پایان نامه – محرک‌ها و انگیزه‌های افشای اطلاعات حسابداری

محرک ها و انگیزه های افشا حسابداری

هیلی و پالپو(۲۰۰۱) انگیزه های مدیریت درباره گزارشگری مالی را در دو حوزه تئوری حسابداری اثباتی و افشا داوطلبانه طبقه بندی نموده اند. در حوزه تئوری اثباتی حسابداری بیشتر بر روی انتخاب رویه های گزارشگری مالی بحث می گردد که بیشتر مربوط به کارهای واتس و زیمرمن[۱](۱۹۸۶) می گردد. ولی حوزه دوم از انگیزه های مدیریت بر روی تصمیمات او درباره افشا اختیاری حسابداری بحث می نماید. ما در این بخش سعی داریم تا بر روی انگیزه های مدیریت درباره افشای اختیاری بحث نماییم و سپس انگیزه های مدیریت را با توجه به ویژگی های مالی و عملیاتی شرکت ها بحث نماییم که مربوط به هر دو حوزه تئوری اثباتی حسابداری و افشا داوطلبانه می باشد.

خرید و دانلود فایل:

متن کامل پایان نامه با فرمت ورد (docx ):

wq

پایان نامه رابطه تغییرات نوع اظهار نظر حسابرس با به موقع بودن افشا

  • افشای اختیاری

کور[۲](۲۰۰۱)، هرگونه افشا بالاتر از حداقل میزان الزامی افشا را به عنوان افشا اختیاری(داوطلبانه) تعریف نمود. تحقیقات در زمینه افشا داوطلبانه بر روی نقش اطلاعاتی گزارشگری مالی برای بازارهای سرمایه تمرکز نموده است(هیلی و پالپو،۱۹۹۵). این تحقیقات مکمل حوزه تئوری اثباتی حسابداری می باشد که بر روی انگیزه های بازار سرمایه مدیران برای تصمیمات گزارشگری مالی و افشا حسابداری تمرکز نموده است. مطالعات در زمینه افشا فرض می نماید که حتی در بازارهای کارا، مدیریت اطلاعات بیشتر و بهتری درباره عملکرد آتی شرکت نسبت به سرمایه گذاران دارد. اگر مقررات حسابداری و حسابرسی به طور کامل عمل نمایند، تصمیمات گزارشگری و افشا مدیریت باعث مخابره اطلاعات درباره وضعیت اقتصادی شرکت به افراد برون سازمانی می گردد. در شرایطی که قوانین ناظر بر حسابداری و حسابرسی کامل نباشد، مدیریت بین تصمیمات مربوط به مخابره اطلاعات درباره عملکرد آتی از طریق افشا حسابداری به سرمایه گذاران و مدیریت عملکرد گزارش شده برای دلایل سیاسی و قراردادی موازنه برقرار می نماید. مطالعات نظری انجام شده در مورد افشای داوطلبانه با فرض وجود اطلاعات قابل اتکا و صفر بودن هزینه افشا نشان می دهد صرف شرکت هایی از افشا اطلاعات امتناع می کنند که بدترین اطلاعات ممکن را دارند(اصل افشا). اما در صورت وجود هزینه های افشا، تنها شرکت هایی که افشای اطلاعات آن ها فزونی منافع اقتصادی بر مخارج را به همراه دارد به افشا می پردازند. اغلب بیان می شود که این منافع شامل منافع بازار سرمایه ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی است. به عبارت دیگر کم شدن عدم تقارن اطلاعاتی موجب بالا رفتن ارزش سهام و نقد شوندگی، رغبت و علاقه سرمایه گذاران نهادی و واسطه های مالی به سرمایه گذاری و پایین آمدن هزینه های تامین مالی برون سازمانی می شود. تحقیقات حسابداری در رابطه با سیاست های افشای شرکت ها پیدایش خود را با نتایج اصلی گروسمن[۳](۱۹۸۱) و میگلروم[۴] (۱۹۸۱) آغار کرده است و افشای کامل زمانی حاصل می شود که:

  • افشا بدون هزینه باشد، (۲) سرمایه گذاران بدانند که شرکت دارای اطلاعات محرمانه است، (۳) تمام سرمایه گذاران به روشی یکسان به افشای شرکت واکنش نشان می دهند (۴) مدیران قصد دارند تا ارزش سهام شرکت را حداکثر نمایند (۵) شرکت ها با قابلیت اطمینان بالا اطلاعات محرمانه خود را افشا می نمایند۶)شرکت ها نمی توانند به طور پیش از وقوع(آینده نگر) به سیاست های خاص افشا روی آورند. این نتایج ناشی از درک منطقی سرمایه گذاران می باشد که اگر مدیران هیچ گونه اطلاعاتی را افشا ننمایند، این اطلاعات باعث می گردد تا سرمایه گذاران ارزش شرکت را در پایین ترین حد ممکن تخمین بزنند. در نتیجه مدیران انگیزه دارند تا اطلاعات را افشا نموده و در نتیجه خود را از مدیران دارای اطلاعات نامطلوب مجزا نمایند(اسکات،۲۰۰۹؛ بیر و همکاران، ۲۰۱۰). در نتیجه در زمانی که یک یا چند مورد از ۶ شرط بالا وجود نداشته باشد، باعث می گردد تا افشا کامل توسط شرکت ها انجام نپذیرد.

 

[۲] -Core

[۳]-Grossman

[۴] -Milgrom