دانلود پایان نامه ارشد – پرهیز از آزردن شوهر

ایثار بالاترین مرتبة از خود گذشتگی است . در ایثار انسان از نیاز ضروری خود به نفع دیگری می گذرد و دیگری را بر خود مقدم می شمارد. ایثار از خصایص مهم حیاتی در زندگی همسران جهت رسیدن به آرامش است و این مهیا نمی شود مگر با «مودت و رحمت » رحمت فراتر از مودت است زیرا که در رحمت ایثار بدون چشم داشتی هست . این امر راحتی نیست مگر اینکه انسان به منبع رحمت و عطوفت متصل باشد. آن هنگام ایثار جزء لاینفک زندگی او خواهد شد و خالصانه ایثار می کند و این در زندگی حضرت زهرا و حضرت علی کاملا مشهود است ؛  لذا کاستی ها و کمبود های زندگی فضای زندگی آنها را تیره و تار نمی کند. صحنة زیر بیانگر نمونه ای از ایثار عاشقانه آنهاست: حضرت علی درخواست غذا می کند . حضرت زهرا می فرماید : «والذی عَظّم حقّکَ ماکان عندنا منذ ثلاث اِلّا شی آثرتک به» ؛  «سوگند به خداوندی که حق و قدر تو را بزرگ شمرد، سه روز است که غذای کافی در منزل نداریم و همان مقدار ناچیز خوراکی را به شما بخشیدم و خود گرسنگی را تحمل کردم (مجلسی، ۱۴۰۴). بسیار جالب است که حضرت در مدت سه روز به گونه ای برخورد کرده است که همسرش متوجه این کمبود نشود و زمانی که به ناچار باید مسئله را مطرح کند و در بیانش بسیار مراعات حال همسرش را می کند . کلماتش سرشار از احترام است ( عظم حقک ) .در کلامش بویی از سرزنش و منت احساس نمی شود . ایثار در زندگی این خانواده آنچنان رخنه کرده که نه تنها در مقابل یکدیگر بلکه در برابر دیگران هم ایثار می کنند: « وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا [۱]» ؛  و به ( پاس ) دوستی ( خدا ) بینوا و یتیم و اسیر را خوراک می دادند . ما برای خشنودی خداست که به شما می خورانیم و پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم …». این اطعام کردن آنها توام با ایثار در هنگام نیاز و اشتهای شدید به طعام است ( علی حبه ) . با وجود این می گویند : « به خاطر این طعام هیچ چشم داشتی به پاداش شما و حتی تقدیر و تشکر نداریم » ؛  « لا نرید منکم جزاء و لا شکورا » (طباطبایی، ۱۴۱۷؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴).

به عبارتی می گویند به کسی نخواهیم گفت که افطار سه روزه خود را به شماها دادیم و آبروی شما را نمی ریزیم و بر شما منت نمی گذاریم. ویژگی ایثار آنان این است که در عین شدت نیاز دیگری را بر خود مقدم می دارند و به گونه ای ایثار می کنند که طرف مقابل احساس شرم نکند . انفاق آنان آن قدر خالصانه است که حتی به دنبال جواب تشکر نیستند. نکته مهم تر اینکه در ایثار فرزندان کوچک خانواده نیز با پدر و مادر همراهی می کنند و این جز این نیست که این کودکان همواره ایثار پدر و مادر را دیده اند وبه گونه ای که از آنان درس گرفته اند.

 

۳-۶-۵-  اتحاد و همبستگی

تبدیل شدن به یک روح واحد به راحتی به دست نمی آید. باید همسران معیارها و ارزش های یکسانی را داشته باشند تا از طریق این وحدت، اتحاد روحی و فکری پیدا کنند و  در راستای این اتحاد است که اختلاف نظرها، سلیقه ها و فکرها …. از بین می رود. در فرهنگ قرآنی اگر کسی از مجرای ایمان گذر کند و به تقوا برسد اعمال و رفتار و گفتارش همه با معیار رضای الهی سنجیده می شود و در قالب این ایمان نه تنها با همسرش یک روح متحد می شود بلکه گسترده تر با سایر مومنین هم یک ارتباط روحی نزدیک پیدا می کند . به همین جهت است که حضرت ابراهیم و ساره به قدری از نظر روحی با یکدیگر اتحاد پیدا کرده اند که ساره همراه و هم پای این پیامبر اولوالعزم الهی مخاطب ملائکه قرار می گیرد و مستقیم به او بشارت می دهند که صاحب فرزندانی به نام های اسحاق و یعقوب خواهد شد: « وَامْرَأَتُهُ قَآئِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِن وَرَاء إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ [۲]» (گرجی، ۱۳۷۶) نکته ی قابل توجه اینکه هر چند که طبق آیه ی مذکور به همسر ابراهیم به طور مشخص بشارت رسید، اما میان این دو زوج در آیات چنان یگانگی نمایان شده است که بشارت به همسر ابراهیم در واقع بشارت به خود او تلقی شده است ، چه در ابتدای طرح مسئله و با تعبیر « وَلَقَدْ جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُواْ سَلاَمًا قَالَ سَلاَمٌ فَمَا لَبِثَ أَن جَاء بِعِجْلٍ حَنِيذٍ [۳]»؛ « و به راستی فرستادگان ما برای ابراهیم مژده آوردند ….» و چه در انتهای آن که می فرماید : «فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ [۴]» ؛  « پس وقتی ترس ابراهیم زایل شد و مژده ( فرزند دار شدن ) به او رسید … ».

 

۳-۷- نمودهاي حسن معاشرت

۳-۷-۱- خوش خلقي

خوش خلقي و مهرباني با همسر يكي از نمودهاي برجستة معاشرت پسنديده است. اين ويژگي اخلاقي دوجانبه بوده و هريك از همسران مي بايد به آن آراسته باشند. كسي كه در برخورد با همسر با چهره اي بشّاش، اداي كلمات زيبا، با صداي آرام، منطقي، متواضعانه و دلسوزانه ظاهر مي شود، شخص خوش اخلاق تلقي مي گردد. اين شخص (چه زن و چه مرد) با حضور خود در جمع خانواده علاوه بر ايجاد صفا و آرامش ، از اجر معنوي نيز برخوردار شده و همچنين مورد رغبت و لطف اعضاي خانواده قرار مي گيرد. فضاي به وجود آمده با حضور پدر و مادر خوش اخلاق, در آرامش رواني، اعتماد به نفس، شكوفايي و پيشرفت همة اعضاي خانواده به ويژه فرزندان تأثير زيادي دارد. پيامبر گرامي اسلام دربارة ارزش و جايگاه خوش اخلاقي مي فرمايند: « أَحْسَنُ النَّاسِ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ وَ أَنَا أَلْطَفُكُمْ بِأَهْلِي» شايسته ترين مردم ازنظر ايماني، خوش اخلاق ترين آنها و مهربان ترين آنها با خانواده اش است و من مهربان ترين شما نسبت به خانواده ام هستم(عاملی، ۱۳۷۶).

ترش رويي، اخم، داد و فرياد، غُر زدن و بي حوصلگي با همسر, نه تنها زندگي را به جهنمي سوزان تبديل مي كند بلكه هيچ منفعتي نداشته و فقط اعمال و حسنات انسان را نابود مي كند و انسان را از معنويت به دور كرده و از چشم اعضاي خانواده ساقط مي كند. اما رضا† مي فرمايند: « إِيَّاكُمْ وَسُوءَ الْخُلُقِ فَإِنَّ سُوءَ الْخُلُقِ فِي النَّارِ لا مَحَالَةَ» از بدخلقي بپرهيزيد زيرا بدخلقي شما را جهنمي مي كند و پيامبر گرامي فرمودند: « الْخُلُقُ السَّيِّئُ يُفْسِدُ الْعَمَلَ كَمَا يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ» بداخلاقي اعمال و حسنات انسان را نابود مي كند همان طوري كه سركه عسل را نابود مي نمايد (عاملی، ۱۳۷۶).

كسي كه اهل بدخلقي باشد، اعصاب ديگران را خرد مي كند، ظلم روا مي دارد، زندگي را جهنم مي كند، آرامش را سلب مي نمايد و همة اينها در ضايع شدن اعمال و گرفتار شدن به عذاب، دخالت دارند. استاد اخلاقي دربارة خوش خلقي با زن مي فرمود: برخي از زن ها را با هيچ ابزاري نمي توان مطيع كرد و فقط دواي درد آنها خوش اخلاقي و محبت به آنان است كه در اين صورت مطيع و تسليم خواهند بود.

 

۳-۷-۲- پرهیز از آزردن شوهر

زن باید از هر گونه عمل، حرکت و حرفی که رنجش خاطر شوهرش را فراهم کند پرهیز نماید و چون فرشته ای در قلب شوهر جای گیرد و هرگز در صدد آزار شوهر که از گناهان بزرگ است برنیاید، البته مرد نیز وظیفه دارد که معاشرت نیکو داشته باشد. پیامبر گرامی اسلام(ص) در این باره می فرماید «زنی که با زبان شوهر را بیازارد خداوند هیچ عمل خوب و هیچ فریضه ای و نماز و روزه ای را از او قبول نمی کند هر چند همواره روزها به روزه باشد و شبها در حال نماز، مگر آنکه همسرش از او راضی شود». (کلینی، ۱۴۰۳).

در روایتی دیگر از امام صادق(ع) نقل شده است «هر زنی که شوهر خود را بیازارد و با او بدخلقی کند و شوهر از او راضی نباشد (در موردی حق) نمازش قبول نمی شود مگر این که شوهر را راضی کند.» (حرعاملی، ۱۳۷۶).

دانلود از لینک زیر :

۳-۷-۳- مهرباني و محبت

محبت و مهرباني به همسر يكي از راهكارهاي اساسي در شيريني و شادكامي زندگي زناشويي و يكي از آموزه هاي اخلاقي اسلام است. اين شاه كليد خوشبختي گرچه دوجانبه بوده و هم زن و هم مرد موظف هستند تا به آن ملتزم باشند ولي همان طور كه در فصل اول و در تفاوت هاي زن و مرد بيان گرديد، زن عاطفي تر و احساسي تر از مرد بوده و وجودش لطيف تر از مرد است و لذا نياز زن به محبت و مهرباني، بيش از مرد مي باشد. ترحم و مهرباني به همسر اكسيري كم نظير است و تأثيري كه در نزديكي دل ها و در ايجاد صميميت دارد، كم بديل است. اين تأثير شگرف به اين دليل است كه انسان ذاتاً تشنة دوستي و محبت است و يكي از نيازهاي رواني انسان تعلق و دوستي مي باشد. محبت، انگيزه بسياري از تلاش ها و زحمت هاي طاقت فرساي زندگي است. انسان همان طور كه از محبت خويش به ديگران لذت مي برد، پيوسته در تلاش است كه محبت ديگران را نسبت به خود جلب كند. انسان مي خواهد او را دوست داشته باشند و اگر احساس كند كه هيچ كس به او علاقه ندارد، جهان با همة وسعتش براي او تنگ و تاريك خواهد بود.

برخي از روان شناسان نظير آبرهام مزلو و كويينگ[۵] نياز به محبت و تعلق پذيري را از نيازهاي اساسي و از نيازهاي روان شناختي تلقي كرده اند و اعتقاد دارند كه ارضاي اين نيازها در آرامش رواني و سلامتي رواني افراد تأثير اساسي دارد(کونیگ، ۱۹۹۸). از منظر اسلام، اساس و شالودة زندگي خانوادگي بر محبت استوار است. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: از نشانه هاي قدرت خداوند اين است كه از جنس خودتان، همسراني برايتان آفريد تا در كنار آنها آرامش يابيد و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در اين امر نشانه هايي است براي گروهي كه تفكر مي كنند. « وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ [۶]» بر همين اساس مي توان ادعا كرد كه نيرومندترين عامل دوام و رشد خانواده، عاطفه و محبت است و بهترين عامل براي استحكام و بقاي آن، برانگيختن عواطف متقابل افراد خانواده به ويژه همسران به يكديگر است. لذا در آموزه هاي ديني به فراواني توصيه شده تا همسران به ويژه مرد، نسبت به همديگر اظهار محبت و مهرباني كنند و اين محبت خود را آشكار سازند (نوری، ۱۴۰۸).

[۱]  سوره انسان، آیات ۸ و ۹

[۲]  سوره هود، آیه ۷۱

[۳]  سوره هود، آیه ۶۹

[۴]  سوره هود، آیه ۷۴

[۵]  Maslow and Koenig

[۶]  سوره روم، آیه ۲۱