منبع تحقیق با موضوع عاریه

دانلود پایان نامه

دارى، با این سخن که : به تو در انجام امرى اذن دادم، تفاوت دارد و کلام اخیر، اگر چه اذن مى‏باشد، ولى وکالت شمرده نمى‏شود.
موضوع اذن اعم از مورد وکالت است. زیرا انسان نمى‏تواند در امرى که خود صلاحیت انجام آن را ندارد، به دیگرى وکالت دهد، و طبق ماده ۶۶٢ ق.م. :وکالت باید در امرى داده شود که خود موکل بتواند آن را بجا آورد. وکیل‏هم‏باید کسى باشد که براى انجام آن امر اهلیت داشتهباشد.و حال آن‏که، در مورد اذن چنین شرطى وجود ندارد. چنان که، ولىّ نمى‏تواند به صغیر درانجام معامله اى وکالت دهد، اما مى‏تواند به او در این مورد اذن دهد و یا عمه و خاله نمى‏توانند در ازدواج شوهر با دختر برادر یا دختر خواهر آنان به او وکالت دهند، اگر چه مى‏توانند وى را مأذون کنند. حال با توجه به مطالب بیان شده در خصوص اثر اذن در عقود اذنیه ، به شرح و بررسی اذن در هریک از عقود مذکور به صورت مجزا می پردازیم .
۳-۱-۶-۱- تاثیر اذن در عقد عاریه
همانطور که در بخش تاثیر اذن در عقود اذنیه بیان شد مطابق ماده ۶۳۵ قانون مدنی (عاریه عقدی است که به موجب آن احد طرفین به طرف دیگر اجازه می دهد که از عین مال او مجاناً منتفع شود .عاریه دهنده را معیر وعاریه گیرنده را مستعیر گویند. )
ازاین تعریف به خوبی برمی آید که اثر اصلی عقد عاریه ، اذن در انتفاع می باشد ، زیرا در این ماده صریحاً واژه اجازه به کار رفته است با این همه ، نویسندگان حقوق مدنی در اذنی بودن عقد عاریه اتفاق نظر ندارند .برخی از آنان صریحا عاریه را در زمره عقود عهدی دانسته اند با این بیان که در اثر عقد عاریه ،مستعیر تعهد می نماید که آن را پس از انتفاع به معیر مسترد نماید .این عقیده نه تنها با ظاهر ماده ۶۳۵ تعارض دارد از لحاظ تحلیلی نیز قابل انتقاد به نظر می رسد زیرا در اثر انعقاد عاریه ،هیچ تعهدی برای معیر در تسلیم مال به مستعیر ایجاد نمی شود بلکه معیر فقط استفاده از مال خود را برای مستعیر مباح می سازد بدون اینکه حقی برای شخص اخیر بوجود آید .بنابراین عاریه گیرنده نمی تواند الزام عاریه دهنده را به تسلیم مال بخواهد ازسوی دیگر درست است که مستعیر پس از انحلال عاریه ،متعهد به استرداد مال می باشد ولی این تعهد را نمی توان اثر عقد عاریه دانست ،زیرا تعهد مزبور زمانی ایجاد می شود که دیگر عقدی موجود نمی باشد .بنابراین تعهد مستعیر به رد مال عاریه را باید ناشی از حکم قانون دانست بدین معنی که چون پس از برطرف شدن عقد عاریه دیگر مجوزی برای تصرف مستعیر در مال وجود ندارد او مکلف است در اولین فرصت پس از مطالبه معیر ،مال را مسترد دارد نتیجه آنکه پذیرش عهدی بودن عقد عاریه باتوجه به ماده موصوف در قانون مدنی وتحلیل این عقد دشوار به نظر می رسد .
عقود اذنى همچون عقد عاریه و… عقدهایى هستند که در آنها قصد طرفین تشدید و استحکام نیست و نیز دوامشان بستگى به بقاى اذن دارد ، به خودى خود مشمول آیه شریفه اوفو بالعقود نیستند؛ زیرا آیه شریفه از اول، عهدهایى را شامل مى‌شود که بر توثیق و استحکام مبتنى باشد؛ اعم از عقود تملیکى مانند بیع، یا عقود عهدى مانند نکاح؛ اما عقود اذنى که در آنها هیچ‌گونه تشدید و استحکام و توثیق وجود ندارد و به مجرد رجوع از اذن، گره‌شان بازشده، و منحل مى‌شوند به انشاى فسخ نیاز ندارند .
۳-۱-۶-۲- تاثیر اذن در عقد وکالت

اذن در عقد وکالت نام رضایت یک طرف عقد است که اختیار تصرف در پاره ای از امور خود را به طرف دیگر (که مـاذون است ) می دهد . اذن دهنده را اصطلاحاً منوب عنه گفته اند وماذون را نائب خوانده اند . اذن زمانی داخل در مدلول عقد وکالت است که حالت اناطه وارتباط بین اذن موکل ورضای وکیل برقرار شده باشد .این اناطه عنصر تراضی است وتراضی عنصر عمومی عقود است لذا اگر این اناطه نباشد ،اذن متصور است ولی آن را اذن محض ( اذن خارج از عقد )می گویند .به همین جهت نیز گفته اند :اذن اعم از عقد وکالت است .رد ماذون بر اذن محض بی اثر است زیرا آن اذن به هیج وجه در اختیار ماذون نیست تا اراده وی روی آن اذن اثر کند.پس اثر اصلی و بی واسطه عقد وکالت ایجاد اذن است . از راه این نهاد موکل برای وکیل تفویض اختیار می نماید تا به نمایندگی از جانب او به تصرف بپردازد .اثر اعطای اذن آن است که موکل ،آثار وپیامدهای حقوقی اعمالی را که وکیل به نیابت او در ایام وکالت انجام داده ،پذیرا گردد وهزینه ها را بپردازد .این تعهد نتیجه اجرای اذن است نه اثر اصلی عقد وکالت . به همین جهت گفته شده وکالت در مرحله نخست باید در شمار عقود اذنی آورد وبه اعتبار آثار آن عقد اذنی نامید .زمانی که وکیل تفویض اختیار را می پذیرد ،در هنگام بقای عقد وکالت ملتزم ومتعهد به اجرای مفاد وکالت است ،ولی این تعهد از لوازم سمت امانت ونیابت است نه اثر مستقیم عقد وکالت .در این صورت است که تعهد موکل و وکیل وجایز بودن عقد وکالت ناسازگار نمی نماید . وکالت در اصل عبارت است از اعطای نمایندگی و نیابت اما حقیقت نیابت متقوم بر اذن است لذا نیابت حدوثا وبقائا مبتنی بر اذن است و این غیر از آن است که گفته شود وکالت همان اذن محض وصرف است .
اثر اصلی عقد وکالت اذن است لذا چنانکه اذن برای اذن دهنده تعهد والزامی در پی ندارد لیکن درعقد وکالت هریک از طرفین عقد هرگاه اراده کنند می توانند عقد را برهم زنند لذا عقد وکالت نیز همانند سایر عقود جایز با فوت وجنون یکی از طرفین منفسخ می شود .

در کتاب محشی روضه البهیه فی الشرح لمعه درخصوص اثر اذن در عقد وکالت بیان گردیده : وکیل جایز به انجام مورد وکالت نیست مگر اینکه یا اذن صریح موکل را داشته باشد یا اذنی که عمومیت داشته باشد مثل توکیل به غیر یا اذن از فحوی کلامش باشد مثل کسی که در مکان های دور اذن در زراعت می دهد ناچاراً باید اذن در کارگر گرفتن و امثال آن را نیز بدهد چون وکیل به تنهائی عاجز از انجام است .
برخی از حقوقدانان معتقدند در صورتیکه اذن دهنده از اذن خود رجوع کرده باشد کلیه تصرفات ماذون باطل بوده هرچند هیچ اطلاعی از رجوع آذن از اذن نداشته باشد .
در کتاب مبسوط آمده هر گاه وکیل در مال مالک تصرف می نماید که از حدود اذن او خارج باشد بنابراین امانت با تعدی وی باطل می گردد و مانند مستودع وقتی که تعدی کرده ضامن می باشد
براساس ماده ۷۰۳ قانون مدنی مصر التزام وکیل به حدود تعیین شده وکالت به این معنی نیست که وی اجازه تعاقد به شروطی برتر از شروط ضمن عقد وکالت را نداشته باشد بلکه چنانکه وکیل بتواند مورد وکالت را با رعایت مصلحت و منفعت موکل به نحو مطلوب تری انجام دهد این عمل مانعی ندارد بنابراین در صورتی که وکیل در فروش کالایی به طور قسطی با مشتری توافق کند که بیع را نقدی بفروشد یا موعد پرداخت اقساط را زودتر از زمانیکه موکل معین کرده قرار دهد معامله صحیح بوده ، منفعت حاصله به موکل بر می گردد .
۳-۱-۶-۳- اثر اذن در عقد ودیعه :
عقد ودیعه در قانون ایران عقدی اذنی است و تحلیل آن به گونه زیر هویدای این مطلب است. در بررسی قانون ایران با توجه به سابقه فقهی عقد ودیعه و اینکه انعقاد عقد، صرفاً باعث ایجاد اذن می شود و تعهدی را به وجود نمی آورد، یعنی عقدی است که نتیجه و میوه آن فقط اذن است و در اذن هیچ تعهدی نیست و در واقع اثر مستقیم و بی واسطه عقد اعطای نیابت به امین برای نگهداری است و التزام در نتیجه اذن به وجود می آید .مقتضای اصلی وذاتی ودیعه ،متعهد کردن طرفین نسبت به یکدیگر نیست بلکه غرض اصلی در آن ، امانت ، یعنی اذن دادن در تصرف ونگهداری است . لذا اذن در عقد ودیعه داخل در مدلول ایجاب عقد ودیعه است نه اثری که متفرع بر عقد ودیعه باشد .هرچند که صاحب جواهر الکلام نظر بر این دارد که اذن در عقد ودیعه خارج از عقد وموخر بر آن است . برای فهم بهتر مطلب باید به نحوی عنوان نمود که دو مرحله را از هم تفکیک نماییم، یک مرحله انعقاد که در این مرحله صرفاً یک اذنی از طرف مودع به مستودع داده شده است و تعهدی ایجاد نشده است و یک مرحله اجرا، که تعهد در مرحله اجرا به وجود می آید و این تعهد یا تعهدها در صورتی تحقق خارجی می یابد که مال مورد ودیعه به امین تسلیم شود و این مرحله اجرا وارد ماهیت عقد نمی شود.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

قانون مدنى مصر نیز تصرّف مستودع را در ودیعه، منوط به اذن صریح یا اذن ضمنى مودع مى‏داند. بند۲ ماده ۷۱۹ قانون مدنى مصر مقرر مى‏دارد:
ولیس له أن یستعملها دون أن یأذن له المودع فى ذلک صراحهً او ضمناً.
لذا عقد ودیعه با اذن مشترک و قصد مشترک ایجاد و همزمان با ایجاد عقد ودیعه تعهد نیز ایجاد می گردد و نمی توان تعهدات را مستقر در زمان اجرای قرارداد تلقی نمود بدلیل آنکه در تعریف عقد ودیعه همزمان بودن قصد مشترک و اذن طرفین نسبت به دریافت و نگهداری مال و استرداد آن یعنی«تعهد» محرز است . 
۳-۲- ربط عقود اذنی با امانت :
قبل از برسی یکی دیگر از آثار مشترک عقود اذنی که امانی بودن ید متصرف است ، بدوا به تعریف امانت می پردازیم.
امانت یعنی : مال یا ملک شخصی به اذن مالک یا قائم مقام قانونی آن یا مجوز قانونی جهت استفاده (با حفظ اصل مال)یا نگهداری وهرگونه اقدام دیگری در اختیار شخصی غیر از مالک قرار گیرد . در تعریف فوق امانت به اذن مالک یا به حکم قانون در دست شخص دیگری غیر از مالک قرار گرفته است و متصرف یا حقیقتاً نسبت به آن مال امین محسوب می شود و یا در حکم امین می باشد ،بنابراین بدیهی است که گیرنده مال (ید امانی )دارد . برخی از حقوقدانان عقد ودیعه (از جمله عقود اذنی ) را مصداق بارز عقد امانی به معنای خاص می داند ، چرا که این وصف در عقد ودیعه اصالت دارد ودرآن مستودع امین قرار می گیرد تا از مال مورد ودیعه حفاظت نماید بهمین جهت نیز ودیعه را امانت به معنای خاص وجز ذات عقد نامیده اند . هرچند عقد امانی می تواند مفهوم وسیعتری نیز داشته باشد ،عقد امانت در معنای وسیع وعام خود شامل عقودی است ،که گرچه این عقود عناوین دیگری دارند ،ولی به هرجهت یکی از طرفین عقد (ید امانی ) دارد ویا امین قلمداد می شود . در عقود عاریه و وکالت نیز امانت به نحو مالکانه و به معنای عام بوده واقتضای اطلاق دارد ، لذا از آنجائیکه امانت در عقود عاریه و وکالت غیر ذاتی است در فصل آتی به شرح آن خواهیم پرداخت .
۳-۲-۱- مفهوم امانت :
امانت درلغت ازریشه اَمِنَ به معنای درامن وامان شدن ،امنیت یافتن وهم چنین آرامش خاطر واطمینان قلبی می باشد در اصطلاح عبارت است از رابطه ای است بین مالک و غیر مالک که مقتضی عدم ضمان است در فقه این واژه را برای هرعقدی که نتیجه آن پیدایش وصف امانت باشد بکار می برند .مانند ودیعه ،عاریه .اصولا در هرجا شخصی به اذن مالک یا در اجرای مفاد قرارداد یا حکم قانون برمال دیگری سلطه پیدا کند امین مالک محسوب می شود . امانت حسب چگونگی حصول آن برای امین به امانت مالکی و امانت شرعی تقسیم می شود : امانت مالکیّه آن است که عین با درخواست خود مالک و اذن او نزد کسى گذاشته شود و این بر دو قسم است یکى این که خود عنوان عمل، بالاصاله امانت است مانند ودیعه، دوّم این که عنوان عمل چیز دیگرى است ؛ مثلا رهن یا عاریه یا اجاره یا مضاربه است که در این موارد خود عناوین مذکوره مقصود بالذّات است و به تبع آن، عینى که مورد یکى از این عناوین واقع شده، نزد طرف، امانت است زیرا مالک، حفظ عین را به عهدۀ طرف، گذاشته است و امانت شرعیّه آن است که استیلاء بر عین، با درخواست و اذن مالک نباشد و بر وجه ظلم و عدوان هم تحت اختیار شخص قرار نگرفته بلکه یا قهرى بوده مثل این که باد یا سیل آن را داخل ملک شخص نموده بر وجهى که تحت تسلط، و ید او قرار گرفته یا این که خود مالک، عین را تسلیم نموده لکن نه خودش و نه طرفى که آن را گرفته هیچ یک اطلاع نداشته‌اند، مثلا صندوقى را انسان خریده و در داخل آن چیزى بوده که فروشنده خبر نداشته یا این که فروشنده و خریدار در موقع

دیدگاهتان را بنویسید