پایان نامه ارشد: مزایای مدیریت دانش

استراتژیهای مدیریت دانش

از نظر گاردنر (۱۹۹۹) دو استراتژی برای مدیریت دانش وجود دارد:

۱) استراتژی کدگذاری

به عنوان نگهداری رمزی دانش در پایگاه های دانش است، این راهبرد عموماً در کاربردهایی که با مسائل و مشکلاتی مشابه، مواجه و نیازمند استفاده مجدد از یک راه حل آزموده شده است بکار می رود. نقش نیروی انسانی در این استراتژی، اجرای سیاست ها و برنامه ها و دستیابی به مستندات، برای پیاده سازی این استراتژی است که در آن سعی می شود دانش نهان افراد، آشکار و کد شده و در نهایت در پایگاه های دانش به عنوان مرجعی برای تلاش های مشابه بعدی مورد استفاده قرار گیرد.

 

 

۲)  استراتژی شخصی سازی

در این استراتژی سعی می شود ب جای پاسخ های همیشگی به مشکلات  و سوالات کلیشه ای، بینش عمیق تری نسبت به آنها حاصل شود و به کمک آن مناسب ترین راه حل با خلاقیت و نوآوری به دست آید. به این ترتیب، دانش نه در یک پایگاه اطلاعاتی، که در ذهن های افرادی قرار دارد که در شکل گیری و توسعه آن نقش داشته اند. در این استراتژی برای انتقال و استفاده از دانش و تسهیم اطلاعات و تجربیات ارتباطات چهره به چهره کمک گرفته می شود. از این رو این فرایند گاه بسیار پر هزینه و کند است و نمی توان آن را چندان قاعده مند نمود.

در این راهبرد نقش نیروی انسانی به عنوان نیروی خلاق و صاحب نطر که ارزش کار خویش را در تبادل دانش با دیگران به دست می آوردبسیار کلیدی تر و تعیین کننده تر از حالات قبل است (رفعتی و دیگران،۱۳۸۷).

چوی و لی (۲۰۰۳)، استراتژیهای مدیریت دانش را به چهار دسته: پویا، سیستم– محور، انسان– محور و ایستا تقسیم کرده اند که این تقسیم بندی با توجه به ابعاد مبتنی بر دانش آشکار و دانش پنهان شکل گرفته اند (شکل۲-۷).

میزان و سطح تمرکز بر دانش آشکار در زمینه کدگذاری و ذخیره دانش سازمانی برای دست یابی و استفاده از آن مشخص می شود، در حالی که میزان و سطح تمرکز بر دانش پنهان با درجه کسب و تسهیم دانش پنهان از طریق تعاملات بین فردی تعیین می شود.

 

 

 

 

استراتژی

پویا

 

استراتژی

انسان- محور

 

استراتژی

ایستا

استراتژی

سیستم- محور

 

زیاد

 

                                                                                                                    توجه و تمرکز بر

                                                                                                                              دانش پنهان

 

 

کم

زیاد         توجه و تمرکز بر دانش آشکار        کم

شکل ۲ –  ۶ استراتژی های مدیریت دانش با توجه به ابعاد مبتنی بر دانش آشکار و دانش پنهان (Cho & Lee,2003)

استراتژی ایستا

شرکتهایی که از استراتژی ایستا استفاده می کنند، در هماهنگی جریان های متفاوت دانش و استفاده از دانش های جدید در داخل سازمان غیر فعال عمل می کنند. آنها از دانش موجود به خوبی بهر برداری نمی کنند، دانش سازمان را به شکلی سیستماتیک اداره نمی کنند و اهمیت تسهیم دانش در داخل سازمان را تشخیص نمی دهند. سازمان ها با این گونه استراتژی در مدیریت دانش در محیط به سرعت در حال تغییر امروز، رقابتی باقی نمی مانند.

استراتژی سیستم محور

استراتژی سیستم – محور تلاشی آشکار برای افزایش کارایی سازمانی به وسیله کدگذاری و استفاده مجدد از دانش از طریق ایجاد سیستم های فناوری اطلاعاتیی پیشرفته است. این استراتژی تهدید ترک سرمایه های دانش سازمانی را، وقتی که کارکنان از سازمان بیرون می روند، کاهش می دهد. صرفه به مقیاس و اثربخشی سازمانی قابل دست یابی اند.

استراتژی انسان- محور

استراتژی انسان – محور با رویکرد شخصی سازی در جاهایی که دانش پنهان از طریق تعاملات فرد به فرد قابل دستیابی است، بکار می رود. تاکید این استراتژی بر کسب و تسهیم دانش پنهان و تجربه های درون فردی است. اعضای سازمان از یکدیگر و محیط سازمانی شان می آموزند. اعتماد و وابستگی بین افراد اهمیت زیادی دارد. شرکت هایی که این نوع استراتژی را اجرا می کنند، از روش هایی چون گروه ها و انجمن های استراتژیک، مربی گری و داستان گویی برای افزایش اثر مدیریت دانش سود می برند.

استراتژی پویا

استراتژی پویا بر هماهنگی استراتژی های سازمانی، مشخصات و ویژگیهای دانشی آن تمرکز دارد و نقشی پیشرو در استراتژی های کدگذاری و شخصی سازی با منابع نامحدودی بازی می کند. شرکت ها با انتخاب این نوع استراتژی به پیشتازی در بین رقبا، استفاده پیشروانه از دانش موجود و ایجاد سریع تر دانش از رقبایشان تمایل دارند. استراتژی پویا در سازمان های ارتباط محور که دانش را بهره برداری می کنند، ضمن اینکه مفاهیم جدید را استخراج و کشف می کنند، بکار می رود و مناسب است(اعرابی، موسوی،۱۳۸۸).

پایان نامه نقش رهبری دانش مدار بر مدیریت دانش

۲-۲-۸  مزایای مدیریت دانش

سرمایه های دانشی حاوی ارزش هایی واقعی هستند که در بسیاری از موارد می توان آنها را به کمیت درآورد. به عنوان مثال: ارزش ثبت اختراعات از اینگونه است. در عین حال، دانش دارای اثرات ناملموس دیگری نیز است که به سادگی نمی توان آنها را به کمیت تبدیل نمود. بطور نمونه، مزایای یافتن زود هنگام راه حل یک مشکل خاص در مقایسه با راه حل دیرتر یا ارزش یک ایده خلاق و نوآور از این جمله اند. اما در هر دوی این موارد، دانش را می توان دارای ارزش علمی ملموسی دانست که در رویکردهای مختلف سازمانی تجلی می یابد. دنهام هشت مزیت خاص را برای مدیریت دانش در سازمان ها شناسایی می کند:

– جلوگیری از افت دانش:

سازمان ها را قادر می سازد تا تخصص فنی حیاتی خود را حفظ کرده، از افت دانش حیاتی که از بازنشستگی، کوچک سازی، اخراج و تغییرات حافظه انسانی اش می شود، جلوگیری کند.

-بهبود تصمیم گیری:

نوع و کیفیت دانش مورد نیاز را برای تصمیم گیری اثربخش شناسایی می کند و دسترسی به آن دانش را تسهیل می بخشد. در نتیجه تصمیمات سریع تر و بهتر می توانند در سطوح پایین تر سازمانی نفوذ نمایند.

– انعطاف و انطباق پذیری:

به کارکنان اجازه می دهد درک بهتری از کار خود به عمل آورده،راه حل های خلاق مطرح کنند و در نتیجه در موقعیت های چند وظیفه ای فعال باشند.

-مزیت رقابتی:

سازمان ها را قادر می سازد تا کاملاً مشتریان، دیدگاه ها و بازار و رقابت را درک کرده و بتوانند شکاف ها و فرصت های رقابتی را شناسایی نمایند.

– توسعه دارایی:

توانایی سازمان را در سرمایه گذاری در حفظ قانونی برای مالکیت معنوی بهبود می بخشد.

– افزایش محصول:

به سازمان اجازه می دهد که دانش را در خدمات و فرآورده ها بکار گیرد. در نتیجه ارزش درک شده محصول با نسبت مستقیم میزان و کیفیت دانش در محصول افزایش پیدا می کند.

-مدیریت مشتری:

سازمان را قادر می سازد تا توجه کانونی و خدمت به مشتری را افزایش دهد. دانش مشتری باعث سرعت پاسخ به سوالات، توصیه ها و شکایت های مشتری می شود.

