛ (همان) هرکس فرزندش را ببوسد، خداوند برایش حسنه‌ای خواهد نوشت و هرکس فرزندش را شاد کند خداوند روز قیامت شادمانش سازد. هدیه دادن ؛ محبت به فرزندان (همان) کودکان را دوست بدارید و به آنان با مرحمت رفتار کنید و آنگاه که آنان را به چیزی وعده می‌دهید به آن وفا کنید، چون آنان شما را در جایگاه روزی دهنده می‌شناسند.

[۳] (زمر، ۱۵) و (تحریم، ۶)

متن کامل در سایت زیر :

پایان نامه دکترا بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت‌های تربیتی آن مبتنی برآموزه‌های قرآن