نقش بینش‌های دینی درخانواده

برخورداری همسران ازباور‌های دینی مستحکم، در تحکیم روابط اعضای خانواده تاثیربسزایی دارد و بی بهره ماندن برخی خانواده‌ها از این باورها، در مراحل مختلف، مشکلات متعددی را در پی دارد که قرآن از آن به زندگی تنگ و سخت یاد می‌کند (طه، ۱۲۴) که این امر می‌تواند در اثر حرص، ترس و اضطراب باشد. (مکارم شیرازی، ج۱۳، ۱۳۷۳) از این رو، اعتقادات در زندگی عادی انسان‌ها نقش مهمی‌داشته، ترک باور‌های دینی، آرامش و لذت را از زندگی سلب می‌کند و موجب اضطراب، حیرت وحسرت می‌شود، هرچند فرد از مزایای مادی خوبی برخوردار باشد. (قرائتی،، ۱۳۸۲)

پژوهش‌های روان‌شناختی متعددی تاثیر باور‌های دینی برکسب آرامش و دوری از تنش را نشان داده است. (احمدی ابهری، ۱۳۷۶)

ا) اعتقادبه خدا:مهم‌ترین باور دینی، ایمان بخدا و یکتاپرستی است. توحید و خداپرستی موجب می‌شود. نگرش فرد به همه هستی و زندگی انسان، هدف دار و معنادار باشد و در رفتارها با انسجام (زمر۲۹) و (بقره، ۱۵۶)، وحدت رویه و آرامش (رعد۲۸) و (فتح، ۴) عمل کند. باور به خدا، همه رفتارها و زندگی خانوادگی را به سوی کسب رضایت خداوند، سوق می‌دهد. (انعام، ۱۶۲) فردی که خدا را ناظر و همراه خود (حدید، ۴) و حتی از رگ گردن (ق، ۱۶) [۱] به خود نزدیک‌تر می‌بیند، تلاش می‌نماید در برخورد با اعضای خانواده و انجام وظایف خانوادگی، رضایت او را جلب نماید. توجه به عدالت خداوند و این که هیچ گونه ظلمی ‌را روا نمی‌دارد (نسا، ۴۰)، (یونس، ۴۴)، (توبه، ۷۰) و حق هیچ موجودی را ضایع نمی‌کند (کهف، ۳۰)، زمینه شناختی دیگری برای مهار رفتاری اعضای خانواده است. هرچه این حالت قوی ترباشد، مشکلات فرد کم ترخواهد بود و چنین افرادی به ناظر و داورب یرونی برای حل مشکلات خود نیاز نخواهند داشت. توجه به صفات خداوند، از جمله رحمت و مهربانی گسترده (انعام، ۵۴) و (انعام، ۱۴۷) وهود، ۹۰) (نحل، ۷)، توانایی نامحدود (ذاریات، ۵۸) و (حدید۲۵) وبقره، ۱۶۵) و (کهف، ۳۹)، حمایت (زمر، ۳۶)، (نسا، ۶)، (نسا، ۴۵)، (فرقان، ۳۱) از مخلوقات خود از جمله انسان و کفایت آن‌ها، نیز آثار مثبت بر زندگی فرد و جنبه‌های خانوادگی او برجای می‌گذارد. عطوفت و رحمت اعضای خانواده نسبت به هم که شعبه‌ای از تجلی رحمت خداوند است، زمینه پیشگیری و حل بسیاری از مشکلات می‌باشد.

توکل برخدا یعنی اعتماد و تکیه برقدرت او در همه امر زندگی، از آثار ایمان به خداست. (انفال، ۲) و (رعد۳۰) توکل برخدا باعث تقویت اراده و تاثیر کم تر عوامل مخل روانی شده و فرد را در کوشش برای حل مسائل زندگی و رسیدن به تعادل و سازگاری، تواناتر می‌کند. [دیمایتو، ام. رابین، روان‌شناسی سلامت، ترجمه سید مهدی موسوی و دیگران، تهران:سمت (۱۳۷۸) ص۷۵۷] در مشکلاتی که برای خانواده بوجود می‌آید نیز توکل برخدا، به تقویت اراده اعضای خانواده و کوشش بیشتر آن‌ها کمک می‌کند. و گاه مشکلات را از طرقی که افراد گمان نمی‌برند، حل می‌کند. (طلاق، ۲و۳)

طبق این بینش کانون خانواده محضر خداوند بوده لذا اعمال و کردار هریک از زوجین مورد توجه حضرت حق بوده و با دقت ثبت و ضبط می‌گردد و با عمل و نیت خالص، آثار مفیدی بران خانواده مترتب می‌گردد. (نساء، ۱۲۸) لذا توجه به حضور در محضر حق به انسان انگیزه عمل شایسته را عطا می‌کند.

پژوهش‌های متعدد، تاثیرباور‌های دینی بررضایت مندی ازازدواج راتاییدکرده است. تحقیقات دیگر، دین رامهم‌ترین عامل ثبات وپایداری ازدواج اعلام کرده است. (غباری بناب، ۱۳۷۴)

۲) اعتقادبه رسالت:دومین باوردینی اعتقادبه رسالت انسان‌هایی ست که به‌عنوان انبیای الهی درطول تاریخ شناخته شده‌اند. [۲]

نقش باوربه این اصل به دوبعد باز می‌گردد: نخست، آموزش امور دینی به ویژه زندگی؛ زیرا شناخت تعالیم دین، پس ازکلام خداوند ازطریق سخنان اولیای دین می‌باشد. به گونه‌ای که حتی استفاده صحیح ازکلام خداوند، نیزمبتنی برشناخت ودرک این سخنان است؛ و دیگر الگوپذیری از اولیای دین؛ درزمینه چگونگی روابط اعضای خانواده ونوع رفتارها، پیروی وهمانندسازی با آن‌ها. زیرا افراد برای یادگیری شیوه رفتار و برخورد مناسب در خانواده، به نمونه‌های عینی رفتاری درهمه ابعاد نیازمند هستند. چنان‌چه قرآن افرادی راکه بدنبال کمالات هستند دعوت می‌نماید که پیامبر را به‌عنوان الگویی نیکو در نظر گیرند (احزاب، ۲۱) و چنان‌چه بیان شد، رفتار بزرگان دین از اولین تا آخرین مرحله زندگی خانوادگی درس آموز است.

۳) اعتقاد به معاد: وان باور به وجود زندگی پس ازمرگ، حسابرسی اعمال، پاداش و مجازات افرادبراساس رفتار‌هایشان است. این اعتقاد بر همه ابعاد زندگی انسان اثرگذار است لیکن در اینجا منظور تاثیر برجنبه‌های خانوادگی می‌باشد.

امروزه علی‌رغم پیشرفت‌های علمی‌ و کاهش مشکلات زندگی، اضطراب‌ها و نگرانی‌ها رو به فزونی است. بخشی از این مشکلات دراثراحساس بی هدفی و پوچی درزندگی است. (یونگ کارل، ۱۳۷۰) باور نداشتن به زندگی پس از مرگ نیز این مشکل را بیشترمی‌کند که این امر بر خانواده اثر نامطلوب گذاشته است. در خانواده به علت عدم توجه به اهداف متعالی، به کارکرد‌های محدود زندگی خانوادگی اکتفاشده و خانواده‌ها در اثرب ی هدفی به راحتی به جدایی و انحلال کشیده می‌شوند. اعتقاد به زندگی پس ازمرگ، خانواده را متوجه اهداف پایداری می‌کند که موجب پیوند بیشتر اعضای خانواده می‌شود. (هاپ واکر، ۱۳۸۲) این باور، افراد را با وجود مشکلات گا‌هی شدید، به حمایت عاطفی از یکدیگر یاری نموده، باعث احساس رضایت بخشی می‌ گردد.

اثر دیگر این انگاره، باتوجه به پاداش‌ها و نعمت‌های اشاره شده اخروی، ایجاد انگیزه در افراد و تشویق آن‌هاست. توجه به این وعده‌ها و آسایش در زندگی اخروی، افراد را برمی‌انگیزد که رفتار‌های خود را در جهت کسب این نعمتها سوق دهند. (زخرف، ۷۰و۷۲)

از اثرات دیگر این باور که بنحوی بااثردوم مرتبط می‌گردد، مقابله مناسب بامشکلات زندگی (ازقبیل مصیبتها، فقروتنگدستی، ازدست دادن عزیزان، بیماری) می‌باشد. زیرابرخی مشکلات جبران ناپذیربوده، افراد صرفا با توجه به پاداش‌های زندگی اخروی خود را آرامش می‌بخشند.

ازدیگراثرات این باور، نقش مهارکنندگی وبازدارندگی آن می‌باشد. بسیاری ازمشکلات خانواده به عدم مهار رفتار‌هایی باز می‌گرددکه افراد را به تعدی به حقوق یکدیگر، تحمیل به دیگران و پرخاشگری‌ها می‌کشاند. یاداوری عواقب بدتعدی به حقوق دیگران وعدم انجام مسوولیتها، تاحدی تاثیربازدارندگی از رفتار‌های نامناسب رادارد. (تحریم، ۶)

پایبندی به ارزش‌های اخلاقی نیز، از مهم‌ترین توصیه‌های آیات قرآن و موکدترین سفارشات پیشوایان دین [۳]می‌باشد.

۴-۹٫ پاکدامنی

در آموزه‌های دینی از صفاتی همچون پاکدامنی به‌عنوان تاکیدات مصرح در کفویت یاد شده است. وَ الطَّیباتُ لِلطَّیبینَ وَ الطَّیبُونَ لِلطَّیباتِ (نور، ۲۶) «و زنان پاك براى مردان پاك و مردان پاك براى زنان پاك‏اند» تصریح قرآن به تعلق افراد پاک ووارسته به افرادپاک، دلیل دیگری بر همتایی زن و مرد در تقوا، دوری از گناهان و دین داری است (سالاری ص ۳۰) طیب به معنای بودن هر چیزی بر وضع اصلی خود است به طوری که از هر چیزی که آن را کدر و فاسد کند خالی و عاری باشد چه اینکه از آن تنفر بشود و چه نشود. به همین جهت طیب را در مقابل خبیث به کارمی‌برند که مشتمل بر خبایث زاید بر اصل خود باشد. (طباطبایی، ج ۱۲، ۱۳۷۴) ضرورت مجانست و هم سنخی در طهارت و پاکی میان دو فرد در ساختار خانواده از پیام‌های مهم این کلام است.

طبع پاکی که به گناهان آلوده نشده، طالب پاکی است چنین طبعی جز مجذوب پاکی نمی‌شود و به خود جذب نمی‌کند. هم‌چنان‌که پیش تر اشاره شد تا سنخیت نباشد، دو موجودمتخالف با یکدیگر اتحاد پیدا نخواهند کرد. چنان‌چه فرد پلید لیاقت بیش از آن را نداشته به همان پلیدی متمایل است. الْخَبیثاتُ لِلْخَبیثینَ وَ الْخَبیثُونَ لِلْخَبیثات (نور، ۲۶) «زنان پلید براى مردان پلید و مردان پلید براى زنان پلیدند. » آیات متعددبه پاکی وطهارت همسران بهشتی اشاره می‌نماید. [۴]لَهُمْ فی‌ها ازْواجٌ مُطَهَّرَه (بقره، ۲۵) در آنجا (بهشت) براى ایشان همسرانى پاكیزه است. پاک از همه آلودگی‌هایی که در این جهان ممکن است داشته باشند. پاک از نظر روح و قلب و جسم وتن (مکارم شیرازی، ج ۱، ۱۳۷۳) )

تنها وصفی که برای همسران بهشتی در این آیات بیان شده وصف مطهره (پاک و پاکیزه) است و اشاره‌ای است به اینکه اولین و مهمترین شرط همسر پاکی و پاکیزگی است و غیر از آن همه تحت الشعاع آن قرار دارد. طهارت یعنی علاوه بر آلوده نبودن به هر گونه گناه، از نظر روحی نیز دارای صفای باطن ند. آن سان که گرد رذایل اخلاقی که معمولا به پیوند و ساختار خانواده آسیب می‌رساند، به اینه جانشان ننشسته است. (کمالی، ۱۳۸۶) مراد ازطهارت، طهارت از همه قذاوت‌ها و مکارهی است که مانع از تمامیت الفت و التیام و انس می‌شود چه قذاوت‌های ظاهری و خلقتی و چه قذاوت‌های باطنی و اخلاقی.

از پیامبر (ص) نقل شده که فرمودند: از گیاهان سر سبزی که بر مزبله‌ها می‌روید بپرهیزید عرض کردند،‌ای پیامبر منظور شما از این گیاهان چیست؟ فرمود: زن زیبایی است که در خانواده الوده‌ای پرورش یافته. (طباطبایی، ج ۱، ۱۳۷۴)

از این رو «احصان» در آموزه‌های دینی مورد توجه قرار گرفته و یکی از شروط ساختاری خانواده به حساب می‌اید. کلمه احصان به معنای منع است و محصن که جزء «طیبات» محسوب شده درمعانی مختلفی از جمله فرد پاکدامن و عفیفی که خود را از آلودگی و روابط نامشروع منع و محافظت می‌کنند به کار رفته است. (مایده، ۵، انبیاء، ۹۱، تحریم، ۱۲، نساء، ۲۵، نور، ۴و۲۳)

از نکات قابل توجه در آیات مربوطه این است که پاکدامنی، در هر مذهبی که باشد یک ارزش می باشد وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُومِنات وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذینَ اوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُم (مایده، ۵) و دیگراینکه این صفت، هم برای مردان و هم برای زنان، شرط شده است (محصنات، محصنین) (قرائتی، ج ۳، ۱۳۸۲)

۴-۹-۱٫ پاکدامنی پنهان

علاوه بر موارد یاد شده، آموزه‌های دینی، درمعیارعفاف قدم فراترنهاده، افراد را حتی از برقراری رابطه دوستانه با جنس مخالف بر حذر می‌داردواینگونه اشخاص را شایسته انتخاب نمی‌داند. در واقع هر گونه رابطه چه آشکار و چه پنهان ممنوع بوده و حرام می‌باشد (برزگر شانی، ۱۳۸۶) ودر توصیه‌هایی جداگانه هر دو فرد (هم مردان وهم زنان) را از اینگونه انتخاب‌ها بر حذر می‌دارد. مُحْصِنینَ غَیرَ مُسافِحینَ وَ لا مُتَّخِذی اخْدانٍ (مایده، ۵) پاكدامن باشید نه زناكار، و نه آن‌كه آنان را در پنهانى معشوقه خود گیرید. مُحْصَناتٍ غَیرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ اخْدان (، نساء، ۲۵) پاكدامن باشند نه زناكار و نه گیرندگان دوست پنهانى. مُحْصَناتٍ غَیرَ مُسافِحاتٍ یعنی نه مرتکب خلاف بطوراشکارولا مُتَّخِذاتِ اخْدان ونه دوست پنهانی بگیرند.

۴-۹-۲٫ تقوا

تقوا نیزکه ازمراتب بالای ایمان است به معنای خویشتنداری و پای‌بندی به ارزش‌های اخلاقی می‌باشد. تقوا یک عامل درونی است. کسی که اهل تقوا باشد، پای‌بند مسائلی است و خود به خود از بسیاری رفتار‌های نامناسب دوری می‌کند. فردی که خداوند را حاضر و ناظر می‌بیند دست به هر کاری نمی‌زند و در رعایت حقوق خانواده، عدم آزار، فراهم آوردن زمینه اسایش و آرامش، حفظ ابروی آنان، همچنین عفت و پاکدامنی خود، از دیگران موفق تراست. تقوا مهم‌ترین عامل بازدارندگی در موقعیت‌های حساس می‌باشد از امیرالمومنین نقل است که فرمودند: هر که از درون خود پند دهنده و بازدارنده‌ای نداشته باشد، عوامل بیرونی برای او فایده‌ای نخواهد داشت (دشتی، ۱۳۶۹)

بسیاری از مشکلات ساختاری و بدنبال آن کارکردی و اختلافات بدلیل انست که طرفین به اصول و ارزش‌های دینی و اخلاقی خود و فرد مقابل پای‌بند نیستند و رفتار‌های خلاف و ناشایستی را مرتکب می‌شوند بدون اینکه از آن بیمناک باشند. حفظ عفت و تقوا برای ساختار و ادامه زندگی سالم، ضروری است. این ارزش نه‌تنها از دید مذهب که حتی از دید انسانی هم برای تداوم حیات خانوادگی لازم است زیراحیات خانوادگی در سآیه پاکدامنی بدست می‌اید. (حسینی، ۱۳۸۰)

خصلت‌های پاک بشری ناشی از خداباوری و تقوا پیشگی است و تقوا پیشگی نیز حاصل توحید و معاداندیشی است.

امام حسن (ع) به مردی که نزد ایشان آمد و درباره ازدواج دخترش با امام مشورت کرد، فرمود: او را به همسری مردی باتقوا در اور؛ زیرا اگر دختر تو را دوست داشته باشدگرامی‌اش می‌دارد و اگر دوستش نداشته باشد، به او ستم نمی‌کند. (طبرسی، ج ۱، ۱۳۶۲)

آموزه‌های قرآنی کرامت را منحصر در تقوا می‌نماید آن اكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ اتْقاكُمْ (حجرات، ۱۳) بى‏تردید گرامى‏ترین شما نزد خدا پرهیزكارترین شماست.

اتْقاكُمْ یعنی بلندمرتبه‌ترین شما در تقوا کسی است که بیشتر از گناهان بپرهیزد و بیشتر از خدا اطاعت کند (الطبرسی، ج ۶، ۱۳۷۹) علامه طباطبایی می‌فرماید:اسلام اجتماع منزلی که همان ازدواج باشد را اصل در این باب قرار داده نخست به مساله مذکر و مونث بودن انسان‌ها و به امر ازدواج و اجتماع کوچک منزلی توجه داده است یا آیها النَّاسُ انَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ انْثى‏… آن اكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ اتْقاكُمْ (طباطبایی، ج ۴، ۱۳۷۴)

تقوا با تعبیر لباس نیز بیان شده است. وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَیر (اعراف، ۲۶) و لباس تقوا بهتر است. مقصود از لباس تقوا لباس عفاف است زیرا شخص عفیف هم مانندکسی که لباس به تن دارد عیبش پوشیده است

آنگونه که در لباس مادی، پوشش عیوب، حفاظت از سرما و گرما و زیبایی مطرح است، تقوا هم عامل پوشش عیوب است، هم نگهدارنده عیوب است، هم نگهدارنده از گناه و هم مایه‌ی زیبایی معنوی انسان می‌باشد نیاز زن و مرد به یکدیگر دو طرفه است و هر یک برای پوشش نیاز‌های طبیعی خود به دیگری نیازمند است. هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ انْتُمْ لِباسٌ لَهُن (بقره، ۱۸۷) ایشان پوشش شما و شما پوششى هستید براى آنان. زنان جامه ستر و عفاف شما و شما نیز لباس عفت آن‌هایید. در قرآن از چند چیز به عنوان لباس یاد شده است که همسر و تقوا از این مقوله اند. در تشبیه همسر به لباس، نکات و لطایف بسیاری نهفته است:

لباس باید در طرح و رنگ و جنس مناسب انسان باشد، همسر نیز باید کفو انسان و متناسب با فکر و فرهنگ و شخصیت انسان باشد.

لباس مایه زینت و آرامش است، همسر و فرزند نیز مایه زینت و آرامش خانواده‌اند.

لباس عیوب انسان را می‌پوشاند هر یک از زن و مرد نیز باید عیوب و نارسایی‌های یکدیگر را بپوشانند.

لباس انسان را از سرما و گرما حفظ می‌کند وجود همسر نیز کانون خانواده را گرم و زندگی را از سردی می‌رهاند.

دوری از لباس، مایه رسوایی است. دوری از ازدواج و همسر نیز سبب انحراف و رسوایی انسان می‌گردد.

در هوای سرد لباس ضخیم و در هوای گرم لباس نازک استفاده می‌شود هر یک از دو همسر نیز باید اخلاق و رفتار خود را متناسب بانیاز روحی طرف مقابل تنظیم کند، اگر مرد عصبانی است زن با لطافت با او برخورد کند و اگر زن خسته است، مرد با او مدارا کند.

انسان باید لباس خود را از آلودگی حفظ کند هر یک از دو همسر نیز باید دیگری را از آلوده شدن به گناه حفظ نماید.

مساله مهم دیگری که در فرهنگ اسلامی‌مطرح است رعایت حرمت‌ها و حفظ کرامت انسانی طرفین از سوی یکدیگر است لذا آموزه‌ای دینی به هیچ وجه اجازه نمی‌دهد حریم حرمت‌های اخلاقی در خانواده شکسته شود و عرض و آبروی دیگری در معرض مخاطره قرار گیرد. بر این اساس نخست در حرم امن خانه، زن ومرد را حامی‌و محافظ و پوشنده عیوب و نیز، به آبرو و زینت یکدیگر معرفی می‌کند و با تعابیری مثل هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ انْتُمْ لِباسٌ لَهُن آنان را از مکشوف ساختن اسرار و مسائل خاص خانواده در منظر و مرای دیگران باز می‌دارد و همچنین دیگران را از تعرض به این حریم منع و از تجسس در اموری که اختصاص به زوجین دارد بر حذر می‌دارد.

از این دیدگاه پاکدامنی و حفظ ارزش‌ها فقط از باب رعایت حقوق همسر نیست بلکه حقی الهی است.[۵]خویشتن داری و ارزش‌های اخلاقی نه‌تنها در مقام سلبی به معنای نبود و عدم صفات مذموم و نکوهیده است بلکه در معنای ایجابی یعنی دارا بودن فضایل اخلاقی نیز می‌باشد.

۴-۹-۳٫ اخلاق نیکو

از جمله فضایل، اخلاق پسندیده است که متخلق بودن به اخلاق نیکو برای هر یک از طرفین لازم است. برخی از مفسران مقصود از آیه فیهِنَّ خَیراتٌ حِسان (الرحمن، ۷۰)؛ در آن (باغ‏هاى بهشت) همسرانى خوش صورت و نیكو سیرت است، را افراد نیک منش، زیبا رو و زیبا سیرت دانسته، مقصود از احسان را غیر از زیبایی چهره، زیبایی سیرت بیان داشته، خوش خلقی را برترین مصداق آن دانسته‌اند. (طباطبایی، ج۱۱، ۱۳۷۴) دو فردی که در سراسر زندگی می‌یابد یکدیگر را کنار هم نظاره گر باشند، اگر یک یا هردو‌ی آنان خوش خلق نباشند، خیلی زود ساختار زندگی شان گسسته می‌شود. البته اگر این رفتارملکه نشده باشند و بد رفتاری و سوء خلق برای لحظاتی زمام نفس افراد را از دستشان بریابد، هم چنان تحمل پذیر است اما آنجا که بدخلقی، صفت راسخ و ماندگار نفسانی فرد شود مقابله با آن بسیار دشوار خواهد بود.

حسن خلق یکی از ارکان مهم ایمان است [۶] و به همین دلیل بد اخلاقی فرد نشانه‌ای از ضعف ایمان او نیز محسوب می‌شود و درجات ایمان افراد به حسن خلق آن‌ها مربوط می‌گردد.[۷] بنابراین اخلاق نامناسب موجب می‌شود فرد در ویژگی ایمان نیز ناقص باشد. پس حسن خلق شرطی لازم و ملاکی مطلق برای انتخاب و پی‌ریزی ساختار خانواده می‌باشد. بنابراین اگر فردی از حسن خلق در حد مناسب برخوردار نباشد فاقد شرایط لازم محسوب می‌شود اولیای دین (ع) به صراحت از بنای خانواده با افراد بد اخلاق نهی کرده‌اند.[۸] در آموزه‌های دینی نیز بیان شده كه كاملترین مومنان از حیث ایمان خوش رفتارترین آن‌هاست و شایسته ترین آن‌هایی هستند كه بازن هایشان خوش‌رفتارترند. (نهج الفصاحه، ۱۳۸۵) در مورد خوش رفتاری زنان نیز فرموده اند: جهاد المراه حسن التبعل (حرالعاملی، ۱۴۱۴، باب جهاد)

۴-۹-۴٫ برخی ارزشهای دیگر

در بررسی برخی از داستان واره‌های قرآنی می‌توان به استخراج پاره‌ای دیگر از معیار‌های شایستگی‌های اخلاقی پرداخت. چنان‌چه درسوره مبارکه قصص آیات ۲۳تا۲۸ [۹]، درحالی که محور اصلی طرح ماجرا بیانی از مقدمات رسالت است اما در کنار آن نکات درس آموزی درباره معیار‌های همسر شایسته به دست می‌اید. دختران شعیب ضمن حضور در اجتماع مردان (علاوه بر اینکه تنها نیستند) از اختلاط و هم دوشی با آنان –که مستلزم شکستن حریم الهی است اجتناب کرده‌اند وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ… لا نَسْقی‏ حَتَّى یصْدِرَ الرِّعاءُ همچنین صفاتی از قبیل رعایت ازرم و حیا در ارتباطشان فَجاءَتْهُ احْداهُما تَمْشی‏ عَلَى اسْتِحْیاءٍ که در مورد منش دختر شعیب (ع) آمده است.

دیگر آن‌ که موسی (ع) که جوانی تنها است هنگام گفتگو بی آن‌که تحت تاثیر نفس قرار بگیرد با کمال عفت و پاکدامنی به گفتگویی کوتاه و خلاصه با آنان می‌پردازد قالَ ما خَطْبُكُما و حمایت از زنان را یک ارزش انسانی می‌شمارد وهمینکه دلیل منطقی آن دو را شنید بدون هیچ گونه پرسش و درخواستی و با وجود مشکلات شخصی وخستگی شدید بی درنگ به رفع خواسته آنان همت می‌گمارد روح فتوت و جوانمردی در رفتار موسی با یاری رساندن با و جود خستگی و گرسنگی زیاد و آن هم بی هیچ چشمداشت مادی موج می‌زند و او با این کار نشان داد که انسانی بزرگ و با فتوت است.

هم در برخورد اولیه و هم در هنگام برگشت، علاوه بر صفات عفت و پاکدامنی، موسی به امانت داری ستوده شده و بی‌تردید همین صفات اخلاقی است که در پیشنهاد شعیب (ع) نسبت به ازدواج او با یکی از دخترانش موثر می‌افتد. زیرا او فردی صالح و شایسته و برخوردار از سجایای اخلاقی است و هم كفو و شایسته فرزند خود می‌یابد.

۴-۱۰٫ شرافت خانوادگی (محیط خانوادگی سالم)

درمنابع دینی سفارش شده که از خانواده هم شان (و همتای) خود زن بگیرید و به آنان زن بدهید. [۱۰]برای شناخت وگزینش فرد شایسته، شرافت و اصالت خانوادگی شرط بسیار مهم و حیاتی است. خانواده با فضیلت و متعهد نقش والایی در تربیت و سازندگی فرزندان خویش دارد تاثیرات خانواده هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ جسمانی دارای اهمیت است. در توصیه به شایستگی خانواده، سفارش شده كه با خانواده خوب و شایسته وصلت كنید زیرا عرق بمعنی ژن هاوبه لسان معمول، رگ و ریشه اثر دارد. همچنین گفته شده كه زنان، فرزندانی همانند برادران و خواهران خود به دنیا می اورند. (كلینی، ج۳، ۱۳۸۸)

پدر و مادر فرد باید از افرادی باشد كه پای‌بند به اصول اخلاقی باشند زیرا چنان‌چه پدر و مادر به وظایف خود آشنا باشد و به این وظیفه خود به نحو صحیح عمل نماید انتظار می‌رود فرزندی هم كه در چنین محیطی تربیت شود نیز در اثر تربیت صحیح وظیفه شناس گردد و اگر پدر یا مادر پای‌بند اصول اخلاقی نباشد فرزند هم از آن‌ها متاثر شده، در زندگی آینده او اثر خواهد گذاشت چنان‌چه گفته شده اگر سرزمین خانه پاك باشد زمینه‌ساز پرورش نسلی پاكیزه می‌شود و اگر ناپاك باشد زمینه‌ساز فساد خواهد بود وَ الْبَلَدُ الطَّیبُ یخْرُجُ نَباتُهُ بِاذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذی خَبُثَ لا یخْرُجُ الا نَكِدا (اعراف، ۵۸) و سرزمین پاك روییدنیش به اذن خدایش بیرون مى‏آید و آن‌كه ناپاك است (گیاهش) جز اندكى ناچیز بیرون نمى‏آید. در تفسیر ذیل آیه فوق چنین آمده است که بنیه انسانی و صفات درونی او در اعمالش اثر دارد اما تنها به نحو اقتضانه به نحو علیت تامه. (طباطبایی، ج ۱۳، ۱۳۷۴)

با دیدگاهی وسیع تربه آیه فوق شاید بتوان یكی از مصادق سرزمین پاك را که محصول پاك می‌دهد، خانواده پاك دانست (قرائتی، ج ۸، ۱۳۸۲) در خانواده‌های اصیل و شریف كمتر اتفاق می افتد كه فرزندان ناصالح و نانجیب پرورانیده شوند و در خانواده‌های غیر اصل و ناصالح كمتر اتفاق می افتد كه فرزندان صالح و نجیب، پرورش یابند، خانواده خوب و سالم و شایسته، زمینه بسیار مناسبی برای پرورش فرزندان سالم و خوب و شایسته دست و خانواده بد و ناشایسته و ناسالم، زمینه بسیار مناسب برای پیدایش و بار آمدن فرزندان نا سالم و بد و ناشایسته است.[۱۱] هم چنان كه در توصیه ای از سبزه در لجن‌زار یعنی زن زیبایی كه در مكان نامناسبی رشد كرده و از اصالت خانوادگی برخوردار نیست پرهیز شده است.[۱۲]

همان‌طور که در ابتدای مبحث معیار بیان شد معیارهای نسبی (فرعی) چنان‌چه با معیارهای مطلق تزاحم پیدا كند تقدم با معیار‌های مطلق خواهد بود.

برخی صفات دیگر ذیل ملاكهای شخصیتی، زیستی، شناختی و اقتصادی در آموزه‌های دینی (بیشتر در احادیث و روایات) مورد نظر بوده و بیان می‌گردد. لیكن معیارهایی نسبی می باشند و پس از حصول ملاكهای مطلق، بررسی مورد توجه قرار می‌گیرند كه به‌صورت گذرا به معدودی از آنان اشاره می‌شود.

در ویژگی‌های زیستی به صفاتی از قبیل سلامت، ‌فرزنداوری و زیبایی های ظاهری، سن و عدم ابتلا به بیماری های خاص توجه شده است. [۱۳]

در ویژگی‌های شناختی صفاتی همچون هوشمندی، حالات و رفتارهای مناسب، خوش‌رفتاری[۱۴]، سهل‌گیری و نرم‌خویی، امانتداری، محبت و دلسوزی، سپاسگزاری، صبر و بردباری در برابر مشكلات بیان شده است.[۱۵] همچنین به تكیه و توكل به خداوند در مشكلات، صبرورعایت پوشش ذیل این ویژگی توصیه گردیده است.

در توانایی‌های اقتصادی از مهارت‌های ویژه در اداره خانه، دوری از بخل، تمكن مالی لازم برای اداره خانواده[۱۶] می‌توان نام برد. [۱۷]

سلامت جسم و روان: چنان‌چه فردی به بیماری جسمی لاعلاج یا بیماری روانی شدید گرفتار باشد كاركرد‌ها و اهداف مورد نظر ازدواج تامین نخواهد شد. به همین جهت فق‌ها در مواردی از نقصان جسمانی و روانی، ازدواج را قابل فسخ می دانند.[۱۸] تدلیس در نكاح آن است كه با اعمال متقلبانه نقص یا عیبی را كه در یكی از زوجین هست پنهان كنندیا او را دارای صفت كمالی معرفی كنند كه فاقد آن است. در اینگونه موارد فرد فریب خورده می‌تواند نكاح را فسخ كند[۱۹] (صفایی و امامی، ۱۳۷۸)

۴-۱۱٫ تشکیل ساختار در قاموس قرآن (میثاق غلیظ)

زوجیت و زندگانی زناشویی یک علقه طبیعی است نه قراردادی و قوانین خاصی در طبیعت برای او وضع شده است. این پیمان با همه پیمان‌های دیگر اجتماعی از قبیل بیع و اجاره و صلح و رهن و وکالت و غیره این تفاوت را دارد که آن‌ها همه صرفا یک سلسله قرارداد‌های اجتماعی هستند، طبیعت و غریزه در آن‌ها دخالت ندارد و قانونی هم از نظر طبیعت و غریزه برای آن‌ها وضع نشده است برخلاف پیمان ازدواج که براساس یک خواهش طبیعی از طرفین که به اصطلاح مکانیسم خاصی دارد باید تنظیم شود از این رو اگر پیمان ازدواج مقررات خاصی دارد که با سایر عقود و پیمان‌ها متفاوت است نباید مورد تعجب واقع شود.

ازدواج در اسلام با سایر عقود و قرار دادهای طرفین بسیار متفاوت است. تعبیر بكار رفته برای آن در آیات قرآن بسیاردر خور توجه و تامل بوده، از ازدواج به عنوان «میثاق غلیظ» و پیوندی مستحکم و پایدار یاد می‌گردد (نساء، ۲۱) وَ اخَذْنَ مِنْكُمْ میثاقا غَلیظا (نساء، ۲۱) «ایشان از شما پیمانى استوار گرفته‌اند. » وثوق وثقه به معنای اعتماد و اطمینان و وثاقه یعنی محكم وثابت و مواثقه به معنای معاهده محكم است. راغب اصفهانی می گوید: میثاق پیمانی است كه با سوگند و عهد تاكید شده باشد (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲) میثاقی كه وفاداری، اعتماد، هم عهدی صادقانه، عشق بی پیرآیه می طلبد[۲۰]. میثاقی كه ركن استمرار ارزشهای شایسته بشری و عروج به كمالات معنوی و تداوم مبانی ارزشی است پیمانی كه بعد از پیمان انسان با خدا، محكم ترین ومقدس ترین پیمان در عالم ملك است (میرخانی، ۱۳۸۰) لذا تمایلات فردی، خود كامگی‌ها و خود محوری های زورمدارانه با اصل این میثاق منافات دارد، و طرفین این پیمان در حفظ و قوام و استحكام آن باید رعایت تمامی اصول ارزشمند را بنمایند بر این اساس می بینیم كه از عمده ترین وظایف مشترك زوجین «حسن معاشرت» است. چنان‌چه در اصل ۱۱۰۳ قانون مدنی آمده است که زن و شوهر مكلف به حسن معاشرت با یكدیگرند.

آیات قرآن کسانی را خردمند می‌شمارد که اهل وفا باشند ونسبت به پیمان‌های خود پایدار بمانند. «… انَّما یتَذَكَّرُاولُوا الْالْبابِ (۱۹) الَّذینَ یوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلاینْقُضُونَ الْمیثاقَ»،… البته فقط صاحبان اندیشه، متوجه خواهند شد؛ آنانى كه به پیمان الهى وفامى‏كنند وعهد را نمى‏شكنند. (رعد، ۱۹و۲۰)

«… وَاوْفُوا بِالْعَهْدِ آن الْعَهْدَ كانَ مَسْولا»(اسرا، ۳۴) و به عهد خود وفا كنید كه درباره وفاى به عهد سوال خواهد شد.