-به کارگیری سرمایه گذاریها در بخش سرمایه انسانی:

از طریق سهیم شدن در درس های آموخته شده، فرایندهای اسناد، بررسی و حل استثنائات و در اختیار گرفتن و انتقال دانش ضمنی، سازمان ها می توانند به بهترین وجه در استخدام و کارآموزی کارکنان سرمایه گذاری نمایند(رادلینگ،۱۳۸۳).نوتاکا، مزیت مدیریت دانش را در سازمان های دانشی تشکیل چهار نوع سرمایه می داند. سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری(سیستم ها و فرایندهای انجام امور)، سرمایه مشتری(مجموعه ای ارزشمند درباره مشتریان و نیازهای آنان در شرکت) و سرمایه نوآوری (منظومه ای از بازارها، تکنولوژیها و تولیدات بالقوه). به اعتقاد او تشکیل این سرمایه ها در بردن بازی تجارت نقش مهمی ایفا می نمایند.(Malhotra,2000)

در تحقیقی که توسط مدرسه بازرگانی کرنفیلد در سطح صنایع سازمان های مورد بررسی پنج دسته مزیت را موجب گردیده است. این مزایا شامل موارد زیر می باشند:خلاقیت، نوآوری و رشد، افزایش سطح پاسخ گویی سازمانی، تمرکز بیشتر بر مشتری، تاثیر مثبت بر شبکه عرضه و افزایش کیفیت داخلی.(Bahara,2001,p97)

۲-۲-۹  دلایل گرایش به مدیریت دانش در سازمان ها

– افزایش مشاغل مبتنی بر خلق و استفاده دانش؛

– جهانی شدن و اینکه سازمان استفاده کننده از دانش می تواند قیمت را در بازار رهبری کند؛

– خلاقیت و نوآوری موفق؛

– سازمان دهی مجدد و کوچک کردن ساختار؛

– به اشتراک گذاشتن بهترین عملکرد؛

– توسعه تئوریک ( مثل نگرش بر منابع که بر دارایی هایی مثل دانش ضمنی که قابل تقلید نیستند، تاکید می کند)(Shyreme,2003, p47).

۲-۳  اهمیت کتابخانه در جامعه اطلاعاتی

مسیر جامعه اطلاعاتی به فرایند دانش ، تولید آن و استفاده از نیروی آن منتهی می گردد . امروزه در عصر اطلاعات ، جوامع در رسیدن و حصول امتیازات اطلاعات ناتوانند و در استفاده از استانداردهای صنعتی و حتی جوامع کشاورزی مجبورند . در عصر اطلاعات ، یک کشور در توسعه اطلاعات قادر است که آنرا تولید کند و از جامعه اطلاعاتی دریک دوره و بصورت ارزشی و خوب برای شهروندانش وتوسط کاربرد نیروی اطلاعات استفاده نماید . همچنین از دیدگاههای اطلاعاتیشان و فناوریهای ارتباطیشان در کشور بصورت خط مشی های الکترونیکی و سیاست هایی در سطح ملی استفاده نمایند .

هنگامی که در جوامع کشاورزی و صنعتی از نیروی کارگری و نیروی ماشین استفاده می شود در مقابل در جوامع اطلاعاتی از نیروی فکری استفاده می شود(تونتا ،۱۹۹۹). کتابخانه ها موسسات فرهنگی اجتمایی محسوب می شوند که صاحب تاثیر بسزایی در دگرگونی جوامع اطلاعاتی دارند و به عنوان محلی برای جمع آوری ، نگهداری و ارائه دهنده اطلاعات محسوب می شوند همچنین هدف آنها برخورد با نیازهای اطلاعاتی و تاکید روی آن برای جوامع می باشد (یلماز،۲۰۱۰).

کتابخانه ها بعنوان یکی از موسساتی محسوب می شوند که در تربیت کیفی مردم همکاری می نمایند و می بایست مردم را به سمت جامعه اطلاعاتی سوق دهند .

دسترسی به داده های ثبت شده و گردآوری شده کتابخانه ها را قادر نموده است تا در یک محیط بصورت هوشمندانه پروژه هایی را درقالب های لمسی به ثبت برساند و کتابداران برای تعریف داده های ثبت شده اطلاعاتی در این پروژه بعنوان یک رابط عمل می نمایند. ارتباطات خصوصی ،  پیشنهادهای شغلی و اسناد غیر چاپی بطور کلی جزء دارائیهای آنان محسوب می گردد . آنها قسمتی از اطلاعات وسیعی هستند که مردم میتوانند از آن اطلاعات استفاده نمایند که این توانایی را به آنها تنفیذ می نماید تا بوسیله کتابداران به سبب ارزشهای تحقیقاتی مناسبشان مورد ارزیابی قرار گرفته و انتشار یابند(نویل ،۱۹۸۴ ؛ ص ۸).

با دگرگونی فرایند جامعه اطلاعاتی ، کتابخانه های انجمن ها و مراکز اطلاعاتی دیگر به اشکال دیگری تغییر یافته اند و نسبت به این موسسات در فراهم آوری کتابها و اسناد دیگر و ارائه آنها ماهیتشان تغییر کرده است(کاراکاس ، ۱۹۹۶).

امروزه کتابخانه های دولتی به عنوان یکی از مکانهایی که می توانند توانائیهای آموزشی دوران زندگی را توسعه دهند عمل می نمایند . همچنین کتابخانه های کودکان آموزشگاهی با کتابخانه های عمومی در یک راستا قرار دارند و کتابداران هدایتگر موسسات و اشخاص هستند تا بتوانند جامعه را با این توانائیها آشنا سازند(ارسوی و یلماز،۲۰۰۹).

پیوند مستقیمی بین جامعه اطلاعاتی و کتابخانه ها وجود دارد و ویژگی اصلی جامعه اطلاعات همین ارتباط دو سویه است و کتابخانه ها به عنوان مکانهایی محسوب می شوند که اطلاعات را گردآوری ، ذخیره ، نگه داری و ارائه می نمایند . خدمات کتابخانه ای نقش مهمی را هم در توسعه اقتصادی و هم در توسعه اجتمایی دریک کشور ایفا می نمایند .

کتابخانه ها یکی از پایه های جامعه اطلاعاتی محسوب می شوند که دانش را به صورت جمع آوری شده و به تدریج انتقال و اشاعه می دهند (یلماز وآیدین،۲۰۱۱).

خصوصیات جامعه اطلاعاتی در کتابخانه ها ،ازدیدگاه بریسن :

–  فاصله و سکونت مانعی برای توسعه اقتصادی ، اجتمایی ، ارتباطات ، آموزش اجراء کاری و سهیم شدن کامل در جامعه نیستند .

–  داده ها بطور تصاعدی افزایش می یابند و نیاز است تا در مورد هر جنبه ای از زندگی و به منظور دسترسی به این داده ها تصمیم گیری شود .

– دانش بعنوان یک عامل فرهنگی روش های جدید تفکر ، ارتباطات و خلاصه افکار ممکن محسوب می شود(فرهنگ و خلق ایده ها).

– ابداعات هدایت شده ایده های بهتری را در دوره هایی از توسعه هوشمند و ارزش اجتمایی خلق می کنند(ابداعات،ارزش های هوشمند اجتمایی)

–  اشخاص ، اجتماع و سرمایه گذاری مجدد موسسات برای اطلاعات و فناوریهای ارتباطی هدایت شده در استمرار و تازگی اطلاعات ( تازگی اطلاعات و سرمایه گذاری مجدد)

درگزارش ایفلا نکاتی در رابطه با جامعه اطلاعاتی و کتابخانه ها بطور وضوح و خلاصه وار ذکر شده است :

–  کتابخانه ها جزو شبکه های موجود و منابع اولیه جامعه اطلاعاتی محسوب می شوند .

– کتابخانه ها لینک می شوند به کاربران اطلاعات و در اکثر قسمت های جهان قابل دسترس می باشند.

– کتابخانه ها موسسات تخصصی در ارزیابی محتوای منابع اطلاعاتی محسوب می شوند .

– هر شخصی می بایست سواد استفاده از اطلاعات و فناوریهای ارتباطی را به منظور استفاده و تسهیل جامعه اطلاعاتی را داشته باشد . مخصوصا کتابخانه ها اهمیت بالایی در بعهده گرفتن آموزش مردم (که نیاز به آموزش دارند و از نظر مهارت مهارت کافی ندارد و بیکارند) را دارند . به عبارت دیگر ، کتابخانه ها تسهیل کننده یادگیری و آموزش محلی به همراه برنامه های ویژه آموزش سازمانی برای استفاده مهارتی از اطلاعات و فناوری ارتباطات محسوب می شوند .

کتابخانه ها همچنین از موسسات حمایت می کنند تا بعنوان قسمتی از اطلاعات و فناوریهای ارتباطی شبیه آموزش از راه دور در آیند .

– کتابخانه ها همچنین متعهد شده اند راهنمایی و هدفمند نمایند اصولی را برای پروژه هایی که در طراحی و گسترش شبکه ICT نقش دارند و ممکن است آنانرا به موسسات آموزشی و پژوهشی لینک نماید .

– کتابخانه ها همچنین می توانند قسمتی از توسعه مدلهای کاربردی مثبت اینترنت باشند و وب گسترش یافته را بصورت متنوع و نامحدود که سرشار از منابع بسیار خوب است پیشنهاد نمایند .

کتابخانه ها بعنوان نکات دسترسی به اینترنت اصلی جوامع محلی در سیاست های جامعه اطلاعاتی ، در سطح ملی و منطقه ای مکان یابی شده اند .

فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی ابزارهای دیگری در کتابخانه ها هستند که روی جامعه اطلاعاتی تاثیر می گذارند اما فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی هرگز روی کتابخانه ها ، مراکز اطلاعاتی و خدماتشان در جامعه اطلاعاتی تاثیر گذار نیستند .

پیشرفت های مهمی با ورود فناوریها اطلاعاتی و ارتباطی در کتابخانه ها ایجاد شد که در زیر به آنها می پردازیم :

– درکتابخانه ها و مراکز اطلاعاتی ، داده ها از منابع منتشره بصورت الکترونیکی بازیابی می گردند . بر این اساس کتابخانه بعنوان یک موسسه اهمیت فیزیکی اش را از دست داده زیرا مفاهیم خدمات اطلاعاتی به شکلی جدید نمود پیدا کرده است . ساختار سازمانی وسیع سنتی برای آنهایی که قابل انعطاف هستند و به نسبت کوچک اند اما این ساختار برای آنهایی که دسترسی به نقات وسیعی را دارند و در مقیاس های زمانی خدمات بیشتری را دریافت می نمایند چشمگیرتر است .

– بوسیله خدمات دهی اطلاعاتی مناسب فهرستهای آنلاین (پیوسته) ، اسکن(خواندن) آنلاین ، نشر الکترونیکی و امکانات مشابه ، ذخیره اطلاعات و ابزارهای مورد تقاضا بصورت اینترنتی فراهم شده است .

–  در چرخه اطلاعات ، کامپیوتر و فناوریهای ارتباطی جانشین کاربران و اسناد گرفته تا جدول های کاربران شده اند . بهرحال ، برای انجام این کار ، کاربر باید شایستگی اینرا داشته باشد و بتواند برخی از هزینه های مالی را از هزینه های اطلاعاتی جدا کرده و پرداخت نماید .

امروزه ، محیط شبکه ها و مردم فناوریهای جدیدی را برای تجدید نظر در اطلاعات و مبادله هوشمندانه اطلاعات تقاضا نموده اند . کتابخانه های دیجیتالی بصورت افزایشی و بعنوان یک کانال قابل توجه در دوره هایی برای رسیدن به منابع اطلاعاتی وسیع و مجموعه ای از خدمات به علاوه به منظور ایجاد دیدگاههای جدید برای مجموعه ای از خدمات بعلاوه به منظور ایجاد دیدگاههای جدید برای مجموعه ای از داده های وسیعتر نسبت به منابع متنوع سازمان دادن به آنها و دسترسی به این ظرفیت های داده ای عمل می نمایند . کاربران می توانند با کمک سیستم های کتابخانه دیجیتال در راستای منابع و خلق ارتباطات برای حل مشکلات متنوع اطلاعاتی بوسیله جستجو گام بردارند(فنگ،جس فلد و هاپنبراورز،۲۰۰۵ : ۹۷ ج :۹۸).

بخش چهارم:پیشینه تحقیق

تحقیقات داخلی

  • پژوهشی به عنوان دیدگاه کتابداران درباره زیرساخت فناوری در به کار گیری مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه های سراسری شهرستان بابل بوسیله رستمی و جهانی و علاقمند در سال ۱۳۹۳ انجام شده که در این پژوهش میزان استفاده از زیرساخت فناوری در مدیرت دانش کتابخانه های مورد بررسی در زمینه های گرد آوری و ذخیره سازی منابع دانش کمتر از متوسط ، سازماندهی منابع دانش در حد مطلوب و اشاعه منابع در حد متوسط ارزیابی شد. در مجموع ارزیابی مدیریت دانش در این سه حوزه را میتوان در حد متوسط ارزیابی کرد.
  • پژوهشی به عنوان تبیین سبک رهبری توانمند ساز چرخه دانش در دانشگاه های کشور توسط محمدی و شهبازی در سال ۱۳۹۳ انجام شد که یافته های تحقیق حاکی از آن است که بین سبک رهبری توانمند ساز بین اعضای هیئت علمی بر اساس جنسیت در هر دو دانشگاه تفاوت معنی داری وجود نداردو نظرات هر دو گروه زنان و مردان در دانشگاه های پیام نور و دانشگاه علامه طباطبایی یکسان است. در نهایت سبک رهبری تبادلی به عنوان سبک رهبری توانمند ساز چرخه دانش در بین اعضای هیئت علمی دانشگاه شناسایی شد.
  • پژوهشی به عنوان بررسی و تبیین سطح مدیریت دانش با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری ( مطالعه موردی: دانشگاه مازنداران ) توسط نیازی در سال ۱۳۹۱ انجام شد که نتایج تحقیق نشان داد که کلیت مدل برای دانشگاه های مازندران مورد تایید است یعنی متغیر های اکتساب دانش ، تبدیل دانش ، خلق دانش ، ذخیره دانش ، توزیع دانش و به کار گیری دانش تبیین کننده خوبی از سطح مدیریت دانش در دانشگاه مازندران می باشند.
  • پژوهشی بعنوان مدل نظری از برنامه های انگیزشی در سازمان های دانش مدار بوسیله حبیبی بدرآبادی درسال ۱۳۹۰ انجام شده:در این مقاله تعهد دانشگران به تسهیم دارایی های دانشی خود و نیز تلاش برای کسب دانش جدید از عوامل کلیدی موفقیت سیستم های دانشی و سازمان های دانش مدار ،به شمار می آید همین امر تلاش جهت جلب تعهد کارکنان به پیشبرد فرآیند های دانش ،را به یکی از دغدغه های مدیران دانشی بدل نموده است . در این مسیر استفاده از یک سیستم انگیزسی مناسب ،ابزاری موثر در دست مدیران است که جلب تعهد دانشگران را امکان پذیر می سازد .با توجه به اهمییت برنامه های انگیزشی در پیشبرد فرآیند های دانشی ،در این پژوهش ضمن بررسی پیشینه تحقیقاتی موجود در خصوص مفهوم انگیزش و کارکرد برنامه های انگیزشی در موفقیت فرآیند های دانشی ،مدلی نظری جهت بهره گیری از برنامه های انگیزشی در سازمان های دانش مدار ارایه نموده است .
  • پژوهشی بعنوان شناسایی عوامل کلیدی موفقیت سیستم مدیریت دانش در دانشکده ها بوسیله رهنورد و محمدی درسال ۱۳۸۸  انجام شد: در این مقاله با ورود به هزاره سوم شاهد تغییرات سریع در فن آوری ها و شدت پیچیدگی محیط هستیم . در چنین شرایطی،ایجاد مزیت رقابتی استراتژیک نیازمند نوع جدیدی از سازمان ها است که قابلیت ایجاد دانش کیفی را داشته باشد. به همین دلیل از مدیران انتظار می رود که درک عمیقی از تحولات سازمانی داشته باشند و عملکرد سازمان ها را از طریق سرمایه گزاری در پروژه ها مبتنی بر دانش ارتقاء دهند .مهمترین گام دراین خصوص بررسی عوامل موثر در پیاده سازی مدیریت دانش و شناسایی تنگناهای آن است .در این مقاله عوامل کلیدی سیستم مدیریت دانش در دانشکده ها شناسایی شده اند که عبارتند از: توسعه منابع انسانی ،انتقال دانش،الگوگیری ،ارزیابی مدیریت دانش .
  • پژوهشی به عنوان عوامل انگیزش ارتباطات اثر بخش در سازمان های دانش مدار توسط جعفری ، پیمان اخوان ، حمیدرضا ضرغامی و اسماعیل سبزیکاران در سال ۱۳۸۹ انجام شد که نتایج نشان داد که اضلی ترین عامل برای دست یابی به اعداف پژوهش ، اعتماد سازمانی ، توجه به کیفیت کار و اهمیت دادن به افکار خلاقانه و فعالیت های نو آورانه ، سیک های مدیران در ارتباطات و تعاملان با کارکنان دانشی ، انجام کار تیمی و پروژه ای اثر بخش ، وحود اصول و ارزش های اخلاقی فراگیر ، ایحاد روند های پایدار به جای اتکا بر اشخاص می باشند .

تحقیقات خارجی

  • تحقیقی تحت عنوان نقش رهبری دانش مدار بر مدیریت دانش بوسیله دانته و سانچز دی پابلو در سال ۲۰۱۵ انجام شده :

این مطالعه با هدف بررسی نقش نوع خاصی از رهبری سازمان دانش مدار  و رهبری در مدیریت دانش (KM) می باشد . تجزیه و تحلیل از دیدگاه مبتنی بر دانش از شرکت منجر به چند فرضیه، با مدل معادلات (SEM) تجزیه و تحلیل ساختاری از طریق حداقل مربعات جزئی (PLS) ارائه روش برای آزمایش این فرضیه را می دهد. این رویکرد منجر به نتایجی برای یک نمونه از داده های تجربی از فن آوری شده است . در این مقاله شواهد تجربی از اثر واسطه از شیوه های مدیریت دانش در رابطه بین رهبری دانش مدار  و مدیریت دانش می با شد . در ادبیات قبلی، نتایج نشان می دهد که، اگر چه  مدیریت  تمرین خود را برای مقاصد نوآوری مهم هستند، وجود این نوع رهبری را تشویق می کند توسعه و استفاده از اکتشاف مدیریت دانش  (به عنوان مثال، ایجاد و بهره برداری ، ذخیره سازی، انتقال، و برنامه) شیوه. مفهوم اصلی این است که، به عنوان یک نتیجه از این توسعه و استفاده از شیوه های رهبری مدیریت دانش مدار، شرکت قادر به بهبود عملکرد آن در مدیریت دانش  است.

  • در پژوهشی با عنوان “مدیریت دانش و عملکرد سازمانی در خدمات صنعتی: نقش رهبری تحول گرا تحت تاثیر رهبری دانش مدار” تاثیر مدل های ارائه شده از روابط بین مدیریت تحول گرا و مدیریت دانش مدار بر فرایند مدیریت دانش و عملکرد سازمانی را مورد مطالعه قرارداد. نتیجه پژوهش نشان داد مدیریت دانش مدار تاثیر مثبت و بسزایی در فرایند مدیریت دانش و عملکرد سازمانی داشته بعد از آنکه این دو تاثیر رهبری عمل گرا را کنترل نمودند. به علاوه فرایند مدیریت دانش با کنترل رهبری دانش مدار نقش یک میانجی را در رابطه بین رهبری تحول گرا و عملکرد سازمانی بازی می کند. (بیرسنیو، ۲۰۱۴)
  • تحقیقی تحت عنوان”مدیریت دانش وظرفیت یادگیری”هدف این تحقیق، پیشنهاد یک دیدگاه کلی برای ایجاد نوآوری سازمانی براساس مدیریت دانش و توانایی یادگیری سازمانی می باشد. این مطالعه اهمیت نقش استعداد یادگیری سازمانی در چرخۀ مدیریت دانش را، نشان می دهد. در واقع از یادگیری سازمانی بعنوان پر کنندۀ شکاف بین یادگیری سازمانی و نوآوری استفاده می شود. ( Gunsel and et al , 2011)
  • تحقیقی تحت عنوان “رابطه بین  فرهنگ سازمانی ومدیریت دانش”    در این تحقیق رابطۀ بین چهار نوع فرهنگ سازمانی حاصل از چارچوب مفهومی  Comeronو  Quinnو شش بعد مدیریت دانش مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهند که رابطۀ معناداری بین انواع مختلف فرهنگ سازمانی و شش بعد مدیریت دانش وجود دارد. Allameh& et al, 2011))
  • تحقیقی تحت عنوان “مدیریت دانش ونوآوری : نقش جوسازمانی وساختار” هدف از این تحقیق بررسی اثرات جو و ساختار سازمانی بر روی مدیریت دانش و نوآوری شرکت می باشد. یافته ها نشان می دهند که مدیریت دانش بطور قطعی با نوآوری شرکت مرتبط است. بعلاوه اثر مدیریت دانش بر روی نوآوری بوسیلۀ جو حمایتی، ساختار عدم تمرکز، رسمیت کمتر و یکپارچگی، تعدیل می گردد. زمانیکه ساختار سازمانی دارای رسمیت کمتر، عدم تمرکز و یکپارچگی بیشتری است مدیریت دانش، بیشتر ترقی می یابد.     Chung,2010))