پایان نامه با کلید واژگان آداب و رسوم، ازدواج موفق، انتخاب همسر، کاهش اضطراب

ياد مي‌گيرند که چگونه با آرزوهايشان کنار بيايند و ناتواني در جلوگيري از تکانه‌ها و وسوسه‌ها کلا نشانه‌اي از پايين بودن C در ميان بزرگسالان است. فرد با وجدان هدفمند، با اراده و مصمم مي‌باشد. افراد موفق، موسيقيدانان بزرگ و ورزشکاران بنام اين صفت را در حد بالا دارد. اين حيطه را به نام تمايل به موفقيت ناميده اند. نمره بالا درC با موفقيت شغلي و تحصيلي همراه است. نمرده پايين در C ممکن است موجب شود که فرد از باريک بيني لازم، دقت و پاکيزگي زياد “معتاد کار” بودن اجتنباب کند، افراد نمرده بالا در C زياد دقيق، خوش قول و مطمئن هستند (گروسي فرشي، ۱۳۸۳).

جدول ‏۲-۱ پنج عامل شخصيت و ويژگيهاي هر عامل
ويژگيها
عوامل
اضطراب، افسردگي، تکانهاي، عصبي
روانرنجوري N
خونگرمي، اجتماعي بودن، فعال بودن، شجاعت
برونگرايي E
تخيلي، ويژگي زيبايي شناختي، استقلال، سازندگي
انعطافپذيري O
خوش قلبي، قابل اعتماد بودن، نوع دوستي، ساده دلي
دلپذير بودن A
سخت کوشي، نظم، ميل به پيشرفت، دقت عمل
مسئوليتپذيري C

۲-۱۲ ويژگي‌هاي مهم الگوي پنج عاملي شخصيت
الف. اين عوامل ابعاد شخصيتي مي‌باشد، نه صفات در نتيجه افراد به طور پيوسته در حال تغيير مي‌باشند و بيشتر افراد در بين اين دو حد قرار دارند.
ب. اين عوامل پس از ۴۵ سالگي که شروع بزرگسالي است، با ثبات مي‌باشند و تغيير نمي‌کنند.
ج. اين عوامل و رويه خاص آن‌ها قابل توارث مي‌باشد.
د. احتمالا اين عوامل ارزش سازگاري در محيط را نيز دارند.
ه. اين عوامل جهاني مي‌باشند.
و. اين عوامل در تعيين شغل مفيد مي‌باشد (سلوز۵۷ و وايلنت۵۸، به نقل از لطفيان، ۱۳۸۴).
۲-۱۳ کابرد الگوي پنج عاملي
مدل پنج عاملي در حوزه‌هاي مختلف روانشناسي کاربردي شده است. اين مدل توسط پژوهشگران در اموري که معمولا براي افراد با ساختار شخصيت نرمال ارائه مي‌شود، بکار برده مي‌شود. از قبيل مراکز مشاوه، انتخاب شغل و همسر، مدل پنج عاملي کاربرد‌هايي در امور باليني دارد و متخصصين باليني مي‌توانند از راهبرد‌هاي ارزيابي مدل پنج عاملي بهرهمند شوند (گروسي فرشي، ۱۳۸۳).
۲-۱۴ فوايد نظريه‌هاي شخصيت
فايده نظريه‌هاي مربوط به شخصيت بهخصوص در اين است که در برابر تحقيقات تجربي و آزمايشگاهي که فقط گوشه‌ها و يا جنبه‌هاي محدودي از شخصيت را موردمطالعه و بررسي قرار مي‌دهند، اين نظريات درباره ارتباط اين گوشه‌ها و با جنبه‌ها و در نتيجه درباره چگونگي تشکيل و تحول شخصيت به بحث و تحقيق مي‌پردازند. فايده ديگر نظريه‌هاي شخصيت اين است که افکار تازه‌اي به ميان مي‌آورند و حس کنجکاوي را بر مي‌انگيزند و براي تحقيقات ديگر مقدمه مي‌شوند و بدين ترتيب به پيش بردن علم کمک مي‌کنند.
۲-۱۵ انتظار از ازدواج
۲-۱۵-۱ ازدواج
ازدواج يکي از رويدادهاي مهم زندگي است و از نظر اجتماعي به عنوان پيوندي با ثبات و هدفمند ميان زن و مرد شناخته مي شود. هر چند ازدواج به عنوان يک عمل ارادي تابع خواست، تمايلات و ديدگاه هاي فردي است اما زندگي اجتماعي انسان و روابط پيچيده او با پيرامونش، ازدواج را در ارتباط متقابل با متغيرهاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، جمعيتي و حتي سياسي قرار مي دهد. ازدواج علاوه بر پاسخ گويي به نيازهاي جنسي و عاطفي فرد، نيازهاي اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي او را نيز تنظيم مي نمايد و به عنوان هنجاري پذيرفته شده در همه کشورهاي دنيا به حساب مي آيد (اميدي شهرکي و نبئي، ۱۳۸۷).
۲-۱۵-۲ تعريف ازدواج
ازدواج يک پيوند مقدس، عقلاني و عاطفي بين دو نفر است. براي رسيدن به يک خانواده مستقل که در سايه آن فرد به دريافت حس آرامش، هماهنگي، همدلي و همسويي در زندگي نايل مي گردد. در عين حال عاملي براي رشد، شکوفايي، تکامل طرفين و رفع نيازهاي اساسي انسان است. ازدواج سالم رابطه اي عاطفي است که طي آن فرد علاوه بر ارضاي نيازهاي جنسي به احساس ارزش، اعتماد، امنيت و دريافت محبت واحترام دست پيدا مي کند. در اين رابطه مرزها روشن است، احترام متقابل وجود داشته و انتخاب هاي فردي محترم شمرده مي شود. قدرت در يک سيستم عادلانه تقسيم و رابطه ها تعريف شده و مشخص است در چنين ازدواجي رابطه جنسي سالم برقرار است. در ازدواج سالم نيازهاي طبيعي انسان با روشي سالم تأمين مي شود و تأمين سلامت و آرامش فرد مانع از بروز اختلالات رواني مي گردد (اميدي شهرکي و نبئي، ۱۳۸۷).
۲-۱۵-۳ هدف ازدواج
مهمترين هدف ازدواج، تحصيل آرامش رواني و سکون قلبي زن و شوهر در سايه برقراري روابط عاطفي و اجتماعي بسيار نزديک آن ها با هم است.
از اهداف ديگر ازدواج مي توان به موارد زيراشاره کرد :
۱- خود کفايي و استقلال
۲- ايجاد کانون آسايش و آرامش براي زن و مرد
۳- تامين نياز هاي جنسي
۴- توليد و بقاي نسل
۵- تکامل روحي و معنوي
۶- سلامت اجتماعي
۷- دوستي، محبت و عشق (اميدي شهرکي و نبئي، ۱۳۸۷).
۲-۱۵-۴ مزاياي ازدواج و اهميت آن
ازدواج يکي از زيباترين و پربارترين حوادث زندگي انسان به شمار مي رود. هيچ رابطه اي جز ازدواج نمي تواند در کنار رفع نيازهاي جسمي و روابط عاطفي بين زن و مرد، کاهش اضطراب و احساس آرامش را تأمين نمايد. ازدواج در تمام فرهنگ ها و ملل مختلف همراه با جشن و سرور و شادماني است. مردم هميشه براي شروع زندگي يک زوج جوان جشن مي گيرند و شادي به راه مي اندازند. تشکيل خانواده علاوه بر تاثير وضعي، نتايج مثبت و مؤثري بر جا مي گذارد که موجب ارتقاء سطح افرا
د جامعه در زمينه هايي چون بهداشت، تعليم وتربيت، اقتصاد، فرهنگ و … مي گردد. از جمله مي توان به شرايط بحراني و حاد براي افراد اشاره نمود که چگونه مي توانند از همديگر محافظت نمايند و مراقب هم باشند. رفع نيازهاي بدني شامل نياز به غذا، مسکن، محل مناسب براي حفاظت از عوامل مخاطره آميز، محل مناسب استراحت، تمدد قوا و نياز جنسي در کانون خانواده امکان پذير مي گردد. تأمين اين نيازها در خارج از کانون خانواده هم از نظر اقتصادي و هم بهداشتي با مشکلاتي همراه است. مثلاً تأمين غذا در منزل هم از نظر اقتصادي به صرفه است هم از نظر بهداشتي سلامتي فرد را تأمين مي کند. همچنين در کنار همسر غذا خوردن مي تواند نياز اجتماعي فرد را براي مراوده، تبادل محبت، عشق و علاقه تأمين نمايد (افروز، ۱۳۸۳).

۲-۱۵-۵ آمادگي براي ازدواج
آمادگي براي ازدواج در سطح مادي و رواني قابل بررسي است. از نظر رواني فرد بايد به شناخت خود دست يافته توانايي ها و ضعف هاي خود را بشناسد. بداند بدنبال چيست؟ ازدواج براي او چه ارمغاني خواهد داشت؟ آيا توانايي پذيرش مسئوليت و اداره زندگي مستقل را دارد؟ آيا مي تواند خانواده خود راترك كند و خانواده جديدي را پذيرا باشد؟ تاچه اندازه مي تواند برخواسته ها و نيازهاي خود غلبه كند و از خود گذشته باشد؟ آيا فرد راز داري است يا مسائل و مشكلات زندگي اش را به خانواده و دوستان و ديگران انتقال مي دهد؟ (احمدوند، ۱۳۸۷).
در نظرگرفتن عوامل زير به آمادگي ازدواج کمک مي کند:
عوامل اقتصادي
براي شروع زندگي مشترك وجود شرايط اقتصادي حداقل لازم است كه شامل تأمين نيازهاي زيستي مثل غذا، پوشاك و تأمين نيازهاي ايمني و احساس امنيت مثل تهيه مسكن مناسب و ثبات در تأمين درآمد خانواده است. عواملي چون وضع نامطلوب مادي، نداشتن شغل و درآمد، محل سکونت و لوازم مناسب فرد را از اقدام به ازدواج باز مي دارد (احمدوند، ۱۳۸۷).
شرايط خانوادگي
هر كس براي شروع زندگي مشترك نيازمند به حمايت عاطفي از جانب خانواده خود مي باشد. همچنين براي ازدواج لازم است فرد خانواده خود را آماده كند تا پذيراي همسر او باشند. عدم اين آمادگي مي تواند عواقب ناخوشايندي را براي ازدواج ايجاد نمايد. به عنوان مثال پسري كه قصد ازدواج دارد و هنوز توانايي تأمين مسكن مناسب را ندارد و قرار است همسرش با خانواده او زندگي كنند لازم است خانواده اش را براي پذيرش اين فرد جديد آماده كند. در صورتي که خانواده مخالف ازدواج او باشند ممكن است شرايطي ايجاد شود كه دوام ازدواج او را به خطر اندازد (احمدوند، ۱۳۸۷).
بلوغ عقلي و عاطفي
لازمه رسيدن به زندگي مشترك خودشناسي ابتدائي است. اينکه بداند از زندگي مشترك چه انتظاري دارد و چه هدفي را دنبال مي كند؟ بتواند با صداقت با فرد مورد نظرش گفت و گو كند و قصد فريب دادن او را نداشته باشد و خودش را همانطور كه هست مطرح كند. توانايي راز داري را در خود پرورش دهد و مشكلات زندگي مشترك را به اطرافيان انتقال ندهد. توانايي ترك خانواده خود و ترك وابستگي هاي قبلي را داشته و بتواند فرد جديدي را به عنوان همسر و شريک زندگي در حيطه خود بپذيرد. قادر به قبول مسئوليت هاي زندگي و استقلال در تصميم گيري باشد. بتواند در شرايط حاد خشم خود را كنترل كند و منطقي باب گفت و گو را هدايت نمايد. بي بند و باري هاي گذشته را فراموش كند و با دوران تجرد خداحافظي نمايد. براي زندگي مشترك تلاش كند و سطح انتظاراتش را در حد معقولي قرار دهد و از همسرش انتظارات بيهوده نداشته باشد. توانايي محبت كردن و ابراز علاقه را در خود ايجاد نمايد و از سلطه گري در مورد مسير آينده اش بپرهيزد، در نهايت توانايي تفكيك عقل و احساس را پيدا كند و منطقي به ارزيابي مسايل بپردازد (احمدوند، ۱۳۸۷).
سلامت جسماني
فردي كه قصد تشكيل زندگي و ورود به عرصه زندگي زناشويي را دارد بايد از سلامت جسمي برخوردار باشد. به عنوان مثال انواع بيماريهايي چون بيماري قلبي- ريوي- سرطان- نقص عضو و از اين قبيل فرد را از فعاليت هاي لازم براي زندگي مشترك باز مي دارد مگر اينكه همسر او شرايط جسماني فرد را كاملاً پذيرا باشد. از طرف ديگر صداقت در مطرح كردن بيماري قبل از ازدواج ضروري است.
سلامت رواني
فردي كه درگير بيماري رواني است قادر نخواهد بود مسئوليت زندگي زناشويي را بپذيريد و اگر وارد زندگي مشترك شود علاوه بر مشكل خود شرايط دشوار فرد ديگري را نيز بايد پذيرا شود. بسياري از افراد به اشتباه براي درمان بيماري هاي رواني توصيه مي نمايند که فرد بيمار اگر ازدواج کند خوب خواهد شد و وي را به ازدواج تشويق مي نمايند. در حالي که ازدواج بار سنگيني بر دوش فرد بيمار قرار مي دهد و بيماري وي را تشديد مي نمايد.
عدم اعتياد
اعتياد به عنوان يك بيماري از نظر جسمي و رواني فرد را تحت تأثير قرار مي دهد. خلق فرد معتاد متغير بوده و در زمان مصرف ماده مخدر شيدا و در زمان عدم مصرف دچار خماري، پرخاشگري و بي عاطفه گي است. از طرف ديگر فرد معتاد الگوي ناپسند و غير معقولي را به اعضاي خانواده خود بخصوص فرزندان ارائه مي كند كه عواقب مخربي را به دنبال دارد. از آنجائي که فرد معتاد در تمام روز به فکر مصرف ماده مخدر و تهيه آن به سر مي برد قادر به قبول مسئوليت هاي زندگي و تأمين شرايط مادي و عاطفي زندگي نيست و ازدواج ناموفقي را در پي خواهد داشت (احمدوند، ۱۳۸۷).
۲-۱۵-۶ ملاکها و معيارهاي ازدواج موفق
۱- تشابه در مذهب
يکي از مهمترين ابعاد ازدواج بعد عقيدتي و ايدئولوژي آن است . وقتي دو ف
رد با عقيده و مذهب متفاوت با يکديگر وارد زندگي مشترک مي شوند در کوچک ترين مسايل زندگي با همديگر دچار اختلاف مي شوند و اين مهم تا تربيت فرزندان کشيده مي شود. زيرا ابعاد فکري و عقيدتي آنها با هم متفاوت است و هر کدام از يک زاويه به مسايل مي نگرند. زن و شوهري که پاي بند به مذهب هستند بايد داراي مذهب يکسان باشند. “روانشناسان ازدواج دو نفر با دو مذهب متفاوت را توصيه نمي کنند” (محموديان، ۱۳۸۷).
۲- تناسب در سطح اقتصادي
وجود تفاوت اقتصادي بين زوجين مشکلاتي را در زندگي آنها ايجاد مي کند. به اين دليل که تجارب آنها در زندگي قبلي با يکديگر متفاوت است . براي مثال اگر پسري از نظر اقتصادي سطح پايين تري داشته باشد قادر نخواهد بود خواسته ها و نيازهايي را که آن دختر در زندگي خود تجربه کرده و به آن عادت نموده جبران يا برآورده نمايد و گاه هدايا و امکاناتي که براي او فراهم مي کند پيش پا افتاده بوده رضايت همسرش را جلب نمي کند. از طرفي رفت و آمد آنها با خانواده هايشان از تعادل و همسنگي لازم برخوردار نيست و ممکن است موجب احساس حقارت و ناراحتي براي خانواده با سطح پايين تر اقتصادي گردد (محموديان، ۱۳۸۷).
۳- تشابه در سطح فرهنگي (آداب و رسوم و معاشرت) خانواده ها
تشابه فرهنگي بين خانواده زوجين موجب سهولت پذيرش طرفين شده و آن ها زندگي بدون تنشي را آغاز خواهند نمود. در حالي که تفاوت در آداب و رسوم و سنت هاي رايج در خانواده ها موجب مي شود رفتاري که براي يک خانواده عادي و طبيعي است براي خانواده مقابل غيرقابل تحمل و غيرمنطقي تلقي شود و همين موجب بروز تنش ها و اختلافات بين زوجين مي گردد.
از جمله اين موارد مي توان در طرز غذا خوردن، آداب و رسوم مهماني دادن، طرز لباس پوشيدن نوع پوشش و حجاب، نحوه مراودات بين زن ها و مردها، تشريفات و پذيرائي ها، سليقه خانواده ها در انتخاب نوع غذا و از اين جمله را مي توان نام برد (محموديان، ۱۳۸۷).
۴- تناسب در سطح تحصيلات
تفاوت زياد بين تحصيلات زوجين باز هم عدم تفاهم و درک متقابل را ايجاد مي نمايد. اگر دختر يا پسري در سطح تحصيلي بالايي مثل دکتري و کارشناسي ارشد قرار داشته باشند و همسر آنها سطح بسيار پايين تري داشته باشد تفاوت زياد مانع درک متقابل شده و فاصله آنها را زياد مي کند به طوريکه علايق و نيازهاي آنها با هم فاصله زيادي پيدا کرده و نمي توانند از هم صحبتي با هم لذت ببرند (محموديان، ۱۳۸۷).
۵- تناسب ظاهري
يکي از معيارهاي مهم در انتخاب همسر زيبائي فرد مقابل است. بسياري از عشق ها و علاقه هاي قبل از ازدواج بر اساس معيار زيبائي صورت مي گيرد و چون تنها ملاک انتخاب بوده با شکست مواجه مي شود. اين معيار کشش ناخواسته اي رابراي افراد ايجاد مي کند، زيرا انسان زيبا پسند و زيبا خواه است و هميشه در زندگي به دنبال زيبائي ها آرامش مي يابد ولذت مي برد. در تمام حيوانات هم از اين عنصر براي جلب جفت استفاده مي شود، به عنوان مثال طاووس نر براي جلب توجه ماده خود دم زيبايش را به نمايش مي گذارد (محموديان، ۱۳۸۷).
۶- تناسب سني
سن ازدواج از دو نظر داراي اهميت است. يکي از نظر رواني و ديگري از نظر فيزيولوژيکي.
الف) جنبه رواني:
انسان در فرايند رشد از نظر رواني در سنين مختلف داراي ويژگي هاي متفاوت مي باشد خصوصيات رواني يک نوجوان با ويژگي هاي رواني يک فرد سالخورده در اکثر زمينه ها قابل مقايسه نيست. بنابراين ازدواج يک مرد ۵۰ ساله با يک دختر ۱۸ ساله به دليل فاصله سني و

دیدگاهتان را بنویسید