اعتماد یه پدیده حساس و شکننده و به وجود اومدن اون زمان زیادی می بره و باید دونست که اعتماد باعث به وجود اومدن اعتماد می شه و دارای ابعاد زیره:

  • صداقت- درستی وپاکی
  • لیاقت-داشتن مهارت و علم در مورد فنی روابط انسانی
  • ثبات توانایی اعتماد-توان پیش بینی و قضاوت خوب هنگام رویارویی با شرایط و احوال و شرایط متفاوت
  • وفاداری-حفظ آبرو و آبرو
  • روراستی-رد و بدل کردن نظر ودادن اطلاعات به صورت آزادانه (رابینز، ۱۳۹۲؛ ۱۸۴).

مزیت کلی اعتماد بین افراد، سهیم کردن اطلاعات و همکاری میان اوناس وقتی که افراد اعتماد داشته باشن که به عقاید اونا احترام گذاشته می شه، اونا تمثیل بیشتری واسه ارائه عقاید خلاق، اهداف و عقاید فردی دارن اینجور محیطی عقاید خلاق رو در سازمان به وجود می آورد و اختلافات رو در موقعیت برد- برد حل می کنه (وارن بنیس میگه اعتماد رقابت مدیران امروز و فرداه). اگه فردی صداقت به خرج دهد، اعتماد و اطمینان بقیه رو به خود جلب می کنه. پس افراد رو باید آگاه ساخت،تصمیمات رو توجیه کرد و درباره مسائل صداقت به خرج داد (صالحی امیری و کاووسی، ۳۸:۱۳۸۷).

۲-۲-۸-۲ عدالت

عدالت در کلمه به معنی داد کردن، دادگر بودن، انصاف داشتن، دادگری و عدالت اجتماعی عدالتیه که همه مردم از اون بهره مند باشن (مشخص، ۱۳۸۹: ۲۳۷۹).

شهید مطهری (۱۳۹۲) چهار برداشت از عدل رو میگه:

 الف) موزون بودن: یعنی رعایت تناسب یا توازن میان اجزای یه مجموعه:  واژه اقتصاد اسلامی بر مبنای رعایت اعتداله.

اقتصاد

ب)تساوی و رفع بی عدالتی: یعنی رعایت مساوات بین افراد وقتی که استعدادها و استحقاقای مساوی دارن مانند:  عدل قاضی

ج) رعایت حقوق افراد: دادن جایزه و امتیاز براساس اندازه مشارکت اونا مانند:  عدالت اجتماعی.

د) رعایت استحقاقا: این معنی از عدل بیشتر مربوط به عدالت ساختگی و از خصوصیات باری تعالیه. به نظر هایک هم در رفتارها و هم تو ذهن آدم سلسله مراتبی حاکمه که اساسی ترین اونا در بخش فرآگاهی، یعنی در اون طرف توانایی درک ما قرار دارن.

عدالت از جمله مفاهیم ذهنیه چون که به طور عینی و شهود قابل رویت نیس بلکه در اثر خیال بخشی از پدیده اجتماعی میشه به اون صفت مساوی بودن یا نا مساوی بودن گفته کرد. یعنی گفته عدالت یه جور ارزش گذاری بر یه وضعیته از این رو مفهومی اخلاقیه. تو یه طبقه بندی این معنی به دو جنبه تقسیم می کنن: (عدالت روش هایی یا اجرایی) و (عدالت ذاتی یا عدالت اجتماعی). از نظر رابرتون، عدالت روش­ای یا اجرایی یعنی:  روند حق محاکمه عادلانه و برابر پیش قانون. در عدالت اجتماعی، کانون توجه به انصاف کلی جامعه در تقسیم پاداشا و درآمدهای اون معطوف می شه. معنی دیگه این عدالت به معنی عدالت توزیعیه که هم جهت با باز تولید سرمایه اجتماعیه. راهبران اخلاق مدار، مسایل و امور جور واجور رو از سر انصاف و عدالت مورد توجه قرار میدن، در جایی که قراره با افراد جور واجور به گونه های متفاوت رفتار شه، باید دلایل رفتار جدا، روشن و مناسب و بر اساس ارزشای اخلاق محکم باشه، وقتی که منابع و پاداشا یا کیفرها عرضه می شن، نقشی که رهبر می تونه اجرا کنه، بسیار حیاتیه، حیاتی بودن نقش رهبر در مورد پخش منابع و پاداشا یا کیفرها از این رواست که اون هم طرف انصاف رو داشته باشه و هم نسبت به موقعیتا و افراد آگاهی کافی داشته باشه، به دست آوردن این آگاهی بسیار حساس بوده و تلاش پیگیر می­خواهد(صالحی امیری و کاووسی، ۱۳۸۷: ۴۱).

 

۲-۲-۸-۳ صداقت

 

صداقت و یکرنگی، خواست ذات و خرد آدمیه و از فضائل خوب اخلاقی هستش و در مقابل، دورویی و نبود صداقت در روبرو شدن با دوستان و آشنایان و همکاران، بد و زیان آوره و یه مدیر مسلمون حتما باید از این خوی بد مبرا باشه. اخلاق ناروای دورویی که در روایات دو چهره گی و دو زبانی نامیده می شه و از بدترین شکل های جور واجور نفاقه و مرحوم ملا مهدی نراقی اون رو اینجور تعریف می کنه:  شخص وقتی دو چهره و دو زبانه که داداش مسلمانش رو حضوری مدح و ستایش کنه و اعلام دوستی و خیرخواهی کنه ولی در غیاب اون به غیبت و بد گویی و سعایت و هتک احترام و زیان مالی همت گمارد و اون رو اذیت کنه. اینجور حالتی یه مریضی روحیه و مبتلای اون بیشتر از بقیه از اون رنج و ضرر می­برد. رسول گرامی اسلام (ص) در سخنی شخص دورو رو شرورترین مردم معرفی کرده و تجسم عمل رو روز رستاخیز اینجور بیان می فرماید: آدم دورو روز قیامت در حالی حضور پیدا میکنه که یه زبون آتشین از پشت سر و زبانی دیگه از پیش رویش آویزانه و پیکرش رو هم می سوزونه(آخوندی، ۱۳۸۲: ۹۰).

روحیه

۲-۲-۸-۴ دوری از بی عدالتی

عدالت از فضایل بسیار با ارزش و رویایی انسانه که علاوه بر عقل و دین ذات آدمی ، همه بزرگان و صالحان عالم در هر مکتب و ملتی بر زیبایی و ضرورت اونا پای فشرده ان کامل ترین کتاب آسمونی درباره فضیلت اینجور می فرماید:  (( ان الله یا مرباالعدل والاحسان…)) به درستی خدا به عدالت و احسان فرمون میده.  بی عدالتی در اصطلاح علم جامعه شناسی موقعیتیه که افراد در برابر نقشای برابر از امتیازات اجتماعی نابرابر بهره مند می شن. هم اینکه، حالتی که ویژگی­ها و معیارهای انتسابی مبنای پخش قدرت یا ثروت قرار گیرد، بی عدالتی نامیده می شه. در شرایط بی عدالتی فرصت جنب و جوش اجتماعی برابر واسه افراد وجود نداره و افراد در آموزش یا انتخاب شغل شرایط نابرابری دارن. از عواملی که بر رشد بی عدالتی مذهبی و بی عدالتی ذهنی از شکل های جور واجور عادی بی عدالتی هستن (آخوندی، ۱۳۸۲: ۹۴).

۲-۲-۸-۵٫ احترام

از عاقبتای روشن کرامت و پستی، شگل گیری فضائل و رذائل در اخلاق فردی و اجتماعیه از مردمی که کوچیک شده باشن و شرافتهایشان لگد مال شده باشه، نمیشه انتظار رفتاری شرافتمندانه داشت. انسانی که کرامت وجودیش رشد پیدا میکنه و شخصیت و شوافت الهی پیدا میکنه، بر اداره خود توانا می شه، از همین روست که امیر مومنان (ع) فرمود:  «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهوته» کسائی که شخصیت و شرافت الهی دارن، شهوات و تمایلات نفسانی در نظر اونا پست و کوچکه. کانت (۱۷۳۴-۱۸۰۴) فیلسوف نامدار قرن ۱۸، در این باوره که وظیفه هرکسه که با بقیه به شکلی احترام آمیز رفتار کنه. تفسیری دیگه از این سخن کانت، اون هستش که به بقیه فقط به خاطر خودشون، احترام قائل شید نه به خاطر هدف دیگری، یعنی از احترام گذاشتن به کسی به عنوان ابزاری واسه رسیدن هدف دیگری، بهره نگیره، آدم به خاطر آدم بودنش قابل احترامه. احترام به بقیه باید به شکل سوگیری اونا واسه رسیدن به اهداف خودشون باشه و نباید به طور محض به شکلی رفتار شه که اونا وسیله ای واسه کامیابی افراد دیگه در اهدافشون باشن، رسیدن به این مقصود وقتی شدنیه که به ارزش و تصمیمات بقیه احترام بذاریم، در جایی که اینجور رفتاری رخ نمی ده افراد خود رو به مقام بردگی و خدمت به برآورد اهداف بقیه پیدا میکنن. شکل عملی احترام به افراد در سازمان، با همدلی و هم احساسی، گوش دادن به خوده و بها به ارزشا و شکیبایی داشتن در مقابل دیدگاه های متفاوت کارکنان تجلی پیدا میکنه.