عهدشکنی و به جای نیآوردن پیمان در پیشگاه خداوند جرمی‌بزرگ به حساب می‌اید. از پیامبر نقل شده که فرمودند: لا ایمان لمن لا امانه له و لا دین لمن لا عهد له؛ هرکه امانتدار نباشد ایمان ندارد وهر که نسبت به پیمانش وفادار نباشد دین ندارد. (مجلسی،، ج۷۲، ۱۴۰۳). پیمان ازدواج نیز پیمانی الهی و وفاداری در آن امری طرفینی است.

[۱]وریدبه شاهرگ ورگ قلب نیزترجمه شده که موجب تفاوتی درمحتوای آیه نمی‌شود.

[۲] وصایت وجانشینی انبیاکه درمذهب شیعه به امامت معروف است مانندروایاتی که درموردآیه (شعرا، ۲۱۴) آمده است وحدیث ثقلین واحادیث بسیارازاین قبیل نیزدرراستای تکمیل رسالت انبیاست. (طباطبایی، ۱۳۷۳)

[۳] امام صادق (ع) فرمود: همتا و هم شأن به معنی این است که پاکدامن باشد و زندگی با او همراه با آسایش باشد. (مجلسی، ج ۱۰۳، ۱۴۰۳)

[۴] أَزْواجٌ مُطَهَّرَه (آل عمران، ۱۵) لَهُمْ فی‌ها أَزْواجٌ مُطَهَّرَه (نساء، ۵۷)

[۵] فَالصَّالِحاتُ… حافِظاتٌ لِلْغَیبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ (نسا، ۳۴) پس زنان صالح و شایسته باید… حافظ ناموس و منافع و آبروى آنان در غیابشان باشند. مراد از صلاح معنای لغوی کلمه است و همان است که به لیاقت شخص نیز تعبیر می‌شود مراد از صالحات نیز همسران صالح است (طباطبایی، ج ۴، ۱۳۷۴) منظوراز صالحان و درستکاران کسانی هستند که خاضع و متعهد در برابر نظام خانواده می‌باشند و نه‌تنها در حضور شوهر بلکه در غیاب او حفظ الغیب می‌کنندیعنی مرتکب خیانت چه ازنظرمال وچه ازنظرناموس وچه ازنظرحفظ شخصیت شوهرواسرارخانواده درغیاب او نمی‌شود و در برابر حقوقی که خداوند برای آن‌ها قایل شده و با جمله بِما حَفِظَ اللَّهُ به آن اشاره گردیده وظایف و مسوولیت‌های خود را به خوبی انجام می‌دهنددر حافِظاتٌ لِلْغَیبِ، نشانه همسرشایسته، حفظ خود در غیاب شوهر است. (مکارم شیرازی، ج۳، ۱۳۷۳) مرحوم طبرسی می‌فرماید: مراد از حافِظاتٌ لِلْغَیبِ این است که آن زنان در غیبت شوهران، ناموس خود را حفظ می‌کنند…. و ممکن است گفته شود آنان در غیبت شوهران حافظ اموال ایشان بوده، حقوق واحترامشان را حفظ می‌کنند بهتر است حمل بر دومعنا شود زیرا منافاتی میان آن‌ها نیست. (طبرسی، ج۵، ۱۳۷۲) نشانه‌های همسر شایسته، راز داری، حفظ مال و آبرو و ناموس شوهر در غیاب اوست. دایره اطاعت از همسر در دایره اطاعت از خداست لذا اجرای حدود در مورد هر یک از طرفین منوط به اذن دیگری نیست.

[۶] اربع من کن فیه کمل اسلامه…. و حسن خلقه مع اهله (مجلسی، ج۷۵، ۱۴۰۳)

[۷] آن اکمل المومین ایمانا احسنهم خلقا (مجلسی،، ج۷۱، ۱۴۰۳) کاملترین مومنان از حیث ایمان خوش رفتارترین آن‌هاست.

[۸]در روایتی آمده است شخصی در نامه‌ای به امام رضا (ع) چنین نوشت:یکی ازخویشان من که قدری بداخلاق است ازدخترم خواستگاری کرده است (من چه کنم؟) امام (ع) در پاسخ فرمود: لاتزوجه آن کان سیی ءالخلق ؛اگر بداخلاق است دخترت را به ازدواج او در نیاور (حر العاملی،، ج۱۴، ۱۴۱۴)

در اینجا باید توجه داشت که اگر پس از ازدواج روشن شود که زن یا مرد ناسازگار و بدخلق است شیوه برخورد با موضوع، با مرحله ابتدای ساختار و گزینش متفاوت است در این شرایط در رو یا رویی با این شکل، اگر بدخلقی به ناسازگاری شدید بین زن و مرد بینجآمد ادامه زندگی مناسب نیست اصناف لایستجاب دعآیهم رجل توذیه امراته بکل ما تقدر علیه…. یقول له… فان شیت خلیت‌ها و آن شیت امسکت‌ها (مجلسی، ج۱۰۰، ۱۴۰۳) اما اگر بدخلقی در حد پایین‌تر و در برخی شرایط روی دهد، صبر و مدارا و ادامه زندگی خانوادگی، شیوه مواجهه با شکل است.

[۹] وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْینَ وَجَدَ عَلَیهِ أُمَّه مِنَ النَّاسِ یسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَینِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُكُما قالَتا لا نَسْقی‏ حَتَّى یصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَیخٌ كَبیرٌ (۲۳) فَسَقى‏ لَهُما ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَی مِنْ خَیرٍ فَقیرٌ (۲۴) فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشی‏ عَلَى اسْتِحْیاءٍ قالَتْ آن أَبی‏ یدْعُوكَ لِیجْزِیكَ أَجْرَ ما سَقَیتَ لَنا فَلَمَّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَیهِ الْقَصَصَ قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ (۲۵) قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ آن خَیرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِی الْأَمینُ (۲۶) قالَ إِنِّی أُریدُ آن أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَی هاتَینِ عَلى‏ آن تَأْجُرَنی‏ ثَمانِی حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرا فَمِنْ عِنْدِكَ وَ ما أُریدُ آن أَشُقَّ عَلَیكَ سَتَجِدُنی‏ آن شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحینَ (۲۷) قالَ ذلِكَ بَینی‏ وَ بَینَكَ أَیمَا الْأَجَلَینِ قَضَیتُ فَلا عُدْوانَ عَلَی وَ اللَّهُ عَلى‏ ما نَقُولُ وَكیلٌ (۲۸)

و چون به آب مدین رسید مردمى را دید كه از چاه آب مى‏كشند و در طرف دیگر دور از مردم دو نفر زن را دید كه گوسفندان را از اینكه مخلوط با سایر گوسفندان شوند جلوگیرى مى‏كردند، موسى پرسید چرا ایستاده اید؟ گفتند: ما آب نمى‏كشیم تا آن‌كه چوپآن‌ها گوسفندان خود را ببرند، و پدر ما پیرى سالخورده است (۲۳). موسى گوسفندان ایشان را آب داده سپس به طرف سآیه بازگشت و گفت: پروردگارا من به آن‌چه از خیر بر من نازل كنى محتاجم (۲۴). چیزى نگذشت كه یكى از آن دو زن كه با حالت شرمگین راه مى‏رفت به سوى موسى آمد و گفت پدرم تو را مى‏خواند تا پاداش آب دادنت را بدهد، همین كه موسى نزد پیر مرد آمد و داستان خود را به او گفت، پیر مرد گفت: دیگر مترس كه از مردم ستمگر نجات یافتى (۲۵). یكى از آن دو زن به پدر خود گفت چه خوب است او را اجیر كنى كه بهترین اجیر آن كس است كه هم نیرومند باشد و هم امین (۲۶). پیر مرد به موسى گفت مى‏خواهم یكى از این دو دخترم را به همسریت درآورم در برابر اینكه هشت سال اجیرم شوى، البته اگر ده سال كار كنى خودت كردهاى و آن دو سال جزو قرارداد ما نیست، و من نمى‏خواهم بر تو سخت بگیرم و به زودى مرا خواهى یافت آن شاء اللَّه از صالحان (۲۷) موسى گفت این قرارداد بین تو و خودم را قبول دارم، هر یك از دو مدت هشت سال و ده سال را كه خواستم انجام مى‏دهم و تو حق اعتراض نداشته باشى و خدا بر آن‌چه مى‏گوییم وكیل است (۲۸)

[۱۰]امام صادق (ع) فرمودند:فانكحوا الاكفاء و انكحوا الیهم (حرالعاملی، ج ۱۴، ۱۴۱۴)

[۱۱] حضرت مریم (س) هنگامیکه همراه بافرزندشان درانظارحاضر شدند، افرادباتوجه به پیشینه خانوادگی مقدس وپاک وی، او راموردشماتت قراردادند«یا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِیا » (مریم، ۲۸) اى خواهر هارون آخر پدرت مرد بدى نبود و مادرت زناكار نبود

[۱۲] رسول الله فرمودند: ایاكم و خضراء الدمن، قیل: یا رسول الله و ما خضراء الدمن ؟ قال المراه الحسناء فی منبت السوء (مجلسی، ج۱۰۰، ۱۴۰۳)

[۱۳] زیبایی: امرأه ذات دین و جمال؛ (نوری، ج۱۴، ۱۴۰۸) فرزندآوری: آن خیر نسایكم الولود، (حرالعاملی، ج۱۴، ۱۴۱۴)

[۱۴] وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف (نساء، ۱۹)

[۱۵] هوشمندی: ایاكم وتزویج الحمقاء، فان صحبت‌ها ضیاع و ولد‌ها ضباع (مجلسی، ج۱۰۰، ۱۴۰۳) محبت و دلسوزی: یا حولاء الرجل علی المرأه آن تلزم بیته و تودده و تحبه و تشفقه (نوری،، ج۱۴، ۱۴۰۸)

[۱۶]الكفوان یكون عفیفا و عنده یسار (حرالعاملی، ج۱۴، ۱۴۱۴) خیر نسایكم الطبه الریح الطیبه الطبیخ… (كلینی، ج۵، ۱۳۸۸) آن من شر رجا لكم البهات البخیل الفاحش الاكل وحده الملجیء عیاله الی غیره… (حر العاملی، ۱۴۱۴)

[۱۷]معیار برخورداری فرد از تمكن مالی به نظر می‌رسد كه بیشتر جنبه حقوقی دارد یعنی به لحاظ حق نفقه همسر به آن سفارش شده است و از این رو از سنخ معیارهای مطلق نیست به همین دلیل چنان‌چه فردی علاقمند باشد با مرد تنگدستی ازدواج كندكه توانایی پرداخت نفقه را ندارد چنین ازدواجی به خودی خود منع شرعی یا اخلاقی ندارد.

[۱۸]برخی از این نقص‌ها در قانون مدنی مواد ۱۱۲۰ – ۱۱۲۵ مطرح شده است

[۱۹]چنان‌چه مرد خود را برخلاف واقع دارای ثروت و مقام معرفی كند، یا با ارائه گواهی نامه مجعول، خود را لیسانسه یا دكتر بخواند و از این راه، طرف دیگر را به قبول نكاح وادار كند، یا زن برخلاف حقیقت خود را دختر فلان شخص معروف یا دارای هنری جلوه دهد یا كچلی خود را با كلاه گیس بپوشاند و بدین طریق موافقت مرد را با ازدواج جلب نماید و بعد از عقد معلوم شود كه طرف، فاقد وصف مقصود بوده یا عیبی داشته كه با عملیات فریبنده خود آن را مخفی كرده است در اینگونه موارد، فرد فریب خورده می‌تواند نكاح را فسخ كند (صفایی وامامی، ۱۳۷۸) توسل هر یك از دو طرف به هر شیوه و اقدامی كه موجب تحریف واقعیات با فریبكاری باشد، تحت عنوان تدلیس ممنوع گردیده و حق فسخ ازدواج را برای طرف مقابل در پی دارد.

[۲۰]و بر همین اساس است كه تعیین صداق بر او لازم است

متن کامل در سایت زیر :

پایان نامه دکترا بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت‌های تربیتی آن مبتنی برآموزه‌های قرآن