پایان نامه ارشد با موضوع درآمدهای نفتی

دانلود پایان نامه

ایران متاسفانه بیش از پیش به درآمدهای نفتی وابسته شده و به آن عادت کرده است و در صورت افت درآمدهای نفتی، خطر بزرگی اقتصاد ملی را تهدید می‌کند واین موضوع خلاف آن چیزی است که در طول بیش از ۲۰ سال گذشته از سوی مقام معظم رهبری بر آن تاکید شد که باید وابستگی اقتصاد از نفت کاهش یابد. به گزارش تسنیم، با بررسی‌های صورت گرفته می‌توان گفت علی‌رغم ادعای بعضی از افراد مسئول، سهم نفت در تولید ناخالص داخلی در طول سالهای گذشته افزایش یافته است و کسانی که تصور کاهش وابستگی اقتصاد به نفت را دارند، تنها با نگاهی سطحی به مقایسه میزان تولید ناخالص داخلی و میزان ارزش افزوده نفت یا مقایسهی میزان تولید ناخالص داخلی و صادرات نفتی می‌پردازند و به این نکته توجه ندارند که در این حالت تنها به رابطهی مستقیم تولید ملی و نفت توجه شده است و نقش غیر مستقیم درآمدهای نفتی در بخش‌های مختلف اقتصاد و میزان وابستگی شدید صنایع مختلف کشور به دلارهای نفتی مغفول مانده است. بنابراین میزان کاهش تولید داخلی در هنگام قطع تولید و صادرات نفت، می‌تواند نشانگر میزان وابستگی تولید داخلی به نفت باشد. اما چگونه می‌توان میزان کاهش تولید در صورت نبود نفت را اندازه‌گیری کرد؟ آیا می‌توان بدون استفاده از مدلهای پیچیدهی اقتصادی همچون مدلهایی که در اقتصاد کلان یا مدلهای اقتصادی که در بخش عمومی اقتصاد وجود دارد این میزان وابستگی را اندازه‌گیری کرد؟ باید پاسخ منفی به این سوال داد، زیرا حتی با استفاده از مدلهای مذکور نیز نمی‌توان میزان دقیق این وابستگی را مشخص کرد. یکی از شاخص‌ها و معیارهایی‌که می‌توان از آن برای بررسی میزان وابستگی تولید داخلی به نفت استفاده کرد، سهم واردات کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای به تولید و سهم صادرات نفتی در عرضهی ارز مورد نیاز برای واردات کالاهای مصرفی و غیر مصرفی است. به طور خلاصه می‌توان گفت بدون صادرات نفتی، واردات کالاهای سرمایه‌ای و واسطه‌ای مورد نیاز صنایع داخلی مختل شده و به طور غیر مستقیم تولید بسیاری از صنایع داخلی دچار مشکل می‌شود. به عنوان مثال در سال گذشته به خاطر کمبود ارز، واردات قطعات خودرو به کشور با مشکل روبرو شد که نتیجهی آن کاهش شدید تولید خودروهای داخلی و افزایش چندین برابری قیمت آنها بود. این در حالی است که به گفتهی کارشناسان صنعت خودروسازی بعد از صنعت نفت، بزرگترین صنعت ایران محسوب شده و با استدلال فوق مشخص می‌شود که بدون نفت، صنعت خودروی کشور نیز از حیات اقتصادی ساقط می‌شود.
۳-۴-۲ میزان سهم صادرات نفت در عرضهی ارز مورد نیاز کشور
همانطور که در ابتدای گزارش اشاره شد، برای بررسی اهمیت صادرات نفت در تولید باید نگاهی به سهم نفت در عرضهی ارز مورد نیاز کشور انداخت. به طور کلی عرضهی ارز در کشور به میزان صادرات نفتی، صادرات غیر نفتی، خالص صادرات خدمات و خالص ورود سرمایه وابسته است. در دورهی سالهای ۸۳ الی ۹۰ با توجه به افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی، پتانسیل عرضهی ارز با افزایش قابل ملاحظه‌ای مواجه شد. به گونه‌ای که میزان عرضهی سالانهی ارز از ۴۴ میلیارد دلار به ۱۲۰ میلیارد دلار افزایش یافت که نشان‌دهندهی ۱۷۳ درصد رشد است. این در حالی است که صادرات نفتی کشور در طول دورهی مذکور با رشد ۲۱۶ درصدی روبرو بوده است.ازطرفی با نگاهی به ده قلم عمدهی کالاهای صادرات غیر نفتی نشان از سهم بسیار عظیم محصولات پتروشیمی نظیر متانول، پروپان، اوره و… دارد که باید گفت این محصولات نیز از مشتقات نفتی است و می‌توان آنها را به نوعی نفتی نامید. بنابراین در یک جمله می‌توان گفت واردات کالا اعم از مصرفی و غیر مصرفی بدون صادرات نفتی در شرایط کنونی غیر ممکن است.

۳-۴-۳ نقش نفت بر درآمد دولت
عواید حاصل از بهره‌برداری از منابع نفتی، همواره بخش مهمی از درآمدهای دولت را تشکیل می‌دهد. این عواید از طرق گوناگون و به اشکال مختلف مثل درآمدهای اصلی نظر حق‌الازمتیاز، پذیره، حق‌الارض، بهرهی‌مالکانه و مالیات عاید دولت شده است. البته میزان، اهمیت و درصد بالای درآمدهای نفتی دولت، با یک مقایسهی ساده میان درآمدهای حاصل از صادرات نفت و درآمدهای حاصل از صادرات غیر نفتی ایران (که وابستگی شدیدی به درآمد نفت دارد) مشخص و مشهود می‌گردد. بدین ترتیب درآمدهای نفتی نقش چندگانه‌ای را در اقتصاد ایران به عهده دارند.
به عنوان منبع درآمد بالنسبه مهم برای دولت که بخش عظیمی از مخارج بودجه‌ی عمومی کشور را تامین می‌کند.
بخش عمده‌ای از درآمدهای نفتی نیز جذب سازمان های مجری انجام پروژ‌ه‌ها و سرمایه‌گذاری در برنامه‌های توسعهی اقتصادی،‌اجتماعی و فرهنگی می‌گردد..
بخش اعظم انرژی ومواد اولیه ی حاصل از نفت و فرآوردههای مربوطه به آن به قیمتهای حمایت شده در بازار داخلی توزیع می‌گردد.
علاوه بر این نفت ایران نه تنها سبب درآمدهای هنگفت برای کشور جهت سرمایه‌گذاری در طرح‌های اقتصادی شده، بلکه به طرق مستقیم و غیر مستقیم دیگر، نقش عمده‌ای در اقتصاد ایفا می‌کند. صنعت نفت در کشور با جاری کردن نفت ارزان به رگ‌های اقتصاد ملی، کمک‌های شایانی به منظور تامین انرژی مصرفی کارخانجات و صنایع مختلف نموده و در توسعهی بخش‌های کشاورزی، خدمات و صنایع مختلف کمک موثری نموده است.
صنایع وابسته به صنعت نفت مثل صنعت پتروشیمی به عنوان یک صنعت مادر تامین‌کنندهی بسیاری از مواد اولیه و مصرفی مورد نیاز تعداد قابل توجهی از صنایع است و فرآورده‌های مختلف جهت مصرف بازار داخلی، ‌صادرات و محصولات وابسته چون کودهای شیمیایی یا کارخانجات تولید لوله و… می‌باشد.در این ارتباط قابل ذکر است که به صورت مستقیم و غیر مستقیم این صنعت با تامین نیازهای صنعتی و کشاورزی (انرژی و مواد اولیه) کشور به ایجاد اشتغال در سطح وسیعی کمک کرده است. گزارش‌های مختلف نشان می‌دهد که ارزش فرآورده‌های نفتی توزیع شده در بازار داخلی برای مصارف مختلف به خصوص بنزین معادل ۳۵ میلیارد دلار در سال می‌باشد. این مبلغ هنگفت جدا از درآمدهای حاصل از صادرات نفت، گاز و فرآوردههای مرتبط با آن است که سالانه بخش اعظم بودجهی عمرانی و جاری کشور را تامین نموده است.
گذشته از این نگاهی به آمارهای منتشره از نماگرهای اقتصادی ایران گواه این مطلب است که روند صادرات و واردات در کشور همواره تابع مستقیمی از صادرات نفتی در کشور بوده، به طوری که مثلا روند صادرات نفتی طی سال‌های ۱۳۳۸ تا ۱۳۸۶ نشان می‌دهد صادرات نفتی ایران از ۷۵۰میلیون دلار در سال ۱۳۳۸ به رقمی بیش از ۵۰ میلیارد دلار در سال ۱۳۸۶(برای این سال برآورد شده) رسیده است. در نتیجه بخش اعظم درآمدهای دولتی ناشی از درآمدهای صاردات نفتی بوده است.
در مجموع طی ۱۰۰ سال گذشته با بهره‌گیری از استخراج، تولید، فرآوری و تجارت نفت نه تنها وضع معیشتی و شاخص‌های رفاهی مصرف‌کنندگان (مردم) نظیر تحت پوشش طرح‌های گاز رسانی در ۳۷۰ شهر،‌ بهبود یافته بلکه وضعیت زیرساخت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه از جمله راههای ارتباطی، ‌سدها، راه‌آهن، کشتیرانی، آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها، ‌شبکه‌های ارتباطی (مخابرات)، رسانه‌های گروهی و… نسبت به گذشته توسعه یافته است. این مساله در مقایسهی کشور ما با سایر کشورهای همجوار اعم از برخی کشورهای نفت‌خیز عراق و آذربایجان و غیر نفت خیز پاکستان و افغانستان نیز به وضوح به چشم می‌خورد.
۳-۴-۳-۱ رانت
رانت اصطلاحی است که از علم اقتصاد وارد مباحث سیاسی و اقتصاد سیاسی شده است. رانت در علم اقتصاد، به اجارهی زمین و اجارهبها اطلاق می‌گردد. به طور کلی هرگونه درآمدی که حاصل کار و تلاش تولیدی نباشد، تحت عنوان رانت نامگذاری می‌شود.
اما زمانی که در اقتصاد سیاسی دربارهی رانت بحث می‌شود، منظور درآمدهایی است که برای یک دولت از منابع خارجی (از طریق فروش مواد خام و منابع زیرزمینی با کمک‌های سایر دولت‌ها و یا برخی موارد دیگر) به دست می‌آید. این درآمدها ارتباطی به فعالیت‌های تولیدی اقتصاد داخلی ندارند و از یک فعالیت مولد اقتصاد داخلی به دست نمی‌آیند. بنابراین می‌توان آنها را درآمدی دانست که غالبا از استخراج مواهب الهی به دست می‌آید. نمونهی بارز درآمدهای رانتی درآمدهای نفتی است که به وسیلهی کشورهای صادرکنندهی نفت بهدست می‌آید.

۲-۳-۴-۳ دولت رانتیر و ویژگی‌های آن

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

به طور خلاصه می‌توان گفت هر دولتی که قسمت عمدهی درآمد خود را از منابع خارجی و به شکل رانت دریافت کند، دولت رانتیر نامیده می‌شود. اما دقیق‌ترین و کامل‌ترین تعریف دولت رانتیر در کتابی تحت عنوان دولت رانتیر که نوشتهی حازم ببلاوی است، مطرح شده است. بر اساس این تعریف دولت رانتیر دولتی است که مقادیر قابل توجهی از رانت‌های خارجی را به شکل منظم دریافت می‌دارد. در این کتاب آستانهی ۴۲ درصدی برای درآمدهای دولت رانتیر در نظر گرفته شده است. بدین معنا که هر دولتی که ۴۲ درصد یا بیشتر از کل درآمدش از رانت خارجی باشد، دولت رانتیر قلمداد می‌شود. بیلاوی علاوه بر این ویژگی، شرایط زیر را برای دولت رانتیر بر می‌شمارد:
رانت باید از خارج کشور تأمین شود. به عبارتی دیگر، رانت هیچ گونه ارتباطی با فرایندهای تولید در اقتصاد داخلی کشور ندارد.
در یک دولت رانتیر، تنها درصد بسیار کمی از نیروی کار درگیر تولید رانت هستند و بنابراین اکثر افراد جامعه دریافت کننده و توزیع کننده ی رانت می‌باشند.
دولت رانتیر، دریافت کننده ی اصلی رانت خارجی است و در هزینه کردن آن نقش اساسی ایفا می‌کند.
با توجه به ویژگی‌های فوق، اکثر کشورهای تولیدکننده و صادرکننده ی نفت را می‌توان دولت‌های رانتیر نامید، چون رانت خارجی در این کشورها مستقیما به خزانهی دولت سرازیر می‌شود و سهم آن در درآمدهای دولت بیش از ۴۲ درصد می‌باشد.
دولت رانتیر، به عنوان دولت‌های مداخله‌گر در اقتصاد داخلی مطرح هستند و از دو طریق عمده در اقتصاد مداخله می‌نمایند:
هزینه کردن مقادیر عظیمی از درآمدهای خودشان در تولید ناخالص داخلی.
سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف اقتصادی که این دولت‌ها را به عنوان مهمترین سرمایه‌گذار در اقتصاد مطرح کرده است.

۳-۴-۳-۳ رانتریسم
رانتریسم اصولا به شیوهی رفتار و حکومت دولت رانتیر اطلاق می‌گردد. این شیوهی خاص سیاست و حکومت دارای دو مشخصهی عمده است. نخست اینکه رانت در کنترل نخبگان حاکم است و دوم این که نخبگان حاکم از این رانت برای جلب همکاری و کنترل جامعه استفاده می‌کنند تا در نتیجه ثبات سیاسی دولت را حفظ کنند.
مهمترین شیوهی مورد استفادهی حکومت برای جذب طبقات و گروه های مختلف عبارتند از: اعطای اعتبارات و وام‌های خاص به گروه‌هایی از جامعه، افزایش هزینه‌های دولتی در اقتصاد داخلی، تشکیل احزاب و جمعیت‌ها و… بنابراین، رفتار دولت رانتیر را می‌توان در چارچوب همین شیوهی رانتریسم مورد بررسی و مطالعه قرار داد.

۳-۴-۳-۴ تأثیرات و پیامدهای رانت
تأثیرات رانت در یک جامعه را از سه جنبه می‌توان مورد بررسی قرار داد:
۳-۴-۳-۴-۱ تأثیرات آن بر ساخت دولت
۳-۴-۳-۴-۱-۱ افزایش استقلال دولت از جامعه:
ماهیت دولت رانتیر به گونه‌ای است که در آن جامعه وزنه ی قابل اعتنایی به شمار نمی‌رود چرا که دولت در سایهی دریافت رانت‌ها از خارج (نفت یا هر مادهی خام دیگر) دیگر به منابع داخلی درآمد (مالیات‌ها، عوارض و صدور کالاهای صنعتی و…) احساس نیاز نمی‌کند. این استقلال دولت آثار بزرگی را در جامعه بر جا می‌گذارد که در ادامه مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۳-۴-۳-۴-۱-۲ بی‌نیازی دولت از ایجاد دموکراسی و مانع گذاشتن در مسیر توسعهی سیاسی:
یکی از پیامدهای مهم استقلال به نوبهی خود باعث می‌شود دولت قدرت انحصاری کسب کند و نیازی به دخالت دادن گروه‌ها و طبقات مختلف در قدرت نبیند. وابستگی زیاد یک دولت به رانت باعث کاسته شدن فشار مالی دولت بر جامعه می‌شود، زیرا دولت هیچ‌گونه مالیاتی از جامعه دریافت نمی‌کند، و یا اگر مالیات اخذ می‌کند مقدار آن ناچیز است.

دیدگاهتان را بنویسید