کدگذاری باز، کدگذاری محوری، تحقیق کیفی

دانلود پایان نامه

كشف نمايد (اشتراوس و کوربین، ۱۹۹۸). نمونهگيري نظري است كه در هر سه نوع كدگذاري (باز، محوري و انتخابي) صورت ميگيرد. نمونهگيري نظري با نمونهگيريهاي متعارف تفاوت دارد. اين نوع نمونهگيري در ارتباط با شناسايي، خلق و مرتبط کردن مفاهيم به يكديگر مطرح مي‌شود و برخلاف ساير نمونهگيريها در ضمن فرآيند پژوهش انجام ميگيرد و نه قبل از آن و برای تعین محل دادههای موردنیاز و یافتن مسیر پژوهش مورداستفاده قرار میگیرد. نمونهگيري نظري بر اساس مفاهيمي صورت مي‌گيرد كه در خلال تحليل آشكار مي‌شوند و با نظريه‌ي در حال شكلگيري تناسب دارد. در نمونهگيري نظري از مفاهيم، رويدادها وقايع نمونهگيري مي‌شود و نه‌فقط از افراد. انباشتي بودن يكي از ويژگيهاي نمونهگيري نظري است. نمونههاي بعدي از نمونههاي قبلي حاصل و بر آن اضافه ميشود. محقق در آغاز، شروع به جمع‌آوري مفاهيم مي‌كند و پس‌ازاینکه توانست مقولههاي مختلفي را خلق كند در آن مرحله به نمونهگيري نظري ميپردازد تا نظريه خود را پرورش دهد. در نمونهگيري نظري، سؤالات و مقايسهها جمع‌آوري دادهها را هدايت مي‌كند. سؤالاتی از قبيل اينكه چه اتفاقي ميافتد؟ چرا؟ چگونه؟ چه موقع؟ و … اساس و پايهی نمونهگيري را شكل مي‌دهند (اشتراوس و کوربین: ۱۳۹۱). در نمونهگیری نظری که خاص تحقیقات میدانی/ کیفی است. تعداد افراد مورد مصاحبه و یا به‌عبارت‌دیگر حجم نمونه به اشباع نظری۵۰ سؤال‌های موردبررسی بستگی دارد. به‌این‌ترتیب که وقتی محقق به این نتیجه برسد که پاسخ‌داده‌شده یا مصاحبههای انجام‌شده با افراد مطلع به‌اندازه‌ای به هم شباهت دارد که منجر به تکراری شدن پاسخها یا مصاحبهها شده است و دادههای جدید در آن‌ها وجود ندارد، جمعآوری اطلاعات و انجام مصاحبه را کافی دانسته و از انجام مصاحبه دست کشید. در تحقیق کنونی محقق اگرچه با مصاحبه با ۱۲ نفر از جوانان به اشباع نظری دست‌یافت، اما مصاحبهها را تا ۱۵ مصاحبه ادامه داد. همچنین در این تحقیق در مورد بزرگ‌سالان از مصاحبه ۱۰ به بعد به اشباع نظری رسیدیم و دادهها را تا مصاحبه ۱۲ ادامه دادیم.
۳-۶ روشهای گردآوری دادهها
نظریه زمینهای روش جامعی است و در آن میتوان از هر نوع داده یا ترکیبی از دادهها استفاده شود. درواقع یک روش ویژه برای گردآوری دادهها وجود ندارد که ادعا کرد خاص نظریه زمینهای است. همان‌طور که اشتراوس بیان کرده است روشهای متنوعی (مانند مصاحبهها، صورت‌جلسه‌ها، گزارشهای دادگاه، مشاهدات میدانی، سایر اسناد، مانند خاطرات و نامهها، پاسخهای پرسشنامه، آمارهای سرشماری و غیره) میتواند در این روش برای گردآوری دادهها مورداستفاده قرار گیرد. درواقع به گفته ترنر۵۱ تازگی نظریه زمینهایی درروش پژوهش آن نیست، بلکه در شیوهای است که اطلاعات جمع‌آوری‌شده تحلیل میشوند (ترنر:۱۹۸۳، ۳۵۳-به نقل ازکیا و همکاران،۱۳۹۰: ۷۰). بااین‌حال برخی روشها بهتر از سایر روش در رهیافت نظریه بنیانی به کار میروند، برخی روشها درواقع امکان گردآوری دادهها را در وضعیتی خام را فراهم میکنند، بدون آنکه از سوی مفاهیم یا نظریههای قبلی بدون جهت شکل‌گرفته باشند. در اینجا منظور ایجاد نظریه است نه آزمون آن‌ها و درنتیجه مصاحبه غیر ساختارمند نسبت به مصاحبه ساختارمند، کاربرد پرسشهای باز در پرسشنامه به‌جای پرسشنامه با پاسخها، گزینه ثابت و کاربرد یادداشت‌های میدانی به‌جای مشاهدات بر پایه فهرست با خانههای برای علامت زدن ترجیح داده میشود. درواقع به‌طورکلی و کاملاً منطقی کاربرد روشهای ترجیح داده میشود که تولیدکننده دادههای غیرساختارمند هستند (ازکیا و همکاران،۱۳۹۰: ۷۰). اشتراوس و کوربین (۱۳۹۱، ۳۳) نیز مهم‌ترین روشهای گردآوری دادهها درروش نظریه زمینهای را مصاحبه و مشاهده میدانند. درواقع دادههای کیفی جملات مستقیم مردم درباره تجربهها، دیدگاهها، احساسات و دانش آن‌ها را شامل میشوند که از طریق مصاحبهها، یادداشت جزئیات فعالیت، رفتارها و اقدامات مردم و مشاهده و اسناد جمعآوری میشود (ازکیا و همکاران،۱۳۹۰: ۷۱).
در این تحقیق در آغاز كار برای دستيابی به مفاهيم و مقولهها از رويكرد مصاحبه یادداشت‌برداری غيررسمی استفاده می‌شود. بعدازاینکه مفاهيم و مقولههای اوليه آشكار شدند با استفاده از رويكرد راهنمای عمومی مصاحبه، مقولهها و مفاهيم در فرآيند مصاحبه پيگيری شد. اين امر در راستای نمونهگيری نظری نيز انجام می‌شود و با ماهيت روش نظريه زمینهای سازگاری بالايی دارد. پس‌ازاینکه خطوط كلی مصاحبهها به‌وسیله مفاهيم و مقولهها شكل گرفتند، بعدازآن به طراحی مجموعهی از سؤالات باز پرداخته شد و این فرآیند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت.
مصاحبههای انجام‌شده به‌وسیله یادداشت‌برداری محقق از گفتهها و بعد از یادداشت‌برداری دادهها به متن تبدیل شدند به‌صورت دقیق مورد تحلیل قرار گرفت و بر اساس مفاهیم ظاهر شد در هر مصاحبه، راهنمایی مصاحبه برای مصاحبههای بعدی تنظیم شد؛ و به همین ترتیب تا رسیدن با اشباع نظری ادامه یافت.
۳-۷ روش تجزیه‌وتحلیل دادهها
تحلیل دادهها در رویکرد نظریه زمینهای در قلب پژوهش تجربی قرار دارد. درواقع به گفته اشتراوس وکوربین (۱۳۹۰): «فرآیند گردآوری و تحلیل دادهها یک‌درمیان انجام میشود». تفسیر دادهها در اینجا به تدوین نظریه و نیز شکل دادن به بنیانی برای گردآوری دادههای اضافی و تصمیمگیری درباره اینکه کدام دادهها در مرحله بعد انتخاب شوند کمک میکند. به همین دلیل در اینجا ف
رآیند خطی که در آن دادهها گردآوری و سپس تفسیر میشوند کنار گذاشته میشود و در عوض از فرآیندی که در آن گردآوری دادهها و تفسیرها درهم‌تنیده‌اند استفاده میشود. درواقع در این روش تفسیرها دادهها نمیتواند مستقل از گردآوری یا نمونهگیری انجام شود. تفسیر در اینجا همان مرجعی است که بر اساس آن تصمیم میگیریم که چه دادهها یا موردها را نمونه بگنجانیم و یا این دادهها چگونه و با چه روشی باید گردآوری شوند. روشهای مختلفی برای کار با دادهها در فرآیند تفسیر آن‌ها وجود دارد. این روشها درروش نظریه زمینهای عبارت‌اند از کدگذاری باز۵۲، کدگذاری محوری۵۳ و کدگذاری گزینشی۵۴٫ البته نباید این روشها را به‌کلی متمایز یا به لحاظ زمانی متمایز و مجزا از هم در نظر گرفت، بلکه اینها روشهای مختلف کار با دادهها هستند که محقق در صورت نیاز آن‌ها جابهجا یا مفهومسازی میکند. بااین‌حال فرایند تحلیل دادهها با کدگذاری باز آغاز میشود و با نزدیک شدن به مراحل پایانی تحلیل بیشتر کدگذاری گزینشی مطرح میشود. منظور از کدگذاری در اینجا عبارت است از عملیاتی که طی آن دادهها تجزیه، مفهومسازی و به شکل تازهای در کنار هم قرار میگیرند (فلیک،۱۳۹۱: ۳۲۹). در اینجا به‌صورت مجزا هریک از این مراحل تحلیل را توضیح خواهیم داد، البته همان‌گونه که گفتیم در عمل نمیتوان آن‌ها را مستقل و مجزا از هم در نظر گرفت:
۳-۷-۱ کدگذاری باز
کدگذاری باز قصد دارد دادهها و پدیدهها را در قالب مفاهیم درآورد. به این منظور ابتدا دادهها را از هم مجزا و خرد میکنیم؛ و شباهتها و تفاوتهای آن‌ها با یکدیگر مقایسه میشوند. در کدگذاری باز رویدادها، حوادث، اشیاء و عمل/ تعاملهای که ازلحاظ مفهوم ماهیت یکسان دارند یا ازلحاظ معنا به هم مربوطاند در مفهومهای انتزاعیتر که آن را مقوله مینمایم قرار میگیرند (اشتراوس و کوربین،۱۳۹۱: ۱۲۴).
در این تحقیق نیز محقق دادهها را در نخستین مصاحبهها مورد تحلیل خط به خط قرارداد تا اینکه مفاهیم پدیدار شوند و بعد از پدیدار شدن مفاهیم و مقولههای آغازین، به کدگذاری جملات و پاراگراف‌ها اقدام نمود.
۳-۷-۲ کدگذاری محوری
با تعین مفاهیم و مقولات، مرحله کدگذاری باز به پایان میرسد. در این مرحله محقق مقولاتی در اختیار دارد که باید آن‌ها را در نظمی منطقی برای تولید نظریه قرار دهد (ایمانی جاجرمی: ۱۳۹۰). اشتراوس و کوربین کدگذاری محوری را فرایند مرتبط کردن مقولهها به مقولههای فرعی تعریف میکنند، زیرا کدگذاری در محور یک مقوله صورت میگیرد و مقوله در سطح ویژگیها و ابعاد به هم مرتبط میشوند. درواقع غرض از کدگذاری محوری آغاز کردن فرآیند از نو کنار هم گذاشتن دادههای است که در جریان کدگذاری باز آن‌ها را خردکرده‌ایم. در این کدگذاری مقوله به مقوله فرعی متصل میشود تا توضیح دقیقتر و جامعتری از پدیده شکل گیرد. گرچه کدگذاری محوری ازلحاظ منظور با کدگذاری باز فرق میکند اما همان‌طور که برچسب‌گذاری از کدگذاری باز مجزا نیست. این دو کدگذاری نیز ضرورتاً یکی پس از دیگری صورت رخ نمیدهد (اشتراوس و کوربین،۱۳۹۱: ۱۴۵-۱۴۶).
درواقع همان‌طور که گفتیم در کدگذاری محوری به دنبال مرتبط کردن یک مقوله به مقوله فرعی بر مبنایی ویژگیها و ابعاد آن هستیم.
۳-۷-۳ کدگذاری گزینشی یا انتخابی
کدگذاری گزینشی سومین مرحله کدگذاری است، در این مرحله کدگذاری در سطحی انتزاعیتر ادامه مییابد. درواقع کدگذاری گزینشی فرآیندی انسجام بخش است که در آن مقوله هستهای یا محوری انتخاب میشود و ارتباط منظم مقوله هسته با سایر مقولهها و افزایش اعتبار این روابط با جستجوی موارد تصدیق یا عدم تصدیق انجام میشود. در این مرحله مقولهها انسجام مییابند تا نظریه اولیه شکل گیرد (ازکیا و همکاران،۱۳۹۰). از دیدگاه اشتراوس و کوربین (۱۳۹۱, ۱۶۷) مقوله مرکزی (که گاهی مقوله هسته خوانده‌شده است) نشاندهنده مضمون اصلی پژوهش است. اگرچه مقوله مرکزی از درون دادهها بیرون کشیده میشود، اما یک مفهوم انتزاعی است. درواقع مقوله مرکزی حاصل همه تحلیلهای ما را در قالب چند کلمه میریزد. این چند کلمه به ما میگویند پژوهش در باب چیست.
۳-۸ اعتبار و پایایی تحقیق
هنوز مشکل نحوه ارزیابی تحقیق کیفی حل‌نشده است. این مسئله به‌کرات مطرح‌شده است؛ و سؤال‌های کلی درباره مشروعیت این نوع تحقیق پیش کشیده شده است. آیا تحقیق کیفی باید مبتنی بر همان معیار و مفاهیم تحقیق کمی باشد یا روش خاصی برای ارزیابی آن وجود دارد. راههای مختلفی برای ارزیابی و به وجود آوردن اعتبار تحقیق کیفی وجود دارد. یکی از راههای مطرح‌شده باورپذیر کردن گزینشی است. این روش در پاسخ به این انتقاد است که تفسیر نتایج تحقیق کیفی تنها زمانی برای خواننده شفاف است که با نقل‌قول‌های روشنگر از مصاحبهها یا پروتکلهای مشاهده همراه باشد البته معتقدند این روش به‌طور کامل موجب شفافسازی نمیگردد. در همین راستا کرک و میلر از دو نوع پایایی حرف به میان میآورند اول پایایی درزمانی و دوم پایای همزمانی که در پایای درزمانی این پیش‌شرط که پدیده موردمطالعه باید ثابت باشد رعایت گردد؛ اما پایایی همزمانی زمانی به دست میآید که همسانی نتایج در یک‌زمان واحد با ابزارهای مختلف ایجاد شود. پایایی خود میتواند بر اساس رویه تحقیق تقویت گردد یعنی نحو مستندسازی گردآوری دادهها و سایر مراحل به‌صورت دقیق انجام گیرد (فلیک،۱۳۹۱: ۴۲۰). از نیمه ۱۹۸۰ تلاشهای متعددی برای تدوین معیارهای جایگزین برای ارزیابی تحقیق کیفی به وجود آمد. تکنیک لینکان و گوبا
تحت عنوان اعتمادپذیری، باورپذیری، اطمینانپذیری، انتقالپذیری و تصدیق پذیری معرفی شد. آنها برای افزایش اعتبار این تکنیک را طراحی کردند که شامل ۵ استراتژی است:۱- حضور طولانی در میدان و مشاهده مداوم و چندبعدی کردن روش ۲- گفتگو با همالان افرادی که مستقیم در تحقیق درگیر نیستند ۳- تحقیق در قالب استقرایی ۴- مناسب بودن مبنای داوری و تفسیر و ارزیابی آن ۵- کنترل توسط اعضا. در تحقیق حاضر برای کسب اطمینان از صحت دادهها، منابع و روش گردآوری دادهها از سه تکنیک بهره برده شد:۱- ارزیابی توسّط اعضا که از مشارکتکنندگان درخواست گردید تا یافتههای نهایی را بررسی و دیدگاه خود را بیان کنند، ۲- مقایسه تحلیلی که طی آن به دادههای خام رجوع و با ساخت بندی نظریه مقایسه به عمل آمد و ۳- استفاده از روش ممیزی که طی آن چند متخصص و روششناس کیفی روند کدگذاری، مفهوم‌سازی و استخراج مقولات را بازبینی و بازرسی کردند.

فصل چهارم:
دادهها و یافتههای تحقیق

دیدگاهتان را بنویسید