پایان نامه رایگان حقوق : تعالیم وحیانی

دانلود پایان نامه

نوشیدن یک قطره از آن به بالا حرام است (شهید ثانی، ۱۳۸۸، ص۱۶۰).
شراب یا خمر شرعاً بر اساس نص آیات قرآن غیر قابل تأویل و صریحاً حکم در حرمت دارد و روایات مربوط به آن غیر قابل اجتهاد است و روشن است که در برابر ((نص))، ((اجتهاد)) جایگاهی ندارد. احکام شرعی قانونی آسمانی است که هرگز با حس، عقل، تجربه، عرف و قوانین موضوعی نمیتوان داوری کرد؛ زیرا حکم وقاعدهی آسمانی برآمده از منبعی غیب است که هرگز در مقابل علوم تجربی سر فرو نمیآورد.
بنابراین آنچه را خداوند حرام کرده نمیتوان حلال نمود، اعم از اینکه حکم، حکم خدا در قرآن باشد، یا از جانب بنی اکرم (ص) در سنت و یا از طریق روایات صحیحی از معصومین (ع) بیان شده باشد.
و کسی که شراب را حلال میداند، اگر مرتد فطری باشد به قتل میرسد و توبه داده نمیشود؛ زیرا وی به دلیل انکار یکی از ضروریات دین اسلام مرتد است (ثانی، ۱۳۸۸، ۲۵۲).
به هر صورت، براساس روایت متفق علیه بین شیعه و سنی، ((تا روز قیامت حلال محمد (ص) حلال و حرام او حرام خواهد بود)) (مجلسی،۱۹۸۳، ص۳۵۴).
ب) فلسفه تحریم تدریجی خمر
در این قسمت از بحث تحریم خمر بر اساس آیات قرآنی و با توجه به ترتیب آیات به لحاظ مکی و مدنی بودن اقدام میشود تا شاید به فلسفه یا حکمت مسیر تدریجی تحریم خمر دست یابیم.
این گونه تحریم مقتضای اوضاع و شرایط زمان جاهلیت و سرزمین عربی بوده، زیرا، شراب در تمام ابعاد حیات آنها اعم از ادبی، اجتماعی و تجاری در آمیخته بوده. به همین لحاظ لازم بود جریان تحریم خمر (شراب)، بتدریج از سخت به سختتر شکل گیرد (همان، ص۱۲۱).
((شعر خمری)) در روزگار جاهلی دامنهی بس گسترده داشت، با آن تفنن میکردند و محافل ادبی و اجتماعی را رونق میبخشیدند. از سوی دیگر شراب خواری، با سلوک اجتماعی و جریان عرفی در محافل جاهلی پیوندی استوار داشته است. از این رو برکندن آن از زوایای اجتماعی که تازه به اسلام گرویده بود، نیازمند دگرگونی ژرف در عادات و روشهای بر جامانده از نیاکان آنان بوده، جریانی که کوششی نرم میطلبید تا آرام آرام زمینهی زدایش آن فراهم آید و بتدریج در تشریع، بهترین وسیله آن بوده است.
طبیعت حیوانی بشر اقتضا دارد به لذتهای مادی بگراید، در نتیجه کارهای شهوانی و اطاعت از شهوت، بیش از امور عقلانی و پیروی از حق و جست و جوی کمال در جامعه بشری رواج داشته است و ترک عادتهای زشت و دنباله روی از احکام عقل و خصلتهای انسانی برایش دشوار مینماید، از این رو خداوند برخی مقررات دینی و نهی از کارهای ناپسند شهوانی را به تدریج بیان کرده است. تا با بشر مدارا نماید و از دین رنجیده نشود.
بدینسان نظامهای آسمانی که سرشتی ملکوتی دارند با اهداف خاصی از ورای غیب نشأت گرفته، از طریق تعالیم وحیانی در اختیار بشر قرار میگیرند و آنجه دربارهی فلسفه تحریم خمر گفتیم، هر چند در حد یک احتمال، احتمالی است معقول ولی در عین حال روانیست که گفته شود چرا؟ چگونه؟
عرب جاهلیت به علت اینکه علاقه شدید به میگساری داشت قابلیت آن را نداشت که اسلام به یک باره حرمت آن را اعلام نماید و به علت این عادات زشت رایج میان مردم در صدر اسلام بود که در آیاتی از شراب نهی شد. این آیات در چهار مرحله امده است. آیه نخست در مکه و سه آیه دیگر در مدینه نازل شدند (آملی، ۱۳۸۵، ص۵۴).
ج) مراحل تدریجی تحریم خمر

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در مرحله اول خداوند مطلق کارهایی که به عنوان گناه بر آن صدق میکرد را حرام نمود. ولی اسمی از شراب و نوشیدن آن به عنوان نمونهای برای اثم ذکر نکرده.
((قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن والاثم و البغی بغیر الحق…)). اعراف/۳۳
در این آیه تصریح نشده است که خمر از مصادیق اثم است؛ شاید این سکوت برای ارفاق و تسهیل برمکلفان باشد. پس کبرای کلی مشخص شده است.
اما آیه ((و من اثمرات النخیل والاعناب تتخذون منه سکراً و رزقاً حسناً و ان الله فی ذلک لایه لقوم یعقلون)) (نحل/۶۷).
که به پلیدی شراب اشاره دارد. آیه ((سکر)) به معنای ((می)) و مقابل ((رزق حسن)) است، پس شراب روزی حسن و خوب نیست (طباطبایی، ۱۳۸۳، ص۲۹۰).

از نظر ایشان گویا مردم با نزول این آیه هنوز به حرمت شراب آگاه نشده بودند که در مرحله دوم: از نوشیدن شراب و میگساری پیش از نماز جلوگیری کرد. یعنی خمر را به گونهای حرام کرده که اقتضای آن این بوده که شاربان خمر در اوقات نزدیک نماز، شرب آن را ترک کنند، زیرا خداوند از نزدیک شدن به نماز در حال مستی به صراحت نهی کرد: ((یا ایهاالذین امنوا لا تقربوا الصلوه و انتم سکری حتی تعلم ما تقولون)). نساء/۴۳
این آیه هم بیان کننده حکم فقهی و هم حضور قلب در نماز است، یعنی نمازگذار باید هوشیار باشد و بداند با معبود خود چه میگوید در حالی که مست در نماز چنین نیست (آملی، ۱۳۸۵، ص ۱۰۳).
در مرحله سوم: ((یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع لناس و اثمهما اکبر من نفعهما و یسئلونک ماذا ینفقون قل العفو کذلک یبین الله لکم الایات لعلکم تتفکرون.)) بقره/۲۱۹
در بارهی شراب و قمار از تو میپرسند، بگو در هر دو گناهی بزرگی است و سودهایی برای مردم دارد امّا گناهشان بیشتر از سودشان است، و از تو میپرسند چه چیز انفاق کنند، بگو از مازاد نیاز خود. خداوند این چنین آیات را برای شما بیان میکند تا درکار دنیا و آخرت بیندیشید.
آیه یاد شده خمر را اثم کبیر و از مصادیق حرمت میداند ولی آن را به صورت مستقیم بیان نکرده است.
در این آیه میگساری و قمار بازی مصداق ((اثم کبیر)) معرفی شدهاند و معلوم است که خداوند هر چیزی را با عنوان ((کبیر)) یا ((عظیم)) وصف نمیکند، مگر آن چیز خطیر و مهم باشد (همان، ص۱۰۵).
مرحله چهارم:
مرحلهی چهارم، مرحلهی تحریم صریح است. آیه شریفه: (( یا ایها الذین امنوا انما الخمر و المیسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون.)). (( انما یرید الشیطان أن یوقع بینکم العداوه و البغضاء فی الخمر والمیسر ویصدکم عن ذکر الله وعن الصلوه فهل انتم منتهون.)) مائده/۹۰-۹۱٫
ای مؤمنان؛ شراب، قمار، بت و تیرهای قرعه، پلید و عمل شیطان است، از آن دوری کنید تا رستگار شوید. شیطان میخواهد با شراب و قمار در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد ، آیا خودداری خواهید کرد.
توضیح اینکه خدای سبحان پس از نهی از تحریم طیبات و امر به بهرهبرداری از حلال، در این آیه شراب، قمار، بتها و چوبهای شرط بندی را پلیدی و کار شیطان میشمارد و همگان را با صراحت به اجتناب از آنها فرمان میدهد. در این آیات با چندین تأکید، حرمت شراب و قمار بیان شده و چون این مطلب در سوره ((مائده)) (آخرین سوره مفصل و کامل که بر پیامبر (ص) نازل شد) آمده است، حکم آن نهایی است. در این آیات، نهی به ذات شراب تعلق گرفته و به رجس و(پلیدی) آن.

نتیجه آنکه سر اعلام تدریجی حرمت شراب، این بود که از یکسو بازار و اقتصاد رسمی حجاز با شراب و قمار اداره میشد و از سوی دیگر، التذاذ به نوشیدن شراب و لعب به قمار برای آن‌ها مهم بوده و خداوند به تدریج حرمت آن را بیان داشت تا با آنان مدارا کرده باشد، البته مدارا به منظور آماده شدن مردم جهت پذیرش حکم است (آملی، ۱۳۸۵، ص۸۵).
البته برخی از مفسران مراحل تحریم خمر را پنج مرحله میدانند نه چهار مرحله:
بدین توضیح که ابتدا آیهای از قرآن با لحنی ملایم و تعبیری نرم از فواید انگور و خرما سخن میگوید که شما میتوانید رزق حلال تهیه کنید و در این زمینه تحریم را نیز گوشزد میکند. منظور آیه ۶۷ سوره نحل میباشد ((ومن ثمرات النخیل والاعناب تتخذون منه سکراً و رزقاً حسناً. ان الله فی ذلک لایهً لقوم یعقلون
در این آیه هیچ گونه دلالتی بر اباحه بهره گیری از ((سکر)) و نه نیکو شماری آن نیست، زیرا تنها آهنگ بر شماری چیزهایی را دارد که مردمان از خرما و انگور میگیرند.
هر چند به لحاظ مقابله آن با ((رزق حسن))به نوعی نشانه زشتی و پلیدی آن است در این آیه ضمن خطاب به مشرکان و فراخوانی آنان به توحید این موضوع را طرح کرده است (طباطبایی، ۱۳۸۳، ص۲۹۰).
آیه بعدی که در سوره اعراف آیه ۳۳ میباشد: ((قل انما الحرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن الاثم والبغی بغیر الحق و ان تشرکوا بالله ما لم ینزل به سلطاناً و ان تقولوا علی الله ما لا تعلمون.))
در این آیه خداوند به طورکلی فرموده: هر چه متعلق به گناه است، خدا آن ا حرام کرده است و هرچند مصداق گناه است خدا آن را حرام کرده است، چه ظاهر چه نهان در این آیه اثم صریحاً بیان شده و شرب خمر قطعاً اثم است اگر چه مصداق بودن آن در آیه به صراحت نیامده است و این شاید برای تسهیل در حق مکلفان باشد (طباطبایی، ۱۳۸۳، ص۲۹۶).
از آنچه آمد روشن شد که معنای ((اثم)) از دو حال خارج نیست:۱-مطلق معصیت و گناه که ((خمر)) یکی از مصادیق و روشنترین آنها خواهد بود.۲- به اینکه منظور از اثم شرابخواری باشد، که در هر دو صورت شرابخواری حرام است. اعمم از اینکه یکی از مصادیق ((اثم)) باشد یا اینکه خود ((اثم)) باشد (طبرسی، ۱۳۷۹، ص۴۱۴).
آیه ۲۱۹ سوره بقره: ((یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع لناس و اثمهما اکبر من نفعهما و یسئلونک ماذا ینفقون قل العفو کذلک یبین الله لکم الایات لعلکم تتفکرون.)) است.
که بعد از۲ آیه گذشته نازل شده است. این آیه میگساری را گناهی بزرگ میداند ولی از تعبیر مزبور تحریم تندی محسوس نیست. زیرا با آنکه استعمال شراب را گناهی بزرگ میخواند، به منافع آن هم اشاره میکند (طباطبایی، ۱۳۸۳، ص۱۹۶).
علامه طبرسی می فرماید: در این آیه ((خمر)) از دو جهت تحریم شده است.
نخست این که ((اثمها اکبر)) بدین ترتیب وقتی ضرر چیزی بر منفعت آن فزونی گیرد، لازمهی عقل، دوری گزیدن از آن است
دوم این که در آیه روشن شده که در آن دو((اثم)) وجود دارد و در آیه ۳۳اعراف((قل انمّا حرّم ربّی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم و البغیّ بغیر الحق….)) ((اثم)) را صریحاً حرام نموده است. از آنجا که سورهی اعراف، مکی است و از نظر زمان نزول بر آیهی مورد بحث (بقره/۲۱۹) که مدنی است تقدم و سبقت زمانی دارد، بنابراین((اثم)) آمده در آیه، اعم از این که به عنوان((خمر)) اعتبار شود یا به عنوان مطلق اثم، تحریم شده است و ((خمر)) هم بارزترین مصداق این ((اثم)) به شمار میآید. در این آیه اشارهای است به اکتساب اثم و این عمل، از محرمات است. بنابراین((خمر)) به دلالت هر دو آیه، حرام است(طبرسی، ۱۳۷۹، ص۳۱۶).
نهی صریح
از آنجا که برخی از مسلمانان از تعالیم صریح و روشن پا فراتر نهاده، و به محتوای آن عمل نمیکردند لذا آیه ۴۳ سوره نساء: (( یا ایهاالذین امنوا لا تقربوا الصلوه و انتم سکری حتی تعلم ما تقولون ولا جنباً….. .))
نازل گردید. آیه صریحاً از اقدام به نماز در حال مستی نهی کرده است. در واقع در آیه اشارهای ضمنی بر تحریم ((سکر))قبل از نماز رفته است چرا که روی آوردن به نماز در درگاه الهی، با عملی که به وسیلهی ((سکر))باطل شود، منافات دارد.
در این آیه گفته شده است که شما نمیتوانید مست شوید و همزمان برای نماز رو به سوی خدا نمائید، چرا که نماز برای انسان متعبد جایگاهی بس رفیع دارد و شایسته است هماره با طهارت روحی و بدنی همراه باشد. نماز اساساً حضور قلب را میطلبد و کسی که عقلش زایل شده، شعوری برایش متصور نیست تا بتواند چیزی را که میگوید، درک کند، چه رسد به حضور قلب، این بدان معنی نیست که اگر نماز در حال مستی باشد، اما آنچه را میگوید، بفهمد و درک کند نمازش درست است. در آیه دلالتی است که نماز شخص مست صحیح نمیباشد و عالمان بر این امر که چنین نمازی باید قضا شود، اجماع کردهاند)) (طبرسی، ۱۳۷۹، ص۵۳).
و در تفسیر عیاشی از امام باقر (ع) نقل شده که فرمودند ((در حال تنبلی و کسالت و بی حالی به نماز نیاستید، زیرا این حالات از آثار نفاق هستند. لذا خداوند مؤمنان را نهی فرمودند که در حال ((سکاری)) هم به نماز نیاستید (طباطبایی، ۱۳۸۳، ص۳۶۱).
مرحله آخر

دیدگاهتان را بنویسید