خرید فایل پایان نامه : گرایش جوانان به شبکه های اجتماعی مجازی

به اعتقاد صاحب­نظران این حوزه نحوه تعامل انسان­ها با یکدیگر و فرایند ارتباطی و ساختارهایی که کنش­های ارتباطی انسان­ها در آنها جریان می­یابد با میزان و نوع تغییرات اجتماعی ارتباطی مستقیم دارند. نحوه تعامل انسان­ها بستگی به ابزارهای ارتباطی دارد که در اختیار کنشگران یک جامعه قرار دارد. ساختارهای اجتماعی حاکم بر جامعه نیز مشخص می­کند چه نوع ابزارهایی و با چه محتوایی کارکرد مناسب برای جامعه دارد(راجرز و شومیکر ،۲۶:۱۳۶۹). مسئله نوگرایی یک مسئله ارتباطی است. به عبارت دیگر استقرار و ایجاد نظامی مدرن و نوگرا به چگونگی ردیابی نظام اجتماعی و عناصر نظام اجتماعی که متشکل از افراد، ارزش­ها و هنجارها است با پدیده، ایده و روش نو است. به اعتقاد متفکران حوزه نوسازی روانی به خصوص راجرز و همکاران وی مقابله و برخورد با امری نو دارای مکانیزمی است که متأثر از عوامل گوناگون است که مطالعه و پژوهش در این عوامل جهت گسترش نظام­های اجتماعی مدرن غربی و عموماً نوسازی ذهن متفکران مختلف را به خود مشغول داشته است.

به اعتقاد این متفکران تغییرات اجتماعی همه جانبه­ای برای رسیدن به نوسازی لازم و ضروری بوده و برای دستیابی به آن باید مردم آگاه و متقاعد و باسواد می­شدند. جریان آزادی و کافی اطلاعات که با توسعه رسانه­های جمعی حاصل می­شد به عنوان پشتیبانی برای سیاست ملی عمل می­کرد و موجب ارتقا آرزوها و تمرکز توجه عمومی بر نیازهای توسعه ، تحکیم معیارهای اجتماعی نوسازی شده و اصلاح نگرش­ها می­شد. باور بر این بود که با تزریق ایده­های نو به داخل توده­ها نقش­های جدید به مردم شناسانده و تلقین می­شود و راه و رسم متفاوت و بهتری برای زندگی پیش روی آنها نهاده می­شود (بورن ،۱۴:۱۳۷۹). تکنولوژی­های ارتباطی و اطلاعاتی به عنوان یک ابزاری نو که هم کارکردی ارتباطی داشته و هم کارکردهای دیگری از قبیل آموزشی ، اطلاع رسانی و…. با توجه به تبیین­های تئوری های نشر می­توان تغییرات و واکنش هایی را در بر داشته باشد. به نظر لرنر ورود عناصر و مکانیزم­هایی که حاصل نوسازی هستد در آمادگی روانی و تحرک ذهنی انسان­ها برای پذیرش عناصر جدید تجدد تأثیر گذار هستند. به نظر لرنر مهمترین عناصر متغیرهایی که در ظهور تحرک ذهنی و آمادگی روانی انسان ها برای نو شدن مؤثرند عبارتند از: بسط و گسترش رسانه­های گروهی، سوادآموزی و ارتقای سطح تحصیلات ، شهرنشینی و مشارکت (ازکیا ،۱۰۸:۱۳۷۷). لرنر بر این عقیده است که ارتباطات بین فردی سنتی به تقویت نگرش­ها و آداب سنتی می­انجامد حال آنکه ارتباطات جمعی مهارت­ها، نگرش­ها و رفتارهای تازه را  یاد می دهد . بنابراین رسانه­های جمعی تقویت کننده تحرک­ است و این امر به این معناست که رسانه­های جمعی در برابر مخاطبان فزاینده خود هم ظرفیت برقراری ارتباط با نوع تغییر و هم ظرفیت برقراری با امکان تغییر را دارند (مولانا ،۱۳۸۳: ۷۱ ). به اعتقاد لرنر رسانه­ها می­توانند در همدلی افراد با پدیده­های نو مؤثر باشند. از طریق رسانه­های ارتباطی می­توان آموزه­های نوین را به فرد انتقال داده و افراد را در جهت نوگرایی آماده ساخت(راجرز و شومیکر، ۱۳۶۹: ۶۱).  اینترنت به عنوان یک وسیله ی ارتباطی اهمیت همزمانی و هم مکانی مشترک در پیوندهای اجتماعی را کاهش می دهد و این امکان را فراهم می سازد که کنشگران فراتر از محدودیت های زمانی و مکانی با افراد ارتباط داشته باشند بنابراین احتمال دارد اینترنت بر گستره ارتباطات فرد بیافزاید. افزون بر این، اینترنت به خصوص برای افرادی که به خاطر محدودیت های جسمانی، فقدان مهارت های ارتباطی اهمیت همزمانی و هم مکانی مشترک در پیوندهای اجتماعی را کاهش می دهد و این امکان را فراهم می سازد که کنشگران فراتر از محدودیت های زمانی و مکانی با افراد ارتباط داشته باشند، بنابراین احتمال دارد اینترنت بر گستره ارتباطات فرد بیافزاید. افزون بر این اینترنت به خصوص برای افرادی که بخاطر محدودیت های جسمانی، فقدان مهارت های ارتباطی، اضطراب و خجالتی بودن با مانعی جدی برای ارتباط مستقیم با دیگران مواجه هستند، ابزار مناسبی است که آنها را با جامعه شان پیوند دهد. استفاده از اینترنت باعث می شود جوانان زمان بیشتری را در خانه و با خانواده صرف نمایند و از این رو ارتباطات عاطفی خانوادگی را افزایش می دهد اما همین شرایط ممکن است به کاهش ارتباط مستقیم با کنشگران فعال در جامعه منتهی شود. به هر حال از آنجا که تأثیر  اینترنت بر تعاملات اجتماعی به شکل یک رابطه ی خطی نیست. تأثیر ات ارتباطی آن در طول زمان تغییر خواهد یافت(جواهری و باقری، ۱۳۹۰: ۶). با آمدن شبکه های اجتماعی مجازی شگل جدیدی از زندگی در فضای مجازی شکل گرفت و روابط میان افراد با شکل سنتی آن تفاوت کرد و تأثیر  غیرقابل انکاری بر روابط اجتماعی بر جای گذاشت. شبکه های اجتماعی یکی از پرطرفدارترین رسانه ها هستند که مخاطبان بسیاری به خصوص از قشر جوان دارند. ویژگی های تعاملی و ایجاد بستر برای ایجاد روابط کاربران خود قرار می دهند به ۵ اولویت اول کاربران اینترنت تبدیل شده اند. فرد با طیف وسیعی از افراد در ارتباط است و علایق خود در زمینه های مختلف را با آنها به اشتراک می گذارد. افراد در شبکه های اجتماعی می توانند هویتی کاملا دلخواه داشته باشند و بر پایه همان هویت دلخواه ارتباط مجازی خود را با دیگران گسترش دهند. ظاهر این شبکه ها جمع گرا است. امروزه تغییرات فرهنگی موجب شده که مردم ترجیح دهند در عین تنهایی، ارتباطات گسترده ای با دیگران در فضای مجازی در شبکه های مجازی برقرار کنند. دستیابی افراد به انواع نیازها و حمایت دریافتی در شبکه های مجازی موجب می گردد به شبکه ها و فضا ها بیشتر روی آورند.

 

 

 

۲-۵- چارچوب نظری:

به طور خلاصه چارچوب نظري اين تحقيق مبتنی بر نظریات هابرماس، نظریه ولمن و نظریه شکاف آگاهی تیکنو،دونوهو می باشد. به نظر ولمن شبکه های کامپیوتری همانند شبکه های اجتماعی هستند، پیوند دهنده افراد، سازمان ها و دانش ها و همچنین از این رو نباید جدا از هم در نظر گرفته شوند بلکه باید در زندگی روزمره آنها را با هم در نظر گرفت و همچنین اینترنت سرمایه اجتماعی را افزایش می­دهد و میزان تماس افراد را با دوستان، خویشاوندان دور و نزدیک را افزایش می دهند. تکمیل کننده سرمایه اجتماعی بوده و افراد را قادر می سازد تا شبکه ای موجود خود را به شیوه ای گسترش می دهند که اتصالات چهره به چهره آنها را غنی تر و مستحکم تر می نماید و همچنین شواهد نشان نمی دهند که اینترنت مبنایی برای یک شکل کاملاً جدید از شهروندان فعال است (فیلد، ۱۳۸۸: ۱۷۶). ولمن معتقد است که شبکه های اینترنتی می­تواند به عنوان تکنولوژی سازنده سرمایه اجتماعی در نظر گرفته شوند زیرا وجود شبکه های اجتماعی می تواند فایده بهتری در توزیع اطلاعات داشته باشد و از طریق شبکه ها تأثیر  ارتباط جمعی بیشتر می شود (باستانی و رئیسی، ۱۳۹۰: ۳۹). اینترنت و شبکه های اینترنتی می­تواند از طریق افزایش و برقراری ارتباطات دوسویه، ایجاد کننده ی نوعی سرمایه اجتماعی باشد. مطالعات نشان می دهد که ارتباطات آنلاین نقش مهمی در سازمان دادن و ایجاد پیوندهای اجتماعی بین گروه های مختلف دارد، این در نهایت می تواند به افزایش تعهد مدنی، اعتماد و مشارکت اجتماعی بیش تری منجر شود و مبنای مناسبی در جهت تحول و انتقال جامعه ی مبتنی بر گروه به جامعه ی مبتنی بر شبکه قرار گیرد. از سوی دیگر اینترنت مزایا و منافع بسیاری را برای افراد و گروه ها با هویت های غیر متعارف دارد. در حقیقت، افزایش ارتباطات متقابل و آنلاین، زمینه را برای شکل گیری و ظهور انواع اجتماعات مجازی و به تبع آن هویت های گوناگون، حول محورهای مختلف فراهم می سازد(گرگی، ۱۳۸۵: ۵۶). هابرماس معتقد است در محیط اینترنت به ویژه در محیط تعاملی اینترنت افراد به راحتی می تواند نیاز های خود را مطرح کنند و این  طرح نیازها باعث شکل گیری یک فضای گفت و گو و مباحثه شده و در این مباحثه افکار جدیدی شکل می گیرد. هابرماس می افزاید روابط میان گویندگان و شنوندگانی که از دانش ارتباط برخوردارند موجب می شود تا یکی از کارکردهای گفتار که همان شیوه یا همان کاربرد زبان عادی تلفیق شده است وارد عمل گردد و در کاربرد توصیفی زبان، هر گفتار، کنش نوعی در بردارنده صمیمیت یا صداقتی است که با آن من گوینده احساسات، نیازها و نیت های درونیم را برای شنونده ابراز می کنم، درست در همین بعد است که گفتار، شنونده را به دنیای درونی احساس ها و انگیزه های من و همین طور به ارزیابی صحت گفته های من می کشاند(پیوزی، ۱۳۷۹، به نقل از کفاشی، ۱۳۸۸: ۵۹). پس این احساسات باعث شده که روابط بین افراد صمیمی شده و نیازهای خود را بیان کنند، پس محیط تعاملی اینترنت را می توان به مانند فضایی در نظر گرفت که کاربران به راحتی در آن به گفتمان می پردازند که فضای صمیمیت و ابراز احساسات در محیط هایی تعاملی اینترنت شکل می گیرد که از یکدیگر تأثیر  پذیرفته و همچنین کاربران نیازهای خود را هم مطرح کرده و در آن گروه ها مسائل و مشکلات خود را مطرح کنند و انرژی عاطفی خود را در این محیط ها مصرف نمایند. از این رو، چه بسا می توان گفت که در جامعه ای که محیط بهتر لازم برای ایجاد گفتمانی که نیاز های اساسی افراد را مهیا نمی سازد، استفاده از اینترنت در راستای رفع این کمبود به خوبی نمایان می­گردد. بر حسب تعریف هابرماس «زیست جهان» مجموعه اعتقادات مشترک زمینه ای درباره جامعه و جهان و مانند آن است که اعضای جامعه و یا به عبارت دقیق تر کنشگران ارتباطی– آنرا مسلم و قطعی می دانند و لذا در محدوده این زیست جهان است که به تفسیر و توضیح مسائل مورد گفتگو پرداخته و بر سر آنها به «اجماع»می رسند. تأکید هابرماس بر اینکه کنشگران ارتباطی نمی توانند از محدوده زیست جهان خود فراتر روند، نشان می­دهد که در نظر گرفتن یک مبنای عینی و انضمامی برای رسیدن به هرگونه اجماع و تفاهمی لازم و ضروری است البته  او در اینجا به تحول جامعه شناختی زیست جهان ها توجه ویژه نشان می دهد و جایگزین شدن زیست جهان عقلانی در جهان مدرن به جای زیست جهان اسطوره جهان باستان و امر قدسی در جهان پیشامدرن را ناشی از الزامات جامعه مدرن و گسترش اقتدار عقل و به تبع آن عقلانیت ارتباطی در این جهان می داند اما در این میان، نقش حیاتی را به تحول عقلانی اخلاق فردی کنشگران ارتباطی می بخشد.محیط اینترنت این فضا را فراهم کرده و شرایط حوزه عمومی مورد نظر هابر ماس را تا حدودی داراست.حوزه ی عمومی هابرماس عرصه ای است که در آن افراد به منظور مشارکت در مباحث باز و علنی گرد هم می آیند و کنش ارتباطی از طریق بیان، گفتگو تحقق می یابد و می توان آن را بدین گونه مطرح کرد؛ هابرماس معتقد است که نیازهای اساسی ای اصیل معینی وجود دارد که تمامی افراد کاملاً آزاد آنها را دارند و این نیازها توسط هر کس که صمیمانه وارد یک گفتگوی عملی شود ضرورتاً کشف خواهد شد(هابرماس ،۱۰۲:۱۳۷۹).

تیکنو و دونوهو بر این باور بودند که افزایش اطلاعات در جامعه الزماً منجر به دسترسی هم اعضای جامعه به آن نشده  و افرادی که دارای پایگاه اقتصادی اجتماعی بالاتری هستند بهتراز دیگران به اطلاعات دسترس دارند. در واقع افرادی که دارای پایگاه اقتصادی اجتماعی پایین تری هستند،به وسیله سطح پایین تحصیلات ناآگاهی یا دانش محدود ومسائل عمومی مشخص می شوند با مسائل و رخدادها، اکتشافات جدید و مهم بیگانه بود ومعمولا قابل کمبود اطلاعات خود نیز آگاهی لازم را ندارند و معتقدند که عوامل بسیار زیادی برای تعیین و بررسی میزان دسترسی به این فناوری ها وجود دارد. این عوامل شامل، آموزش منابع مالی، دسترسی،  فرهنگ و مهارت می باشد. رشد ناموزون تعداد کاربران  اینترنتی و جوامع پیشرفته ودر حال توسعه نوعی شکاف دیجیتالی را میان گروه های صاحب وسایل الکترونیکی دیجیتال و فاقد آن در جهان ایجاد کرده است و پرکردن این فاصله نیاز به امکانات مالی و فرصت زمانی مناسب دارد. از دیدگاه آنها سطح آگاهی کاربران از فناوری های اطلاعات  و امکانات آن  و محصولاتش در استفاده از آن تأثیر  بسزایی دارد.

332