طراحی مرکز درمانی و حمایت از کودکان سرطانی بارویکرد معماری سبز

تمایل به بازی در کودکان با توجه به خصوصیات سنی، جنسی، شخصیتی، محیطی و فرهنگی متفاوت است ولی عموما در سنین قبل از دبستان این تمایل حالت انفرادی داشته و پس از آن حالت گروهی پیدا می کند. در مجموع بازی برای کودک وسیله ای برای بدست آوردن معلومات تواناییهای جدید بوده، باعث رهاسازی عواطف، تعدیل فشارها و امیال سرکوب شده او می باشد. ضمن اینکه همانند سازی در بازیهای تخیلی باعث ایجاد برخی تواناییها و خصلتهای مثبت در کودکان می گردد. با استفاده از نتایج بازی بر کودک، بازی درمانی با روشی غیر مستقیم باعث بروز تجربیات کودک در دلخواه ترین حالت ممکن شده و امکان بروز واکنشها و احساسات درونیش را به او می دهد. در این فرآیند کودک یاد می گیرد که چگونه با مسائل مختلف روبرو شده و آنها را حل کند و نتیجتاً تخلیه و سبک سازی عاطفی در او اتفاق می افتد.

– تعریف بازی

«در لغت نامه­ی دهخدا، در توصیف بازی چنین آمده است: «هر کاری که مایه­ی سرگرمی باشد. رفتار کودکانه و غیر جدی برای سرگرمی، کار تفریحی».

بازی نقش مهمی در شکل گیری شخصیت کودک دارد. کودکان معمولا از طریق بازی، خو گرفتن با محیط اطراف را می آموزند. بازی هم چنین یک تجربه­ی اجتماعی است که کودکان از طریق آن می آموزند که عواقب رفتار خود را تشخیص دهند هم چنین بازی نوعی دفاع در برابر اضطراب است و کودکان با بازی خود را به سطح بهینه ای از تحرک می­رسانند.

بازی پنج ویژگی اساسی دارد؛ از درون فرد برانگیخته می شود، آزادانه انتخاب می شود، لذتبخش است، واقعیت گریز است و بازیکنان در آن شرکت فعال دارند (رخ، ۱۳۹۱، ص ۳۴).

– تخیل

تخیل از دیگر ویژگیهای کودک است که با گذشت زمان و بزرگتر شدن او کاهش می یابد به عنوان مثال جان بخشیدن به اشیا بیجان و سخن گفتن با آنها از خصوصیات دوره پیش دبستانی است. تخیل و بازیهای تخیلی بیانگر نیازها، تمایلات، آرزوها، مشکلات و ناکامیهای  کودکان بوده و می توانند باعث کاهش فشارهای وارده بر آنان شوند.

– تقلید و تلقین پذیری

تقلید از سنین نوزادی آغاز شده و به تلقین پذیری منجر می شود. در این حالت احساسات و تمایلات اطرافیان برای کودک مهم می شودو او از آن تاثیر می پذیرد.

– همانند سازی

در پی تقلید و تلقین پذیری، کودک از شخصیت دیگران نقش پذیرفته و خود را جای آنان حس می کند به نحوی که الگوهای او شبیه فرد مورد علاقه اش می شود.

– پاسخ دهی به نفوذهای اجتماعی

کودک در برابر نفوذهای اجتماعی سه استراتژی را پیش می گیرد:

۱- متابعت: این رویکرد بر اساس تنبیه یا پاداش استوار بوده و با قطع آنها، متابعت نیز از بین می رود.

۲- همانند سازی: این رویکرد عمیق تر از متابعت است ولی با یافتن الگوی جدید توسط کودک از بین می رود.

۳- درونی کردن: در این رویکرد اعتقاد کودک به درستی عملی باعث پذیرش آن می شود و در نتیجه حالتی پایدار دارد.

– نیازهای روانی

نیاز به محبت، ایمنی، احساس ارزش، تعلق به گروه، بیان و ابراز خود، موفقیت، پذیرندگی و نیازهای شناختی (آزادی از گناه، همدردی، داشتن محرک، نظم و زیبایی) از جمله مهمترین نیازهای روانی تمام کودکان در دوره کودکی می باشند.

– انگیزش

انگیزش نیروی سوق دهنده و کشاننده ای است که با ایجاد رفتاری پایدار، شخص را به سمت هدفهای بخصوصی هدایت می کند. انگیزه ها از مشاهده رفتارها قابل استنباط بوده و ابزارهای نیرومندی برای تبیین رفتارها و پیش بینی آنها هستند. نظریات موجود در مورد انگیزش به دو بخش کلی نظریات قدیمی شامل نظریه شناختی و نظریه لذت گرایی و نظریات جدید شامل نظریه های سائق، نظریه های مشوق، نظریه فرایند متضاد و نظریه های سطح بهینه تقسیم می شوند. (قربانی، ۱۳۹۰، ص ۷۶)

۳-۳٫ بستری شدن و کودکان

۳-۳-۱٫ برخورد و نگاه به بستری شدن

در رابطه با محیط های بیمارستانی، واکنش های هیجانی منفی مانند اضطراب یا ترس، فقط با نام بردن از آنها (ساختمان بیمارستان) می تواند نمایان و برانگیخته گردد و دیدن محیط های بیمارستانی با هر اندازه و شکلی، برای هر فردی، به خصوص کودک، تجربۀ ترسناکی را فراهم می کند. بدین جهت محیط بیمارستان و فضای بستری برای کودک بیمار، معمولاً به عنوان مکانی توصیف می شود که «عجیب»، «دور از فهم»، «ناآشنا»، و «ترسناک» است و با درمان و معالجه که این مفهوم را شکل داده اند، ارتبا ط دارد. بنابراین کودک بستری شده در بیمارستان، خود را در موقعیت ضعیف هیجانی بزرگی می­یابد و اثرات بستری بودن و دور ماندن از خانه برای او، از اثرات خود بیماری و درمان، دشوارتر است.

همچنین بر اساس طبقه بندی سودمندی که توسط ادلمن ارائه شد، «اضطراب و پریشانی که از بیماری ناشی می شود به وضوح از اضطرابی که توسط ساختمان بیمارستان و بستری شدن به وجود می آید قابل تمایز می باشد. پس بی شک می توان اظهار داشت که پیدایش سازمانی و تکنولوژیکی بیمارستان و فضای بستری و محددیت در آزادی و حق انتخاب، پیام فرمانبرداری، بیماری و غیر انسانی شدن را به کودکان بیمار انتقال می دهد. همچنین لیدر، بیل و سانتس بیان داشته اند که، «محیط فیزیکی بیمارستان، می تواند با انتقال مفاهیم منفی، سطوح استرس را ایجاد کند». کُپرسو نیز «آشنایی اندک با محیط بیمارستان» را در میان عواملی قرار می دهد که می توانند بیشترین استرس را در کودک بستری شده ایجاد کنند. این کودک به احتمال زیاد به فضای خانه و مدرسه یا مهد کودک محدود می گردد. از این رو ناآشنایی، عدم درک از این محیط فیزیکی اجتماعی را به دنبال دارد. همچنین این محقق، «عدم حضور فضا در بیمارستان و محیطی برای بازی یا ارتباط را نیز» برای کودکان بستری شده به عنوان دیگر عامل استرس زا متذکر می شود.

بر این اساس، محرک های تنش زایی که کودک در بیمارستا تجربه می کند و سبب این اختلالات رفتاری (که به عنوان «بیمارستان زدگی روانی» تعریف می شوند) می­گردد را، می­توان به دو دستۀ گسترده طبقه بندی نمود: ۱) محرک هایی که به بیماری و نوع درمان مرتبط است. ۲) محرک هایی که به تجربۀ یافتن فرد در محیطی ناشناخته و سپردن کامل خودش به درمان، توسط اشخاص ناآشنا مرتبط می باشد.(حجت، ابن الشهیدی، ۱۳۹۰، ص ۳۵)

رشد و تکامل طبیعی کودکان مستلزم تامین نیازهای جسمی، روحی- روانی و اجتماعی آنان در تمام موقعیتهای دوره کودکی می باشد. از طرفی حدود یک سوم کودکان قبل از رسیدن به دوران بزرگسالی در بیمارستان بستری می شوند لذا بررسی پیامدهای بستری شدن بر کودکان و ارائه تمهیداتی برای به حداقل رساندن نتایج منفی این فرآیند بر کودک، الزامی به نظر می رسد. تحقیقات بسیاری موید این مساله است که بستری شدن یک واقعه تنش زا برای کودکان و والدین آنها می باشد. درک کودکان از مفاهیمی مانند بیماری و بستری شدن متاثر از سن آنها می باشد به گونه ای که کودکان زیر ۱۰ سال بیشتر در مورد جنبه های فیزیکی بیمارستان و کودکان بزرگتر در مورد نقش پزشکان و پرستاران در مراقبت از آنها و جنبه های اجتماعی زندگی بیمارستانی نیازمند دادن اطلاعات و آگاهی می باشند. کودکان کوچکتر از آنها که اطلاع درستی از مفهوم زمان دارند، ممکنست باور کنند که همیشه بیمار خواهند ماند. آنان به علت نداشتن درک درست از فرآیندهای درمانی، از اینکه والدین آنها اجازه می دهند پزشکان و پرستاران فرایندهای درمانی را بر روی آنها انجام دهند، عصبانی بوده و به وحشت می افتند. از طرف دیگر کودکان سن مدرسه در مقابل فقدان کنترل بسیار آسیب پذیر بوده و انجام اعمالی مانند استراحت و حمام کردن در تخت، استفاده از چوب زیر بغل و به طور کلی کارهایی که برای آنها ایجاد وابستگی می کند، برایشان ناراحت کننده است. آنان به این فقدان کنترل به صورتهای افسردگی، خصومت و محروم سازی پاسخ می دهند. از دیگر نتایج بستری شدن بر کودکان بروز اضطراب می باشد که کودکان به سه صورت اعتراض، ناامیدی و انکار در برابر آن واکنش نشان می دهد. کاهش علاقه به بازی و فعالیتهای دسته جمعی، دوری کردن از جمع و منزوی شدن، بدخلقی، عصبانیت و بی­حوصلگی از پاسخهای کودکان بستری به تنش های بیمارستانی می باشند.

 

۳-۳-۲٫ آماده سازی کودک

با این فرض که کودکان با داشتن ادراکات واقعی و اطلاعات صحیح از بیمارستان کمتر در معرض مشکلات عاطفی، تنش و اضطراب قرار خواهند گرفت، برنامه های آماده سازی کودکان به دو صورت قابل انجام است:

۱- آماده سازی در موارد تنش زا: قبل از انجام اقدامات استرس زا، آماده سازی و حمایت روحی از کودک و خانواده او در قالب توضیحاتی از آنچه انجام خواهد شد و اجرای نمایشی متناسب با سن کودک صورت می پذیرد.

۲- مراقبت حمایت مداوم: در این روش پرستار در تمام موارد تنش زا همراه کودک است با اینحال اطلاعاتی در مورد بیماری به کودک و خانواده او نمی دهد.

تحقیقات نشان می دهد کودکانی که از ابزارهای آماده سازی استفاده کرده و در کنار آن اطلاعات لازم نیز به آنها داده شده بود، نسبت به کودکانیکه یکی از این دو روش برایشان اعمال شده بود، اضطراب کمتری داشتند. ایجاد «کلینیک خرس عروسکی» برای آماده سازی کودکان یکی از راهکارهای موفق در این زمینه بوده است که در آن خرسهای عروسکی در نقش بیمارانی هستند که برای آماده سازی کودک روی آنها اقدامات درمانی صورت می گیرد. نمایش عروسکی نیز می تواند اطلاعات ترس آور را در قالب نمایش و بازی به کودک انتقال داده و او را با فرآیندهای درمانی آشنا سازد.

در مجموع می توان گفت کودکان سنین دبستان باید قبل از انجام هر اقدام درمانی نسبت به ضرورت انجام آن آگاه شوند چرا که در اینصورت میزان همکاری آنان با کادر درمان افزایش یافته و معاینات بخوبی توسط آنان تحمل می­گردد. یکی از راهکارهای مفید در این روش مصاحبه با کودک و والدین او پیش از پذیرش کودک در بیمارستان می­باشد چرا که در آن جلسه پرستاران می توانند اطلاعات لازم را در اختیار آنان قرار داده و اقدامات آماده سازی را انجام دهند. به عنوان مثال کودکانیکه تحت عمل جراحی قرار می گیرند، احتیاج به آمادگی روانی دارند که ایجاد این آمادگی توسط استفاده از فیلم، کتاب، بازی و گردش امکان پذیر است. نتیجه این آماده سازیها کاهش درد و اضطراب بعد از عمل جراحی در کودکان بوده است.

توضیح فرآیندهای درمانی باتوجه به زمان توجه کودک (۲۰ تا ۳۰ دقیقه)، تشکل گروههای کوچک برای توضیح فرآیندهای درمانی و استفاده از تکنیکهای بازی با اشیاء و تجهیزات بیمارستانی از جمله راهکارهای آماده سازی کودکان می باشند. ضمن اینکه بکاربردن نقاشی در شروع برنامه آماده سازی باعث کاهش اضطراب کودک و جلب اعتماد او شده و روشی غیر کلامی برای براین اضطراب و دیگر احساسات کودک به حساب می آید. جدول زیر برخی از ترسهای بیمارستانی کودکان و شیوه های برطرف کردن آنها را بیان می کند:

 

علل ترس شیوه برطرف کردن ترس
ترس از رویه ای درمانی بازی با وسایل مینیاتوری پزشکی و انجام فرآیندهای درمانی، تزریقی بر روی عروسکها، توضیح رویه­ها با استفاده از عروسک، تهیه راهنمای رنگی از مراحل تزریق.
ترس از محیط و تجهیزات نقاشی از محیط یا بخش، بازدید از تجهیزات همراه مسئول بخش
اضطراب جدایی و بستری طولانی مدت خواندن کتاب داستان، بازیهای فکری، پازل، توضیح در مورد برنامه ملاقات والدین و دوستان و تلفن کردن به آنها
اضطراب دوری از گروه همسن و سالان انجام بازیهای گروهی و تشویق به بازی گروهی بوسیله عروسکها

علل و شیوه های برطرف کردن ترسهای کودکان از بیمارستان (قربانی،۱۳۹۰)

دانلود پایان نامه  مرکز درمانی و حمایت از کودکان سرطانی بارویکرد معماری سبز

یکی دیگر از راهکارهای آماده سازی و کمک به کودک در تطبیق پیدا کردن با شرایط بیمارستان بازی کردن می­باشد. تحقیقات و مطالعات زیادی وجود دارد که نشان می دهند بازی می­تواند بطور موثری اضطراب و تنش بستری بودن در کودکان را کاهش دهد. بازی وسیله مناسبی جهت تخلیه خشم و محرومیت کودک بوده و نه تنها باعث آماده سازی او می­گردد، بلکه در برخی موارد کودک را به زندگی طبیعی باز گردانده، به او کمک می کند آنچه اطراف وی رخ می دهد را بهتر درک کند. به عنوان مثال ثابت شده است که بازی با گل و خمیر در از بین بردن اضطراب کودکان موثر است.(قربانی، ۱۳۹۰)