پایان نامه ارشد: سن خاص براي مسئوليت كيفري

مفهوم حقوقي تعيين سن خاص براي مسئوليت كيفري وتاریخچه آن درحقوق ایران

این مبحث شامل چهار گفتار می باشد . در گفتار اول پیشینه ی مفهوم حقوقی تعیین سن خاص برای مسئولیت کیفری از دیدگاه فقهای مشهور امامیه و سایر فرق اسلامی را بیان نموده سپس در گفتار دوم پیرامون سن حداقل تحت عنوان سن مصونیت اطفال از هر گونه تعقیب کیفری در حقوق موضوعه به بیان ضرورت ها و تاریخچه تعیین سن حداقل در حقوق ایران قبل و بعد از انقلاب و همچنین به بیان مواضع قانونگذار و یا سکوت آن مورد تبیین و تحلیل واقع گردیده است .در گفتار سوم به بیان ضرورت ها ، تعیین و تاریخچه سن کبر یا مسئولیت کیفری کامل در حقوق ایران و برخوداری اطفال از یک نظام دادرسی خاص و همچنین تبیین مفهوم مبهم رشد و کمال عقل در جرایم مستلزم حد و قصاص در قانون مجازات اسلامی پرداخته می شود و در گفتار نهایی (چهارم ) موضع قانونگدار ایران در خصوص شبهه در سن متهم را مورد بحث قرار داده ایم .

 

گفتار اول: پيشينه موضوع در حقوق اسلامي  

      عامل سن تحت عنوان اماره ای که اطفال و نوجوانان را از مجرمین بزرگسال جدا می نماید، مسأله ای که از گذشته های دور مورد توجه ملل مختلف قرار گرفته بود و لذا در قانون گذاری های مختلف سعی بر آن گردیده که با تعیین یک محدوده سنی خاص، میزان مسؤولیت اطفال و نوجوانان را در قبال اعمال معارض قانون آنان مشخص نمایند.  در قوانین کشورهای مختلف این سن خاص متغیر است . ولی اکثر کشور ها ۱۸ سال را سن بلوغ جهت آغاز مسئولیت جزائی می دانند .[۱]

 

الف) سن بلوغ و مسئوليت كيفري اطفال از ديدگاه فقهاي اماميه

پیش از بیان دیدگاه فقهای امامیه در خصوص سن بلوغ و ویژگی های آن برای مسئولیت کیفری در تبیین مفهوم سن بلوغ و مسئولیت کیفری باید افزود که بلوغ در لغت به معنی رسیدن به امری است[۲]. در اصطلاح جرم شناسی به دومین مرحله از مراحل دوران زندگی گفته می شود .[۳]

بلوغ مصدری است از ریشه ی بلغ یعنی رسیدن، کمال و نمو تمام و منظور کنایه از رسیدن کودک به رشد قوای جنسی است و بالغ کسی است که قدرت بر مباشرت با جنس مخالف خود را داشته باشد . [۴]  از سوي ديگر گفته شده بلوغ عبارت است از رسيدن ذكور يا اناث به سني كه تمايل جنسي پيدا مي كنند [۵]  بنابراين بالغ كسي است كه دوره ي صغر را پشت سرگذاشته و قواي جسمي و غريزه جنسي او نمو كافي يافته و آماده توليد و تناسل است.[۶] و در حقوق اين انقلاب جسمي و رواني را كه مبناي آغاز استقلال و تكليف شخص است و مصادف با سن تكليف است سن بلوغ مي نامند.

یکی از قواعد مشهور و معتبر فقهی که مبنای هرگونه مسئولیت انسان را تشکیل می دهد شرایط عامه ی تکلیف است که عبارتند از بلوغ، عقل اراده و علم به حرمت . [۷]  آیه ی ۵ سوره ی نساء و آیه ی ۵۹ سوره ی نور به همین موضوع اشاره می کنند، [۸] همچنین احادیثی مثل «رفع القلم عن الصبی حتی یحتلم و لایتم بعد الاحتلام» (بعد از دوران احتلام یتیم بودن نیست) در همین رابطه صادر شده اند.

سن مسؤولیت کیفری، زمانی است که فرد از نظر جسمانی به حد بلوغ جنسی و از لحاظ عقلی و فکری، به رشد کیفری (تمییز حسن و قُبح) رسیده باشد . در اصطلاح فقهی بلوغ رسیدن طفل است به حال احتلام در مرد و حیض یا حمل در زن، روییدن موی زهار، خروج منی هر یک از این موارد در صغیر موجود گردد بالغ شناخته می شود. سن ۱۵ سال تمام قمری در پسران و ۹ سال تمام قمری در دختران سن بلوغ است.

فقهای عظام شیعه اثنی عشری در باره بلوغ سخنان متفاوت بیان نموده اند و ضابطه تشخیص بلوغ را در پنج موضوع: روییدن موی خشن بر عانه، بیرون آمدن منی ، سن حلم و محتلم شدن در پسران و حیض در دختران، و نهایتا حمل را علامت بلوغ و جمع دیگر همین ها را بلوغ دانسته اند .[۹]

مشهور فقهای امامیه، سن مسؤولیت کیفری را برای پسران، پانزده سال کامل و برای دختران، نُه سال کامل می دانند. عمده­ترین دلیل مشهور در سن مسؤولیت کیفری ، روایت حمزه بن حمران[۱۰] از امام محمد باقر (ص) است که می­فرمایند: «از امام محمد باقر روزی پرسیدم که، چه موقع بر پسر، همه حدود الهی واجب می­گردد و از او مواخذه می­شود؟ امام (ع) فرموند: «وقتی که از کودکی خارج شده، صاحب ادراک و شعور شود». گفتم آیا برای آن حدی هست که با آن شناخته شود؟ امام فرمود: «وقتی که محتلم شود و به سن ۱۵ سالگی برسد یا شعور پیدا کند یا موی بر زهار او بروید، حدود الهی بر وی جاری می­شود و به سود و زیانش حکم می­شود؛ بر دختران نیز در نه سالگی حدود خداوند اجرا می­شود»[۱۱]

[۱]  – گلدوزیان، ایرج؛ بایسته های حقوق جزای عمومی، تهران، میزان، ۱۳۸۴، چاپ دوازدهم،  ص۲۴۰

[۲] –  معین، محمد، فرهنگ لغت معین، جلد اول، ص ۵۷۴

[۳]  – پس بلوغ دوران تکامل فیزیولوژیک در حیات آدمی است . در این مرحله از زندگی ، به موازت رشد سریع ظاهری اندام شخصیت فرد نیز شکل گرفته و استعدادها و خلاقیت انسانی شکوفا می شود .

[۴]  –  اردبیلی، محمدعلی؛ حقوق جزای عمومی، تهران، میزان، ۱۳۹۳، چاپ سی وسه، جلد دوم،ص۱۹۶

[۵] –   امامی، سید حسن: «حقوق مدنی»، تهران، انتشارات اسلامیه، ۱۳۶۸، ج ۱، ص ۲۰۵

[۶] –  سن بلوغ، سني از آدمي كه طفوليت را پشت سر مي گذارد به جهت تغيير طبيعي كه در مزاج او پديد مي آيد و اين در شرع براي پسران ۱۵ سال قمري تمام و در دختران ۹ سال قمري تمام است. جعفر لنگرودي، ترمينولوژي علم حقوق، ش ۸۱۷٫

[۷]  –  ولیدی، محمدصالح؛ حقوق جزای عمومی، تهران، نشر داد، ۱۳۷۳، چاپ اول، جلد سوم، ص۲۶۰

[۸]  –  شامبیاتی ، هوشنگ ، بزهکاری اطفال و نوجوانان ، تهران ، انتشارات مجد و ژوبین ، چاپ سیزدهم ، آبان ۱۳۸۴ ، صص۶۳و۶۴

[۹]  –  مفتاح الکرامه ، کتاب الحجر ، جلد پنجم ، ص ۲۳۵ ، چاپ بیروت ، به نقل از شامبیاتی ، هوشنگ، همان ، ص ۶۴

[۱۰]  –  عن حمران قال: سألت اباجعفر علیه‏السلام : متی یجب علی الغلام ان یؤخذ بالحدود التامة و یقام علیه و یؤخذ بها؟ قال: «إذا خرج عنه الیُتم و أدرک.» قلتُ: فلذلک حدّ یعرف به؟ فقال: «… اذا احتلم أو بلغ خمس عشرة سنة أو أشعر أو أنبت قبل ذلک أقیمت علیه الحدود التامّة و اُخذ بها و أخذت له.» قلتُ فالجاریة متی تجب علیها الحدود التامة و تأخذ بها و یؤخذ لها؟ قال: إن الجاریة لیست مثل الغلام. إن الجاریة إذا تزوجت و دخل بها و لها تسع سنین ذهب عنها الیتم و دفع الیها مالها و جاز أمرها فی الشراء و البیع و اُقیمت علیها الحدود التامة و اخذ لها و علیها . ( همان، ج۱، ص۳۰، باب ۴، حدیث ۲؛ الکافی، ج۱۷، ص۱۹۷، حدیث ۱)

[۱۱]  –  اصغری، عبدالرضا، «سن مسئولیت کیفری در حقوق اسلام»، مجله تخصصی دانشگاه علوم انسانی رضوی، صص ۸۱-۸۸