پایان نامه ارشد رایگان درمورد وجوه نقد، نفت وگاز، بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران

دانلود پایان نامه

استفاده از ايجاد ثبت هاي حسابداري مصنوعي يا تغيير از ميزان معقول ، مخفي بماند . براي مثال ، هيأت اجرائيه ي يک شرکت ممکن است تأثيرات يک حاشيه سود کم را با ثبت درآمدهاي دوره بعد دراين دوره يا کاهش هزينه هاي مطالبات سوخت شده، افزايش دهند.پنهان کردن روند عمليات واقعي با استفاده از تهاترهاي حسابداري مصنوعي و افشاء نشده از مصاديق مديريت سود بد مي باشد.
در مقابل ، مديريت سود خوب نيز وجود دارد وآن از فرآيند روزمره اداره يک شرکت با مديريت عالي محسوب مي شود، که در طي آن مديريت ، بودجه معقول تعيين مي نمايد،نتيجه ها و شرايط بازار رابررسي مي کند، دربرابر تمام تهديدها و فرصت هاي غير منتظره واکنش مثبت نشان مي دهد و تعهدات را در بيشتر يا تمامي موارد به انجام مي رساند.يک شرکت نياز به بودجه ريزي ، داشتن هدف ،سازماندهي عمليات داخلي ، و ايجاد انگيزه در کارکنانش درکنار ايجاد يک سيستم بازخورد ، جهت آگاهي سرمايه گذارانش دارد. رسيدن به نتيجه هاي با ثبات وقابل پيش بيني ورسيدن به روند مثبت سود با استفاده از محرک هاي طرح ريزي و عملياتي خوب ، نه غير قانوني است و نه غير اخلاقي .
يک مديريت سود خوب ، ممکن است تصميم گيري کند که به اختيار در دوره اي که درآمد عملياتي پايين است ،تعدادي از دارايي ها به فروش رود شايد شرکت در حال بستن يک قرارداد خوب باشد که در دوره بعد درآمد زايي دارد ونشان دادن اين سود درجهت لطمه وارد نکردن به اعتبار شرکت ، مورد نياز باشد در صورت بيان مناسب ، روند ايجاد شده ، گمراه کننده نخواهد بود. برخي افراد باوردارند که چنين عملي ، تصميم گيري را خدشه دارمي نمايد و کيفيت سودرا کاهش مي دهد ولي تصميم گيري براين پايه استواراست که آيا نتيجه هاي بدست آمده قابل اتکا است وآيا مبادله ها به گونه اي مناسب بيان شده است يا خير . از اين رو مي توان نتيجه گرفت که مديريت سود ، بد نيست. در حقيقت مقوله اي مورد پذيرش و مورد نياز در درون و برون شرکت توسط تمامي صاحبان سود بازار سرمايه مي باشد (نوروش،نيک بخت، ۱۳۸۴ ) .
۵-۳-۲٫ الگوهاي مديريت سود
الگوهاي گوناگون مديريت سود عبارتنداز:
۱-۵-۳-۲٫ الگوي بدست آوردن آرامش:
اين الگو که مخرب ترين نوع مديريت سود است، به مديريت هرويين شهرت يافته است و زماني اعمال مي گرددکه به دليل نارضايتي سهامداران از مديريت به خاطر عدم دستيابي به اهداف آنها، احتمال برکناري مديريت وجود داشته باشد. دراين حالت مديريت سعي مي کند به روش هاي مختلف مانند فروش دارايي هاي مستهلک شده ، کاهش ذخيره مطالبات مشکوک الوصول و… سود سال جاري را بالا برده و عملکرد شرکت را خوب جلوه دهد . اين شيوه از مديريت سود تا حد دستيابي به يک آرامش نسبي اعمال مي گردد.
دليل نامگذاري مديريت هرويين به اين دليل است که شيوه مورد بحث، همانند استفاده از هرويين براي بار اول خوشايند است اما بعدها آثار زيانبار خودرا نشان مي دهد (بهاري مقدم ،۱۳۸۵)۱٫
۲-۵-۳-۲٫ الگوي حداکثرکردن سود۲
اين شيوه از مديريت کردن سود که تقريباً شبيه الگوي اول مي باشد ، در مورد طرح هاي پاداش مديريت کاربرد دارد.البته مي بايد توجه داشت که در طرح هاي پاداش داراي سطح حداقل و حداکثر سود مشمول پاداش در شرايطي که سود، بالاتر از حداکثر مشمول پاداش باشد، مديريت سود براي کاهش آن تا سطح حداکثر اعمال مي گردد. اين شيوه از مديريت سود به دليل اختياري بودن آن وآگاهانه بودن سياست هاي اعمال شده توسط مديريت از خطر کمتري نسبت به الگوي اول برخوردار است(همان منبع )۳٫
۳-۵-۳-۲٫ الگوي حداقل کردن سود۴
اين الگو در مورد مديران محافظه کارشرکت هايي مصداق دارد که داراي يک رويه بلند مدت سوددهي باشند. در اين حالت که از طرق مستهلک کردن دارايي هاي سرمايه اي ، هزينه اي کردن مخارج تحقيق و توسعه ، استفاده از روش تلاش هاي موفقيت آميز در مورد صنايع نفت وگاز و ساير رويه هاي فزاينده هزينه يا کاهنده درآمد صورت مي پذيرد، مديريت سعي درکاهش سودهاي غيرمنتظره دارد.اين الگو در مورد دونوع از شرکت ها کاربرد دارد . گروه اول شامل شرکت هايي مي شود که حالت انحصاري داشته و به منظور جلوگيري از رقابتي شدن فعاليتشان، تلاش مي کنند از بالفعل شدن سرمايه گذاري هاي بالقوه خوداري نمايند.علاوه براين در مورد شرکت هايي که عام المنفعه اند، مانند شرکت هاي فعال در صنايع استراتژيک همانند نفت وگاز يا شرکت هاي فعال در صنايع حمل ونقل يا توليد کننده برق ، که افزايش بيش از حد سود مي تواند با فشار مردم جهت کاهش قيمتها منجر مي شود پس مديران اينگونه شرکتها نيز سعي در حداقل کردن رقم سود گزارش شده دارند (همان منبع)۵٫
۴-۵-۳-۲٫ الگوي هموارسازي سود۳۱
اين الگو که رايج ترين نوع مديريت سود مي باشد ، سعي در کاهش نوسان موقتي سود گزارش شده به دليل مغايرت با سود اقتصادي دارد . اين الگو به نوعي شامل هر سه الگوي اول مي باشد . چرا که براي کاهش در نوسانات سود نياز به معيار مي باشد. پس در صورتي که هدف برآوردن خواسته هاي سهامداران باشد سود سهام با قيمت مورد انتظار سهامداران مبناي هموار سازي سود خواهد بودو در صورتي که هدف جلوگيري از فعاليت رقبا يا فشارهاي اعمال شده توسط مقررات دولتي باشد ، حداقل کردن درآمد يا کاهش در نوسانات آن نسبت به گذشته معيار هموارسازي مي باشد (همان منبع)۲٫

۴-۲٫ پيدايش نظريه كيفيت سود
نظريه كيفيت سود براي اولين بار توسط تحليلگران مالي و كارگزاران بورس مطرح شد ، زيرا انها احساس مي كردند سود گزارش شده ميزان قدرت سود يك شر
كت را آنچنان كه در ذهن مجسم مي كنند ، نشان نمي دهد . آنها دريافتند كه پيش بيني سودهاي آتي بر مبناي نتايج گزارش شده ، كار مشكلي است ضمنا تحليلگران دريافتند كه تجزيه و تحليل صورتهاي مالي شركتها به دليل نقاط ضعف متعدد در اندازه گيري اطلاعات حسابداري كار مشكلي مي باشد .
سوال اساسي اين است كه چرا تحليلگران مالي در ارزيابي خود از سود خالص گزارش شده و يا سود هر سهم شركت (بدون تعديل) استفاه نمي كنند و جانب احتياط را رعايت مي نمايند . پاسخ اين است كه در تعيين ارزش شركت فقط به كميت سود نگاه نمي شود ، بلكه بايد به كيفيت آن نيز توجه شود . منظور از كيفيت سود زمينه بالقوه رشد سود و ميزان احتمال تحقق سودهاي آتي است . به عبارت ديگر ارزش يك سهم تنها به سود هر سهم سال جاري شركت بستگي ندارد بلكه به انتظارات ما از آينده شركت و قدرت سودآوري سالهاي آتي و ضريب اطمينان نسبت به سودهاي‌ آتي بستگي دارد.
تحليلگران مالي تلاش مي كنند تا چشم انداز سود شركتها را ارزيابي كنند . چشم انداز سود به تركيب ويژگيهاي مطلوب و نامطلوب سود خالص اشاره دارد . براي مثال ، شركتي كه عناصر و اقلام با ثباتي در صورت سود و زيانش وجود دارد نسبت به شركتي كه اين اقلام و عناصر در صورت سود و زيان آن با ثبات نيست ، كيفيت سود بالاتري دارد . همين امر به تحليل گران اجازه مي دهد ، سود آتي شركت را با قابليت اطمينان بيشتري پيش بيني نمايند . (همان منبع) .
۱-۴-۲٫ مفهوم كيفيت سود
وجود زمينه هاي مناسب براي “دستكاري سود” ناشي از تضاد منافع و همچنين به علت پاره اي از محدوديت هاي ذاتي حسابداري از جمله : نارسايي هاي موجود در فرايند براوردها و پيش بيني هاي آتي و امكان استفاده از روشهاي متعدد حسابداري ، باعث شده است كه سود واقعي يك واحد اقتصادي از سود گزارش شده در صورتهاي مالي متفاوت باشد . محققان و دست اندركاران حرفه حسابداري ، با توجه به اهميت سود به عنوان يكي از مهمترين معيارهاي ارزيابي عملكرد و تعيين كننده ارزش شركت ، ناگزير به ارزيابي سود گزارش شده توسط واحدهاي اقتصادي مي باشند . براي ارزيابي اين سود از مفهومي بنام كيفيت سود استفاده مي شود .
در مقالات مختلف در تعريف مفهوم كيفيت سود به دو ويژگي براي تعيين كيفيت سود اشاره شده است : يكي از آنها سودمندي تصميم گيري و ديگري ارتباط بين اين دو مفهوم و سود اقتصادي مد نظر آقاي هيكس مي باشد . به عبارت ديگر كيفيت سود عبارت است از بيان صادقانه سود گزارش شده ، که مد نظر آقاي هيكس . منظور از بيان صادقانه تطابق بين توصيف انجام شده و آن چيزي كه ادعاي آن را دارد، مي باشد . يعني كيفيت سود بالا نشان دهنده مفيد بودن اطلاعات سود براي تصميم گيري استفاده كنندگان و همچنين مطابقت بيشتر آن با سود اقتصادي هيكس مي باشد . اما بدليل آنكه افراد از اطلاعات در تصميمات متفاوتي استفاده مي كنند ، امكان ارائه يك تعريف جامع از سود وجود ندارد .
برخي تحليلگران مالي ، كيفيت سود را بعنوان سود عادي و مستمر ، تكرار پذير و ايجاد كننده جريان نقدي حاصل از عمليات مي دانند ، آنها معتقدند كه كيفيت سود رقمي بين سود خالص گزارش شده و جريان نقدي حاصل از عمليات منهاي ارقام غير تكراري مي باشد .
تاكنون متخصصان مالي نتوانسته اند به يك محاسبه مستقل از سود كه از نظر آنها كيفيت لازم را دارا باشد دست يابند . در اين حالت ، متخصصان مالي با انجام تعديلات مناسب ، مي توانند به يك دامنه كه به شكل صحيح تر نشانگر كيفيت سود نسبت به سود خالص گزارش شده باشد ، دست يابند . بنابراين مفهوم كيفيت سود ، يك امر تعريف شده ثابت نيست كه بتوان به آن دست يافت . بلكه مفهومي است نسبي كه به ارتباط آن با ديدگاه ها و نگرش ها بستگي دارد .
اسلون ۳۲ اثبات كرد كه شركتهاي با سود گزارش شده بالاتر از جريان وجوه نقد عملياتي (حجم بالاي اقلام تعهدي) ، در سالهاي اتي يك كاهشي در سود عملياتي را تجربه خواهند كرد . بنابراين حجم اقلام تعهدي يك شاخص خوب براي كيفيت سود مي باشد .
ميچل ۳۳ معتقد است ، سودي كه بهتر بتواند جريانات نقدي عملياتي آتي موسسه را پيش بيني كند ، با كيفيت تر است .
در متون حسابداري و مالي برخي از ويژگيهاي واحد تجاري شناسايي شده اند كه وجود آنها باعث افزايش كيفيت سود مي گردد .
اگر شركتي ويژگيهاي زير را دارا باشد ، كيفيت سود آن بالا خواهد بود :
۱-روشهاي با ثبات محافظه كارانه حسابداري .
۲-جريان درآمد قبل از ماليات ناشي از فعاليتهاي عملياتي و تكرار پذير.
۳-كسب سطحي از سود خالص و نرخ رشد ، مستقل از ملاحظات مالياتي (مثل كاهش نرخ ماليات كه منجر به معافيت مالياتي مي شود) .
۴-داشتن سطح مناسبي از بدهي .
۵-سود شركت ناشي از تورم نباشد .
همانطور كه ملاحظه گرديد ، تعريف يكساني از واژه كيفيت سود وجود ندارد . بسياري از تحقيقات انجام شده در كشورهاي توسعه يافته مويد اين مطلب است كه سود خالص گزارش شده توسط واحدهاي اقتصادي داراي محتواي اطلاعاتي است . ولي در رابطه با تعريف يكساني از سود ، توفيق چنداني حاصل نگرديده است . لذا ، سوال اساسي اين است كه چگونه مي توان ايرادهاي وارده بر سود را مرتفع ساخت و به عبارت ديگر سودي را گزارش نمود كه امكان ارزيابي را فراهم نموده و توان سودآوري بنگاه اقتصادي را نشان دهد . چنين سودي كه اصطلاحا سود كيفي ناميده مي شود در تصميمات اقتصادي نقش بسيار مهمي دارد و استفاده از آن در شرايط كنوني ايران حائز اهميت فراوان است . (ظريف فرد ، ۱۳۷۸ ) .
۳-۴-۲٫ معيارهاي اندازه گيري كيفيت سود
از آنجا كه تعريف يكساني از كيفيت سود وجود ندارد ، لذا معيار ارزيابي يكساني نيز وجود ندارد . بطور كلي معيارهاي ارزيابي كيفيت سود و اجزاي مربوط به آن را كه در سال ۲۰۰۳ توسط شيپر و وينسنت۳۴ ارائه شده به صورت جدول زير طبقه بندي كرد :
جدول (۱-۲) معيارهاي ارزيابي كيفيت سود
معيارهاي ارزيابي
اجزاي مربوطه
الف)مفهوم كيفيت سود مبتني بر سري زماني ويژگيهاي سود
۱-پايداري
۳-نوسان پذيري
۲-قابليت پيش بيني
ب)مفهوم كيفيت سود براساس رابطه بين سود و اقلام تعهدي و وجه نقد
۱-نسبت وجه نقد حاصل از فعاليتهاي عملياتي به سود
۲-تغيير در كل اقلام تعهدي
۳-پيش بيني اجزا اختياري اقلام تعهدي به كمك متغيرهاي حسابداري
۴-پيش بيني روابط بين اقلام تعهدي و جريانهاي نقدي
ج)مفهوم كيفيت سود براساس ويژگي هاي كيفي چارچوب نظري هيات استانداردهاي حسابداري مالي ۳۵
مربوط بودن و قابليت اتكاء بودن
د)مفهوم كيفيت سود براساس تاثير گذاري در تصميم
۱-قضاوتها و براوردها ، معياري معكوس از كيفيت سود .
۲-رابطه معكوس بين كيفيت سود و تغيير استانداردهاي حسابداري
منبع:( شيپر و وينسنت۳۶، ۲۰۰۳،ص ۱۰۱)
دليل اصلي تهيه و ارائه صورت جريان وجوه نقد تاريخي در سطح واحد انتفاعي اين است كه به سهامداران و اعتبار دهندگان امكان مي دهد كه واحد انتفاعي را با فرض تداوم فعاليت آن ارزشيابي كنند . اين ارزش مي تواند در مدل سرمايه گذاري هر يك از سرمايه گذاران و اعتبار دهندگان گنجانده شود و مبناي تصميم گيري قرار گيرد .
“صورت جريان وجوه نقد تجزيه و تحليل هاي قوي از فرصت ها و ريسك هايي كه ترازنامه و صورت سود و زيان قادر به نشان دادن آنها نيستند ارائه مي نمايد . در تمامي مراحل توسعه و مشكلاتي كه شركت با آنها روبرو مي شود ، انعطاف پذيري مالي يك عامل اساسي براي حل آن مشكلات مي باشد صورت جريان وجوه نقد بهترين ابزار براي اندازه گيري انعطاف پذيري مالي مي باشد” (فريدسون و آلوارز۳۷ ، ۲۰۰۲ ).

۵-۲ تاريخچه مطالعاتي
حساس يگانه (۱۳۸۹) درتحقيقي با عنوان رابطه بين اظهارنظرحسابرس، حاکميت شرکتي و کيفيت اطلاعات حسابداري دريافت که رابطه مهمي بين حاکميت شرکتي درشرکت با نسبت حاکميت متوسط و ضعيف و اظهارنظرمقبول حسابرس وجود دارد. اما رابطه اي بين مشتريان با نسبت حاکميت شرکتي قوي و اظهارنظرمقبول حسابرس ديده نمي شود.
حسيني(۱۳۸۸) در تحقيقي با عنوان بررسي رابطه بين کيفيت افشاء (قابليت اتکاء و به موقع بودن) و مديريت سود دريافت که بين کيفيت افشاي شرکتي و مديريت سود رابطه منفي معني داروجود دارد و حاکي ازوجود رابطه منفي معني دار بين به موقع بودن افشاي شرکتي ومديريت سود مي باشد.
رهبري(۱۳۸۳)در تحقيقي با عنوان وضعيت حاکميت شرکتي درشرکت هاي پذيرفته شده دربورس بهادار ايران ومقايسه آن با کشورهاي جهان دريافت که حقوق سهامداران در شرکت هاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار ايران ، رعايت نمي شود.
مرفوع(۱۳۸۵)در تحقيقي با عنوان رابطه اعضاي غيرموظف هيأت مديره وسرمايه گذاران نهادي با پيش بيني سود شرکت ها دريافت که مديران غيرموظف وسرمايه گذاران نهادي در اثرگذاري بر پيش بيني سود شرکت هانقش بسيارضعيفي دارند.
اصلاني(۱۳۸۵)در تحقيقي با عنوان حاکميت شرکتي وروش هاي تأمين مالي درشرکت هاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران دريافت که با افزايش تمرکز مالکيت برميزان اتکا به تأمين مالي ازطريق

دیدگاهتان را بنویسید