حس گم گشتگی

به چه دلیل به نظر می رسه بعضی از افراد زندگی شون روی رواله؛ انگار می دونن کی هستن؛ مطمئنند که قراره چه بکنن و به کجا برسن، درحالی که خیلیای دیگه، احساس گم شده گی و تنهایی در این دنیا دارن؟ شاید شمام یکی از اونایی باشین که احساس گم شدن در زندگی دارن. ممکنه این سوال رو سوال کنین که اصلا هدف و معنایی در زندگی هست، یا دقیقا ندونین که دارین با زندگی تون چیکار می کنین.

کار راحتیه که از روی ظاهر خوب و خوش بقیه فکر کنیم اونا شخصیت و زندگی بی عیب و عالی دارن، تا زمانیکه کمی به جای اونا باشیم. واسه همه آدما زمانایی هست که احساس گم شده گی کنن و این اتفاقی پیشگیری ناپذیره. فرقی نمی کنه چقدر فقیر یا پولدار باشین، زندگی می تونه بعضی وقتا خسته کننده و بی معنی و احمقانه به نظر برسه. چون هیچکی با دستورالعمل خاصی واسه زندگی متولد نشده، هممون تلاش می کنیم زندگی بامعنا و هدفی در طول عمرمون داشته باشیم.

این که هرکسی بعضی وقتا در زندگی احساس پوچی و گم شده گی می کنه، دلیل بر این نیس که این حس، یه تجربه ناخوشایند باشه. اما مسئله ناراحت کننده ای که این میان هست اینه که راهی راحت و فوری واسه فهم زندگی و بازسازی و برطرف کردن احساس گم شده گی وجود نداره. بااین حال، مثل خیلی چیزای دیگه در زندگی، کمی فهم و همدردی بیشتر در زندگی، می تونه به شما کمک کنه از میون این احساسات منفی راه تون رو پیدا کنین؛ اگه که نترسین.

اینجا چند دلیل کلی این که به چه دلیل افراد احساس گم شده گی در زندگی دارن رو میاریم و راهکارش رو ارائه می دیم.

  1. حسی غیرعادی نسبت به خود دارن

آدمایی که احساس گم شده گی در زندگی می کنن، خودشون رو خیلی دوست ندارن و بیشتر دوست دارن حسی غیرعادی و نابه قانون نسبت به خود داشته باشن که مانع ارزش قائل شدن واسه زیباییا، هوش و برتریای خودشون و لذت بردن از اونا می شه. اونا بیشتر یه حقیقت ساده رو نمی پذیرن، این که خودشون کافی هستن. به نظر می رسه تموم اون چیزی که می بینن اینه که چقدر کوچیک، بی ارزش یا بدنهادند، و همین که هیچ کاری نمی کنن به اندازه کافی خوبه!

وقتی خودتون رو بی ارزش می ببینن و احساس پستی کنین، دپرس، مغموم و ناراحت میشین، احساس گم شدن می کنین و به خاطر همین لازمه که خودتون رو از چشم انداز حقیقی تون ببینین. شما خاص هستین، عضوی باارزش از خونواده آدمی. فقط به خاطر این که شما متفاوت یا دربعضی موارد بی همتا هستین، معنیش این نیس که ارزش پایین تری دارین. ظرفیت شما واسه عشق، شادی، و موفقیت درست به اندازه هرکی دیگه ایه.

وقت بیشتری واسه خودتون بذارین تا بفهمین واقعا و ذاتا کی هستین، و چی خوشحال تون می کنه. بعد چیزایی رو که واقعا هیجان زده تون می کنه، دنبال کنین. شما خوشحال بودن رو به خودتون بدهکارید. خودتون و پتانسیل واسه خودتون رو باور داشته باشین چون اگرخودتان، خودتون رو قبول نداشته باشین، هیچکی دیگه ای هم باورتون نداره.

هرگونه احساسی از پستی، ازهم گسسته بودن و تنهایی، فقط اوهام هستن چون شما دقیقا باارزش، محکم و دوست داشتنی هستین و اگه تلاش تون رو بکنین، تنها نیستین. واسه اون چه که هستین خوشحال باشین. تموم توانمندیا، اخلاقای مخصوصا و مشکلاتون، خاص و دوست داشتنی تون می کنه.

  1. تلاش می کنن از عهده انتظارات بقیه برآیند

آدمایی که درزندگی احساس سرگشتگی دارن، براساس افکار بقیه و معیارهای اونا واسه درست و غلط بودن، زندگی می کنن، براساس این که بقیه تشخیص میدن چی واسه شون درسته. و پس زندگی خود رو دست آویز پیروی از ایده، افکار و عقاید این و اون می کنن، باورهایی که از والدین، معلمان، دوستان، و حتی از رسانه های همیشه فرصت طلب به اونا رسیده. وقتی تلاش می کنن طبق معیارهای بقیه، فانتزیا و بقیه استانداردهای گول زننده مانند زیبایی، قدرت، و جربزه رو برآورد کنن، دپرس می شن، احساس گم شدن و حسرت می کنن: ” اگه موفقیت این اینطوریه پس من چه هستم؟”

زندگی طبق اصول بقیه، کار احمقانه ایه. شما هیچوقت به نتیجه نمی رسین. تلاش می کنین و می جنگید اما بازم به چیزی نمی رسید. به چه دلیل باید خودتون رو تحت این فشارهای غیرضروری بذارین؟ شما مجبور نیستین همرنگ جماعت شید. می تونین خودِ حقیقی تون باشین و واقعا خوشحال و پابرجا بمونین. شما آدم ِ خودتون هستین! براساس انتظارات خودتون زندگی کنین. فقط شما خودتون رو خوب می شناسین، یعنی فقط شما می تونین انتظارات واقع گرایانه از خودتون داشته باشین.

این مطلب را هم بخوانید :  چگونه آرتریت روماتوئید را کنترل کنیم؟

دست از مقایسه خود با بقیه وردارین، فقط جهت الهام گرفتن به بقیه نگاه کنین، نه واسه برآوردن آرزوای شخصی. هرکسی رو هم که تلاش داره ارزشای خودشو به شما تحمیل کنه در جای خود بشونین. شما یه فرد بزرگسال و بالغ هستین، واسه خودتون و براساس چیزایی که واسه تون مهمه تصمیم بگیرین و از زندگی نکردن طبق انتظارات بقیه نترسین. افسانه کامل شدن رو از یاد ببرین. واسه زندگی خودتون آزاد باشین، در آخر این زندگی شماس، این طور نیس؟

  1. گرایشات قدیمی و ترسی رو که با وجودشون آغشته شده، حفظ می کنن

آدمایی که احساس گم شده گی و گسسته گی در زندگی دارن، بیشتر ناخودآگاه به ترسای سرشته شده با وجودشون و کج فکریایی که به گذشته ها مربوطه، ادامه میدن. چیزی که با تفکر به اون، از همه چیز عقب می مانند اینه که : “دنیا فنا شدنیه”، ” ایمن نیس”، ” هیچ چیزی به نفع من نیس”، ” من همیشه شکست می خورم”، ” آینده من یا خونواده ام تضمینی نداره”. درسته که ضمانتی وجود نداره! آینده هیچ کسی تضمین نشده. و هممون وقتی ضعیف میشیم و کم میاریم. هیچ کسی صددرصد عمرش رو درست طی نمی کنه. اگه شما تا حالا شکست نخورده اید، یعنی هیچوقت تلاش نکردین.

این چیزها و خیلی از چیزای ناامیدانه دیگری که آدما به خودشون میگن، براساس ترسه، نه واقعیت. شما باید دیدگاه و باورتون رو تغییر بدین. بدونین که شکست فقط کشف راهیه که به درد شمانمی خوره و وقتیه واسه تلاش دوباره و هوشمندانه تر. پس از شکست نترسین. مهم نیس وقتی درحال بزرگ شدن بودین چه اتفاقاتی افتاده، یا قبلا چند بار شکست خوردید، بلند شید و بازم تلاش کنین. گذشته، مانعی واسه آینده تون نیس.

توماس ادیسون بیشتر از ۱۰۰۰۰ بار شکست خورد قبل از این که به پیشرفت مهم و اختراع لامپ دست پیدا کنه. تلاش کنین در نوع خودتون بهترین باشین و اجازه بدین گذشته در گذشته باقی بماندو در حال زندگی کنین، از گذشته درس بگیرین و راهی به سمت جلو واسه زندگی که دوست دارین و لایقش هستین باز کنین. خلق زندگی که خواهانش هستین کار راحتی نیس، اما در آخر ارزشش رو داره.

  1. در محدوده امن خود زندگی می کنن

آدمایی که احساس می کنن در زندگی گم شدن، در محدوده امن خودشون زندگی می کنن. مثلا، میلیونا نفر در این دنیا از دلزگی بیمارکننده در محل کارشون رنج می برن، شاید خودشون مسببش هستن. اونا نسبت به شغل شون، کسل و فرسوده ان و احساس دردام افتادن می کنن چون انتخابای خودشون باعث شده اینجور باشن. در برنامه یکنواخت و کار روزمره ای که واسه خودشون تعیین کردن گیرافتاده ان، و تلاش کردن از خطر کردن و اشتباه کردن دوری کنن.

مانند موجودات نرم تن و کوچیکی که صخره های مرجانی رو میسازن، بعضی از عادات در اول کوچیک و انعطاف پذیرن اما در آخر تبدیل به مشکلاتی بزرگ می شن که تموم زندگی تون رو یاد می گیرن. دردرون صخره ها، آب، گرم، آروم و مساعده اما در بیرون، متلاطم و پر ازآشوبه. ممکنه کوسه هم باشه، اما اگه می خواین ازهر موقعیتی که الان در زندگی دارین شروع به رشد و پیشرفت کنین، چاره ای ندارین از صخره های سنگین عادات رو که سمبل مشکلات بیرون از محدوده امن و آروم تون هستن، بیرون بیایید، راه دیگه ای ندارین.

از این عادات رها شید و کارایی بکنین که دوستان شما باور نکنن که کار شماس. خودتون رو مجبور به یادگرفتن مهارتای جدید و لازم و تجربه حیرت زدگیای جدید کنین. زندگی کردن در بیرون از محدوده امن و آروم تون، هیجان انگیز و عالیه و شورو شوق و رضایت رو به زندگی تون برمیگردونه. به گفته Sadhguru، زیباترین لحظات زندگی لحظاتی هستن که شما لذت تون رو بیان می کنین، نه وقتی که طالبش هستین یا اونو محفوظ نگه می دارین.

روانشناسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *