قلمرو موضوعی تحقیق حاضر در حوزه و چارچوب اصول و مفاهیم علمی مدیریت رفتار سازمانی درحوزه عدالت سازمانی است
۱-۸-۲ قلمرو مکانی
این تحقیق در اداره آموزش و پرورش شهرستان رودسر انجام شده و جامعه آماری آن شامل کلیه کارکنان این اداره می باشد.
۱-۸-۳ قلمرو زمانی
به لحاظ عملیات اجرایی، این تحقیق در بازه زمانی اردیبهشت ۱۳۹۲ تا بهمن ۱۳۹۲ انجام شده است.
فصل دوّم:
مبانی نظری و
پیشینه تحقیق
۲-۱ مبانی نظری عدالت سازمانی[۳۴]
عدالت پدیده ای است کـه در فضای روابط اجتماعی ایجاد می گردد در یک رویکـرد در صـورتی یک عمل عادلانه به حساب می آید که بیشتر افراد آنرا عادلانه تلقی نمایند. مطالعه دربـاره عدالت سـازمانی در سی سـال اخیر رشـد قـابل ملاحظه ای داشته است و مجموعه ای از تحقیقات آزمایشگاهی و میدانی را در بر می گیرد.
واژه عدالت سازمانی ابتدا توسط “گرین برگ”(۱۹۸۷)، به کار گرفته شده است. به نظر “گرین برگ” عدالت سازمانی با ادراک کارکنان از انصاف کاری در سازمان مرتبط است. او این اصطلاح را برای تشریح و تفسیر نقش انصـاف در محیط کـاری به کـار مـی برد. در تقسیـم بندی انـواع عدالت سازمانی، سه مفهوم عـدالت تـوزیعی، عـدالت رویـه ای، و عـدالت مـراوده ای مطـرح شده است. عدالت توزیعی به نگرشها و تفکّـرات کـارکنان در خصوص مناسب بودن ستاده ها و دریافتی هایشان، عدالت رویه ای، به انصاف ادراک شده از رویه ها و فراگردهایی که توسط آنها، پیامدها تخصیص می یابند و نهایتاً عدالت مراوده ای، بر مبنای انصاف ادراک شده از ارتباطات بین شخصی مرتبط با رویه های سـازمـانی و کیفیت ارتبـاطات بین شخصی تعریف می شود. پژوهش ها انجام شده در زمینه عدالت سازمانی نشانگر آن است که در سازمان هایی که کارکنـان بر این بـاورند کـه فـراگـردهای تصمیم گیری، ناعادلانه است. “گایدنز[۳۵]“(۱۹۷۹)، معتقد است که ساختار سازمانی از مهمترین عوامل تعیین کننده رفتار است در حالی که “پوگه[۳۶]” (۱۹۹۶)، ساختار سازمانها را تابع رفتار انسانها، به ویژه گروه های ذی نفوذ فعّال در سازمان می داند (دکونینک[۳۷] ، ۲۰۱۰، ص۷). رعایت عدالت یکی از مهمترین عوامل مؤثّر بر بقای سازمان و حفظ سلامت آن در بلندمدت است؛ از این رو، مفهوم عدالت در سیر نظریه های سازمان مورد توجّه ویژه ای قرار گرفته است(گرین برگ،۱۹۹۰،ص ۹۵۶). بویژه هنگاهی که نیل به “ثبات پویا” در شمار اهداف مدیران قرار می گیرد، رعایت عدالت یکی از الزامات اساسی رفتار سازمانی می شود. زیرا رعایت عدالت موجب افزایش احساس تعلّق خاطر، وفاداری، و اعتماد افراد به سازمان شده، بر سرمایه انسانی و اجتماعی سازمان می افزاید(دکونیک،۲۰۱۰، ص ۱۱).
این فصل شامل تعاریف و مفهوم، ضرورت و اهمیت متغیرهای تحقیق، سیر تفکر تاریخی آنها و نظریه های مربوط به آنها و اثرات آن در فعالیت های سازمانی پرداخته شده در انتهای این فصل نیز به مهمترین تحقیقاتی که در داخل و خارج از کشور در این زمینه های انجام شده پرداخته شده است.
