مطلق بودن يا نسبي بودن فرض عدم مسئوليت اطفال

سن حد­اقل قانوني به عنوان سن مصونيت اطفال ازهرگونه تعقيب كيفري در حقوق موضوعه

الف) ضرورت تعيين سن حد­اقل به موجب قانون

یكی از مباحثی كه پس از انقلاب در تدوین قوانین كیفری همواره محل بحث و مورد توجه حقوقدانان بوده است، حدود مسئولیت كیفری اطفال و مجازات آنان بوده است. پيش بيني حداقل سن مسووليت کيفري از موضوعات مورد اختلاف در قوانين کشورها محسوب مي شود. تعيين اين مرز مي تواند ابعاد ماهوي و شکلي مهمي داشته باشد. مشخص کردن سن خاصي به عنوان سن مسووليت مطلق کيفري مي تواند به منزله عدم امکان تعيين تدابير کيفري و اصولاً عدم امکان دخالت مقامات قضايي در رسيدگي به جرائم ارتکابي اطفال تلقي شود.
ب) مطلق بودن يا نسبي بودن فرض عدم مسئوليت اطفال در سن پايين­تر از سن حد­اقل قانوني

منظور از سن قانونی ،  سنی است که اطفال دارای اهلیت حقوق اجتماعی می شوند به عنوان مثال ؛ اطفال پس از رسیدن به سن ۱۸ سالگی ( سن قانونی ) می توانند در بانک اصالتا به نام خود افتتاح حساب نمایند . لیکن مقصود از سن پایین تر از سن حداقل قانونی ، یعنی زیر ۱۸ سال که اطفال در فرض عدم مسئولیت کیفری دارای چه احکامی خواهند بود باید افزود که اطفال بر اساس قانون حقوق جزا و حقوق مدنی در حقوق ایران از دیدگاه متفاوتی برخوردار می باشد . بدین منظور ابتدا بایست مفاهیمی چون مسئولیت مطلق و مسئولیت نسبی را در مورد اطفال تبیین بنماییم .

مطلق بودن سن مسئولیت کیفری یا به تعبیری سن بلوغ کیفری[۱]  ، سنی است که بزهکار مطلقاً بزرگسال تلقی شده و تماماً مشمول کیفر قرار می­گیرد. [۲]

سن مسئولیت کیفری در معنای خاص یا نسبی [۳] به معنای سنی است که طفل به درجه­ای از رشد و بلوغ برسد که بتوان وی را مجرم تلقی کرده و طبیعتاً تابع حقوق کیفری ویژه اطفال دانست. در واقع، علت نسبی بودن به دلیل این است که از فردی به فرد دیگر متغیر بوده و نسبت به رشد و بلوغ طفل موردنظر سنجیده می­شود. [۴]   در تعالیم اسلامی کودکی[۵] را به گونه ای دیگر نیز تقسیم بندی نموده اند .

 الف. دوران کودکی و عدم تمییز مطلق که معمولا زیر ۷ سال را شامل می شود که در این دوره کودک اصولاً دارای شعور و تشخیص خوب از بد نبوده و قدرت درک اعمال خود را ندارد و اعمال وی در صورتی که مجرمانه باشد، قابل انتساب به او نیست.

ب. دوران کودکی و تمییز نسبی که معمولا طبقه سنی ۷ الی ۱۲ سال را شامل می شود که در این دوره کودک هنوز به مرحلة رشد و کبر قانونی نرسیده ولی به طور نسبی می تواند بد و خوب را از هم تشخیص دهد و تا حدودی نتیجة اعمال خود را پیش بینی کند. در این مرحله تمییز و تشخیص نقش مهمی را ایفا می کند.

مع ذالك، بين يك طفل خردسال غيرمميز و يك فرد بالغ (وعاقل) مراتب و درجاتي وجود دارد. [۶]

۱- دورة كودكي و عدم تميز مطلق –  در این دوره طفل علی الاصول دارای شعور تشخیص خوب از بد نمی باشد که شامل كودكان كمتر از ۶ سال می باشد . ایشان از نظر عقلي در مرحله اي نيستند كه بتوان وجود عمد و سوء نيتي را در رفتار آنان تشخيص داد. زيرا اين قبيل كودكان به وضوح، ضوابط و قواعد زندگي اجتماعي و مفاهيم حق و مالكيت و حسن و قبح اعمال را نمي دانند. رفتارهاي كودكان بر پاية خواسته هاي غريزي و اوليه اي استوار است كه براي ارضاي آنها، هيچگونه حد و مرزي را نمي شناسند.

۲- دورة طفوليت و عدم تميز نسبي – در اين دوره طفل به مرحلة رشد و بلوغ قانوني نرسيده، ولي قادر است خوب و بد رفتار خود را به طور نسبي تشخيص داده و تا حدودي نتايج اعمال خود را پيش بيني نمايد. حال چنانچه قاضي احراز نمايد كه طفل خاطي علاوه و بر بلوغ جسماني در حين ارتكاب جرم داراي قوه تميز و تشخيص بوده است، مي تواند نسبت به تعيين مجازات اقدام نمايد والاّ با احراز فقدان قوة تميز كافي براي تحقق مسووليت، طفل مسؤول عمل خود شناخته نشده و به جاي مجازات، دادگاه مي تواند طفل را براي تربيت به سرپرست طفل سپرده و يا به كانون اصلاح و تربيت اطفال اعزام نمايد .

 

 

[۱]-  Majority Penal

[۲]  –  تدين، عباس و باقري­نژاد، زینب ، مقاله سن مسئولیت کیفری در کشورهای اروپایی و ایران ، مجله تعالی حقوق ، سال دوم ، شماره ۱۸ ،  ۱۳۸۶: صص۳۲-۳۱

[۳]-   Responsibility Penal

[۴]  –  تدين، باقري ­نژاد، ۱۳۸۶: هماان ،  صص  ۳۲-۳۱

[۵] –  بررسی مفهوم و معیار کودکی در تفکر اسلامی و قوانین ایران برای بهره مندی از حقوق مربوطه / موسوی بجنوردی، محمد . مجله متین، شماره ۲۱ | تاریخ درج  :  ‎۱۳۸۹/۲/۱۰

[۶]  –  صلاحی ، جاوید ، همان ، ص ۲۲۸