دیابت یک اختلال در سوخت و ساز بدن است. در حالت طبیعی­، غذا در معده تبدیل به گلوکز یا قند خون می شود. قند از معده وارد جریان خون می شود. لوزالمعده هورمون انسولین ترشح می کند و این هورمون باعث می شود قند از جریان خون وارد سلولهای بدن شود. در نتیجه مقدار خون در حد نرمال و متعادل باقی می ماند. اما در بیماری دیابت، یا انسولین به میزان کافی در بدن وجود ندارد و یا انسولین موجود قادر نیست تا وظایف خود را بدرستی انجام دهد، در نتیجه به علت وجود مقاومت در برابر آن، قند خون نمی تواند به طور موثری وارد سلول های بدن شود و مقدار آن بالا می رود. انسولین هورمونی است که توسط سلول های بتا واقع در پانکراس ترشح می شود و وظیفه­ی اصلی آن کاهش قند خون است. پانکراس نیز یکی از غدد دستگاه گوارش است، که در پشت معده قرار دارد (هگلسون، اسنایدر، اسکوبار، سمینریو و بکر، 2007). دیابت نوع 2 در مراحل اولیه با تغییر شیوه زندگی اعم از تغذیه سالم، فعالیت بدنی و نیز کنترل استرس قابل درمان خواهد بود. در مراحل پیشرفته تر بیماری اغلب با مصرف داروهای خوراکی قابل کنترل است (هگلسون و همکاران، 2007).

تحقیقات نشان داده است که مسائل روان شناختی در کنترل دیابت بسیار موثر است. آموزش های روانشناختی همراه با درمان های پزشکی در دیابت بسیار موثرتر و پایدارتر از درمان دارویی به تنهایی است. این نکته را باید در نظر گرفت که، آموزش های روانشناختی باید با توجه به نوع دیابت و توانایی های بیماران باشد. به دلیل اینکه بیماران دیابتی ریسک بالایی در ابتلا به افسردگی، اختلالات اضطرابی و اختلالات خوردن دارند باید تحت آموزش های روان شناختی قرار بگیرند، همچنین خانواده های افراد دیابتی باید تحت آموزش قرار بگیرند تا طرز برخورد صحیح با این بیماری را فرا بگیرند. درمان های روانشناختی و گروهی از جمله، آموزش مراقبت از خود، توانایی حل مسئله، کنترل خشم و رعایت رژیم غذایی مناسب در بهبودی پایدارتر بیماران دیابتی بسیار موثر بوده است (انجمن دیابت کانادا، 2008). یکی از شیوه های روانشناختی موثر در درمان دیابت، درمان شناختی-رفتاری است. رویکرد شناختی-رفتاری بر تحریفات شناختی و تلاش برای تغییر رفتار تمرکز دارد. جوهره رویکرد شناختی-رفتاری عواطف و رفتارهایی است که توسط افکار و شناخت ما شکل گرفته اند. درمانگر به بیمار کمک می کند تحریفات شناختی خود درباره ی موضوعات مرتبط با شرایط دیابتیک را شناسایی نموده و شیوه­های تفکری مثبت تر و واقع بینانه تری را جایگزین آنها نماید (ویلدرموت، 2008).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

یکی از متغیرهایی که نقش پررنگی در بهبود افسردگی بازی می کند، امید است. می توان گفت با سطح بالایی از امید افراد می توانند خودشان را در برابر افسردگی حفاظت کنند و دوره های کوتاه مدت افسردگی بهبود یابند و احتمال کمتری دارد که تجربه ای دوباره داشته باشند. (اسنایدر، 2000). امید درمان گروهی یکی از رویکردهای جدید درمانی می باشد که با ترکیب اصول مداخلات درمانی مبتنی بر شرح حال، تمرکز بر حل مساله یک نظام درمان کوتاه مدت و نیمه ساخت یافته و جدید ارائه می کند.

بیان مسأله

دیابت نوع 2 بیشتر در بالغین بالای 30 سال و چاق دیده می شود که 90-80 درصد کل موارد دیابت را شامل می شود و انسولین تولید شده از پانکراس در این افراد به خوبی عمل نمی کند. در واقع پانکراس به اندازه کافی انسولین ترشح نمی کند و یا انسولین ترشح شده، فاقد کارایی لازم است (تایلبرگ، میراندا، جیمز و بتل، 2001). تحقیقات نشان داده است که افراد دیابتی ریسک بالایی در ابتلا به افسردگی و اضطراب دارند. شیوع افسردگی در افراد دیابتی 24 درصد است (گلدنی، فیلیپس، فیشر و ویلسون، 2004)، ولی درمان­های بسیار کمی در زمینه بهبود سطح کیفیت زندگی و کنترل هیجانات دریافت می کنند. همچنین موقعیت اجتماعی بیماران در روشهای درمانی در نظر گرفته نمی شود. درمان های صرفأ پزشکی برای بیماران در دراز مدت کافی نیست و درمان باید مسائل جسمانی و مسائل روانشناختی را مد نظر قرار دهد. هدف از درمان روانشناختی در افراد دیابتی نوع 2 این است که زندگی سالمتر و بهتری با دیابت داشته باشند. هدف از اجرای این طرح، آموزش کامل و جامع با تمرکز بر زندگی بهتر با دیابت با استفاده از روش درمان شناختی – رفتاری است. در این روش سطح کیفیت زندگی و هیجانات و موقعیت اجتماعی بیماران بررسی می شود. هدف کاهش پتانسیل منفی در بزرگسالان دیابتی است. توانایی خود کنترلی در عدم مصرف غذاهای کم ارزش و ناکارآمد و مراقبت های صحیح روزانه و رعایت رژیم دارویی، مداخله درمان روانشناختی را ضروری می کند (ویلدرموت، 2008).

تحقیقات نشان داده است که در یک فعالیت گروهی، افراد دیابتی یاد می گیرند که چه روش هایی برگزینند تا تغییرات مثبت و پایدارتری را بدست آورند و روش امید درمان گروهی شناختی رفتاری می تواند بر افزایش کنترل متابولیکی، عزت نفس و افزایش کیفیت زندگی آنها مؤثر باشد (گلدنی و همکاران ، 2004). طبق تحقیقات انجام شده، شیوع افسردگی در افراد دیابتی 11 تا 12 درصد است. در تحقیقات انجام شده بر روی 4800 بزرگسال مبتلا به دیابت نوع 2 مشخص شد که 12 درصد آنها مبتلا به افسردگی ماژور و 5/8 درصد آنها اختلال افسردگی مینور دارند (سادوک و سادوک ، 2008). مطالعات انجام شده نشان داده است، افراد دیابتی که اختلال افسردگی دارند در کنترل گلوکز خون ضعیف عمل می کنند و تغییرات زیادی در آزمایش HbA1c دارند (سادوک ، 2008).

در تحقیقی که توسط (یوربانسکی، فابری و تایلور، 2009)، انجام شد، تاثیر درمان شناختی-رفتاری بر اختلال خوردن در افراد دیابتی بررسی شد. نتیجه این تحقیق نشان داد که این درمان علاوه بر افزایش خودکنترلی در خوردن، موجب بالا رفتن عزت نفس و انطباق بهتر با بیماری شده و همچنین این درمان موجب کاهش میانگین قند خون در بیماران شده است.

به علت عدم مداخله غیر دارویی در اختلالات روانپزشکی همراه در بیماران دیابتی، اختلال همراه با بیماری دیابت کنترل نشده و موجب افت کیفیت زندگی بیماران و تشدید عوارض دیابت می­شود. با توجه به این که دارو درمانی به تنهایی نتایج مطلوب را تامین نمی کند، مداخلات غیر دارویی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. از آنجایی که مداخلات و درمان­های گروهی تاثیر بسزا و بیشتری در درمان­های دیابت داشته اند، درمان شناختی-رفتاری گروهی برای مداخله غیر دارویی انتخاب شد. تا آنجایی که پژوهشگر به بررسی پیشینه پژوهش پرداخته است، تا کنون روش درمانی  امید درمان گروهی به شیوه ی  شناختی-رفتاری بر روی افسردگی و کیفیت زندگی بیماران زن دیابتی در ایران و بخصوص فارس انجام نشده است، بنابراین این خلأ پژوهشگر را بر آن داشت تا به بررسی اثر امید درمان گروهی به شیوه ی شناختی-رفتاری در بیماران زن دیابتی بپردازد.

اهمیت و ضرورت پژوهش

آسیب های فیزیکی و مشکلات جسمانی افراد دیابتی بسیار زیاد است و عواقب این بیماری بسیار پر زحمت و طولانی است. این حقیقت وجود دارد که سازگاری صحیح با بیماری مزمن و طولانی کار بسیار دشواری است و در بیماران نگرش منفی نسبت به بیماری ایجاد می کند و آنها را دچار استرس و افسردگی می سازد. بسیاری از بیماران از اینکه باید تسلیم تجویزهای  دارویی شوند احساس بی­کفایتی می کنند، این امر بر روی خلق آنها و تنظیم گلوکز خونشان تاثیر منفی می­گذارد (تایلبرگ، میراندا، جیمز و بتل ، 2001 ، به نقل از ویلدرموت ، 2008).

رژیم­های سخت دارویی و تغذیه­ای موجب افزایش ریسک آنها نسبت به بیماری­های روانپزشکی از قبیل، پایین رفتن عزت نفس، افسردگی، اضطراب و اختلالات خوردن می شود (بردن، دانگر، مایو، پویلر و نیل، 2003 (. افراد دیابتی نیاز دارند تا بهترین روش مراقبت از خود را یاد بگیرند. تحقیقات نشان داده است که اکثر افراد دیابتی از کیفیت زندگی مناسبی برخوردار نیستند و این بیماری بر روی بهداشت روان آنها تاثیر منفی گذاشته است، افراد دیابتی ریسک بالایی در ابتلا به افسردگی و اضطراب و اختلالات خوردن دارند.

بنابراین با توجه به اهمیت این اختلال و مشکلات جسمانی و روانی که به دنبال دارد، ضرورت ایجاب می کند که با استفاده از شیوه های درمانی و مداخله ای روانشناختی به همراه دارو درمانی، نسبت به رفع این مشکل اقداماتی صورت گیرد. بنابراین در پژوهش حاضر اثربخشی امید درمان گروهی به شیوه ی شناختی رفتاری بر افسردگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به دیابت نوع 2 مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند مورد استفاده ی پژوهشگران دیگر، سازمان ها و نهاد های مختلف از جمله دانشگاه ها، مراکز درمانی، کلینیک های روانی، متخصصین تغذیه، کلینیک های رژیم درمانی، متخصصین غدد، انجمن های دیابت و غیره قرار گیرد.

هدف پژوهش

هدف از انجام این پژوهش تعیین اثر بخشی امید درمانی به شیوه ی شناختی-رفتاری بر افسردگی و کیفیت زندگی بیماران زن دیابتی نوع 2، مراجعه کننده به انجمن دیابت در شهر شیراز است.

سؤال پژوهش

آیا امید درمانی به شیوه ی شناختی- رفتاری برافسردگی و کیفیت زندگی زنان دیابتی نوع 2، با علائم افسردگی مراجعه کننده به انجمن دیابت شهر شیراز تاثیر دارد.

فرضیه های پژوهش

1- امید درمانی به روش شناختی-رفتاری باعث کاهش افسردگی و بهبود کیفیت زندگی زنان دیابتی نوع 2 می شود .

1-1 امید درمانی  به روش شناختی-رفتاری باعث کاهش افسردگی زنان دیابتی نوع 2 می شود.

2-1 امید درمان گروهی  به روش شناختی-رفتاری باعث بهبود کیفیت زندگی زنان دیابتی نوع 2 می­شود.