بازاریابی اینترنتی

هکر رشد کیست و چه وظایفی داره؟

۱۱ مرداد ۱۳۹۶

سرفصلای راهنمای کامل هک رشد

هکر رشد کیست و چه وظایفی داره؟

در فصل اول از راهنمای کامل هک رشد توضیح دادیم که هک رشد از پایهً چیه، چیجوری به وجود اومده و در آخر قراره به چی برسه. با رشد روز افزون دنیای اینترنت و هک رشد، خیلیا به این موضوع فکر می کنن که توانایی تبدیل شدن به یه هکر رشد یا Growth Hacker رو دارن یا نه!

مطمئناً مانند هر شغل دیگری، آدمایی هستن که بهتر از بقیه، موقعیت حرفه ای خود رو اثبات می کنن. با این حال، اگه قراره به یه هکر رشد تبدیل شید باید قبل از هر چیزی شناخت کافی از وظایف یه هکر رشد داشته باشین. واسه رسیدن به این شناخت، بهتره که در اول افسانه ها و باورهای غلطی که درباره یه هکر رشد هست رو بشناسین.

افسانه شماره ۱: هکر رشد باید برنامه نویس باشه

گاگان بیانی، هم بنیانگذار Udemy که خود یه هکر رشده، میگه:

خیلی از پیشنهادا و تجویزهایی که در اینترنت درباره هک رشد هست، به شکلی غیرضروری، محدودکننده هستن. من به شخصه اعتقادی ندارم که هکر رشد باید حتماً برنامه نویس باشه چون بیشتر هکرهای رشد، فقط بعضی وقتا کدنویسی می کنن.

با در نظر گرفتن نیاز به برنامه نویسی واسه رسیدن به اهداف هک رشد، اینجور برداشت اشتباهی اصلاً نباید موجب تعجب ما بشه. اما اینکه لازم باشه هکر رشد حتماً یه برنامه نویس تموم عیار باشه، اصلا غلطه. هکر رشد یا Growth Hacker، معمولاً به یه برنامه نویس در تیم خود احتیاج داره، اما لازم نیس حتماً خودش برنامه نویس باشه. مثالی که می خوام بزنم رو در نظر بگیرین که خوب نشون دهنده شرایط واقعی این موقعیته:

یه هکر رشد رو تصور کنین که تو یه کار و کاسبی کار می کنه و یه تیم سه نفره در اختیار داره: خودش، یه برنامه نویس Front-End و یه برنامه نویس Back-End.

این تیم تازه تشکیل شده و هنوز، هیچ هک رشدی اتفاق نیفتاده. دو برنامه نویسِ داستان ما، قبل از این هیچوقت به طور جدی به مسئله هک رشد، فکر نکرده ان. البته اونا می دونن که رشد، واسه کار و کاسبی موضوع مهمیه و دوست دارن در مورد اون بیشتر بدونن؛ اما تا حالا، هیچوقت تو یه تیم هک رشد نبوده ان.

روز اولی که تیم کار خودشو شروع می کنه، هکر رشد اونا رو فرا می خواند و درباره موشکافی براساس اتفاق (Event-Based Analytics) و اهمیتِ این موشکافی صحبت می کنه. بعد، لیستی از تموم اتفاقای که می خواد در مورد محصولِ کار و کاسبی پایش و ردگیری  شن، جفت و جور می کنه (اتفاقای مانند ثبت نام کاربران در سایت، ارجاعات از بقیه لینکا، تعاملات کاربران و …). بعد، اون وسیله KISSmetrics رو معرفی می کنه. اون به برنامه نویسان، محل پیدا کردن اسناد مربوط به پی گیری رویدادهای محصول کار و کاسبی شون رو نشون میده. در این مرحله، هکر رشد به دنبال کار خود میره تا برنامه نویسان کدهای لازم رو بنویسن.

چند هفته می گذره، هکر رشد دوباره اعضای تیم رو فرا می خواند. اون از داده هایی که در این مدت از راه کیس متریکز واسه ساخت یه قیف جذب مشتری به دست اومده، استفاده می کنه و به برنامه نویسا می آموزد که چی واسه ایجاد یه قیف خوب جواب میده.

اون چند هدف رو واسه هر مرحله از روند تبدیل کاربر به مشتری (Conversion) مطرح می کنه. در این مرحله، تیم تصمیم میگیره تا بر اندازه تبدیل بازدیدکننده یکتا (Unique Visitor)، تمرکز کنه. فرضیۀ هکر رشد اینه که آدما به جای ثبت نام در سایت، از اون خارج می شن چون محتوای سایت به اندازه کافی خوب نیس. پس، اون نسخه ای جدید رو به صورت پیش نویس آماده می کنه و برنامه نویس Front-End، اونو با ظاهری قشنگتر روی سایت قرار میده. نتیجه چیه؟ اندازه تبدیل واسه اون قسمت از قیف نسبت به ماه قبل، حدود ۷% رشد می کنه.

این تیم، به عنوان یه کل، حالا مسئول هک رشد استارتاپه. با این حال، باید این سوال رو از خود پرسید: کی از این سه نفر، مایه و سوخت لازم واسه تحقق رشد رو جفت و جور کرده؟ روشنه که برنامه نویسان این تیم به تنهایی و به خودی خود به رشد ۷ درصدی در اندازه تبدیل، دست نیافته ان.

با اینکه بعضی برنامه نویسا می تونن تموم مسئولیتای لازم در مثال بالا رو به تنهایی بکنن، اما این نکته مورد بحث ما نیس. این یه آزمایش فکری بود تا نشون بدیم یه هکر رشد حتماً یه برنامه نویس نیس.

افسانه شماره ۲: بازاریابان سنتی نمی تونن هکر رشد شن

هک رشد انگار به یه آیین و مذهب تبدیل شده، اونم از نوع بد اون! در این آیین، بازاریابان به عنوان دشمن فرض می شن، نه به عنوان متحدانی نزدیک!

هکر رشد هم، بازاریابیه که فعالیتای خود رو فقطً به رشد محدود کرده. بله، با اینکه این تمرکز یه خرده فرهنگ ایجاد کرده که با گذشت زمان کمتر و کمتر به بازاریابی شباهت داره، اما باید توجه کنیم که ریشه های هر دو تو یه خاکه.

دوباره تیم هک رشد مثال قبلی رو در نظر بگیرین. تولید محتوا یا کپی رایتینگ، معمولاً یکی از مجموعه مهارتای بازاریابان سنتیه. پس، در این مورد چند پیراهن از کسی که هیچ آموزشی ندیده بیشتر پاره کردن. در مثال بالا اگه یه بازاریاب، مهارت تولید محتوای خود رو به کار می بست، تمرکزش رو فقطً بر رشد می گذاشت و با اجرای موشکافی براساس اتفاق، قیف جذب مشتری رو واسه همکارانش در تیم تحلیل می کرد (تا اونا بتونن بهبودها و رشد به وجود اومده توسط تولید محتوا رو پایش و ردگیری کنن)، اون وقت، اونم یه هکر رشد حساب می شد. بازاریابای سنتی، در مقایسه با افراد عادی، به طور کاملً پتانسیل لازم واسه تبدیل شدن به یه هکر رشد رو دارن. فقط به شرطی که خودشون تصمیم بگیرن یه هکر رشد بشن و از طرز فکر فنی و تحلیلی لازم، بهره مند باشن.

واقعا شون الیس، پدر هک رشد هم خودشو اولین بازاریاب کار و کاسبی Drop Box می دونه. وقتی هنوز هیچ نام دیگری واسه نقش اون نبود، بازاریاب تنها عنوانی بود که بیشترین شباهت به کاری که اون انجام می داد رو داشت. خیلی از بهترین هکرهای رشد که امروزه در این مورد فعال هستن، بازم عنوان شغلی شون مدیر ارشد بازاریابی یا نایب رییس بخش بازاریابی است.

امروزه، شرکتای بیشتری به فکر استخدام کارشناسان رشد، نایب رییسان رشد یا حتی هکرای رشد هستن، اما بازم این افراد رو در چارت سازمانی خود بازاریاب می گن. پس، حواس مون باشه که ریشه هامون رو یادمون نره!

افسانه شماره ۳: اگه میخوای هکر رشد باشی، باید غیراخلاقی انجام بدی!

هر وقت که تمرکز خود رو بر هدفی واحد محدود کنین (اینجا رشد)، خطر اتخاذ تصمیماتی رو به جون می خرید که ممکنه همیشه هم به نفع بقیه نباشه. هر هکر رشدی باید از جایی به بعد واسه خود یه خط قرمز داشته باشه، و البته همه میدونیم که همیشه در هر زمینه ای آدمای بد و بی اخلاق هم پیدا می شن.

تازگیاً، کار و کاسبی Path هم متهم شد به اینکه در هک رشد زیاده روی کرده و از راه هایی تهاجمی واسه به دست آوردن شماره تماس کاربرانش استفاده کرده. بیشتر انتقادات مربوط به فرستادن پیامایی بوده که این اپلیکیشن اشتراک گذاری تصاویر واسه کاربرانش ارسال کرده. بسیاری فکر می کنن که اونا زیاده روی کردن و البته، ما هم موافقیم. با این حال فکر نمی کنیم که مثلاً کار و کاسبی Airbnb (که در فصل اول این راهنما ابتکارش رو در هک رشد مثال زدیم) در هک رشد، زیاده روی کرده باشه چون اونا همزمان با کمک به رشد کار و کاسبی خود، به کاربراشون هم خدماتی به درد بخور ارائه می کردن. شرکت Craigslist هم قادر بود جلوی انتشار آگهیای کاربران Airbnb روی سایت خود رو بگیرین. اما در مورد اپلیکیشن Path، کاربران نمی تونستن پیام اسپمی رو که از طرف اونا واسه لیست مخاطبین شون فرستاده می شد، حذف کنن.

نکته اصلی اینه که بیشتر هکرهای رشد حتی لزومی نمی بینن که وجود اخلاقی کار خود رو سبک سنگین کنن. در بیشتر مواقع، اونا ویژگیا و امکاناتی سالم رو واسه اجناس میسازن که موجب افزایش اندازه تبدیل می شه. هکرهای رشد با دانشی که از کانالای پخش دارن، محصول رو بیشتر از قبل در چشم مردم برجسته می کنن. این کاری هوشمندانه س، نه غیراخلاقی! البته از نظر ما، هر هکر رشدی، قبل از شروع کار باید از خود سوال کنه می خواد یه هکر کلاه سفید باشه یا یه هکر کلاه سیاه!

حالا که چند افسانه و باور غلط عادی درباره هکرهای رشد رو بررسی کردیم، می خوایم به بعضی حقایق و باورهای درست در مورد اونا بپردازیم. حقایقی که خصوصیات و رویکردهای یه هکر رشد واقعی رو به ما نشون میدن. در واقع، ما تا اینجای مقاله گفتیم که کی یه هکر رشد نیس و دیدیم که یکی از ویژگیای حیاتی هر هکر رشدی، جدا از اینکه سابقه حرفه ای و کاری اون چی بوده، عشق، تمرکز، وابستگی و شناخت اون از تجزیه و تحلیله.

هکرهای رشد شدیدا تحلیلی عمل می کنن و همیشه با عدد و رقم و یافته های سر و کار دارن. پس بیایید چند حقیقت مهم درباره هکرهای رشد رو با هم بررسی کنیم.

 حقیقت ۱: هکرهای رشد شدیدا اهل موشکافی هستن

موشکافی، مثل خون در رگای یه هکر رشد جاریه. تقریباً هرکاری که هکر رشد انجام میده عنصری از موشکافی با خود داره. بدون موشکافی هکر رشد احساس سرگردانی و پوچی می کنه. اینجا چند ویژگی و دلیل به کار گیری تجزیه و تحلیل توسط هکرهای رشد رو میگیم:

 موشکافی موجب صداقت و دارای دلیل بودن پیشنهادات هکرهای رشد می شه

دنیای بازاریابی به مدتا، دنیای احساسات و احساسات بوده. برگشت سرمایه (ROI) بیلبورد میدون تایمز نیویورک چقدر بوده؟ کی می دونه؟ اما به نظر می رسه بازده خوبی داشته،مگه نه؟ ولی دیگه دوران این جوابای کیفی و تقریبی به سر اومده. حالا مهم نیس که شما در ملاقات کاری واسه توضیح کمپین بازاریابی خود، چقدر کاریزما دارین یا ایده هاتون چقدر موثر به نظر می رسن یا چند نفر از مدیران ارشدتان کمپین پیشنهادی شما رو تایید کردن. چیزی که دست شما رو پیش مشتریان و مدیران تیزهوش رو می کنه یا باعث می شه به درد بخور بودن طرح و کمپین شما به اثبات برسه، تجزیه و تحلیله، تموم!

دان مک کینلی، مهندس ارشد فروشگاه آنلاین Etsy داستان جالبی رو درباره وضعیت افتضاح توانایی اسکرول تموم نشدنی (همون Infinite Scroll خودمون!) در سایت شون تعریف می کنه که خوب نکته مورد توجه ما رو تشریح می کنه:

پس از ۵ ماه صرف زمان و انرژی واسه ایجاد توانایی Infinite Scroll واسه اجناس موجود در پلتفرم Etsy، از این توانایی رونمایی شد. در اول همه جشن گرفتن و به هم شادباش گفتن، یعنی همون کاری که همه جا بعد از رونمایی از اینجور نتیجه هایی رایجه. اما بعداً آمار و ارقام به دست شون رسید و مشخص شد مردم دارن اجناس کمتری رو از راه جستجو از اونا می خرن. مگه امکان داشت؟

دیهیه که اونا بدون این دست اون دست کردن توانایی اسکرول تموم نشدنی رو کنار گذاشتن. اما چیجوری به این نتیجه رسیدن که اُفت خرید کاربران به معرفی این توانایی مربوطه؟ با موشکافی و کمک گرفتن از آمار و ارقام و نمودارها! در ادامه دو اسلاید رو می بینیم که دان مک کینلی هنگام توضیح این اتفاق و کاربرد موشکافی واسه شناخت خطاها استفاده کرده.

نمونه موشکافی از یه هکر رشد

همونطور که می ببینن اونا با موشکافی و به کار گیری آزمایشای جور واجور مثل تست A/B و با تکیه بر آمار و ارقام این آزمایشا، تونستن اندازه کارایی و تاثیر ایده ای که در اول خیلی فوق العاده به نظر می رسید رو سبک سنگین کنن. همین موشکافیا هستش که به هکرهای رشد کمک می کنه همیشه طرحا و پیشنهادهایشان دارای دلیل، رو راست و قابل امتحان باشه.

موشکافی، تمرکز هکرهای رشد رو بر نقطه درست قرار میده

وقتی سازوکاری واسه پایش و ردگیری محصول و فعالیتای خود داشته باشین، اعداد و ارقام می تونن نقطه تمرکز شما رو طوری غیرقابل انتظار تغییر بدن. مثلاً ممکنه هیچوقت به صَرفِ هزینه و منابع بیشتر بر چرخه برگشت کاربران به سایت خود (Referral Loop) فکر نکرده باشین.

شاید این کار فقطً اقدامی باشه که اونو بدون دلیل خاصی و فقط یه بار انجام بدین، اما بعد از نگاه کردن به آمار و ارقام یهو متوجه میشین که بیشتر از ۲۰% ثبت اسمای جدید کاربران از این چرخه به دست اومده و ارزش طول عمر اونا (Lifetime Lalue) هم بیشتر از متوسط طول عمر بقیه کاربرانه. شما می دونین که می تونین این چرخه رو مفیدتر کنین، پس تمرکز تیم خود رو طی دو هفته بعدی روی این ویژگی متمرکز می کنین. بله! موشکافی به اولویت بندی کارایی که باید انجام بدین، کمک می کنه.

موشکافی، موفقیت رو تکرارپذیر می کنه

وقتی موشکافی رو جدی نگیرید نمی تونین موفقیتای گذشته رو به راه تاثیر دوباره تکرار کنین. اگه تموم چیزی که می دونین اینه که شرکت در سه ماهه چهارم پول بیشتری از سه ماهه سوم درآورده س، باید به عرض برسانم که هیچی نمی دونین.

به چه دلیل سه ماه چهارم بهتر بوده؟ به خاطر کاربران بیشتری بوده که در سایت یا اپلیکیشن شما ثبت نام کردن یا اینکه به وجود اومده توسط اندازه تبدیل بهتری بوده که از کاربران ثبت نام کننده به دست آورده اید؟ یه ویژگی و توانایی خاص بوده که به دلیل بازطراحی سایت، اپلیکیشن یا محصول، بیشتر مورد توجه کاربران قرار گرفته؟ کمپین تبلیغات گوگل ادوردز در آخر تونسته برگشت سرمایه (ROI) بهتری بسازه، چون حریف تون که پیشنهاد بالاتری واسه قیمت هر کلیک ارائه داده بود، دیگه تبلیغات گوگل رو در سایت یا محصول خود نمایش نمی ده؟

این مطلب را هم بخوانید :
چرا بازاریابی موتورهای جستجو ضروری است؟

اگه بدونین که چی باعث و دلیل موفقیت تون بوده است، اون وقت می تونین اون بخشی از کار که منتهی به موفقیت شده رو تکرار کنین و بخشای ناموفق رو متوقف کنین. این کار جز با موشکافی، ممکن نیس.

موشکافی، آینده رو واسه هکر رشد پیش بینی می کنه

شرکتا هر روز روی آینده خود قمار می کنن. اونا حدس میزنن که رقابت به کجا می کشه و بازار چی رو پسند می کنه. اونا همیشهً به دنبال این هستن که خود رو به نقاطی برسانند که بازار در آینده به اون سمت میره، نه نقاطی که الان واسه بازار جذاب تره. اونا همیشه حدس میزنن. اگه واقع بین باشیم، باید قبول کنیم که پیش بینی آینده همیشه تا حدی براساس حدس هستش، اما دلیل آوردن استقرایی (پیش بینی غیرقطعی اما محتمل ِیافته های براساس مقدمات) بر مبنای موشکافی به ما امکان میده، براساس داده های گذشته، تصمیماتی آگاهانه درباره آینده اتخاذ کنیم.

فردا هم آفتاب طلوع می کنه؟ به طور دقیق، هیچ روش قطعی واسه جواب به این سوال وجود نداره، اما به طور استقرایی می تونیم دلیل آوردن کنیم که فردا هم آفتاب از پشت کوه های مشرق سر بر می آورد چون که قبل از این همیشه اینجور بوده و شایدً فردا هستش. وقتی که به جدولا و نمودارهای خود نگاه می کنین و خطی رو می ببینن که از نقطه ای به نقطه دیگه و در راهی مشخص سیر می کنه، هیچ تضمینی نیس که در همون راه بمونه. با این حال، اگه بقیه عوامل بدون تغییر باقی بمونن، شایدً خط موجود در نمودارهای شمام بر همون راه و روش گذشته به راه خود ادامه میده. این یه علم دقیقه و علم قطعی نیس، اما بهتر و دقیق تر از حدس و فکرای بدون پایه هستش.

در همینجاست که اتحاد و روابط دلیل و معلولی هم به مفاهیم بسیار مهمی بدل می شن. اگه موشکافی شما نشون بده که «الف» و «ب» خط سیر مشابهی رو طی می کنن، میشه از این آگاهی واسه تغییر خط سیر این دو متغیر استفاده کرد. مثلاً می تونین آزمایشی انجام بدین تا دریابید الف و ب فقطً براساس تصادف اینجور رفتاری نشون میدن یا اینکه یکی از اونا مسبب و موجب دیگه ایه. وقتی یه هکر رشد رابطه دلیل و معلولی رو میان دو متغیر کشف می کنه ـ کشفی که شدیدا به موشکافی وابسته ـ اون وقت ابزاری بسیار قوی در اختیار داره تا به هدف خود یعنی رشد برسه.

به دنبال برنامه ای کامل واسه معرفی دیجیتال خود هستین؟

پکیجامون به شما کمک می کنن یه حضور موثر و با ثبات در اینترنت ایران داشته باشین.
واسه مشاوره رایگان، همین الان با ما تماس بگیرین.

اطلاعات بیشتر…

۰۲۱-۶۳۴۰۴داخلی ۳

حقیقت ۲: هکرهای رشد، T شکل هستن

وقتی از مهارتای مورد هم یه هکر رشد صحبت می کنیم، باید در نظر داشته باشیم که هکر رشد از نظر مهارتی باید مثل حرف T باشه. اما T شکل بودن مهارتی واسه یه هکر رشد معنیش چیه؟

بخش افقی و بالایی حرف T نشون دهنده تموم مهارت ها و بخشای گوناگونیه که یه هکر رشد باید با اونا آشنا باشه. هکر رشد باید در مورد بسیاری چیزها، دست کم کمی بدونه. اون باید کمی از روانشناسی بدونه، کمی از چرخه های ویروسی محتوا و تبلیغات بدونه، کمی از کمپینای ایمیل مارکتینگ بدونه، کمی از … خلاصه باید از هر چمن، گلی گلچین کرده باشه. فکر می کنم، حالا تصویر کلی مهارتای یه هکر رشد خوب تو ذهن تون بوجود اومده.

هکرهای رشد توانایی T شکل دارن

اما این کافی نیس. هکر رشد هم اینکه باید چند مهارت خاص داشته باشه که ستون عمودی حرف T رو بسازن. این مهارت ها، همونایی هستن که هکر رشد در اونا مسلط و سرآمده. اون در این بخشا یه متخصص حساب می شه.

با این حال، چیزی که کارشناسان و هکرهای رشد کاربلد رو از بقیه جدا می کنه اینه که این کارشناسان از T-شکل بودن مجموعه مهارتای خود هم راضی نیستن! اونا به دنبال مجموعه مهارتای V-شکل هستن! هر چی این کارشناسان در کار خود به تسلط و علم و تجربه بیشتری دست پیدا می کنن، تعداد مهارت هایی که در اونا به درجه تخصص می رسن هم، بیشتر می شه. این یعنی خطوط عمودی در مجموعه مهارتای اونا زیاد می شه و در آخر، به جای تخصص تو یه یا دو مهارت، اونا در ۱۰ یا ۲۰ مهارت به تسلط و تخصص می رسن و این باعث تشکیل حرف V می شه.

هک رشد عملی پر رمز و راز و پیچیده به نظر می رسه، اما در عمل اینطور نیس. یه هکر رشد بیشتر از اینکه یه جادوگر باشه، یه دونده ماراتن حساب می شه. در اتاق کار یه هکر رشد خبری از آینه و گربه و دود و شمع و تاریکی نیس، بلکه هر چیزی که می ببینن سخت کوشی واسه کسب تسلط بر مهارت هاییه که به رشد مربوط هستن. اگه بخواین تو یه ماراتن به خط پایان برسین، باید از ماه ها قبل خود رو واسه ماراتن آماده کنین. حتی علاوه بر اون، باید به روش درست و اصولی خود رو آماده کنین. در هک رشد هم اگه بخواین محصولی رو رشد بدین، باید مهارتای خود رو به شکل حرف T دربیارین و بعد، به شکل حرف V! حتی بعید نیس که روزی به شکل حرف U برسین! این پیشرفت نیازمند ماه ها تمرین و تلاشه و هیچ راه میانبری واسه تموم کردن یه ماراتن یا به رشد رسوندن یه محصول وجود نداره.

حقیقت ۳: هکرهای رشد راست مغز (RIGHT-BRAINED) هستن!

هکرهای رشد، اونقدر زمان زیادی رو صرف موشکافی می کنن (به حقیقت شماره ۱ نگاه کنین) که ممکنه خیلی راحت از یاد ببرم اونا آدمایی شدیدا راست مغز هستن، یعنی از قوه خلاقیت، کنجکاوی و ابتکار بالایی بهره مند هستن. موشکافی فوق العاده مهمه، اما کنجکاوی، خلاقیت و اشتیاقی گسترده واسه دلایل رِوایی یا Anecdotal Evidence (دلایلی که به طور غیرقطعی نشون دهنده چیزی باشن)  و دلایل کیفی (Qualitative Facts) هم حیاتیه.

اگه من مجبور بودم بین موشکافی، و شهود یا همون دلایل رِوایی یکی رو انتخاب کنم، موشکافی رو انتخاب می کردم اما حالا خوبیش اینه، اینجور اجباری در کار نیس و احتیاجی واسه این دوگانه سازیِ اشتباه وجود نداره. این دو معنی با هم قابل جمع هستن. اجناس ما، مثل هواپیماهایی هستن که معمولاً وقتی به پرواز در میان که به ترکیب درستی از علم دقیق و علم براساس شهود رسیده باشیم.

هکر رشد، مثل یه گربه کنجکاوه!

از دست دادن کنجکاوی، محصول شما رو خواهد کشت. هکر رشد همیشه مِیلی سیر نشدنی به افکار جدید و امتحان کردن چیزای جدید داره. اگه به دنبال یه دستورالعمل هستین که تک تک روالای کاری یه هکر رشد رو به شما بیاموزد، در آخر به کارمندی متوسط بدل میشین. اگه می خواین از دستورالعملا پیروی کنین، بهتره به ارتش ملحق شید و کار هک رشد رو به کاردانا بسپارین.

با این حال، اگه می خواین یه محصول رو رشد بدین، پس کنجکاو باشین و کنجکاوی کنین. ممکنه چیزی تا حالا به دلیل اینکه احمقانه به نظر می رسه امتحان نشده باشه. با این حال، شاید هم امتحان نشدنش به این خاطر بوده که هیچکی تا حالا به اندازه کافی کنجکاو نبوده تا ببینه این ایده جواب میده یا نه. در ادامه چند مثال از کنجکاویای احتمالی یه هکر رشد رو نشون می دیم:

  1. چه اتفاقی می افتاد اگه محصول مون رو به جای نسخه آزمایشی یا Beta به صورت محصولی تموم و کمال ولی فقطً واسه کاربرانی دارای دعوتنامه می ساختیم؟
  2. چه اتفاقی می افتاد اگه کاری می کردیم که کاربران ما هر هفته، فعالیتی در اپلیکیشن یا سایت ما داشته باشن تا مانع از غیرفعال شدن حساب اونا به دلیل نبود فعالیت بشیم؟
  3. چه اتفاقی می افتاد اگه می گذاشتیم مشتریان ما خودشون قیمت محصول رو مشخص کنن، حتی قیمت اونو رایگان تعیین کنن؟
  4. چه اتفاقی می افتاد اگه یه Upgrade رایگان به هر کسی می دادیم که ناهار تیم ما رو به هزینه خودش سفارش دهد و ما هم، هر بار که اون این کار رو می کرد با یه توییت این اتفاق رو به بقیه اعلام می کردیم؟
  5. چه اتفاقی می افتاد اگه کل صفحه اول سایت رو روز اول هر ماه به صفحه یادبودی واسه قهرمانان و بزرگان صنعتی که در اون فعال هستیم، اختصاص می دادیم و به اشتراک گذاشتن این صفحه رو واسه کاربران آسون می کردیم؟
  6. چه اتفاقی می افتاد اگه درخواستای بخش پشتیبانی مشتریان ما باعث می شد یه کمپین ایمیل مارکتینگ شامل ویدیوهای فوق العاده ای از یوتیوب به راه بندازیم که اتفاقاً با مشکل و مسئله لازم کاربران ما هم رابطه می داشت؟

این ایده ها احمقانه ان؟ خیلی از اونا شایدً احمقانه یا خنثی هستن، اما دست کم من اونقدر پردل و جربزه بودم که اونا رو روی کاغذ بیارم تا هزاران کاربر این سایت اونا رو بخونن. پس به چه دلیل شما از نوشتن ایده های ً بی مصرف خود در فایلی که هیچکی هیچوقت اونو نخواد دید، ترس دارین؟

کنجکاوی، بنیان و پایه شکست دادن ترسه: ترس از اشتباه فکر کردن، ترس از درست فکر کردن، ترس از متفاوت فکر کردن. اگه جرئت فکر کردن به ایده های بد و احمقانه خود رو ندارین، هیچوقت فرصت اجرای ایده های نورانی و بی نظیرتون رو هم پیدا نمی کنین.

چیزای گذرا و درهم و برهمِ زندگی، دشمن شما نیستن!

آدمای منطق گرا و ریاضی دانان آرزوی زندگی در جهانی صفر و یکی رو دارن، جهانی که وضعیت هر چیز رو بشه در دو حالت صفر یا یه (بخونین مشکی یا سفید) مشخص کرد. جهانی که داده ها، خودشون به روشنی با ما سخن بگن یا طرحا و برنامه ها تو ذهن ما کامل و روشن شکل بگیرن. اما ما در جهانی خاکستری زندگی می کنیم، جایی که کلماتی مثل «شاید» و «تا حدی» پاسخی واسه خیلی از سوالات ما هستن و یه هکر رشد هیچوقت نباید از این مسئله غفلت کنه.

ممکنه دادهاتون بین صفحه دوم و صفحه سوم روند پرداخت سایت تون، نشون دهنده اُفتی در اندازه تبدیل باشه. می تونین ساعتا به اعداد خیره شید و بازم به نتیجه ای نرسید یا اینکه می تونین به یه کافی شاپ دنج برید و از یه فرد به طور کاملً ناشناس بخواین که با کارت اعتباری شما، چیزی از سایت تون بخره و روند پرداخت رو جلوی چشم شما طی کنه. مطمئنم از این آزمایش چیز مفیدی یاد می گیرین. شک نداشته باشینً یه فرد نمونه آماری کافی واسه در پیش گرفتن تصمیمات شما نیس، اما در نظر داشته باشین که همه مشکلات هم واسه حل شدن نیاز به کوهی از داده های آماری ندارن.

شاید با تماشای تلاش اون فرد ناشناس واسه پرداخت در سایت تون و شکست اون، یهو فهمیده باشین که در قسمت وارد کردن مشخصات کارت بانکی، اصلاً توضیحی واسه کادر CVV2 ارائه نداده اید و همین موضوع بعضی کاربران از جمله همین فرد ناشناس رو گیج کرده و باعث می شه روند پرداخت رو نیمه کاره رها کنن. شاید اونا اصلا معنی حروف CVV2 رو نمی دونن. اگه مشکل واقعاً همچین چیزی باشه، شک نداشته باشینً شمام با من موافقید که حل کردن اینجور مشکلی به کوهی از نمونه های آماری و داده های کلان احتیاج نداره. فقطً باید پیام یا توضیحی به درد بخور روی سایت بذارین تا کاربرانی که با اصطلاحات کارتای اعتباری آشنایی ندارن، دریابند که بین پرداخت باید در کادرهای مربوطه چه چیزایی رو وارد کنن. پس بعضی وقتا فقط یه داده و یه فرد هم کافیه.

حقیقت ۴: هکر رشد نسبت به رشد، وسواس و عزم راسخ داره

واسه اینکه تموم مدت و لحظه به لحظه فقط به رشد فکر کنین، واقعاً وسواس و عزم لازم رو دارین؟ ممکنه واسه یه هفته به عنوان یه تنوع براتون باحال باشه، اما بعد از ۶ ماه هم براتون باحال هستش؟ توانایی و توان دقیق شدن و فوکوس کردن بر یه هدف واحد و کنار زدن هر چیز دیگری رو دارین؟

در ادامه چیزی که واسه داشتن عزم لازم لازمه، معرفی می کنیم:

تاکتیک دویست و سیزدهم جواب میده، نه تاکتیک هفتم!

اگه هک رشد، فقطً به معنی امتحان پنج یا ده کار جور واجور، بعد مشاهده افزایش ثبت نام کاربران و صعود درآمدهای شرکت بود، دیگه احتیاجی به این راهنما و مجموعه مقالات احساس نمی شد. هک رشد، وقتی آسون انگار فهمیده باشین چه کاری واسه محصول تون جواب میده، اما تا اون موقع مجبورین صدها بن بست رو تا انتها برید تا شاید یکی از اونا خیابانی باشه که راه درست رو به شما نشون بده.

با ضربات کوچیک، اما زیاد می تونین حریف رو از میدون به در کنین

بعضی وقتا، ممکنه فکر کنین تموم چیزی که نیاز دارین یه پیشرفت، یه اتفاق یا یه نتیجه کار فوق العاده س تا بازی رو ببرین. مثلاً فکر می کنین یه هک رشد بزرگ و فوق العاده همه چیز رو زیر و رو می کنه و بازار رو دودستی به شما تقدیم می کنه. با اینکه من هم عقیده دارم شما میتونین حریف رو از میدون به در کنین و بازار رو مال خود کنین، ولی فکر می کنم نه با یه ضربه بزرگ و کاری، بلکه با یه میلیون ضربه کوچیک!

موفقیتای کوچیک در طول زمان با هم ترکیب می شن. اگه بتونین راه صعودی خود رو با شیبی هر چند ملایم موندگاری ببخشین و اعداد و ارقام خود رو روز به روز بهتر کنین، اون وقت بعد از یه سال به پشت سر نگاه می کنین و می ببینن واقعاً کاری کردین کارستان!

در حالی که در این یه سال هیچ لحظه خاصی نبوده که اتفاقی بزرگ افتاده باشه و حس کرده باشین که کار یه سره شده.

<img src="http://www.novin.com/wp-content/uploads/2017/07/part-2-growth-hacker-bleacher-r

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *