پایان نامه طلاق و اعتیاد/:فوت والدین و بزهکاری فرزندان

فوت والدین

یکی از جهات متلاشی شدن خانواده، فوت پدر است که با توجه به نظام موجود، در غالب خانواده­های ایرانی بخصوص در سنین کودکی، اثرات نامطلوبی در وضع خانواده و فرزندان اناث آنان باقی می­گذارد.
یتیم بی پدری که باید در خانواده ناپدری رشد کند و یا یتیم بی مادری که باید با زن پدر زندگی کند،
با دشواری­های بی شماری روبرو خواهد شد. هیچ زنی برای کودک یتیم، جای مادر او را نخواهد گرفت
و کمتر مردی می­تواند برای یتیم بی پدری، نقش پدر را بر عهده گیرد. بررسی رفتار بسیاری از زن پدران
با کودکان یتیم شوهران خود نشان می­دهد که صرف عنوان «نامادری» برای تغییر ماهیت عطوفت آمیز زن کافی باشد. تعداد نامادرانی که بر اثر حسادت یا عقده­های دیگر ، دست خود را به خون یتیمان بی گناه
و معصوم آلوده کرده و آنان را با فرو کردن سوزن در بدنشان و یا گرسنگی دادن و کتک زدن­های وحشیانه به دیار ابدی فرستاده­اند، کم نیست. به طور کلی اگر بخواهیم مسائل مربوط به نامادریها را به صورت دقیق مورد توجه و بررسی قرار دهیم، ملاحظه خواهیم نمود که غالب مشکلات و گرفتاریها بین نامادریها
و اولاد ناتنی آنان از عوامل عاطفی و اقتصادی ناشی می­شود.

فقدان پدر جدا از ایجاد مشکلات مالی، ضربات سختی به روح و روان کودک باقی می­گذارد، مطالعات انجام شده بعد از جنگ­های اول و دوم جهانی نشان داد، فرزندانی که پدر خود را در جنگ از دست
داده­اند، از نظر رشد جسمانی و منش، دچار اختلال بیشتری نسبت به فرزندانی که دارای پدر بوده­اند
می­باشند. بنابراین ، آنچه مسلم است، فوت پدر، شالوده خانواده را در هم می­ریزد، زیرا علاوه بر برهم ریختگی وضع اقتصادی، موجب محرومیت از حمایت و سرپرستی وی شده و طفل در اثر نبودن نفوذ پدر، دچار اختلالاتی در رشد سالم و عادی عواطف می­شود.

وقتی طفل، فاقد بنیه مالی باشد و نتواند به زندگی عادی انسانی خود ادامه دهد و سرپرست دلسوز
و علاقه­مندی هم نداشته باشد تا از نظر عاطفی، کمبودهای او را جبران کند و از طرفی ارگان و یا سازمانی هم وجود نداشته باشد تا کمبودها و نیازمندی­های او را برآورده کند، در این صورت امواج خروشان بدبختی، فلاکت، فشار ، رنج، ناراحتی­های زندگی و بالنتیجه فشار روحی سبب خواهد شد که او را به این فکر اندازد که چه کسی عامل بدبختی اوست؟ نتیجه همین افکار و اندیشه­هاست که اطفال خواه و ناخواه ، در مسیری قرار می­گیرند که نابسامانی­های زندگی، روحیه آنان را سخت تحت تأثیر قرار داده و به تدریج در معرض بزهکاری قرار می­گیرند. [1]

افزایش خانواده­های تک والدینی، از پدیده­های اجتماعی عصر حاضر است. از مجموع مباحث، می­توان نتایج زیر را مطرح کرد:

1- کاهش درآمد خانواده : درآمد خانواده­هایی که پدر فوت کرده، در مقایسه با زمانی که پدر در قید حیات بوده، کاهش یافته است. اولین تأثیر کاهش درآمد بر میزان تأمین نیازهای نوجوانان است. داده­ها حاکی از وجود رابطه معنی دار میان میزان درآمد خانواده و میزان تأمین نیازهاست. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیونی تأمین نیازهای نوجوانان و تمامی آسیب­های اجتماعی مورد مطالعه، حاکی از آن است که میان این متغیر
و آسیب­های اجتماعی، همبستگی معکوس وجود دارد، بنابراین، فقدان پدر و تأثیر آن بر کاهش درآمد،
از عوامل بسیار مهم در سوق نوجوانان به سوی انواع آسیب­های اجتماعی است.

2- کاهش نظارت بر نوجوانان: با فوت پدر، ساختار خانواده دگرگون شده و به خانواده تک والدینی مبدل می­شود. در خانواده­های فاقد پدر، کاستی در نظارت بر نوجوانان می­تواند آنان را به بیرون از خانه
و پیوستن به دوستان و همسالان ناباب سوق می­دهد و به انواع آسیب­های اجتماعی مبتلا سازد. داده­های حاصل از پژوهش حاکی از آنند که میزان تأثیرگذاری کنترل مادر بر فرزندان، ضعیف است و مادر نتوانسته است نقش کنترل و نظارت بر فرزندان را به خوبی ایفا نماید. این متغیر، با تمام آسیب­های اجتماعی مورد مطالعه همبستگی دارد. به این معنا که هر جا کنترل مادر بر فرزندان بالا بوده، میزان آسیب­ها یا انحرافات، کاهش یافته است. بنابراین، می­توان نتیجه گرفت که نوع رابطه مادر با فرزندان بسیار حائز اهمیت
و تأثیرگذار است.

3- ارتباط جنسی زودرس با جنس مخالف: داده­ها حاکی از آن است که نوجوانان مورد مطالعه، رابطه جنسی
با جنس مخالف داشته­اند. البته میزان قابل توجهی از این نوجوانان، از هر دو جنس، با جنس مخالف ارتباط دوستی داشته­اند. از ویژگی­های این ارتباط، پایین بودن سن شروع به ارتباط در میان دختران است. ارتباط آنان، صرفاً در حد ارتباط تلفنی و دیدار در بیرون از خانه یا در خانه بوده است. ارتباط درصد بسیار اندکی
از دختران به ازدواج منتهی شده است.[2]

4- درامد حاصل از کارهای خلاف قانون : در این قسمت، دو متغیر خرید و فروش مواد مخدر و سرقت به بررسی نهاده شده­اند. داده­ها نشان داده است که میزان خرید و فروش مواد مخدر صفر است و میزان سرقت
در میان نوجوانان مورد مطالعه بسیار پایین است. بنابراین، اگر چه درآمد خانواده­ها کاهش یافته است، ارتکاب نوجوانان به کسب درآمد، از راه خلاف بسیار پایین است. میزان تأثیرگذاری کنترل مادر بر نوجوانان و عدم تأمین نیازهای نوجوانان از متغیرهای تأثیرگذار بر سرقت است. این متغیرها با سرقت، همبستگی معکوس دارند.

[1] – همان، ص 224 .

[2] – مهدوی، محمد صادق، تاثیر فقدان پدر بر خانواده، مجله شناخت، شماره 35، 1381، ص 231 .

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تاثیر طلاق و اعتیاد والدین در ارتکاب جرایم فرزندان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *