مبانی نظری برنامه‌ریزی چندبعدی

انسان در طول زندگي خود با اثرپذيري از عوامل گوناگوني تربيت مي شود. بنابراين نمي توان تعليم و تربيت او را به يك يا دو عامل محدود كرد، بلكه بايد به طور كلي زندگي فرد را مربي او فرض كرد (ملكي، ۱۳۸۸).

از طرفی خود انسان داراي توانايي ذاتي در يادگيري و كسب مهارت و دانش است. او برايندي از توانايي هاي ذاتي اش و همچنين، تاثير و تاثري است كه اين توانايي ها با عوامل محيطي اش دارند (بازرگان، ۱۳۸۴).

دانلود متن کامل از لینک زیر :

دانلود متن کامل پایان نامه ارشد :

پایان نامه اثر برنامه ریزی چندبعدی بر رشد زبان گفتاری کودکان دوره آمادگی ۶-۵ ساله شهر تهران

بنابراين به منظور تعليم و تربيت انسان، برنامه اي مي بايست معرفي شود كه مجموعه اي از قواعد و ضوابطي باشد كه به همه ي عوامل و عناصر موثر در آموزش و پرورش انسان توجه كرده و يادگيري را برخلاف روان شناسان رفتارگرا همچون اسكينر[۱] و پاولف[۲] نتيجه ي تداعي يا همخواني محرك ها و پاسخ ها نداند چرا كه بسياري از روان شناسان رفتارگرا، يادگيري انسان از جمله يادگيري او در زبان را با استفاده از يك مدل محرك- پاسخ تبيين مي كنند و رفتار زباني معين يك كودك را، مشروط به تقويت و تقليد از سوي اطرافيان وي مي دانند. در مقابل رفتارگرایان دسته اي ديگر از طرفداران نهادگرايي زبان، همانند چامسكي قرار دارند که توانايي يادگيري زبان در كودك را، صرفا امري فطري دانسته و نقش عوامل محيطي را در آن كم اثر نشان مي دهند و اثر قواي ذهني را بيشتر از تربيت ارزيابي مي كنند. از طرفي ديگر روان شناسان شناختي همانند پياژه رشد شناختي كودك را به عنوان عامل مهم و اصلي در فراگيري و هدايت زبان كودك برمي شمارند. نگرش هاي محدود نظريه پردازان، درخصوص يادگيري زبان در كودك، انسان را بي اختيار به ياد داستان «تشخيص فيل در تاريكي» از مثنوي مولوي مي اندازد و برنامه اي كه تنها براساس هر يك از اين نظريه ها تدوين شود برنامه اي محدود به يك بعد از شخصيت انسان است و صرفا بخشي از توانايي هاي كودك در آن تحقق پيدا مي كند يا از امكانات محيطي تنها قسمت محدودي، به كار گرفته مي شود.

بنابراين تنها در برنامه ريزي چندبعدي است که رويكردي دارد كه در آن به پرورش كل شخصيت كودك پرداخته، کودک را به چشم يك «انسان» مي بيند، انساني كوچك با توانايي هاي بزرگ، انساني كه نيازمند آموختن و شخصيت سازي است. مخاطب برنامه ريزي تابع اين رويكرد، نوآموزي، قوي، مبتكر، كنجكاو، علاقه مند به آموختن، خواستار دوست داشتن و دوست داشته شدن و خلاصه يك كمك دهنده و ياور قدرتمند در آموزش است (بازرگان، ۱۳۸۴).

برنامه ريزي چندبعدي با كاربرد رويكرد كل نگر و با تاكيد بر نظرياتي مانند: نظريه ي رشد عقلاني ژان پياژه، نظريه ي رشد اجتماعي ويگوتسكي، نهضت هوش چندگانه گاردنر[۳]، پيشروان آموزشي جان ديويي،[۴] نظريه ي ساختارگرايي جروم برونر توجه بسيار زيادي به حداكثر ابعاد وجودي شناخته شده ي انسان و پيچيدگي هاي او و تدارك محيط يادگيري ساختارگر دارد (بازرگان، ۱۳۸۴).

اين نوع برنامه ريزي، از فراگيرنده به عنوان روح و محور اصلي در زمينه ي برنامه زبان آموزي ياد مي كند و همانا كودك پيش دبستاني را در امر فراگيري زبان، فردي منفعل نمي داند و يا همانند چامسكي براي زبان جايگاه منحصر به فرد و ويژه اي در ذهن كودك در نظر نمي گيرد، بلكه يادگيري زبان را حاصل تجربيات و تعامل كودك با اطرافيان به ويژه مربي مي داند كه لازمه ي تحقق اين نوع يادگيري ايجاد فرصت هاي آموزشي در محيطي با مشخصه هاي ساختارگراست كه به موجب بازشناسي اين مشخصات در برنامه ريزي چندبعدي، اين محيط غني براي تقويت مهارت زباني براي كودكان فراهم مي شود.

[۱] -Skinner

[۲] -Pavlov

[۳] – Gardner s multiple intelligences

[۴] – Dewey