پایان نامه با کلید واژگان مدیریت آموزش، مدیریت آموزشی، روابط انسانی، نظام آموزشی

فصل دوم
مرورمطالعاتی

‌امروزصاحبنظران‌مدیریت‌براین‌باورندکه‌نیروی‌انسانی‌به‌عنوان‌اصیلترین‌دارایی‌سازمانهاوبه‌عنوان‌مزیت‌رقابتی‌مطرح‌است‌ووجودروابط سالم‌مبتنی‌برهمکاری‌وهمدلی‌بین‌این‌منابع‌ارزشمندازجمله‌مهمترین‌عوامل‌اساسی‌برای‌موفقیت‌در همه‌سازمانهااعم‌ازصنعتی‌،اداری‌،خدماتی‌،آموزشی‌ومانندآنهاست‌.ازطرف‌دیگرباتوجه‌به‌پیچیدگی‌روزافزون‌سازمانهاوتفاوت‌دراندیشه‌،نگرش‌وباورهای‌افراد،تعارض‌به‌عنوان‌جزءاجتناب‌ناپذیرزندگی‌سازمانی‌امروزمطرح‌است‌. نکته‌قابل‌توجه‌اینجاست‌که‌اجتناب‌ناپذیربودن‌تعارض‌برمنفی‌بودن‌آن‌نیست‌بلکه‌چه‌بسااگرتعارض‌خوب‌مدیریت‌شود،برای‌سازمان‌مفیدنیزباشد.به‌عبارت‌دیگرتعارض‌سکه‌ای‌است‌که‌دووجه‌مثبت‌ومنفی‌داردوشیوه‌برخوردویارویارویی ‌باآن‌است‌که‌اثرآن‌رابرای ‌سازمان‌تعیین‌می‌کند. ازاین‌رو،بی‌شک‌توانایی‌مدیریت‌وکنترل‌پدیده‌تعارض‌درسازمانهاازمهمترین‌مهارتهای‌مدیریت‌است‌که‌مدیران‌امروزنیازمندآن‌هستند در این فصل ابتدا مفهوم تعارض مطرح می گردد
۱-۲- سیر اندیشه‌های مدیریتی
اندیشه‌های نخستین مدیریتی تمامی مسائل مدیریتی مطرح از ابتدای تاریخ بشر تا سال ۱۹۱۰ در این قسمت طبقه‌بندی می‌شود. مسائلی نظیر سیستم‌های اداری و مدیریتی سومری‌ها، مصری‌ها، ایرانیان باستان و مواردی نظیر ساخت اهرام ثلاثه مصرو ساخت دیوار چین در این حوزه طبقه‌بندی می‌شود شخصیت‌های زیر از تأثیرگذارترین افراد دوره‌ی قبل از کلاسیک هستندچارلز بابیچ، مخترع ماشین‌حساب مکانیکی و اولین شخصی است که به تأثیر محیط در سازمان اشاره کرده است. هنری تاون، کسی که اولین مطالعات مربوط به تأثیر محیط کاری بر عملکرد کارکنان توسط وی انجام گرفته است. 
آدام اسمیت، که به پدر علم اقتصاد مشهور است و برای اولین بار موضوع تقسیم کار در سازمان را مطرح نمود
– مکتب کلاسیک
این تئوری‌ها از سال ۱۹۱۰شروع شدند و به ۳ دسته ی کلی تقسیم می‌شوند
-مکتب مدیریت علمیفردریک تیلور 
-مکتب مدیریت اداری اصول‌گرایان هنری فایول
-نظریهبروکراسی آرمانی بروکراسیماکس وبر
محوریت بحث نظریه‌های مدیریت کلاسیک دستیابی به حداکثر کارایی در سازمان می‌باشد. کلاسیک‌ها به سازمان رسمی توجه داشتند و وجود سازمان غیر رسمی را مضر می‌دانستند. دیدگاه‌های کلاسیک شامل یک نگرش صرفاً مکانیکی به سازمان و افراد بوده است. کلاسیک‌ها انسان را همردیف با سایر عناصر تولید می‌دانستند و برای آن هویت مستقل قائل نبودند.
مکتب نئوکلاسیک (روابط انسانی)
در سال ۱۹۲۰، در حالی که غرب رکود اقتصادی را تجربه می‌کرد، برخی از دانشمندان علوم اجتماعی به رهبری التون مایومطالعاتی را درباره ی چگونگی واکنش کارکنان به میزان تولید در صورت تغییر شرایط کاری، طراحی شغل و محرک‌های مدیریتي آغاز کردند. بخش اعظم این مطالعات در یکی از واحدهای شرکت وسترن الکتریکدر شهر هاثورنصورت گرفت که بعدها به مطالعات هاثورنمشهور شد.نئوکلاسیک‌ها بر جنبه‌های انسانی مدیریت تأکید می‌کردند. طرفداران این روش معتقد بودند که مدیریت باید توجه خود را بر افراد متمرکز کند؛ به بیان دیگر متغیرهای اجتماعی را مؤثرتر از متغیرهای فیزیکی می‌دانستند(رضاییان ،۱۳۸۳) عمده فعالیت‌هایی که در این دوره انجام شد به دو دسته ی زیر تقسیم می‌شود.
مطالعات هاثورن
نگرش رفتاری (مدیریت) که بر این مبنا استوار بود که مدیرانی که روابط انسانی خوبی در محیط کار برقرار می‌کنند می‌توانند به بهره‌وری دست یابند. به علاوه، جنبش روابط انسانی مرحله‌ای را ایجاد کرد که تکامل یافته ی آن امروز به‌عنوان رشته ی رفتار سازمانی، یعنی مطالعه ی افراد و گروه‌ها در سازمان مطرح است(فیضی،۱۳۸۳).
مکتب اقتضایی
مكتب اقتضايي (رهيافت اقتضايي،۱۹۶۰ تاكنون) اين مكتب با عناوين ديگري چون موقعيت گرايي، محيط گرايي و شرايط گرايي آمده است. این مکتب که بیشتر طرز فکری درباره سازمان، مدیریت و پدیده هاست به این موضوع اشاره دارد که در شرایط گوناگون و بسته به اقتضائات زمانی، مکانی و موقعیتی است که می توان درباره یک موضوع اظهار نظر کرد. به عبارتی در حالیکه اندیشمندان مکاتب کلاسیک و نئوکلاسیک به اصول جهانشمول و همیشگی باور داشتند و راهکارهای ارائه شده توسط خودشان را برای همه شرایط مناسب می دانستند، در مکتب اقتضائی چیزی به نام بهترین وجود ندارد. بلکه این اقتضائات است که نشان می دهد در “آن مورد خاص” چه چیز بهترین است. برای مثال در حالیکه در بعضی از شرایط مدیریت مکانیکی برای سازمان راهگشا و مفید است، ممکن است با تغییر شرایط به سبک دیگری از مدیریت(مدیریت ارگانیک) احتیاج باشد.
مکتب سیستمهای اجتماعی
نگرش سیستمی، که تقریباً از دهه ۱۹۶۰در مدیریت مرسوم شد. طرفداران این نظریه معتقدند نگرش سیستمی بهترین طریق برای وحدت بخشیدن به مفاهیم و نظریه‌های مدیریت و دستیابی به نظریه‌ای جامع است (رضاییان ،۱۳۸۳)
مکتب نو
گرایی
در مطالعات مدیریت امروز بسیاری از نظریه‌ها از ترکیب تئوری‌های کلاسیک‌ها و نئوکلاسیک‌ها شکل گرفته است. پیروان جدید جنبش مدیریت علمی بر تصمیم‌گیری‌های علمی، به کارگیری رایانهو ابزارهای تصمیم‌گیری تأکید دارند. گروه نظریه‌پردازان امروزی روابط انسانی، از بهبود و بازسازی سازمان صحبت می‌کنند و جای اصول‌گرایان را کسانی گرفته‌اند که معتقدند قبل از آنکه بتوان به اصولی پایبند شد لازم است مدیران زیادی را به طور عملی مورد مطالعه قرار داد(کونتز، ۱۳۸۰به نقل از فراهانی ۱۳۹۱).نظریات این دوره را می‌توان به دسته‌های زیر تقسیم کرد.
نگرش کمی مدیریت، که هدفش کاربرد روش علمی برای حل مسائل فنی در سطح وسیع است. مدیریت کمی سه شاخه ی اصلی دارد: علم مدیریت یا تحقیق در عملیات، مدیریت عملیاتیو سیستم‌های اطلاعاتی مدیریت
نگرش اقتضایی اساس این نگرش که به آن نگرش موقعیتی نیز گفته می‌شود بر این استوار است که یک الگوی مدیریت برای همه ی موقعیت‌ها به‌عنوان بهترین راه وجود نداردوظیفه مدیر این است که تعیین کند چه روشی، در چه موقعیت خاصی، تحت چه شرایط ویژه‌ای و در چه زمان بخصوصی بهترین زمینه را برای نیل به اهداف مدیریت فراهم می‌کند(فیضی،۱۳۸۳).
جنبش جدید روابط انسانی. در طول بیست سال گذشته نظریه‌های دیگری در مدیریت معاصر با نگرش روابط انسانی پدید آمده است که از این قبیل نظریه‌ها می‌توان به نظریه اشاره کرد.
۲-۲- مدیریت آموزشي و ضرورت و اهميت آن
مديريت عبار ت است از فراگرد برنامه ریزی،سازماندهی ،رهبری و نظارت کار اعضای سازمان و استفاده از همه منابع موجود سازمانی برای تحقق هدفهای موردنظر سازمان(استونر و همکاران،۱۹۹۵). و مدیریت آموزشفرآيندياستاجتماعيكهبابهكارگيريمهارتهايعلمي،فنيوهنري کليهينيروهايانسانيوماديراسازماندهيوهماهنگنمودهوبافراهم آوردنزمينههايانگيزشورشدوهمچنینباتأميننيازهايمنطقيفرديوگروهيمعلمان،دانش آموزانوكاركنانبطورصرفه جويانه،آنها ر ابههدفهايتعليموتربيتبرساند (صافی،۱۳۸۴). رشد و توسعه نظام های آموزشی یکی از وجوه مشخص عصر ماست.این امر ،به ویژه ،در کشور های جهان سوم به مسئله ای مهم مبدل شده است . ازیک سو،تقاضا برای آموزش و پرورش ،رشد بی سابقه ای پیدا کرده،به طوری که با افزایش تعداد دانش آموزان در سطوح مختلف آموزشی ،تأسیس مدارس و مراکز آموزشی جدید،استخدام معلمان بیشتر و سرمایه گذاری افزونترضرورت یافته است. از سوی دیگر ،ضرورت تغییر در تصمیم گیری و سیاست گذاری ،بهبود کیفی و ایجاد فرصتهای برابر آموزشی برای همگان ،نقش خطیر مدیریت نظام آموزشی را به وظیفه ای سنگین و پرمسئولیت مبدل ساخته است.علاوه برنیازهای مقداری و کمیتی که نشانگر اهمیت پرداختن به مدیریت آموزشی برای اعتلاء کیفیت آن است وسعت قلمرو وظایف،پیچیدگی و تعدد عناصرآموزشی و گستردگی سازمان رسمی وزارت آموزش و پرورش در مقایسه با گذشته مراکز آموزشی دارای ویژگیهایی است که اولویت مدیریت آموزشی را نسبت به سایر انواع مدیریت به خصوص در دوران تحول امروز بروز می دهد کسان بسیاری از اندیشمندان مدیریت آموزشی معتقدند که تشکیلات حاکم بر امور آموزش و پرورش الگویی است برگرفته از سازمان وتشکیلات حاکم بر امور سایر سازمان های اداری(بهرنگی،۱۳۲۸)همانگونه که سازمانهای اداری دارای هدف ،برنامه ،مقررات ،ارزشیابی و اعتبارات مالی است سازمانها و نهادهای موجود در آموزش و پرورش نیز اینگونه هستند.انتظار از تولید و پاسخگویی آموزش و پرورش نیز دائما در حال تغییر است ،پیامد پاسخگویی به تقاضای روزافزون آموزش و پرورش ،گسترش نظام آموزشی به صورت سازمانی عظیم و گسترده است که با تعداد کثیری دانش آموز سرو کار دارد ،وظایف متعدد ومتنوعی را انجام می دهد،کارکنان فراوان با دانش و مهارتهای گوناگون را به خدمت می گیرد ،منابع مادی و مالی عظیمی را مصرف می کندو روی هم رفته،اثرات و نتایچ دامنه داری به بارمی آورد.گردش کار وفعالیتهای چنین تشکیلاتی ،بدون تردید،نیازمند برنامه ریزی آگاهانه و سازماندهی هوشمندانه و نتیجه بخشی خدمات حساس و خطیر آن ،مستلزم رهبری و مدیریت اثربخش است.
فراگرد آموزش وپرورش با انسان سروکار دارد چون انسان موجودی پیچیده است،ازاین رو،نظام آموزشی و کارورزان آن به ایفای دشوارترین و پرمسئولیت ترین وظایف اجتماعی اشتغال دارند.در هرنظام آموزشی سنجیده و عقلانی که دارای هدف های روشن و برنامه ی مشخصی است،ایفای وظایف و فعالیت های آموزشی و رهبری آنها باید به افراد شایسته و صاحب صلاحیت سپرده شود.تعجب آور نیست که در نیم قرن اخیر ،براثر ضرورت توجه به جوانب کیفی آموزش و پرورش ،برنامه ریزی و مدیریت آموزشی که پیشتر از آن مسائلی پیش پا افتاده تلقی می شدند.به موضوعاتی مهم و قابل اعتنا مبدل شده اند و در نتیجه تربیت مدیران شایسته و اثربخش برای سطوح آموزشی مختلف مورد تأکید قرار گرفته است(علاقه بند،۱۳۸۵ص۱۴و۱۵).
۳-۲- دیدگاههای موجود در مدیریت آموزشی
باتوجه به بررسی ومطالعه شیوه های مدیریت ودیدگاههای مدیران آموزشی نسبت به حل مشکلات ومعضلات واداره مدرسه به دودیدگاه مهم در زیر اشاره می شود:
الف – برخی مدیران مدارس ریشه بسیاری از مشکلات و نیز راه حل ها را در ورودی های سیستم مدرسه می جوی
ند آنها معتقدند که اگر ظرفیت های ورودی مدرسه ازقبیل  منابع مالی  و فیزیکي افزایش یابد می توان همه ی تنگناها ومشکلات   مدرسه راحل کرد دراین نگاه سنتی مدیریت کار وقتی خوب انجام شده که درصد قبولی از بالاترین میزان برخوردار باشد ؛اغلب مدیران ومعلمان هم دانش آموزان را افرادی بی انگیزه وناتوان از شناخت نیازهایشان می دانند دانش آموزان هم تصور می کنند کارشان فقط   حفظ مفاهیم کتابها و آوردن   نمره قبولی است .
ب- دسته دوم براین باورند که گرچه توجه به منابع موجود ومورد انتظار در ورودی های سیستم مدرسه حایز اهمیت وتاثیر بسیار است اما با تمرکز در فرآیند سیستم مدرسه وبهبود ارتقای مستمر فرایند ها همراه با تعیین استراتژی ها وراهکارهای مرتبط می توان بسیاری از حفره های آشکار و پنهان راحتی در ورودی های سیستم مدرسه بهبود بخشد وبرطرف کرد .
در مدیریت فرایند محورهمه ی تلاش وهدف مدرسه ومدیر معطوف به رضایت دانش آموزان وتوسعه ی یادگیری است وتاوقتی رضایت دانش آموزان ومعلمان حاصل نشده باشد در مدرسه کاری انجام نگرفته است دراین شیوه مدیریت، دانش آموزان ار باب وسرور هستند (عزتخواه ،۱۳۷۵).
۴-۲- وظایف مدیران:
وظايف عمومي مديران:
فراگرد مدیریت را غالبأ به وظایف مدیریت تفکیک و تجزیه می کنند. منظور از کارکرد، فعالیت مهمی است که در نیل به هدف ضرورت تام دارد ازجمله وظایف اصلی در مدیریت می توان به موارد زیر اشاره نمود:
۱- برنامه ریزی:یعنی پیش نگری و تدارک وسایل برای عملیات آینده.
۲-سازماندهی:یعنی ترکیب و تخصیص افراد و منابع دیگر برای انجام کار.
۳-فرماندهی :یعنی هدایت و جهت دهی افراد در انجام کار.
۴- هماهنگی :یعنی به هم پیوستن و وحدت بخشیدن همه کوششها و فعالیتها .
۵-کنترل :یعنی رسیدگی به اینکه آیا کلیه امور طبق مقررات و دستورات صورت می گیرند یا نه(فایول ،۱۹۴۹).
۵-۲- وظایف مدیر آموزشی :
هدف اصلی   مدیریت آموزشی تسهیل وپیشبرد امر آموزش ویادگیری است که برای رسیدن به این هدف مدیران آموزشی باید وظایف زیر را انجام دهند(عزتخواه، ۱۳۷۵).
الف – وظایف عمومی
برنامه ریزی عبارت است از تعیین اهداف وتدارک فعالیتها،امکانات ووسایل برای تحقق اهداف لذا داشتن طرح وبرنامه کار هفتگی ، ماهانه وسالانه از وظایف مهم یک مدیر موفق آموزشی است
سازماندهی : فرا گرد سازماندهی یعنی جریان نظم وترتیب دادن به کار وفعالیت ، تقسیم وتکلیف آن به افراد به منظور انجام دادن کار وتحقق هدفهای معینی می باشد . مدیر آموزشی بدین منظور باید هماهنگی های لازم را بین افراد وواحدهای مختلف بوجود آورد.
هدایت ورهبری : رهبری در مدیریت ، فراگرد اثر گذاری ونفوذ در رفتاراعضای سازمان برای یاری وهدایت آنها در ایفای وظایفشان است .لذا یک مدیر مدرسه باید قبل ازهرچیز یک رهبر آموزشی باشد، چرا که رهبر آموزشی با برقراری   ارتباط متقابل با کارکنان انگیزه کار وفعالیت را در آنها بوجود می آورد وهمواره مشکلات وکشمکش های آنها را حل می نماید .
نظارت وکنترل : نظارت وکنترل فراگرد ارزشیابی عملکرد فردی وسازمانی است برای آن که معلوم شودآیاهدفهای سازمان تحقق پیداکرده یانه.یک مدیر خوب ابتدا ملاکها   وروشهای سنجش عملکرد را تعیین می کند وآنگاه برعملکردها نظارت وآنهارا اندازه گیری می کند ودر ادامه نتایج حاصله را مقایسه ودر پایان برای تصحیح عملکرد ها اقدام می نماید .
یکی دیگر از وظایف عمومی مدیر آموزشی برقراری ارتباط مناسب  با افراد سازمان است که می بایست ضمن روشن نمودن هدف ومنظور پیام پیامهارا بدون ابهام ارسال نماید وهمواره قابلیت پذیرش ومیزان اثرگذاری آن را از سوی مخاطبان   مورد بررسی قرار دهد .
۲- وظایف خاص

برای دانلود متن کامل فایل پایان نامه ها به سایت zusa.ir مراجعه نمایید

دیدگاهتان را بنویسید