دانلود پایان نامه ارشد – نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه با استرس و اضطراب

هورنای از دانشمندانی است که در روانکاوی کلاسیک تغییراتی به وجود آورده است. به عقیده او محیط و فرهنگ در رشد و گسترش شخصیت و سلامتی یا ناسلامتی انسان تأثیر به سزایی دارد. به عقیده کارن هورنای، انسان برخوردار از سلامت روان دارای این ویژگی هاست:

الف) احساس عدم امنیت نمی کند و لذا فاقد پرخاشگری و خودشیفتگی است.

ب) قدرتمندی نیازهای دهگانه در او خفیف است، به علاوه قابلیت تغییر و تحول و جایگزینی این نیازها را دارد.

ج) انسان سالم از هر سه نوع طبقه کلی نیازها با توجه به اوضاع و احوال متناسب استفاده می کند، در حالی که کودکان فقط به سوی دیگران می روند، نوجوانان در مقابل دیگران می ایستند و سالمندان از دیگران دوری می کنند.

د) انسان سالم به دلیل آگاهی از خود واقعی اش و استعدادهای بالقوه خود تسلیم محیط اجتماعی و فرهنگی نیست بلکه ابتکار و شخصیت خودش را عهده دار می شود.

ه) خودشناسی و کوشش برای تحقق استعدادهای فطری و ذاتی وظیفه اخلاقی و امتیاز معنوی شخصیت سالم است و هدف او کمال است.

ز) انسان سالم خودآگاهی دارد و از خود واقعی و استعدادهایش کم و بیش آگاه است و خودش بسیاری از مشکلات زندگی اش را حل می کند، لذا به دیگران وابستگی ندارد( خدارحیمی، ۱۳۸۴).

 

 

 

۹-۳-۱-۲ مفهوم سلامت روان شناختی در نظریات گشتالتی

  • کورت لوین[۱]

لوین از نظریه پردازان روان شناسی گشتالت است و نوشته ها و آثار او تأثیر زیادی بر روان شناختی معاصر داشته است. به عقیده لوین “نظریه میدانی” تنها به یک حیطه خاص محدود نمی شود، بلکه مفاهیمی است که با آن می توان حقایق روان شناختی مختلف را نمایش داد. لوین به پداش و تنبیه در حد وسایلی برای کنترل رفتار در موقعیت جاری و عینی اهمیت می دهد و نه به عنوان وسایلی برای ساختن عادت یا از بین بردن آن. افتراق یکی از عناصر کلیدی نظریه لوین پیرامون رشد شخصیت است. افتراق در تمام جنبه های زندگی به کار گرفته می شود. افتراق یعنی افزایش تعداد بخش های سیستم روانی فرد، مثلاً بایستی تعداد مناطق شخص روانی در طول رشد افزایش یابد. بنابراین شخص برخوردار از سلامت روان بایستی سیستم روانی متمایز شده ای داشته باشد. مثلاً بعد زمان در شخصیت او به صورت زمان گذشته دور به زمان حاضر، گذشته نزدیک، آینده نزدیک و آینده دور درآمده باشد.

به طور کلی بر اساس نظریه میدانی لوین سلامت و کمال روان شناختی موجب افتراق و تمایز یافتگی بیشتر شخص و محیط روان شناختی او می شود، استحکام و استواری مرزهای سیستم روانی فرد را افزایش می دهد و نوعی ارتباط سلسله مرتبه ای و انتخابی پیچیده ای در بین سیستم های روانی فرد به وجود می آورد. بنابراین فرد سالم کسی است که بین خودش و محیط روان شناختی خود تمایز و افتراق قایل می شود( خدارحیمی، ۱۳۸۴).

  • فریتس پرلز[۲]

پرلز مبتکر روش گشتالت درمانی[۳] است که شخصیت او برای بسیاری از روان شناسان معاصر جالب و در عین حال شگفت انگیز بوده است. بنا بر نظریه پرلز اشخاص سالم بدون مداخله نیروهای خارجی قادر به تنظیم خودشان هستند و به نظر وی تنها اگاهی از خود می تواند موجب رشد و کمال شخصیت گردد. با آگاه یکامل از خویشتن، تنظیم و رهبری رفتار ممکن می شود. به عقیده پرلز سلامت روان مستلزم این است که بدانیم دارای این فرافکنی های نیازهای درونی خودمان هستیم یا خیر.شخص دارای سلامت روان بدون تنظیم شدن از سوی عوامل بیرونی، توانایی بیان آزادانه آرزوهایش را دارد. باید عبارت “من تو هستم” پرلز را فرا بگیریم. به عبارت دیگر یعنی، “من از نیازهایی برخوردارم که تو را به خاطر ان ها محکوم می کنم و از همه مهم تر این که بر اساس این اصل زندگانی کنیم”. به عقیده وی، شخصی که دارای سلامت روان است در زمان حال و برای حال زندگی می کند و یا اینکه می تواند برای آینده برنامه ریزی کند، دچار اضطراب ناشی از اینکه فردا چه خواهد شد نمی شود. خشم نیز یکی از تعیین کننده های مهم سلامت روان شناختی است، زیرا تجربه ای است که معمولاً بیان نمی شود. .

۱-۴-۱ -۲ تنظیم شناختی هیجان

استراتژی تنظیم شناختی هیجان استخراج آگاهانه  یا ناآگاهانه  پاسخ شناختی به وقایع هیجان هستند. برای رویدادهای خود به خودی و یا تجربه عاطفی در افراد می باشد( کمپیل، سیلیس، ۲۰۰۷؛ به نقل از آلداو، تولن، هوکسما[۴]، ۲۰۱۰). در سال های اخیر مقدار قابل توجهی از رابطه بین منش و اختلالات روان به استفاده از استراتزی تنظیم هیجان باز می گردد. از جمله می توان به افسردگی( گارنفسکی و کرایج، ۲۰۰۶)، و اضطراب فراگیر( آلداو ، تولن و هوکسما، ۲۰۱۰) اشاره کرد. به طور کلی چند استراتژی تنظیم هیجان شناختی استدلال شده است که ارتباط منفی با آسیب شناسی روانی دارد. در حالی که دیگر استراتژی ها به حالت و نگهداری اختلالات روانی همراه شده است. نظریه استرس و مقابله( بیلینگز و موس، ۱۹۸۱)، و رویکردهای شناختی و رفتاری در اوایل درباره آسیب شناسی روانی پیشنهاد شد. ارزیابی و حل مسئله در سراسر بافت اختلالات وجود دارد. ارزیابی مجدد شامل تفسیر مثبت از یک موقعیت استرس زا به عنوان راهی برای کاهش پریشانی است( آلداو همکاران، ۲۰۱۰).

در مدل تنظیم هیجان استراتژی  ارزیابی، منجر به واکنش های احساسی و فیزیکی مثبت به هیجانات و محرک ها می باشد و در درمان شناختی و رفتاری در اضطراب و افسردگی سعی می شود که بر روی مهارت های ارزیابی تمرکز شود. پاسخ حل مسئله تلاش آگاهانه برای تغیر یک موقیت استرس زا یا حاوی پیامدهای آن می باشد. اقدامات حل مسئله می تواند شامل شناخت یک مشکل و با جهت گیری به سمت حل مسئله به عنوان راه مداخله با شرایط استرس زا باشد. حل مسئله می تواند اثرات مفیدی بر روی هیجانات یا تغییر و یا از بین بردن عوامل استرس زا، گرایش کم حل مشکل، مهارت ضعیف حل مشکل که می تواند با افسردگی و اضطراب همراه باشد.آموزش مهارت حل مسئله یک حل درمان شناختی و رفتاری برای این اختلالات است، در مقابل این استراتژی های ناسازگارانه  سرکوب افکار ناراحت کننده ، مدت طولانی است که به عنوان یک پاسخ ناسازگارانه به عنوان یک پاسخ ناسازگارانه به انواع عوامل استرس زا و یک عامل خطرزای آسیب شناسی روانی مطرح شده است( کاوار و همکاران، ۱۹۸۹؛ به نقل از آلداو و همکاران، ۲۰۱۰).

۲-۴-۱-۲ تنظیم هیجان و سلامت

تنظیم هیجان شناختی به شیوه شناختی، مدیریت و دست کاری ورود اطلاعات فراخوانده اشاره دارد( وکسنر، گروس، ۲۰۰۵؛ به نقل از حسنی و میر آقایی، ۱۳۹۱) به عبارت دیگر، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا آسیب زا برای آن ها اطلاق می شود( حسنی و همکاران، ۱۳۸۷). در سال های اخیر گارنفسکی و کرایج( ۲۰۰۳)با بازنگری انتقادی پیشینه پژوهش در  زمینه راهبردهای مقابله شناختی، نه راهبرد متفاوت تنظیم شناختی هیجان از جمله خودسرزنش گری، پذیرش، نشخوارگری، تمرکز مجدد مثبت، کم اهمیت شماری، فاجعه نمایی و سرزنش گری را به صورت مفهومی شناسایی کرده اند( حسنی و همکاران، ۱۳۹۱).

به لحاظ نظری راهبردهایی شناسایی کرده اند، راهبردهای خود سرزنش گری، نشخوارگری، فاجعه نمایی، سرزنش گری به عنوان راهبردهای سازش یافته تنظیم شناختی هیجان در نظر گرفته می شوند. در حالی که راهبردهای پذیرش، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی، ارزیابی مجدد مثبت و کم اهمیت شماری تحت عنوان راهبردهای سازش یافته تنظیم شناختی هیجان مطرح می شوند( حسنی و همکاران، ۱۳۹۱). تنظیم هیجان به طور گسترده ای با آسیب شناسی روانی هم بسته شده است. اختلالات اضطراب و افسردگی به طور گسترده ای به عنوان نتیجه مشکلات در تنظیم هیجان پذیرفته شده است( آلداو و همکاران، ۲۰۱۰). نظریه پردازان استدلال می کنند که افرادی که به طور مؤثر نمی تو.انند مدیریت هیجانی در پاسخ به حوادث روزمره خود را به دست گیرند در صورت تشخیص ابتلا به افسردگی و اضطراب تجربه طولانی تر و شدیدتر دوره های پریشانی را دارند( مثین و همکاران، ۲۰۰۷).

تنظیم هیجان به عنوان پردازش آگاهانه یا نا آگاهانه  هیجانات تعریف شده است که به تناسب خواسته های زیست محیطی افراد پاسخ می دهند( کمپل، مارس، بارلو، ۲۰۰۷). افراد استراتژی های متفاوتی برای تغییر اندازه و یا نوع تجربه هیجان و یا رویداد هیجانات خود استفاده می کنند، روند تنظیم هیجانات  متمایز از روند ایجاد هیجان تعریف می شود( گراس و تامپسون، ۲۰۰۷؛ به نقل از آلداو و همکاران، ۲۰۱۰

[۱] lewin

[۲]  Perls

[۳] Gestalalt therapy

[۴] Aldao, A., Nolen-Hoeksema, S., & Schweizer