در این بخش ابتدا تعاریف و مفهوم عدالت سازمانی تشریح، دیدگاه های مکاتب مختلف بیان، انواع عدالت در سازمان طبقه بندی و اثرات عدالت سازمانی بر دستگاه های اجرایی و موانع شکل گیری آن توضیح داده می شود.
۲-۲ تعاریف و مفهوم عدالت سازمانی
یکی از دشواریهای بحث عدالت، ابهام در تعاریف و معانی آن است. زبان عربی برای برخی واژه‌ها بیش از ده مترادف دارد و واژه عدالت نیز واجد چنین مترادف هایی است. بنابراین برای هر جنبه‌ای از عدالت معانی متعدّدی وجود دارد که شاید مهمترین آنها قسط، قصد، استقامت، وسط، نصیب، حصه، میزان، انصاف و غیره باشد. کلمه معادل عدالت در فرانسه و انگلیسی justice و در لاتین justitia است (اخوان کاظمی،۱۳۸۲،ص۲۷). فرهنگ لغات آکسفورد عدالت را به عنوان حفظ حقوق با اعمال اختیار و قدرت و دفاع از حقوق با تعیین پاداش یا تنبیه توصیف کرده است. اما آنچه در تعاریف این واژه به مقاصد ما نزدیکتر است مفهوم عدالت به معنای برابری و تساوی، دادگری و انصاف، داوری با راستی و درستی و مفاهیم دیگری از این قبیل است.
در حوزه ی سازمان و مدیریت، ردّپای عدالت را در آثار و مستندات اوّلیه ی این رشته می توان مشاهده کرد. یک محقّق به نام “بارکلی[۳۸]۱” با بررسی و تحلیل آثار “ماری پارکر فالت” نشانه های عدالت را در آثار او در قالب مفاهیمی همچون “ادراک از عدالت”، “چند بعدی بودن عدالت”، “مقابله به مثل” و “خروجی مبتنی بر عملکرد” نمایش می دهد(بارکلی،۲۰۰۵،ص۷۴۰).
به اعتقاد”اسکات[۳۹]۱” (۱۳۷۵)، امروزه سازمان و سازمان یافتگی جزء جدا نشدنی زندگی بشر شده است. بشر امروزی از بدو تولّد تا مرگ خود را درون سازمان می گذراند. از این رو بخش عمده ای از هدف استقرار عدالت اجتماعی، با اجرای عدالت در سازمان ها تحقّق می یابد (دکونیک،۲۰۱۰، ص ۱۴).
از مفهوم عدالت و انصاف در محیط های سازمانی با عنوان عدالت سازمانی یاد می شود. “فلوگر” (۱۹۸۶)، معتقد است که عدالت در سازمان بیانگر ادراک کارکنان از برخورد های منصفانه در کـار بوده و برای اثر بخشی عملکرد سازمانها و رضایت افراد در سازمانها یک ضرورت اساسی است (دکونیک،۲۰۱۰، ص ۲۳).
“گرینبرگ ” (۱۹۸۷)، عدالت سازمانی را رفتار منصفانه ی سازمان با کارمندان تعریف می کند. این افراد سازمان هستند که عادلانه بودن رویه ها و مراودات سازمانی را با بررسی و مقایسه حجم کار، زمان بندی کار، سطوح دستمزد، مزایای کار و تسهیلات رفاهی تعیین و”ادراک” می کنند(گرین برگ، ۱۹۸۷، ص۱۴).
“مورمن[۴۰]۲[۴۱]“(۱۹۹۱)، عدالت سازمانی را متغیّری که به توصیف عدالت به طور مستقیم پرداخته و با
موقعیت های شغلی ارتباط دارد به کار می برد. علی الخصوص مطرح می نماید که با چه شیوه هایی با کارکنان رفتار شود تا احساس کنند به صورت عادلانه ای با آنها رفتار شده است (حسام و همکاران ، ۲۰۱۰، ص ۵).
ریشه ی عدالت سازمانی را در نظریه ی”تبادل اجتماعی” و “ارزش گروهی” می توان یافت. این دو نظریه به توجیه اهمیّت عدالت برای افراد می پردازند.
نظریه ی ارزش گروهی و مدل رابطه ای [۴۲]مرتبط با آن که توسط “لیند و تایلر۶” ارائه شد، عدالت را به عنوان نشانه ای از روابط بلند مدت کارکنان با مدیران می داند. عزّت نفس یک فرد با هویّت اجتماعی او گره خورده است. افراد هنگامی ادارک عدالت دارند که ببینند مدیران آنها، معتمد و بی طرف بوده و رفتار محترمانه و عزّت بخش دارند.
تئوری تبادل اجتماعی بیان می کند افراد برای ارضاء نیاز خود نیاز به تعامل با همدیگر دارند؛ لذا لازم است هنجارهای عادلانه در روابط به هم وابسته مستقر شود. بر اساس این نظریه، اگر فردی احساس بی عدالتی کند، در صدد جبران و تلافی بر می آید تا تعادل از دست رفته را جبران کند(کیدر[۴۳]۱، ۲۰۰۷، ص ۵۳).
شکل ۱-۲ سیر تفکر عدالت سازمانی (خنیفر، ۱۳۸۸، ص ۵۹)
۲-۳ الگوها و نظریه های مربوط به عدالت سازمانی
عدالت محور بسیاری از مباحث زیبایی شناختی مبتنی بر ادراک تقارن و تعادل در نظام هستی است. ضمن اینکه موضوعی فلسفی است که از حیث مرتبه ذهنیت، در سطحی بسیار بالا مطرح می شود و اذهان فلسفی را در تلاش برای ادارک چیستی و ماهیت خود فعّال می سازد و در تسری یافته های فلسفی به حوزه علوم سیاسی، آموزه های متنوع فلسفی سیاسی را نقد می کند. از سوی دیگر مبحثی سیاسی است که مورد توجّه احزاب و گروه های سیاسی واقع شده و منازعات دنباله داری را پیرامون رابطه قدرت و عدالت سبب می شود. از نظر اقتصادی نیز مقوله ای است مهم که در مباحث توزیع ثروت، توسعه اقتصادی و فقر زدایی انعکاس می یابد. از نظر مصلحان فرهنگی، تحقّق آن لازمه ثبات و انسجام فرهنگی و حفظ هویّت ملّی
می شود (گرین برگ، ۱۹۸۷، ص۲۹).
نظریه های ارائه شده درباره عدالت از گستره و تنوع قابل ملاحظه ای برخوردارند. در یکی از کلّی ترین دسته بندی ها، عدالت از دیدگاههای نظری لیبرالی، سوسیالیستی، لیبرال دموکرات، اجتماع گرایی، فرانوگرایی، تقدیر گرایی و حق مداری بررسی می گردد.
به رغم متعدّد بودن نظریه های ارائه شده درباره مفهوم عدالت، در ذیل درباره مفهوم عدالت در دو حوزه مطالعاتی بحث خواهد شد:
الف) حوزه عدالت رویه ای یا کیفری که بیشتر به مطالعاتی ناظر است که درباره قانونمند کردن رفتارها و محاسبه رفتار انسانها برحسب قوانین موجود در زندگی اجتماعی و شیوه های برخورد قانون و مجریان آن با انسانهاست. بنابراین این حوزه در جامعه شناسی بیشتر مورد استفاده جامعه شناسان جرم و قانون قرار می گیرد(گرب ادوارد [۴۴]۱،۲۰۰۳، ص ۱۲۳). حوزه عدالت توزیعی یا عدالت اجتماعی که بیشتر بر چگونگی توزیع منابع کمیاب جامعه یا در واقع تناسب میان داده های افراد و ستانده ها معطوف می شود(راپ[۴۵]۲، ۱۹۹۹، ص۳۴).
حوزه عدالت توزیعی یا عدالت اجتماعی را می توان در یک تقسیم بندی کلّی به سطح فردی، گروه و سیستم تقسیم بندی نمود (آشوری، ۱۳۸۳، ص ۱۱). آنگاه از محل تلاقی این سطوح قراردادی با یکدیگر، نه وضعیت حاصل می شود که در این وضعیت ها حالت های مختلف عدالت در سطح اجتماعی قابل بررسی است(جدول ۲-۱).
جدول۲-۱ حالت های مختلف ارتباط های اجتماعی ممکن در سطح جامعه

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است