اگر استقلال وجود نداشته باشد قضاوت حسابرس با اعتقاداتش در مورد سیاست گزارش گری صاحب کار سازگار نخواهد بود. (ماگی و تسنگ ،۱۹۹۰)
استقلال به معنی عدم تبانی بین حسابرس و مدیریت شرکت صاحب کار می داند.(لی و گو ،۱۹۹۸)
استقلال دارای دو بعد است استقلال ظاهری (حسابرس مستقل به نظر می رسد)واستقلال باطنی (حسابرس به طور واقعی مستقل باشد )(فدراسیون بین المللی حسابداران ۲۰۰۱و انجمن حسابداران خبره کاندا ۲۰۰۰، انجمن حسابرسان استرلیا ۲۰۰۱ ، انجمن حسابدارن مدیریت انگلستان ۲۰۰۱)
مقایسه استقلال دریازده کشور فرانسه وهلند، سویس، انگلستان، آلمان، اردن، کویت، کانادا، مکزیک، آمریکا، و ژاپن پرداختند و به این تنیجه رسیدند که به استثنای کشور سوئیس بقیه کشورها هم به استقلال ظاهری و هم استقلال باطنی حسابرس توجه جدی دارند.(بلورد ونیدیس، ۱۹۸۵)[۱۵]
استقلال حسابرسان در هر دو جنبه ظاهری و باطنی برای قابلیت اتکای گزارش گری و درنتیجه برای فرایند شکل گیری سرمایه حیاتی است.(شووتز، ۱۹۹۴)
طی تحقیقی در کشور مالزی تاثیر چند عامل از جمله رقابت، کمیته ی حسابرسی صاحب کارو اندازه ی موسسه حسابرسی را براستقلال حسابرس مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که رقابت میان موسسات حسابرسی تاثیر مثبتی بر استقلال حسابرس داشته اما اندازه موسسه حسابرسی دارای تاثیر منفی بوده و کمیته ی حسابرسی نیز از دید گاه آزمودنی ها مهم نبود. (گول.۱۹۸۹)
تاثیر خدمات غیر حسابرسی، حق الزحمه ی معوق، اندازه شرکت مورد حسابرسی وشاغل بودن همسر حسابرس در شرکت مورد حسابرسی را بر استقلال حسابرس در سه کشور آمریکا، آلمان، فیلیپین مورد بررسی قرار دادندو به این نتیجه رسیدند که به جز حق الزحمه ی معوق سایر عوامل تاثیر تعیین کننده ای بر استقلال حسابرس ندارند(آگاسر ودوپینگ،۱۹۹۱)
در تحقیقی که درکشور کانادا انجام داد به این نتیجه رسید که از دیدگاه مدیران موسسات اعتباری وبانک ها رقابت در حرفه ی حسابرسی مستقل نسبت به مدیران بانک ها وموسسات اعتباری نگرانی کم تری داشتند. (بارتلت، ۱۹۹۳)[۱۶]
طی تحقیقی در کشور مالزی تاثیر چند عامل از جمله کمیته ی حسابرسی صاحب کار بر استقلال حسابرس را مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیق نشان داد که از دیدگاه حسابرسان مستقل و حسابدارن شاغل در شرکت های تولیدی وجود کمیته ی حسابرسی صاحب کار بر استقلال حسابرس تاثیر افزاینده دارد. (تئوه ولیم ، ۱۹۹۴)
طی تحقیقاتی در کشور انگلستان ۲۵ عامل افزاینده ی استقلال حسابرس از جمله رقابت در حرفه ی حسابرسی، اندازه شرکت صاحب کار و کمیته ی حسابرسی صاحب کار را مورد بررسی قراردادند. نتیجه تحقیق نشان داد از دیدگاه مدیران مالی شرکت ها، شرکای موسسات حسابرسی و تحلیل گران مالی ۲۵ عامل یادشده به ویژه رقابت، اندازه شرکت صاحب کار و کمیته حسابرسی مهم ترین عامل افزاینده استقلال حسابرس درمیان ۲۵ عامل افزاینده استقلال حسابرس هستند. (بیتی و همکارانش .۱۹۹۹)
اثررقابت بر استقلال و کیفیت کار حسابرسی در کره ی جنوبی مورد بررسی قرار داد وبه این نتیجه رسید مدیرانی که گزارش های مشروط دریافت کرده بودند بیش از مدیرانی که گزارش های مقبول دریافت کرده بودند،حسابرسانشان را تغییر داده اند. علاوه بر این؛ این مدیران احتمال دریافت گزارش های مقبول بیشتری در حسابرسی های بعدی داشتند .پارک نتیجه گیری می کند که رقابت، فرصت جدیدی به مدیریت صاحب کار می دهد تا حسابرس مورد نظر خود را انتخاب کند. وی درادامه می گوید: از نظر دولت ها و مجامع حرفه ای هدف اصلی رقابت افزایش کیفیت حسابرسی است اما این هدف زمانی تحقق می یابد که مدیریت صاحب کار از شهرت کافی برخوردار باشد وحسابرسان لایق و حرفه ای را انتخاب کند. به نظر می رسد دو عامل ساختار موسسه ی حسابرسی (به کار گیری کنترل کیفیت و…….) و مدیریت صاحب کار(انتخاب حسابرس با استقلال و کیفیت برتر ) می توانند از رقابت برای افزایش استقلال حسابرس بهره جویند. بر عکس، دوعامل یاد شده می توانند از رقابت سوء استفاده کرده واستقلال را کم رنگ کنند. (پارک ، ۱۹۹۰)[۱۷]
از هر حسابرسی می خواهد که تمام روابط میان حسابرس و شرکت صاحب کار را که بر استقلال حسابرس و قضاوت وی تاثیر می گذارد به کمیته حسابرسی صاحب کار گزارش کند. (کمیته استاندارد های استقلال، ۱۹۹۹)
نقش کمیته های حسابرسی صاحب کار خیلی بیش از رابط میان شرکت وحسابرس است وتاکید بر آن است که کمیته ی حسابرسی صاحب کار باید نقش کلیدی در انتخاب حسابرس مستقل داشته باشد.(انجمن حسابدارن مدیریت انگلستان، ۲۰۰۱)
شرکت های بزرگ با کیفیت معمولاً مکانیزم کنترل قوی تری دارند وسعی می کنند حسابرسان با کیفیت بالاتر را انتخاب کنند. موسسه تحقیقاتی در گزارشی که به کمیته استاندارد های استقلال ارایه کرد در مورد رابطه ی اندازه ی شرکت صاحب کار واستقلال حسابرس می گوید:از نظر آزمودنی ها ،اندازه یک شمشیر دو بله است وبیش تر آزمودنی ها امکان سوء استفاده مساوی را هم برای شرکت های بزرگ و هم برای شرکت های کوچک قایل بودند. شرکت های بزرگ تر سیستم کنترل داخلی قوی داشته و کیفیت گزارش گری بالایی دارند. از طرف دیگر، به دلیل حق الزحمه ی حسابرسی بیش تر حسابرسان سعی می کنند به هر قیمتی حسابرسی این شرکت ها را به دست آروند. اگر چه شرکت های کوچک تر دارای حق الزحمه ی حسابرسی پاینی هستند اما ممکن است حسابرسی ساده تری داشته باشند. حسابرسان این شرکت ها سعی می کنند با صاحب کار رابطه ای دوستانه داشته باشند. بنابراین، اندازه (بزرگ و کوچک ) شرکت مورد حسابرسی می تواند هم منجر به افزایش استقلال و هم منجر به کاهش استقلال حسابرس شود.(اسکلایف، ۲۰۰۰)[۱۸]
موسسات بزرگ حسابرسی از شهرت بالاتری برخوردارند و معمولاًهزینه بیش تری را صرف آموزش حسابرسان خود می کنندو کنترل کیفی قوی تری دارند. موسسات حسابرسی بزرگ برای افزایش کیفیت حسابرسی خود، سرمایه گذاری زیادی می کنند.(دوپوچ وسیر مونیک، ۱۹۸۰)
به همین دلیل، کمیته استاندارد های استقلال شهرت و اعتبار موسسه حسابرسی را مهم ترین عامل حفاظت از از استقلال آن می داند. (کمیته استاندارد های استقلال ، ۱۹۹۹)
موسسات حسابرسی بزرگ تر باید قادر به مقاومت بیش تری در برابر مدیریت صاحب کاران باشند.زیرا، یا اثر فشار صاحب کار بر این گونه موسسات زیاد است ویا این که شهرت و اعتبار موسسه ی حسابرسی اثر این فشار را از بین خواهد برد(پارک، ۱۹۹۰)
طی تحقیقی به این نتیجه رسیده شد که موسسات حسابرسی مشهور قیمت های بالاتری داشته واز اعتبار وشهرتشان بیش تر مواظبت می کنند (کریسول وهمکارانش، ۱۹۹۵)
از دید گاه حسابرسان مستقل وکاربران صورت های مالی، ریسک از دست دادن استقلال در موسسات حسابرسی کوچک تر، بیش تر است.(شوکلی، ۱۹۸۴)
هشت موسسه بزرگ حسابرسی جهان مستقل تر به نظر می رسند و صورت های مالی حسابرسی شده توسط این موسسات قابل اتکا تر هستند(مک کینلی و همکارانش، ۱۹۸۵)
موسسات حسابرسی بزرگتر، مستقل تر از موسسات حسابرسی کوچک تر هستند. (فرانسیس وهمکارانش، ۱۹۹۸)
حسابرسی یک شرکت توسط یکی از شش موسسه ی حسابرسی بزرگ دنیا از دیدگاه مدیران مالی شرکتها، شرکای موسسات حسابرسی وتحلیل گران مالی به ترتیب، دومین ونوزدهمین عامل افزاینده ی استقلال حسابرس در میان بیست و پنج عامل افزاینده ی استقلال حسابرس بود. از طرف دیگر، حسابرسی یک شرکت توسط موسسه ی حسابرسی محلی از دیدگاه گروه های یادشده به ترتیب پنجمین، سومین وشانزدهمین عامل تهدید کننده ی استقلال حسابرس درمیان بیست وچهار عامل تهدیدکننده ی استقلال بود.(بیتی وهمکارانش،۱۹۹۹)
وجود برخی از شرایط در محیط فرایند گزارشگری، امکان ارزیابی مستقیم اطلاعات به وسیله استفاده کنندگان را بسیار مشکل می سازد تقاضا برای حسابرسی در فرایند گزارشگری که تحت شرایط تضاد منافع، پیامد های اقتصادی بااهمیت، پیچیدگی فعالیت های اقتصادی و عدم دسترسی مستقیم انجام شود قابل توجیه است، تضاد منافع بین دو گروه تهیه کننده واستفاده کننده از اطلاعات، مهم ترین توجیه برای نیاز به حسابرسی است در صورت نبود این تضاد منافع بین این دو گروه نیاز به خدمات حسابرسی به طور محسوس کاهش می یافت. وجودتضاد منافع انجام خدمات حسابرسی توسط فردی مستقل از هردو گروه را اجباری می سازد نتیجتاًیکی از مهم ترین ویژگی های حسابرس استقلال اوست (نیکخواه آزاد، ۱۳۷۹)
درفرهنگ وبستر( ۱۹۸۶) رهایی از تاثیر، کنترل یااراده دیگری یا دیگران تعریف شده است.
کری(۱۹۷۰) معتقد است استقلال درساده ترین معنا این است که حسابرس حقیقیت را همان گونه که دیده است بگوید واجازه ندهد هیچ محرکی اعم از مادی یا احساسی اورا از این مسیر خارج سازد.
دی آنجلو ( ۱۹۸۱)[۱۹] می گوید حسابرسی مستقل است که بتواند گزارش های حسابرسی خودرا متناسب با عقیده ونظر واقعی اش منتشر کند.
نپ،۱۹۸۵[۲۰] استقلال را توانایی مقاومت دربرابر فشار صاحب کار می داند.
ارنس وهمکاران (۱۹۹۹ ) استقلال را اتخاذ یک دیدگاه غیر جانبدارنه دراجرای آزمون های حسابرسی ،
ارزیابی نتایج وانتشار گزارش های حسابرسی تعریف کردند.
هال ورنر( ۱۹۹۱ )معتقدند اگر چه جنبه ی باطنی استقلال قابل مشاهده نیست اما هنگامی که قصور وسهل انگاری حسابرس نمایان می شود، مدارکی از نبود استقلال باطنی به دست می آید.
از نظر فدراسیون بین الملی حسابداران( ۲۰۰۱) استقلال دارای دو بعد است. استقلال ظاهری (حسابرس مستقل به نظر می رسد) واستقلال باطنی (حسابرس به طور واقعی مستقل باشد)،بنابراین استقلال جوهره وروح حسابرسی است وحسابرسی بدون استقلال فاقد ارزش ومعنی است.
هارتلی وروس طی پژوهشی به این نتیجه رسیدند که فقط ۶۰% از پاسخگویان عقیده دارند که ارائه خدمات غیر حسابرسی تهدید مهمی برای استقلال می باشد.
فیرت( ۱۹۸۰) طی پژوهشی در کشور انگلستان به بررسی عوامل موثر براستقلال حسابرس پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهدکه وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار تاثیر کاهنده وارائه خدمات غیر حسابرسی تهدیدی برای استقلال حسابرس می باشد.
دایکس هورن وسینینگ (۱۹۸۲) طی پژوهشی در کشور آلمان به این نتیجه رسیدند که ازدیدگاه مدیران بخش وام دهی وسرمایه گذاری بانکها، وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار وارائه خدمات غیر حسابرسی برتصمیمات مالی تاثیر گذار بوده و به عبارتی دیگر عوامل ذکرشده تاثیر کاهنده ای بر استقلال حسابرس دارند.
آنتل (۱۹۸۴) طی پژوهشی به بررسی استقلال حسابرس پرداخته است. دراین پژوهش نقش مدیران درتعیین حق الزحمه حسابرسی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نقش مدیران در تعیین حق الزحمه حسابرسی تاثیر منفی بر استقلال حسابرس داشته مگر اینکه مکانیزم کنترلی خوبی برقرار باشد.
وجود کمیته حسابرسی صاحبکار بر استقلال حسابرس تاثیر داشته مگر اینکه مکانیزم کنترلی خوبی برقرار باشد.(نپ،۱۹۸۷،شمشر و همکاران ،۲۰۰۱ –کلین ،۲۰۰۲)

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.