سير تکاملي مديريت دانش

تعداد از دانشمندان وابسته به مجله‌هاروارد بيزينس ريوي يو[۱] حقايقي از مديريت دانش را آشکار نمودند. در حقيقت دانشمند معروف آقاي لئونارد بارتون[۲] توانست مورد کاوي قابل توجهي را از شرکت استيل چاپارل ارائه دهد. شرکتي که راهبردهاي موثر در زمينه مديريت دانش را تا اواسط دهه ۱۹۷۰ مورد بررسي قرار داد و تحقيقات مقاله شده و مستندات خود را با عناوين بهار زيبا از دانش و منابع نوآوري در مجله‌هاروارد بيزينس ريوي يو به چاپ رسانيد. آقاي اورت راجرز[۳] در دانشگاه استانفورد با نفوذ در بحث نوآوري وهمچنين آقاي توماس آلن در دانشگاه MT در خصوص انتقال اطلاعات و فن آوري، تحقيقاتي را طي سالهاي ۱۹۷۱، ۱۹۷۰ به انجام رسانيدند که کمک بزرگي را در جهت درک و فهم اينکه مديريت دانش چيست؟، دانش چگونه توليد مي‌شود؟  چگونه استفاده مي‌شود ؟ و به چه طريق در سازمانها نفوذ پيدا مي‌کنند را ارائه نمودند. افزودن هوش بشري که توسط آقاي دگ اينگل بارت[۴] در سال ۱۹۷۸ به جهان عرضه شد، توانست به سرعت به عنوان يک نرم افزار گروهي وکاربردي، توانمندي خود را در رابطه با ديگر سيستمها و نرم افزارهاي گرديد، و اين در حالي بود که علم اقتصاد کلاسيک هنوز در رابطه با روشها و متدهاي مديريت آن داراي نقصان بود و هنوز براي برخي از سازمانها نيز اين غفلت وجود دارد.

فن آوري کامپيوتر باعث شده اطلاعات با سنگيني و فراواني آغاز به کار کند که اين امر تنوع قابل توجهي در محدوده کامپيوتر ايجاد نمود و بدين ترتيب اين فن آوري خود قسمتي از راه حل مورد نظر براي شکل گيري مديريت دانش گرديد.

در اواسط سال ۱۹۸۰، اهميت دانش به عنوان دارائي رقابتي در بين سازمانهاي داراي سيستم مديريت دانش به عنوان يک وسيله چند منظوره توسط راب اکسين و دان مک کراکن مطرح گرديد. نهايتاً مثال برجسته طراحي‌هاي وب  در طول يک دهه به مسير شکل گيري مديريت دانش کمک نمود. در سال ۱۹۸۰ توسعه سيستمهاي مديريت دانش بوجود آمدند که به استناد کارهاي انجام شده در زمينه هوش

مصنوعي و سيستم‌هاي هوشمند[۵] باعث شدند تا مفاهيم تازه‌اي به عنوان دانش اکتسابي[۶]، مهندسي دانش[۷]، سيستمهاي بر پايه دانش[۸] و هستي شناسي بر پايه کامپيوتر[۹] به جهان عرضه شود. اخيراً واژه مديريت دانش در فرهنگ نامه لغات جاي گرفته است. در سال ۱۹۸۹ براي آماده سازي مديريت دانش بر پايه فن آوري کنسرسيومي از سازمانها در آمريکا کار خود را آغاز نمود تا پيشگامي‌خود را براي منظور نمودن مديريت دانش به عنوان سرمايه  در سازمانها اعلان نمايد.

مقالات و نوشتارهاي مرتبط با مديريت دانش ابتدا در نشرياتي همچون Organizatinal، Harvard Business، science  و ديگر نشريات معتبر جهاني به چاپ رسيدند. اولين کتاب‌ها درباره فراگيري سازماني[۱۰] و مديريت دانش در سال ۱۹۹۰ منتشر شدند. به عنوان مثال مي‌توان از کتاب آقاي سنگه به نام پنج اصل و يا کتاب آقاي ساکايي تحت عنوان انقلاب ارزش دانش نام برد. طي همين سال تعدادي از شرکتهاي مشاوره‌اي در زمينه برنامه‌هاي مديريت دانش کار خود را آغاز نمودند و در همين رابطه تعدادي از شرکتهاي مشهور آمريکايي، اروپائي و ژاپني برنامه‌هاي مديريت دانش خود را نهادينه نمودند.

در سال ۱۹۹۱ و براي اولين بار مطالبي درباره مديريت دانش در مراکز انتشاراتي مشهور به چاپ رسيد و اين در حالي بود که کتابي تحت عنوان قدرت فکر نوشته آقاي تام استووارت[۱۱] در مجله پرطرفدار فورليون[۱۲] به چاپ رسيد. شايد بتوان گفت که وسيع ترين کار تحقيقاتي در زمينه مديريت دانش تا امروز در سال ۱۹۹۵ توسط آقايان اي کوجيرو نافوکو، هيروتاکاتاکي شي در سازمان خلق دانش به نام چگونه شرکتهاي ژاپني نو آوري و پويايي را به وجود مي آورند؟ صورت پذيرفته است و نهايت اينکه مديريت دانش آمده است تا جايگاه خود را با ارائه راه حلهاي متنوع و متفاوت در مقابل مفاهيم اوليه تي، کيو، ام[۱۳] مهندسي مجدد، فرآيند کسب و کار باز نمايد، بطوريکه امروزه شرکت‌هاي مشاوره‌اي معتبر و بزرگي همچون ارنست، يانگ، آرتور آندرسون، بوزآلن و‌هاميلتون کسب و کار وسيعي را در اين زمينه به راه‌انداخته‌اند. علاوه بر اين نيز سازمانهاي بزرگ دنيا امروزه علاقمندند تا پيوندي را بين مديريت دانش با مديريت تغيير، مديريت ريسک، بررسي رقابتي و… در جهت کسب تجربه بيشتر به وجود آورند ( ياريگر روش، ۱۳۸۲).

[۱] Harvard business review

[۲] Leonard barton

[۳] – Evert rogers

[۴] – Doug engel bart

[۵] Expert system

[۶] – knowledge Acquisition

[۷] Knowledge engineering

[۸] Base systems Knowledge

[۹] Computer Base Ontologies

[۱۰] Organizational Learning

[۱۱] Tom Stewart

[۱۲] Forlun

[۱۳]QUM

پایان نامه تاثیر پیاده سازی نظام چهار مرحله ای مدیریت دانش

متن کامل در سایت زیر