نظریه شناختی اجتماعی بندورا :پایان نامه خود تنظيمي يادگيري

نظریه شناختی اجتماعی بندورا : 

 آلبرت بندورا به رغم پذیرش نقش شرطی شدن  در تبیین رفتارآدمی ، بانقش سنتی محرک و پاسخ به عنوان تنها شیوه مطالعه رفتار مخالفت می کند. از نظر بندورا بخش وسیعی از یادگیری های انسان با مشاهده و تقلید صورت می گیرد . دیدگاه های اولیه  بندورا در تبیین رفتار انسان به نظریه های ((یادگیری اجتماعی)) شهرت  داشت . امروزه این نظریه ها و فرایندهای شناختی و مبانی رفتار و توانایی های بالقوه انسان ، ابعاد  تازه تری یافته است که در سالهای اخیر ، دیدگاهی مستقل معرفی شده است. او در جریان پرورش نظریه شناختی -اجتماعی خود دیدگاه یک بعدی  تاثیرگذاری محیط بر انسان ، یعنی عمده ترین فرضیه رفتارگرایی را رد کرده  وبه طرح (( موجبیت دو جانبه )یا ( فرایندی به هم پیوسته ))که دربرگیرنده کلیه عوامل فردی و اجتماعی در فرآیند یادگیری است پرداخته است (کدیور، 1385). به نظر بندورا عواطف تفکر و رفتار فرد در موقعیت  ، به  احساس توانایی او وابسته است .  در موفقیت هایی که  فرد نسبت به توانایی های خود  اطمینان حاصل می کند  ، رفتار و شناخت واحساسات او کاملا متفاوت از موقعیت هایی است که فرد  درآن احساس عدم توانایی امنیت  یا فقدان صلاحیت می کند . به طور خلاصه ،در ک فرد از تنظیم خود  نه تنها  بر الگوهای  شناختی ، بلکه بر انگیزش وبر انگیختگی  هیجانی او نیز تاثیر می گذارد.

بندورا معتقد است ، که  عنوان یادگیری اجتماعی به تدریج  کاربرد خود را برای این نظریه از دست داده است . زیرا این نظریه به طرح  فرآیندهایی مانند خود تنظیمی و سازوکارهای انگیزشی پرداخته ، که آنرااز نظریه های یادگیری سنتی متفاوت می کند علاوه بر این در  نظریه شناختی -اجتماعی فرآیند کسب دانش با پردازش اطلاعات تبیین  شده است  نه با الگوی  شرطی شدن . همچنین عنوان  یادگیری اجتماعی به دلیل شباهت نظریه یادگیری اجتماعی دالارد ومیلر، کاربرد چندانی ندارد بنابراین عنوان شناختی اجتماعی عنوان مناسبی است که هم به خاستگاه اجتماعی رفتار و تفکر و هم به بعد شناختی رفتار  توجه می کنند (بندورا 1986 ؛ به نقل از کدیور ، 1385).

تعریف  انگیزش:

تعریف انگیزش بستگی به این دارد که از چه دیدگاهی انگیزش را تعریف کنیم .در واقع تعریف  یک روانشناس از انگیزش به دیدگاه او  بستگی دارد.  فروید ،کتل ، مورفی ، هب ، اسکینر ، بندورا و… تعاریفی را  در مورد انگیزش ارائه کرده اند ، اما در یک جمع بندی کلی می توان ،انگیزش را  به صورت مجموعه متغیرهای پیچیده ارگانیزمی و محیطی  که کنش آنها به فعالیت عمومی و جهت دار احساس  و رفتار منجر می شود ،تعریف کرد.

جایگاه انگیزش در روانشناسی :

روانشناسی انگیزش جایگاه مهمی در روانشناسی دارد چنین استنباط میگردد روانشناسی انگیزش با مسائل و پدیده هایی سر و کار دارد که کل روانشناسی با آن روبرو است .  اهمیت بحث انگیزش باعث به وجودامدن نظریه های زیادی در این باره شده است:  نظریه  غریزه، نظریه سایق ،نظریه انتظار- ارزش ونظریه  نیازها.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

اثربخشي آموزش گروهي مديريت زمان بر خود تنظيمي يادگيري دانش آموزان پيش دانشگاهي

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *