«برادرم در کودکی از موش بسیار میترسید»
۴ـ «کاد» همراه با اسم و خبرش که معمولاً به معنی «تقریباً» است که مفهوم کیفیتی دارد.
«تَکادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرنَ» (مریم:۹۰) «نزدیک است آسمانها شکافته شود»

 

۳-۴ قید تعجب:

 

چه، چقدر، شگفتا، عجبا.
۱ـ صیغه‌های تعجب «ماأفْعَلَ» و «أفعِلْ به» «قُتِلَ الانْسانُ ماأَکْفَرَهُ» (عبس: ۱۷)
«مرگ بر این انسان چقدر ناسپاس است»
۲ـ صیغه‌ی «یا + ﻟ َ + ضمیر + مِن + اسم مجرور»
«یا لَها من عاده» «عجب عادتی دارد»
۳ـ صیغه‌ی «لِلهِ + دَرُّ + ضمیر + اسم منصوب و مجرور به مِنْ»
«لِلهِ دَرُّه شاعراً» «عجب شاعری»
۴- افعال مدح و ذم «خالِدین فیها و نِعمَ أجرُ العامِلین» (آل عمران:۱۳۶)
« جاودانه در آن میمانند ؛ چه نیکوست پاداش اهل عمل»
«اولئک أَصحابُ النارِ خالدینَ فیها و بِئسَ المَصیر» (تغابن:۱۰)
«آنان اصحاب دوزخند جاودانه در آن میمانند و بد سرانجامی است»

 

۳-۵ قید نفی

 

خیر، ابداً، هرگز، هیچ.
۱ـ «لا»ی نفی جنس به همراه اسم و خبرش «فانَّ الصَّبْرَ مِنَ الایمانِ کَالرَّأسِ من الْجَسَدِ، و لاخَیْرَ فی جَسَدٍ لا رَأسَ مَعَهُ، و لا فی ایمانٍ لا صَبْرَ مَعَه» (حکمت:۸۲)
«شکیبایی ایمان را، چون سر است بر بدن و ایمان بدون شکیبایی چونان بدن بی سر ابداًارزشی ندارد»
۲ـ «أی» هنگامی که به مصدری از جنس فعل اضافه‌گردد و قبل از آن فعل نفی باشد. «لم یَتَلَمَسُ اظطرابه بَعد الامتحان‌ای تَلَمُّس» «اظطراب او را پس از امتحان هیچ حس نکردم»
۳ـ «لام جحود» که بعد از کان منفی می‌آید. «وَ مَا کانَ اللهُ لِیُضِلَّ قَومَا بَعدَ إِذ هَدَاهُم» (توبه:۱۱۵)
«هیچچنان نیست که خداوند قومی را پس از آنکه آنها را هدایت کرد گمراه کند»
۴ـ «لَنْ» ناصبه «لَنْ تَنالُوا البِرَّ حَتّی تُنْفِقُوا مِمّاتُحِبُّون» (آل‌عمران: ۹۲)
«هرگز به نیکوکاری نمی‌رسید مگر از آنچه دوست انفاق کنید»
۵ـ قَطُّ: ظرف زمانی که برای گذشته است که قبل از آن نفی یا استفهام باشد. «ماکانَ قَومٌ قَطُُّ فِی غَضِّ نِعمَهٍ مِن عَیشٍ فَزالَ عَنهُم إالّا بِذُنُوبٍ اجتَرَحُوها» (خطبه:۱۷۸)
«هرگز ملتی از ناز و نعمت زندگی گرفته نشدند، مگر به کیفر گناهانی که انجام دادهاند»
۶ـ أبداً: ظرف برای فعل آینده دائماً منون است و با فعل منفی می‌آید «ثُمَّ لایَنْقُلُهُ إلَیْکُمْ أبَداً حَتَّی یَأرِزَالأمْرُ إلی غَیْرِکُمْ» (خطبه: ۱۶۹).
«هرگز به شما باز نخواهد گردانید و در دست دیگران قرار خواهد داد»
۷ـ «کاد» منفی: «لا تکاد تکُفُّ الطِّفلهُ عن الطَّعام» «کودک از غذا خوردن هیچ دست نمیکشد»
۸ـ نون تاکید ثقیله یا خفیفه + فعل مضارع منفی
«لا تَجعَلَنَّ ذَرَبَ لِسانِکَ عَلَی مَن أنطَقَکَ» (حکمت:۴۱۱)
«هرگز با آنکس که تو را سخن آموخت به درشتی سخن مگو»

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

۳-۶ قید تأکید و تصدیق

 

به‌درستی، همانا، قطعاً، حقیقتاً.
۱ـ «إنَّ» مشبهه‌بالفعل «إِنَّ الاِنسانَ لَفی خُسرٍ» (عصر: ۲)
«همانا انسان قرین خسران و زیان است»
۲ـ مفعول‌مطلق از نوع تاکیدی «والَّذی بَعَثَهُ بِالحَقِّ لَتُبَلبَلُنَّ بَلبَلَهً، و لَتُغَربَلُنَّ غَربَلَهً» (خطبه:۱۶)
«سوگند به خدایی که پیامبر را مبعوث کرد سخت آزمایش میشوید. . .»
۳ـ نون تاکید ثقیله و خفیفه «وَایمُ اللهِ إنِّی لَأظُنُّ بِکُمْ أنْ لَوْ حَمِسَ الْوَغی، واستَحرَّ المَوت، قَدِ انفَرَجتُم عن أبنِ أبی طالِب انفِراج الرَّأس» (خطبه: ۳۴)
«به خدا سوگند میدانم بی شک اگر جنگ سخت درگیر شود و حرارت و سوزش مرگ شما را در برگیرد از اطراف فرزند ابوطالب، همانند جدا شدن سر از تن، جدا و پراکنده میشوید. »
۴ـ بسیاری از کلمات و تعابیر خاص دیگر مانند: دونَ ریبٍ، لاجَرَم. «اللَّهمَّ اسقِنا ذُلُلَ السَّحابِ دونَ صِعابها» (حکمت: ۴۷۲)
«خدایا ما را با ابرهای رام سیراب کن نه ابرهای سرکش»
۵ـ «لام» ابتداء و «لام» مُزَحْلَقَه. «لَبِئسَ لَعَمرُ اللّهِ سُعرُ نارِ الحَربِ أنتُم» (خطبه:۳۴)
«به خدا سوگند براستی شما بد وسیلهای برای افروختن جنگ هستید»
«وَایمُ اللّهِِ إنِّی لَأَظُنُّ بِکُم أن لَو حَمِسَ الوَغی، وَاستَحَرَّ الموتُ قَدِ انفَرَجتُم عن ابن أبی طالبٍ انفِراج الرَّأسِ » (همان)
«سوگند به خدا اگر جنگ سخت درگیر شود و حرارت وسوزش مرگ شما را در برگیرد از اطراف فرزند ابوطالب همانند جدا شدن سر از تن جدا و پراکنده میشوید»
۶ـ ضمیرفصل (العماد) «اُولئِکَ هُمُ المُفْلحونَ» (بقره: ۶) «آنان همان رستگارانند»

 

۳-۷ قید تشبیه

 

قیدی است که دلالت بر تشبیه چیزی بر چیز دیگر می‌کند.
هم‌چون، گویی، بسان، شبیه، مانند.
۱ـ حروف تشبیه «الکاف» و «کأنَّ»[۶]
«مَن شَکا الحاجَهَ إلَی مُؤمِنٍ، فَکَأنَّهُ شَکاها إلَی اللّه» (حکمت:۴۲۷)
«کسی که از نیاز خود نزد مومنی شکایت کند گویی به پیشگاه خدا شکایت برده است»
«الدّاعِی بِلا عَمَلٍ کالرّامِی بِلا وَتَرٍ» (حکمت:۳۳۷)
«دعوت کنندهی بدون عمل مانند تیر انداز بدون کمان است»
۲ـ اسم اشاره‌ای که از مفعول‌مطلق نیابت می‌کند.
«وَعَدَنی ذلک الوعدَ» «چنان وعدهای به من داد»
۳ـ مفعول‌مطلق نوعی «یا أیُّهَا الَّذینَ ءَامَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوبَهً نَّصُوحًا» (فتح: ۱)