سلامت سازمانی

سلامت سازمانی

 

۲-۳-۱٫ سازمان سالم

سازمان سالم سازمانیه که واسه ادامه زندگی خود میتونه به هدفها و مقاصد انسانی خود برسه، مشکلاتی رو که در رسیدن به هدفهایش با اون مواجه می­شه، بشناسه و این مشکلات رو از پیش پای خود برداره. سازمان سالم سازمانیه که درباره خود و موقعیتی که در اون قرار گرفته، واقع بین باشه، توانایی انعطاف داشته و قادر باشه واسه مقابله با هر مشکلی، بهترین منابع خود رو استفاده کنه (انصاری و همکاران، ۱۳۸۸).

مشکلات

در سازمانای سالم، کارمندان معتقد و وظیفه­شناس و به درد بخور هستن و از روحیه و کارکرد بالایی بهره مند هستن. سازمان سالم جاییه که افراد با علاقه به محل کارشون می­آیند و به کارکردن در این محل افتخار می­ کنن (میرکمالی و ملکی نیا، ۱۳۸۷). فورد[۱] (۲۰۰۱)، هم بیان می­داره که یه سازمان سالم و رابطه مدار فقط در کنار یه مدیریت و رهبری قوی، عاقلانه و شورانگیز به وجود می­آید. نقش مدیران در سلامت سازمانی وقتی بیشتر مشخص می­شه که معلوم شه اونا عاملان کلیدی واسه ایجاد تغییر در سازمانها به خاطر حرکت­دادن سازمان به طرف سلامت بیشتر هستن و به خاطر همین، در سالهای گذشته جست و خیز خیلی عجیبی واسه فهم، شناسایی و بازسازی سازمانها صورت گرفته.

روحیه

سازمان سالم جاییه که افراد با علاقه به محل کارشون می­آیند و به کارکردن در این محل افتخار می­ کنن. واقعا سلامتی سازمان از دید فیزیکی، روانی، امنیت، تعلق، شایسته­سالاری و ارزش گذاری به دانایی، تخصص، و شخصیت ذی­نفعان و رشد دادن به توانایی­های اون­ها و انجام وظایف محول شده از طرف فراسیستم­های خود در تاثیر رفتار هر سیستمی اثر زیادی داره (کور­کماز[۲]، ۲۰۰۶).

۲-۳-۲٫ معنی سلامت

سلامت به معنی از دست دادن مریضی و مشکل در ارگانیسمه. مایلز[۳] عقیده داره جدا از اشکالاتی که معنی ارگانیسم پنداری سازمان و نوع رویایی بودن بودن معنی سلامت کامل به بار می­بیارن. راه و روش سلامت سازمانی از دید فهم جست و خیز­های سازمان­ها و تحقیق و تلاش جهت بهسازی اون­ها، امتیازات علمی قابل توجه­ای داره (جاهد، ۱۳۸۴).

 

 

۲-۳-۳٫ معنی سازمان و سلامت سازمانی:

سازمان عبارتند از هماهنگی مناسب تعدادی آدما که از راه تقسیم وظایف و ایجاد روابط منظم و منطقی، واسه تحقق هدف یامنظور مشترکی، بطور دائمی، فعالیت می کنن. سایمون[۷] هم سازمان رو اینطور تعریف کرده: سازمان عبارتند از سیستم فعل و انفعالات سلوکی و رفتاری اجتماعی یه گروه انسانی، که همه اعضاء رو شرکت کنندگان سازمانی می گیم. هر کدوم از اعضاء یاگروههای شرکت کننده در قبال اون که از خود فعالیتی رو میدن منفعتی رو دریافت می کنن. جامعه معاصر ما، جامعه ایه منظم، در سازمانهایی که  افراد خونواده ما، زندگی می کنن ولادت می یابیم، به وسیله سازمانهای آموزشی از آموزش و تربیت استفاده میکردیم،  قسمت بزرگ زندگی خود رادر  خدمت به سازمانها صرف می کنیم و خیلی از اوقات فراغت خود رادر  سازمانها می گذرانیم و حتی به هنگام کفن و دفن به وسیله سازمانی اجازه تدفین صادر می شه و در آخر بازم به دست افراد سازمان مربوط به خاک سپرده میشیم (پرهیزگار، ۱۳۸۲: ۱۰۳).

از دیدگاه کیت دیویس[۸] وقتی سازمان سالمه که کارکنان احساس کنن کاری به درد بخور به جای می بیارن و به احساس رشد و پرورش شخصی دست می پیدا کنن. اونا بیشتر کاری شوق انگیز رو که خوشحالی داخلی جفت و جور می آورد، دوست دارن و می پذیرن. خیلی از کارکنان مسئولیت و فرصت پیشرفت و کامیابی شغلی رو جستجو می کنن. اونا می خواهند که به سخنانشون گوش داده شه و با اونا اونقدر رفتار شه که گویی هر یک دارای ارزش وجودی فردی هستن اونا می خواهند که اطمینان پیدا کنن سازمان به راستی واسه نیازها و دشواریهای اونا دلسوزی می کنه (دیویس و نیواستورم[۹]، ۱۳۸۰: ۸۱)

در تعریف دیگری از سلامت سازمان، سازمانی رو سالم می دانند که آفریننده باشه و واسه این ویژگی یعنی آفرینندگی باید از ویژگیایی بهره مند باشه که عبارتست از:

الف) تغییر رو قبول کنن.

ب) اندیشه های تازه رو گرامی بدارد.

ج) آزمایش و شکست رو جزئی از کامیابی بدونه.

د) از تلاش مردمون تشکر کنن.

سازمانی که دارای جو سالمیه سازمانیه که:

  • در مبادله اطلاعات قابل اعتماد باشه.
  • دارای توانایی انعطاف و خلاقیت واسه ایجاد تغییرات لازم طبق اطلاعات بدست اومده باشه.
  • خلاقیت

  • نسبت به اهداف سازمان دارای تنهایی و تعهد باشه.
  • پشتیبانی داخلی و آزادی از ترس و تهدید رو جفت و جور کنه چون که تهدید به رابطه خوب و سالم آسیب می رساند توانایی انعطاف رو کاهش می دهد و بجای علاقه به کل نظام، حفاظت از خود رو تحریک می کنه (هوی و میسکل، ۱۳۸۷: ۲۶۱).

رابرت اونز[۱۰] (۱۹۷۰) در بیان خصوصیات یه سازمان سالم می گوید: نه فقط در محیط خودش دووم می آورد بلکه بطور موثری پیوسته از عهده فعالیتای سخت و طولانی بر میاد و دائمیً این توانایی خود رو پیشرفت می دهد. عملیات کوتاه مدت هر روز مخصوصا ممکنه اثر داشته باشه یا غیر موثر اما باقی موندن پایدار، توان موثر و رشد، همیشه ادامه داره. سلامت سازمانی، یکی از گویاترین و روشن­ترین شاخص­های تاثیر سازمانیه. تو یه سازمان سالم مدیر رفتاری به طور کاملً دوستانه و پشتیبانی­گر با کارمندان خود داره و در برنامه ­های خود دارای یگانگیه. کارمندان هم تمایل بیشتری واسه موندن و کارکردن در سازمان دارن و به طور مؤثرتری  کارا رو انجام میدن. «مایلز» عقیده داره سلامت سازمانی به دووم و باقی موندن سازمان در محیط خود و سازگاری با اون و ارتقا و گسترش توانایی خود واسه سازش بیشتر با اون بستگی داره. «هرزبرگ» عواملی  چون طرز تلقی و برداشت کارکنان، روش اداره امور، هدف­های سازمان، وجود و اندازه سرپرستی، امنیت کاری، شرایط کاری، مقام و منزلت، سطح حقوق و دستمزد، قرار گرفتن روابط دوجانبه، سرپرستان ،همکاران و مرئوسان و زندگی شخصی کارکنان رو واسه تأمین و حفظ سلامت سازمان لازم دونسته (شریعتمداری، ۱۳۸۸).

به نظر لایدن و کلینگل[۱۱] (۲۰۰۰)، سلامت سازمانی یه معنی تقریباً تازه­ایه که به معنی توانایی سازمان واسه انجام وظایف خود به طور مؤثر که باعث رشد و بهبود سازمان می­شه. یه سازمان سالم جاییه که افراد می­خواهند در اون جا بمونن و کار کنن و خود هم آدمایی به درد بخور و مؤثر باشن (ساعدی و همکاران، ۱۳۸۹).

در تعریف دیگری از سلامت سازمان، سازمانی رو سالم می­دانند که آفریننده باشه و واسه این ویژگی یعنی آفرینندگی باید از ویژگی­هایی بهره مند باشه :

 

  • تغییر رو قبول کنه
  • اندیشه­های تازه رو گرامی بدارد.
  • آزمایش و شکست رو جزئی از کامیابی بدونه.
  • از تلاش افراد تشکر کنه.

سازمانی که دارای جو سالمیه سازمانیه که در مبادله اطلاعات قابل اعتماد باشه، دارای توانایی انعطاف و خلاقیت واسه ایجاد تغییرات لازم طبق اطلاعات به دست اومده باشه، نسبت به اهداف سازمان دارای تنهایی و تعهد باشه، پشتیبانی داخلی، آزادی از ترس و تهدید رو جفت و جور کنه چون که تهدید به رابطه خوب و سالم آسیب می­رسونن و توانایی انعطاف رو کاهش می­دهد و به جای علاقه به کل نظام حفاظت از خود رو تحریک می­ کنه (شریعتمداری، ۱۳۸۸).

 

۲-۳-۴٫ ویژگی­های سازمان سالم

ساعتچی (۱۳۷۵) ویژگی­های سازمان سالم رو به توضیح زیر بیان می­ کنه:

  • اهداف سازمان واسه اکثریت کارکنان سازمان روشنه و کلیه فعالیت­ها در جهت اهداف انجام­ می­پذیرد.
  • کارکنان نسبت به سازمان احساس تعلق می کنن و علاقه­مند به اعلام نظرات خود در مورد مشکل هستن.
  • مسائل در چار­چوب امکانات موجود به صورت فعال واقعی بر­طرف می­شه.
  • کارکنان در جهت حل مشکلات به صورت غیر­رسمی و فارغ از عنوان و مقام رسمی با همدیگه همکاری می­ کنن.
  • تصمیم ­گیری واسه افزایش کارآیی سازمان براساس عواملی مثل توانایی، احساس مسئولیت، وجود اطلاعات، و موشکافی منطقی صورت می­گیرد.
  • موشکافی

  • برنامه ­ریزی در سازمان براساس آینده­نگری، کارکرد و بر­قراری نظم صورت می­گیرد و روحیه همکاری هست.
  • قضاوت و خواسته­ های منطقی کارکنان سطوح پایین سازمان مورد توجه و احترامه.
  • مسائلی که در سازمان مورد بررسی و حل و فضل قرار می­گیرند، شامل نیازای شخصی و روابط انسانی هم می­شه.
  • همکاری به صورت آزاد و داوطلبانه صورت می­گیرد.
  • هروقت بحرانی سازمان رو تهدید کنه، واسه رفع اون با همدیگه متحد شده و خود رو مؤظف به رفع بحران می­دانند.
  • اختلاف در کار اراده کردن مهم تلقی می شه و به طور موثر با همکاران مطرح می شه.
  • صداقت در رفتار به طور کاملً مشخصه و کارکنان نسبت به همدیگه احساس احترام و تعلق دارن و خود رو تنها حس نمی­کنن.
  • کارکنان به طور کاملً متحرک هستن. براساس انتخاب و علاقه در فعالیت­ها مشارکت می­ کنن و حضور در سازمان براشون مهم و لذت بخشه.
  • مدیریت و رهبری به صورت انعطاف پذیری در سازمان اعمال می شه و در مواقع ضرورت، مدیریت و سازمان خود رو با موقعیت­ها و تغییرات محیط تطبیق می­ بدن.
  • حس اعتماد، آزادی و مسئولیت دوطرفه در بین همکاران زیاده (جاهد، ۱۳۸۴).

[۱]  Ford

[۲] Korkmaz

[۳] Miles

[۴] self-actualization

[۵] Maslow

[۶] Ideal type

[۷] Simon

[۸]  Kiet davies

[۹]  Davis and Nyvastvrm

[۱۰] Robert owens

[۱۱] Luthan & Klingle

Previous post:
Next post: