منبع تحقیق با موضوع مطالعه تطبیقی

دانلود پایان نامه

اذن می خوانیم :
((اذن یعنی دستوری دادن ،بار دادن ، رخصت واجازه تصرف و آزادی عمل و رفع محرومیتی است برای کسی که شرعا ممنوع از تصرف و محروم از آزادی عمل بوده است .
در فرهنگ نفیسی چنین آمده است :
((اذن ماخوذی از تازی به معنای رخصت واجازه و اذن دادن یعنی دستوری دادن ))
اذن درلغت به معنای اجازه ،رخصت ،اباحه ودستور آمده است
مولف فرهنگ منجد الطلاب در ذیل عبارت اذن می نویسد :

((الاذن الاجازه ،آگاهی ،فعله باذنی ،با آگاهی من انجام داد))
اذن به معنی اعلام: در آیه ی ۲۷۹ سور ه ی بقره به این معناست)فان لمً تفعَلو فاذنو بِحَرب مِن الله ورَسوله ) و اگرچنین نکردید، بدانید که به خدا و فرستاد ه ی او، اعلام جنگ « کرده اید .
اذن به معنی اباحه و رخصت: در آیه ی ۲۵ سور ه ی نساء به این معنا اشاره دارد (فَانکِحوهن بإذْنِ أهله)پس آنان را با اجازه خانواده شان به همسر خود درآورید .
به نظر یکی از نویسندگان این آیه ، معنی اعلام داشته که در معنای اصطلاحی همان اذن است، یعنی در اصل به معنی اعلام بوده که به خاطر کثرت استعمال در معنای اعلام رضایت ورخصت به کار رفته است .
امر و فرمان: در آیه ۹۷ سور ه ی بقره به این معنا اشاره شده است (قلً مَن کان عَدواً لجِبریل فَاِنه نَزله علی قَلبِک بِاذنِ الله )بگو : (کسی که دشمن جبرئیل است در واقع دشمن خداست) .چراکه او به فرمان خدا، قرآن را بر قلبت نازل کرده است .
برخى از نویسندگان، تنها به ذکر معناى نخست اکتفا کرده‏اندکه این به دلیل اهمیت آن معناست. غیر از آن‏چه یاد شد، معانى دیگرى مثل اراده و استماع نیز براى اذن ذکر شده است. بعضى از فرهنگ نویسان براین باورند که واژه اذن در قرآن در معانى متعددى، از جمله اجازه، اراده، اطاعت و علم به کار رفته است لیکن به نظر مى‏رسد بعضى از این معانى به سه معناى بالا قابل ارجاع باشد.
از بررسى واژه اذن در کتاب‏هاى لغت مى‏توان دریافت که اذن به معناى اعلام بیشتر با حرف با، در معناى اباحه و رخصت غالباً با حرف فى و در صورت داشتن معناى استماع در اکثر موارد با حرف الى متعدى مى‏شود. به نظر مى‏رسد از بین معانى ذکر شده، معناى اعلام ریشه معناى اصطلاحى اذن باشد .یعنى اذن در اصل به معناى اعلام بوده، اما بر اثر کثرت استعمال، در معناى اعلام رضایت و رخصت نیز به کار رفته است . ایذان به معناى اذن دادن و استیذان به معناى اذن گرفتن مى‏باشد. لذا اذن دهنده را اذن و کسى را که به او اذن داده مى‏شود، مأذون مى‏نامند.
۳-۱-۱-۲- اذن در اصطلاح
در بخش معنی لغوی اذن در خصوص اذن در اصطلاح نیز توضیحات مختصری ارائه گردید حال به بررسی تعاریف ذکر شده در تألیفات فقهى می پردازیم که عبارت‏اند از:
الف) اذن، برطرف نمودن مانعى است که قانون‏گذار براى آن اثرى مترتب مى‏کند.

ب)اذن، رخصت دادن و برداشتن مانع یا اعلام رضایت به آن است
پ)اذن، برطرف نمودن منع و حجرى مى‏باشد که معلول رقّیّت یا صغر سن است و ساقط نمودن حقاین تعریف، تنها بعضى از مصادیق اذن را در بر مى‏گیرد؛ مثلاً: اذن ولىّ در نکاح دختر بالغ باکره و نیز اذن زن را به شوهر در ازدواج با برادرزاده یا خواهرزاده زن که از حقوق غیر قابل اسقاط است، شامل نمى‏شود.
ت) اذن، برطرف نمودن منع و ساقط نمودن حق است به نظر مى‏رسد، عبارت «ساقط نمودن حق» در دو تعریف اخیر زاید باشد و معنایى بیش از رفع حجر افاده نمى‏کند. ازاین رو در برخى از تعاریف به رفع حجر و برداشتن مانع قانونى تصرف، اکتفا شده است.
ج) در حقوق اذن عبارت از : ابراز رضایت شخص به تصرف دیگری در امور مربوط به وی که ممکن است مالی یا غیرمالی باشد
اذن یا رخصت عبارت است از : رخصت مالک یا کسی که در حکم مالک است در تصرف واثبات ید ،که اگر این رخصت قبل از تصرف باشد اذن نامیده می شود واگر بعد از تصرف باشد اجازه نامیده می شود .
اذن عبارتست از : ازالۀ منع قانونی به سود یک نفر یا چند نفر معین یا اشخاص غیر معین از طرف مقنن یا شخص معین توضیح آنکه برای انجام دادن پاره ای از اقدامات موانعی وجود دارد که این موانع را گاه قانون بوجود آورده است و گاه منافع شخص یا اشخاص اقتضاء دارد که مانعی برای حفظ ان منافع شناخته شود . در نتیجه اذن زمانی واقع می شود که قانونگذار مانعی را که نهاده رفع کند یا شخصی که مانع به سود اوست آن را از میان بردارد .
حقوقدانان در کتاب مبسوط در ترمینولوژی اذن را چنین تعریف می نمایند :
اذن در اصطلاح عبارت است از رضای به فعل یا ترک از دیگری که ابراز شده باشد ورضای اظهار نشده اذن نیست واذن قبل از وقوع عمل ماذون است واجازه بعد از آن
مرحوم نراقی در عوائد الایام چنین بیان فرموده که با اجماع واخباراثبات می شود که دخل وتصرف در مال غیر واستفاده از آن به مجرد رضایت واذن او مجاز است ودر همه این موارد ،به اباحه تصرف حکم می شود .ازاین کلام بر می آید که نظر مرحوم نراقی درباره مفهوم اذن هم رخصت مالک بر مجاز بودن تصرف بر مال اوست .
دکتر لنگرودی در تعریف اذن می نویسد :
اذن عبارت است از اعلام رضایت مالک یا نماینده قانونی او یا رضای کسی که قانون برای رضای او اثری قائل شده است ، برای انجام دادن یک عمل حقوقی خواه عقد ،خواه ایقاع باشد ،یا از تصرفات انتفاعی ویا استعمالی
(( اذن یعنی : انشاى رضایت مقنّن یا مالک یا نماینده قانونى او یا کسى که قانون براى رضایت او اثرى قایل شده است، به یک یا چند نفر معین یا اشخاص غیر معین، براى انجام دادن یک عمل حقوقى یا تصرف خارجى.
تعریف فوق هم اذن اشخاص وهم اذن قانونى را در بر مى‏گیرد؛ ولى بعضى از تعریف‏ها اذن قانونى را شامل نمى‏شود.)) و نیز این تعریف اذن عام و خاص هردو را در بر مى‏گیرد. عمل حقوقى در این تعریف، اعم از عقد و ایقاع مى‏باشد و مقصود از تصرّف خارجى، تصرّفاتى است که بر خلاف اَعمال حقوقى جنبه اعتبارى

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ندارد، بلکه تصرف مادى است؛ اعم از آن‏که متصرّف از آن انتفاع برد یا نبرد و اعم از آن‏که با تصرف، عین
مال باقى بماند یا عین مال عرفاً از بین برود.
با توجه به معانی بیان شده از اذن و مصادیق استعمال آن در فقه، سوالی که مطرح می شود این است که آیا اذن یک واقعه ی حقوقی است و انشایی در آن وجود ندارد؟ به این معنی که اذن دهنده، هیچ چیز را از نظر حقوقى به وجود اعتبارى ایجاد نمیکند ، بلکه تنها مانع قانونى را مرتفع می سازد یا این که اذن یک عمل حقوقی است و دارای انشا و آثار حقوقی است ؟ اگر دقیقتر به موضوع بنگریم در می یابیم که در واقع اذن دهنده با دادن اذن، اباحه ی مورد اذن را انشا مى کند. اذن دهنده به دیگرى اذن مى دهد تا در مال او تصرّف کند و با اذن خویش مانع تصرف دیگری را برمى دارد. تصرف ممنوع با انشاى اذن دهنده مباح میگردد وتواقفى برانشاى متقابل مأذون و قبول او وجود ندارد. حتى رد مأذون نیز مانع تحقق یا بقاى اذن نمى گردد و او با آن که اذن را رد کرده است، تا زمانى که آذن از اذن خود برنگشته، مى تواند در آن مورد تصرف کند.
۳-۱-۲- مطالعه تطبیقی اذن :
با توجه به تعاریف ارائه شده از اذن از نظر لغوی و اصطلاحی لازم است بدوا به تعریف اذن در حقوق مصر پرداخته و سپس به بررسی تحلیلی ارتباط تعاریف ارائه شده با عقود اذنی بپردازیم :
در قانون مدنی مصر اذن تصرف قانونی رضائی است ونیاز به شکل خاص ندارد یعنی به اراده آذن منعقد می شود ونیاز به ورقه رسمی به عنوان اینکه ثبت شود ندارد .
واما در باب بیان علل تعریف اذن و تطبیق آن با عقود اذنی لازم به توضیح است که با تأمل در تعاریفی بیان شده از اذن و عقود اذنی به نظر میرسد که با وجود شباهتهایی که بین عقود اذنی با نهاد حقوقی اذن وجود دارد، نمیتوان این دسته از اعمال حقوقی را اذن نامید. زیرا تفاوتهای جوهری بین آن دو وجود دارد.
از جمله این که در شکل گیری عقود اذنی وجود دو طرف به عنوان طرفین عقد ضروری است. اما اذن علاوه براذن خاص به صورت عام نیز واقع میشود و در اذن عام، تعیین مأذون لازم نیست. در عقود اذنی قبول نیز ولو قبول فعلی علاوه بر ایجاب برای تحقّق آن لازم است. در حالی که در اذن، اراده ی آذن به تنهایی کفایت میکند و همانگونه که در بررسی ماهیت اذن بیان شد، اذن عمل حقوقی یک طرفه( ایقاع ) است. همچنین اراده ی مأذون در بقای اذن یا رد آن دخالتی ندارد، اما در عقود اذنیه اراده قابل نیز مؤثر است. درمقایسه ی موضوع نیز موضوع اذن، اعم از موضوع عقود اذنیه است. زیرا در عقود اذنیه باید موضوع معین باشد. مثلاً در عاریه، موضوع مالی است که با بقای عین بتوان از آن استفاده نمود. هم چنین در وکالت با این که موضوع آن گسترده تر از عاریه و ودیعه است، اما وکالت باید در موردی داده شود که خود موکل بتواند آن را انجام دهد. در حالی که درموضوع اذن بسیاری از این قیود وجود ندارد.
از سوی دیگر عقود اذنی، ویژگی وشالوده ی اساسی عقد را دارا هستند. از جمله ی این ویژگیها وجود دو طرف در انعقاد این عقود، اعتبار ایجاب و قبول هرچند قبول فعلی باشد و وجود دو قرار مرتبط با یکدیگر که ناشی از قصد و رضای طرفین عقد است را میتوان نام برد. این مطلب که این عقود جایز هستند و ماهیتشان فاقد لزوم است و طرفین میتوانند هر زمان که بخواهند آن را برهم بزنند، منافاتی با عقد بودن آنها ندارد. زیرا عقد در این موارد به بنایی شباهت دارد که طرفین آن را بنا نموده اند و هر زمان بخواهند میتوانند این بنای ساخته شده را از بین ببرند و این منافاتی با بنای آن ندارد.
امتیاز اصلى اذن از وکالت، عاریه و ودیعه آشکار مى‏گردد؛ زیرا اذن، ایقاع است ولى آنها عقدند. از این رو، اذن به صرف انشاى اذن دهنده واقع مى‏شود، درحالى‏که این عقود، زمانى تحقق مى‏یابند که مورد قبول طرف عقد قرار گیرند. اراده طرف مقابل نه تنها در تحقق، بلکه در بقاى آنها نیز مؤثر است. به همین جهت، چنان چه طرف دیگر اراده کند، عقود مذکور فسخ مى‏گردد. ولى، در اذن، رد یا قبول مأذون در وقوع یا بقاى آن نقشى ندارد و مأذون حتى در صورتى که اذن را رد کند، یاپس از قبول آن، منصرف شود، تا زمانى که اذن باقى است، مى‏تواند در مورد اذن تصرف نماید.
تفاوت دیگرى که میان اذن و عقود اذنیّه مشاهده مى‏شود، در مورد موضوع آنهاست. موضوع ومورد اذن، اعم از مورد عقود یاد شده است. مورد عقد در عاریه و ودیعه صرفاً مال مى‏باشد و حتى در عاریه، هر مالى نمى‏تواند موضوع عقد قرار گیرد، بلکه تنها مالى مى‏تواند مورد عاریه قرار گیرد که انتفاع به نابودى عین نینجامد؛ به بیان دیگر، انتفاع ازمال متوقف بر از بین رفتن آن نباشد. چنان که، ماده ۶۳۷ ق.م. مى‏گوید:
در چیزى که بتوان با بقاى اصلش از آن منتفع شد، مى‏تواند موضوع عقد عاریه گردد. درحالى‏که مورد اذن، اعم ازمال و غیرمال است. حال با توجه به افتراق بیان شده بین اذن وعقود اذنی به برسی شرایط موضوع اذن در عقود اذنیه می پردازیم .

۳-۱-۳- شرایط موضوع اذن :
۳-۱-۳-۱ – ضرورت وجود موضوع اذن
براى تحقق اعمال حقوقى، اعم از عقد یا ایقاع، وجود موضوع آن به هنگام انشا ضرورى است. مثلاً، براى وقوع بیع باید در زمان انشاى بیع، مبیع در خارج موجود باشد، یا براى وقوع اجاره یا سایر اعمال حقوقى که موضوع آن تملیک یا اباحه منفعت مى‏باشد، لازم است به هنگام انشاى عقد یا ایقاع، منفعت در خارج تحقق یابد. در صورتى که به هنگام تملیک یا مباح گردانیدن عین یا منفعت، موضوع عمل حقوقى، یعنى عین یا منفعت وجود خارجى نداشته باشد، چنین عقد یا ایقاعى باطل است. این بدان خاطر است که تملیک عین یا منفعتى که وجود خارجى ندارد، اساساً لغو و غیر معقول است. چنان که در عقد نکاح اگر شخصى بدون آن‏که فرزندى داشته‏باشد، و یا پس از فوت فرزند خود، او را به عقد دیگرى درآورد نکاح باطل‏است.
در ایقاعات نیز وضعیت چنین است . مثلاً ، نمى‏توان دینى

دیدگاهتان را بنویسید